اشاره‌:

موسی ابومرزوق معاون کنونی دفتر سیاسی حماس و شخص شماره دو این جنبش در گفت‌وگو با همشهری دیپلماتیک آخرین تحولات در سرزمین‌های اشغالی را تشریح کرد. ابومرزوق که از بنیانگذاران و اندیشه‌پردازان جنبش حماس است در این گفت‌و‌گو اظهار داشت که راه برون‌رفت از بحران کنونی گفت‌و‌گو بین همه گروه‌‌های فلسطینی به‌جای گفت‌و‌گو با دشمن صهیونیستی در مورد موضوع‌های مورد اختلاف است. وی با خوشبینی نسبت به آینده فلسطین پیش‌بینی کرد که اوضاع فلسطین به زودی به حال عادی باز‌خواهد گشت. مشروح این مصاحبه را درپی می‌خوانید.

">

اشاره‌:

موسی ابومرزوق معاون کنونی دفتر سیاسی حماس و شخص شماره دو این جنبش در گفت‌وگو با همشهری دیپلماتیک آخرین تحولات در سرزمین‌های اشغالی را تشریح کرد. ابومرزوق که از بنیانگذاران و اندیشه‌پردازان جنبش حماس است در این گفت‌و‌گو اظهار داشت که راه برون‌رفت از بحران کنونی گفت‌و‌گو بین همه گروه‌‌های فلسطینی به‌جای گفت‌و‌گو با دشمن صهیونیستی در مورد موضوع‌های مورد اختلاف است. وی با خوشبینی نسبت به آینده فلسطین پیش‌بینی کرد که اوضاع فلسطین به زودی به حال عادی باز‌خواهد گشت. مشروح این مصاحبه را درپی می‌خوانید.

">

اشاره‌:

موسی ابومرزوق معاون کنونی دفتر سیاسی حماس و شخص شماره دو این جنبش در گفت‌وگو با همشهری دیپلماتیک آخرین تحولات در سرزمین‌های اشغالی را تشریح کرد. ابومرزوق که از بنیانگذاران و اندیشه‌پردازان جنبش حماس است در این گفت‌و‌گو اظهار داشت که راه برون‌رفت از بحران کنونی گفت‌و‌گو بین همه گروه‌‌های فلسطینی به‌جای گفت‌و‌گو با دشمن صهیونیستی در مورد موضوع‌های مورد اختلاف است. وی با خوشبینی نسبت به آینده فلسطین پیش‌بینی کرد که اوضاع فلسطین به زودی به حال عادی باز‌خواهد گشت. مشروح این مصاحبه را درپی می‌خوانید.

">

اشاره‌:

موسی ابومرزوق معاون کنونی دفتر سیاسی حماس و شخص شماره دو این جنبش در گفت‌وگو با همشهری دیپلماتیک آخرین تحولات در سرزمین‌های اشغالی را تشریح کرد. ابومرزوق که از بنیانگذاران و اندیشه‌پردازان جنبش حماس است در این گفت‌و‌گو اظهار داشت که راه برون‌رفت از بحران کنونی گفت‌و‌گو بین همه گروه‌‌های فلسطینی به‌جای گفت‌و‌گو با دشمن صهیونیستی در مورد موضوع‌های مورد اختلاف است. وی با خوشبینی نسبت به آینده فلسطین پیش‌بینی کرد که اوضاع فلسطین به زودی به حال عادی باز‌خواهد گشت. مشروح این مصاحبه را درپی می‌خوانید.

">

اشاره‌:

موسی ابومرزوق معاون کنونی دفتر سیاسی حماس و شخص شماره دو این جنبش در گفت‌وگو با همشهری دیپلماتیک آخرین تحولات در سرزمین‌های اشغالی را تشریح کرد. ابومرزوق که از بنیانگذاران و اندیشه‌پردازان جنبش حماس است در این گفت‌و‌گو اظهار داشت که راه برون‌رفت از بحران کنونی گفت‌و‌گو بین همه گروه‌‌های فلسطینی به‌جای گفت‌و‌گو با دشمن صهیونیستی در مورد موضوع‌های مورد اختلاف است. وی با خوشبینی نسبت به آینده فلسطین پیش‌بینی کرد که اوضاع فلسطین به زودی به حال عادی باز‌خواهد گشت. مشروح این مصاحبه را درپی می‌خوانید.

">

اشاره‌:

موسی ابومرزوق معاون کنونی دفتر سیاسی حماس و شخص شماره دو این جنبش در گفت‌وگو با همشهری دیپلماتیک آخرین تحولات در سرزمین‌های اشغالی را تشریح کرد. ابومرزوق که از بنیانگذاران و اندیشه‌پردازان جنبش حماس است در این گفت‌و‌گو اظهار داشت که راه برون‌رفت از بحران کنونی گفت‌و‌گو بین همه گروه‌‌های فلسطینی به‌جای گفت‌و‌گو با دشمن صهیونیستی در مورد موضوع‌های مورد اختلاف است. وی با خوشبینی نسبت به آینده فلسطین پیش‌بینی کرد که اوضاع فلسطین به زودی به حال عادی باز‌خواهد گشت. مشروح این مصاحبه را درپی می‌خوانید.

"> گفت‌وگو راه برون‌رفت از بحران
تاریخ انتشار : ۲۳ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۵:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۴۴۳۷۲
گفت‌و‌گوی همشهری دیپلماتیک با موسی ابومرزوق

اشاره‌:

موسی ابومرزوق معاون کنونی دفتر سیاسی حماس و شخص شماره دو این جنبش در گفت‌وگو با همشهری دیپلماتیک آخرین تحولات در سرزمین‌های اشغالی را تشریح کرد. ابومرزوق که از بنیانگذاران و اندیشه‌پردازان جنبش حماس است در این گفت‌و‌گو اظهار داشت که راه برون‌رفت از بحران کنونی گفت‌و‌گو بین همه گروه‌‌های فلسطینی به‌جای گفت‌و‌گو با دشمن صهیونیستی در مورد موضوع‌های مورد اختلاف است. وی با خوشبینی نسبت به آینده فلسطین پیش‌بینی کرد که اوضاع فلسطین به زودی به حال عادی باز‌خواهد گشت. مشروح این مصاحبه را درپی می‌خوانید.


گفت‌وگو از باسم شریعتمدار

* آقای دکتر، به عنوان اولین پرسش این نکته را مطرح می‌کنم که از هنگام پیروزی حماس در انتخابات مجلس قانونگذاری فلسطین در 25 ژانویه 2006 این پرسش همواره مطرح بود که جنبش حماس چگونه می‌تواند وارد سازوکارهایی شود که برآمده از قرار‌داد اسلو است، در حالی که این جنبش یکی از گروه‌های مقاومت است که اساسا روند سازش و قراردادهای اسلو و پس از آن را به رسمیت نمی‌شناسد؛ لذا همواره این پیش‌بینی وجود داشت که این جنبش با مشکلاتی در این مسیر روبه‌رو باشد. آیا به نظر شما حوادث اخیر نشانگر درستی این تحلیل و پیش‌بینی بود؟

** بی‌گمان انتخابات اخیر که در عرصه فلسطین برگزار شد نشان‌ داد که نیروی اثرگذار وسیع مردمی و در سطح گروه‌های فلسطینی در جامعه فلسطین وجود دارد که وارد این میدان شد. علاوه بر این، ما شاهد استقبال محافل مختلف و گوناگون منطقه‌ای و بین‌المللی در آن بودیم.

جنبش‌ حماس مصلحت را در آن دید که وارد عرصه انتخابات شود. در عین حال محافل گوناگون داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی بر این باور بودند که جنبش حماس، حداکثر 35 تا40 درصد آرای مردم را در مجلس قانونگذاری به دست خواهد آورد؛ در نتیجه تصور بر این بود که حماس نیرویی را در مجلس قانونگذاری تشکیل خواهد داد که تصمیم‌نهایی با او نخواهد بود.

این نیروی فاقد توان تصمیم‌سازی نهایی طبعا باید در برابر نظام‌سیاسی کنونی فلسطین تمکین می‌کرد و در نتیجه، همه تصمیمات اتخاذ شده می‌توانست بر این مبنا باشد که فتح در عرصه فلسطین بلامعارض باشد و تدابیر مورد نظر محمود‌عباس را به اجرا بگذارد زیرا در آن صورت او علاوه بر اختیارات رئیس دستگاه خود‌گردان، از تایید و واگذاری اختیارات از سوی مجلس قانونگذاری هم برخوردار می‌شد.

برآورد ما در جنبش حماس این بود که جنبش ما پیروزی را به دست خواهد آورد و قدرت بازدارنده‌ای به دست خواهد‌ آورد که از راه هم‌پیمایی با سایر نیروها در داخل مجلس قانونگذاری، قدرتی به وجود بیاورد که حامی مقاومت باشد و قانونی‌ بودن آن را مورد تأکید قرار‌دهد و از یکه‌تازی فتح در عرصه فلسطین جلوگیری کند.

در میان این دو دیدگاه و معادلات قدرت، ما این تصمیم را اتخاذ کردیم و همه یکه‌خوردند، از اینکه جنبش ما پیروز شد. پیروزی جنبش در این انتخابات، اوضاع سیاسی را در فلسطین، منطقه و در سطح بین‌المللی بر هم ریخت زیرا قدرتی به وجود آمده‌ بود که از دید ایالات‌متحده و اسرائیل گروهی تروریست بودند و از نظر کشورهای منطقه مانند مصر، اردن و بعضی کشورهای دیگر نیرویی بود که استراتژی‌ آنان را در مورد آرمان فلسطین به رسمیت نمی‌شناخت؛ بنابراین در یک طرف جامعه بین‌المللی وجو داشت که بر آن بود که یک گروه تروریستی قدرت را در در دست گرفته است و در طرف دیگر، قدرت‌های منطقه‌ای بودند که معتقد بودند نیروی حاکم با استراتژی‌های آنها هماهنگ نیست. در سطح ملی نیز نیرویی وجود داشت که به هیچ وجه حاضر نبود که قدرت را واگذار کند.

این طرف‌های چهارگانه، هم‌پیمان شدند و تصمیم آنها بر این قرار گرفت که جنبش‌ حماس از دایره تصمیم‌سازی در فلسطین کنار گذارده شود. این جنبش از مسیری قانونی و به عنوان نماینده مردم فلسطین وارد عرصه قدرت شده‌ بود و لذا طرف مقابل هم باید از همین دریچه برای کنار گذاردن آن از عرصه قدرت وارد می‌شد. لذا تلاش‌های فراوان  گسترده‌ای برای خارج‌کردن حماس از قدرت و شوراندن مردم در مقابل آن صورت گرفت.

آنها همه ظرفیت‌های سیاسی و حمایت‌های بین‌المللی را به کار گرفتند که همه از آن مطلع هستند ولی وقتی طرفی نبستند، به گزینه نظامی روی آوردند.

به‌رغم روند گفت‌وگوهای فلسطینی ـ فلسطینی و به‌رغم توافق‌هایی مانند توافق مکه که سازوکاری برای تفاهم و وحدت پیش‌روی گروه‌های فلسطینی گذارد، چون هدف، خارج‌کردن حماس از گردونه قدرت بود و آنها نتوانستند این هدف خود را با این مانورهای سیاسی محقق کنند، به روش‌های نظامی و ایجاد آشوب‌های امنیتی روی آوردند.

پیش از شروع این تنش‌ها، نشانه‌هایی از اتخاذ این تصمیم وجود داشت. به عنوان نمونه، مقالاتی در یک روزنامه آلمانی و نیز دو روزنامه صهیونیستی «معاریو» و «هاآرتص» در مورد ضرورت برخورد نظامی با حماس و ایجاد تنش و آشوب به چاپ رسیده بود و ما زنجیره‌ای طولانی از گزارش‌ها را داشتیم که طرف‌های ذی‌ربط اعلام کرده ‌بودند که باید دست به کودتای‌ نظامی در برابر حماس زد؛ تا اینکه در یک ماه اخیر این رویارویی تمام عیار صورت گرفت.

حوادث اخیر بخشی از سلسله حوادث زنجیره‌ای بود که از ماه‌مه و حتی پیش از آن شروع شده‌ بود. جنبش حماس همواره تلاش کرد که انجام عملیات مقاومت در رویارویی با اسرائیل، ‌از کنار اقدامات بعضی جناح‌های‌ فتح بگذرد تا این جنگ‌ خانگی را با شکست مواجه کرده و در نطفه خفه کند. حماس 50 نیروی خود را در رویارویی با اسرائیل در این مدت از دست داد. اما متاسفانه این جریان کوشید تا مزاحمت‌هایی در همه زمینه‌ها برای جنبش حماس ایجاد کند و دست به ترور، آدم‌ربایی، سنگرگیری در بالای برج‌ها یا پشت ایست‌های بازرسی و قتل افراد به دلیل گرایش دینی یا سیاسی یا ظاهر متدینانه آنها زد.

این روش باعث شد که جنبش حماس موضع قاطعانه‌ای در برابر آن بگیرد و بکوشد تا بخشی از آنچه «نیروهای امنیتی بازدارنده» نامیده می‌شود و در واقع همان جریان محمد دحلان است از صحنه خارج کند.

همه این اوضاع اصلا ارتباطی با انتخابات ندارد بلکه ناشی از دیدگاه آمریکا درباره نتایج انتخابات و تلاش آن برای حذف حماس و خارج کردن آن از گردونه فعالیت و تصمیم‌سازی در فلسطین است و در نتیجه آن، اوضاع به اینجا که می‌بینید، رسید.

اینک جنبش ما کار را یکسره کرده و بر اوضاع مسلط شده و این گروه اندک را از صحنه خارج و نیرو‌های امنیتی آنها را نابود کرده است؛ در نتیجه، آن نیروی مهم امنیتی که آمریکا آن را برای پشتیبانی از قراردادها و اسرائیل برای پاسداری از مرزها ایجاد کرده‌ بودند، به طور کلی منهدم شد.

* البته در نوار غزه!

** بله، در نوار غزه. این ترسیم کاملی از اوضاع است لذا من معتقدم که تصمیم جنبش‌ حماس برای ورود به عرصه انتخابات، نه‌تنها تصمیم نادرستی نبود بلکه برعکس. این تصمیم، پرده از حجم توطئه‌گری علیه حقوق و آینده مردم فلسطین برداشت. این گام نابجایی نبود زیرا موجب تقویت نیروهای مقاومت شد. امروز شما می‌توانید درباره پایگاه وسیعی صحبت کنید که مقاومت در نوار غزه دارد و هیچ‌کس نمی‌تواند درباره آن بحث و جدل کند.

* این درست است اما این اوضاع به چه سرانجامی خواهد رسید؟ آیا وضعیت کنونی می‌تواند ادامه یابد که نوار غزه و کرانه باختری از هم جدا باشند و آن یکی تحت ‌سلطه حماس و دیگری تحت‌ سلطه دستگاه خودگردان باشد؟

** موضوع ما در حماس، پایبندی به قانون اساسی است و آن را تنها مرجع حل اختلافات می‌دانیم. حماس پایبند به وحدت کرانه باختری، نوار غزه و قدس شریف است و هرگز بر این عقیده نیست که غزه متعلق به حماس و کرانه‌غربی از آن فتح است بلکه ما معتقدیم که این دو منطقه پیکره واحدی تشکیل می‌دهند.

ما معتقدیم که حل مشکل کنونی، از طریق گفت‌و‌گو امکان‌پذیر است. در این چهارچوب ما به نهادهای قانونی براساس مواد قانون‌ اساسی احترام می‌گذاریم و به همه توافقاتی که تاکنون امضا کرده‌ایم ـ چه در قاهره چه در مکه‌ ـ همچنان پایبند هستیم.

همچنین ما بارها تأکید کرده‌ایم که نبرد ما با فتح، با دستگاه خودگردان یا با ابومازن نیست بلکه این نبرد با جریانی کودتاگر است که مجری یک طرح آمریکایی ـ صهیونیستی برای بازگرداندن اوضاع در فلسطین است.

لذا اعلام می‌کنیم که این جنبش ‌حماس نبود که دست به کودتا در اوضاع فلسطین زد بلکه ابومازن چنین کرد. بارزترین فصل‌های این اقدام کودتاگرانه فرمان‌هایی است که او صادر کرد و مخالف قوانین و مقررات بود.

* کدامیک از فرمان‌های سه‌گانه ابومازن مخالف مقررات بوده ‌است؟ آیا مثلا ابومازن می‌تواند براساس قانون اساسی حالت فوق‌العاده اعلام کند؟

** بله او این حق را دارد.

* همچنین آیا می‌تواند دولت را برکنار کند؟

** بله او این اختیارات را دارد که اعلام حالت فوق‌العاده کند ولی حق ندارد که دولت جدیدی را در دوره یک ماهه حالت فوق‌العاده انتخاب کند تا به مدیریت امور کشور بپردازد.

* شما می‌گویید که ابومازن دولت جدید را برای اخذ رای اعتماد به مجلس قانونگذاری معرفی کند. این درست است؟

** در صورتی که ابومازن بخواهد حالت فوق‌العاده را تمدید کند نیز باید رأی موافق مجلس قانونگذاری را کسب کند.

* بعد از 30 روز؟

** بله، او نیازمند دوسوم آرای اعضای مجلس قانونگذاری برای ادامه حالت فوق‌العاده است لذا او در این یک ماه، می‌بایست دولتی موقت صرفا برای مدیریت امور جاری تشکیل دهد. ما پایبند قانون بوده‌ایم و هستیم و دولت جناب‌ آقای هنیه را دولت ‌موقت برای مدیریت امور جاری می‌دانیم اما اقدامات ابومازن که فاقد مشروعیت است، دعوت شورای مرکزی سازمان آزادی‌بخش فلسطین برای اتخاذ تصمیماتی به منظور تعلیق اجرای موادی از قانون اساسی است که حاکم بر جریان امور است. او سه ماده اساسی را به حالت تعلیق درآورد: فعالیت مجلس قانونگذاری را متوقف کرد، کمیته‌های هماهنگی با دشمن را احیا کرد و تلاش کرد تا میلیشیاها یعنی نیروهای‌ مقاومت را منحل کند. علاوه بر این، او دست به یک حمله وسیع غیرقانونی و غیراخلاقی در کرانه باختری زده است.

با این همه، همان‌گونه که همگان می‌دانند به‌رغم فروپاشی دستگاه امنیتی و فرار عناصر آن و پناهنده شدن فرماندهانش به رام‌الله، جنبش‌ حماس اقدام انتقام‌جویانه‌ای نکرد. در نوار غزه 150 مقر و مرکز متعلق به جنبش‌ فتح وجود دارد که از هرگونه تعرضی مصون ماند و رهبران و بدنه و امکانات این جنبش اصلا آسیبی ندید.

بیش از این، حماس هم‌اکنون اقدامات جلب‌ اطمینان را در نوار غزه به اجرا گذارده‌ است، در حالی که ابومازن و باند رام‌الله، در حال حاضر همه افراد و نهادها را در کرانه باختری مورد پیگیری و هجوم قرار می‌دهند و این نوعی کودتا و تحمیل و تحکیم جداسازی دو منطقه از همدیگر و تقویت این اوضاع است. از نظر ما این خطایی است که برادر ابومازن در دام آن گرفتار شده است.

* نکاتی در مورد رجوع ابومازن به سازوکارهای سازمان آزادیبخش فلسطین و موضع شما در این مورد وجود دارد؛ نخست اینکه آیا شما مراجعه به سازوکارهای ساف و به ویژه شورای مرکزی را یک اقدام قانونی می‌دانید یا خیر؟ دوم اینکه اگر با این سخن موافق باشید که سازوکارهای سازمان آزادیبخش فلسطین، در واقع سازوکارهای آرمان و انقلاب فلسطین است که مرجعیت عام همه مسائل سرزمین و مردم فلسطین را تشکیل می‌دهد، در حالی که سازوکارهای دستگاه خودگردان و قانون اساسی، از نتایج قرارداد اسلو به شمار می‌رود؛ به طور اصولی به نظر می‌رسد که گروه‌های مقاومت باید آن سازوکارهای فراگیر را که به لحاظ سنتی و تاریخی سازوکارهای انقلاب فلسطینی معتبر بدانند و آنها را بر سازوکارهای برآمده از روند سازش و قرارداد اسلو ترجیح دهند؛ این تناقص را چگونه حل می‌کنید؟

** تحلیل شما به طور کلی منطقی است اما اگر به جزئیات توجه کنیم می‌بینیم که نهادهای سازمان آزادیبخش فلسطین دچار کنهگی و فرسودگی شده است و به صورت نهاد‌هایی فراموش شده درآمده که عملا وجود خارجی ندارد.

فرآیند تصمیم‌سازی در این نهاد‌ها تنها به سود ابومازن است. او هر کس را که بخواهد دعوت می‌کند و هر که را مایل نباشد، از این نهادها دور نگه می‌دارد. شورای‌ ملی فلسطین بیش از 13 سال است (و شورای مرکزی حتی بیش از آن) که جلسات خود را برگزار نکرده است. میانگین این نهادها بیش از 70 سال است؛ مثلاً سن نماینده دانشجویان در شورای مرکزی اکنون 55 سال است لذا این نهادها از رده خارج شده و دیگر نماینده هیچ‌کس نیستند.

کمیته ‌اجرایی سازمان آزادیبخش فلسطین هم غیرقانونی است. بعضی از اعضای آن نه از راه انتخابات که توسط ابومازن منصوب شده‌اند و ابومازن اصلا چنین اختیاری ندارد که کسی را خارج از چهارچوب توافقات و آیین‌نامه‌های سازمان منصوب کند؛ مانند سلام فیاض که اخیراً به عنوان مسئول دایره‌ اقتصادی صاف منصوب شد.

لذا این نهادها بر خوردار از مشروعیت نیست و از کارایی و حضور واقعی برخوردار نیست و نرمش یا انعطاف‌پذیری لازم را هم برای انجام فعالیت خود ندارد. اضافه باید کرد که نه جهاد اسلامی و نه حماس و نه جنبش‌ خلق ـ فرماندهی کل در ساف حضور ندارند و بسیاری از تشکل‌های فلسطینی دیگر که از ساف خارج شده‌اند، مشروعیتی برای آن قائل نیستند.

از سوی دیگر، درست است که نهادهای دستگاه‌خودگردان فتح از قراردادهای اسلو است اما میان دستگاه‌ خودگردان و قوانین و مقررات کنونی آن با توافقاتی که برآمده از روند اسلو بوده، تفاوت بسیاری وجود دارد. روند اسلو در سال 1999 به پایان رسید.

این روند در گذر زمان، در دستیابی به اهداف خود شکست‌خورده ‌است و دیگر آن اسلو وجود خارجی ندارد لذا دشمن صهیونیستی بدون توافق قبلی از نوارغزه عقب‌نشینی کرد و دوباره کرانه‌باختری را به اشغال خود درآورد که همه اینها به مثابه پایان اعتبار قراردادهای اسلو بود. لذا ما می‌گوییم که تشکیل مجلس قانونگذاری و قوانین مقررات حاکم بر آن اصلا با اسرائیل مورد موافق قرار نگرفته و منبعت از قراردادهای اسلو نبوده ‌است زیرا آن سازوکارها مورد بازنگری و تعدیل قرار گرفته است.

بر این اساس، جنبش‌ حماس با برنامه تاکید بر مقاومت وارد میان انتخابات شد وگرنه اگر قانون‌ حاکم بر مجلس‌ قانونگذاری در انتخابات همان توافقات اسلو بود، ما وارد چنین انتخاباتی نمی‌شدیم.

لذا ما اعلام می‌کنیم که تنها، نهاد مجلس قانونگذاری است که دارای مشروعیت برآمده از انتخابات و دارای حضور معنادار در میان مردم فلسطین است زیرا تقریباً همه گروه‌های فلسطینی در آن شرکت کردند و نهادی است که برای تشکیل آن بیش از 70 درصد مردم فلسطین در انتخابات مربوط به آن شرکت کردند و لذا این نهاد نماینده مردم فلسطین در داخل سرزمین‌های فلسطینی کرانه‌باختری و نوارغزه است. لذا ما خواستار بازسازی و اصلاح سازمان آزادیبخش فلسطین هستیم تا چهارچوب فراگیری برای همه مردم فلسطین و تعیین آینده آنان باشد. تا زمانی که این امر تحقق پیدا کند، نمی‌توان گفت که این سازمان دارای مشروعیت. نهادهای مشروع فلسطینی همدیگر را باید تکمیل کنند و در راه منافع مردم فلسطین گام بردارند و البته می‌توان از وجود سازمان آزادیبخش هم در این چهارچوب بهره‌جست یا سازمانی که همه ما برای احیای آن تلاش می‌کنیم. اگر سازمان آزادیبخش یک نهادقانونی و مشروع و برخوردار از حضور و حمایت‌ مردمی واقعی بود. اساسا این اشکالات به وجود نمی‌آمد. لذا ما می‌گوییم که احیای سازمان آ‍زادیبخش فلسطین هدفی است که برای آن تلاش می‌کنیم و این تنها تصمیم ما نیست بلکه گزینه همه فلسطینیان است.

در مورد دستگاه‌ خودگردان در داخل فلسطین نیز ما می‌کوشیم که اقدامات آن در جهت صحیح و در خدمت طرح‌های مقاومت و مردم فلسطین باشد تا این دو نهاد، مکمل همدیگر باشند و ما سازو کارهای فلسطینی اصولی داشته باشیم زیرا مجلس قانونگذاری بخشی از شورای‌ ملی فلسطین است و دستگاه‌ خودگردان هم برآمده از تصمیماتی است که در چهارچوب سازمان آزادیبخش صورت گرفته است و این سازمان باید حاکمیت و فرآیند تصمیم‌سازی را در مورد همه این نهادها بر عهده‌ داشته باشد.

* آقای دکتر! اگر دستگاه خودگردان به این وضع ادامه دهد، سرانجام کارها چه خواهد شد؟ و راه‌حل برای خروج از این بن‌بست کدام است؟

** ابومازن نمی‌تواند بر این روش باقی‌بماند و همچنان بر آن اصرار بورزد. او امروز با اسرائیل و ایالات‌متحده هماهنگ است و به حماس و حتی بعضی کشورهای ‌عربی مانند عربستان و مصر مطلقا بی‌توجهی می‌کند و کشورهای دیگری مانند سوریه و ایران را متهم می‌کند که عامل اصلی حوادث اخیر در غزه هستند.

ابومازن نمی‌تواند به این وضعیت ادامه دهد زیرا اسرائیل تاکنون چیزی به او نداده است و همه جهان شاهد بودند که اولمرت در کنفرانس شرم‌الشیخ هیچ امتیازی جز آزادی 252 نفر از 11هزار زندانی فلسطینی به طرف مقابل نداد.

طبعا این افراد همه از فتح هستند و شرایط دیگری هم باید وجود داشته باشد تا آزاد شوند. حتی همین امتیاز هم در جلسه کابینه اسرائیل مورد پذیرش قرار نگرفت و رد‌شد.

حتی وقتی که ایالات‌متحده به اسرائیل فشار آورد که پول‌های بلو که شده فلسطینیان نزد اسرائیل ـ که بیش از 700 میلیون دلار برآورد می‌شود ـ آزاد شود، نخست از 500 میلیون صحبت کردند و بعدا این رقم به 115میلیون کاهش یافت و امروز تنها از 50 میلیون دلار صحبت می‌کنند که ابومازن آن را از اسرائیل مطالبه می‌کند.

این روند مصداق این آیه قرآن کریم است: «ام لهم نصیب من‌الملک فاذا لایؤتون‌الناس نقیرا» (نساء،35)

آیا آنان سهمی از حکومت دارند؟ (اگر هم داشتند) به اندازه نقطه پشت هسته‌ خرمایی هم به مردم نمی‌دادند.

این ماهیت رژیم‌ اسرائیل است. نه چیزی به ابومازن داده شد، نه موانع و دیوار حائل برداشته شد، نه گذرگاه‌ها را باز کردند، نه عملیات تعقیب و گریز را متوقف کردند. همه روزه عناصری از فتح به اسارت رژیم در می‌آیند یا کشته می‌شوند و آنها هرگز عملیات کشتار و هجوم به خانه‌ها را متوقف نکرده‌اند و از کرانه‌باختری عقب‌نشینی نخواهند کرد و پول مردم فلسطین را به آنها برنمی‌گردانند. لذا ابومازن نتوانست امتیازی از رژیم‌ اسرائیل به دست آورد و در نتیجه، او چنانچه در حل اختلافات‌درونی فلسطینیان از شیوه گفت‌وگو استفاده نکند، در بحران و بن‌بست جدی قرار خواهد گرفت زیرا او به جای گفت‌وگو با برادران،‌با دشمن صهیونیستی به گفت‌وگو می‌نشیند و دشمن هم عملا چیزی به او نمی‌دهد و لذا او پا‌ در ‌هوا خواهد ماند و دچار بحران واقعی خواهد شد. او باید یک بار دیگر به انجام گفت‌وگوها تن دهد تا آینده خود را دور از فشارهای آمریکا و اسرائیل بتوانیم رقم بزنیم.

* اما آیا سازوکارهایی مشخص در این زمینه وجود دارد؟ مثلا آیا تاکنون تلاش‌هایی برای میانجیگری یا طرح‌هایی برای برون‌رفت سریع از این بحران ارائه شده ‌است؟

** مذاکرات متعددی با طرف‌های عربی، نیروهای ملی و افراد مستقل وجود دارد و همه در تلاش درمان این معضل هستند تا اوضاع را دوباره سامان دهند.

جنبش حماس خواستار گفت‌وگویی بدون هرگونه پیش‌شرط است و من بر این باورم که این تنها راه برون‌رفت از بحران و حل همه مسائل جاری است. اما ابومازن همچنان خودسری می‌کند و نمی‌خواهد به گفت‌وگو تن‌دهد و تدابیری اتخاذ می‌کند که به آینده فلسطین زیان می‌رساند. اما من فکر می‌کنم که همه این اقدامات، محدود به مدت زمانی اندک خواهد شد و اوضاع فلسطین به حال عادی خود باز خواهدگشت.

* در اخبار آمده بود که محمود ‌عباس دستور عدم‌ پرداخت حقوق هزاران کارمند در نوار غزه و کرانه باختری را که به حماس گرایش یا در آن عضویت دارند، صادر کرده‌ است؛ آیا چنین اقداماتی به حل مشکل کمک می‌کند یا آن را پیچیده‌تر می‌کند؟ و اگر دستگاه خودگردان نیتی برای حل مشکل کنونی نداشته باشد، چه می‌کنید؟

** شما به نکته بسیار درستی اشاره کردید که محمود عباس اقداماتی غیرمسئولانه اتخاذ می‌کند؛ اقداماتی که از حمایت مردم برخوردار نیست و اساسا اقداماتی قانونی و مشروع نیست.

اقدامات او اقدامات کوچک و تنگ‌نظرانه‌ای است؛ کسی را با عدم‌پرداخت حقوق مجازات می‌کند و دیگری را پاداش می‌دهد. با مردم، با ابزار روزی و درآمد آنها می‌جنگد و از رسیدن لقمه‌نانی برای زن و فرزندشان جلوگیری می‌کند. در واقع اینها اقدامات کوچکی است و من فکر می‌کنم که محمودعباس بعد از مدتی درخواهد یافت که تا چه حد در این زمینه به خطا رفته و به خود ضربه‌زده است.

* آیا پیش‌بینی نمی‌کنید که محاصره نوار غزه از سوی اسرائیل افزایش یابد و در این صورت، نتایج و عواقب آن چه خواهد بود؟

** این محاصره، مدتی طولانی بر غزه تحمیل شده است؛ معامله بر سر حقوق ملی و اصول ثابت با بزار رزق و روزی و لقمه نام مردم یا آزادی حرکت آنها، روندی است که اسرائیل از زمان اشغال نوارغزه و کرانه غربی در سال 1967 آغاز و اجرا کرده‌ است و همچنان می‌خواهد حقوق ما را با خرده‌نانی معاوضه کند.

خود قراردادهای اسلو بخشی از همین معامله نابرابر است. ما هرگز نخواهیم‌ پذیرفت و همه مسائل مربوط به حقوق و مقاومت خود و آینده فرزندانمان و آینده نوار غزه را حل خواهیم کرد.

بی‌گمان تدابیر بسیاری را اتخاذ خواهیم کرد تا محنت‌ها و مشکلات مردم خودمان را کاهش دهیم و در عین حال از مقاومت مردم حمایت خواهیم‌ کرد و دست از حقوق کامل فلسطین و اصول ثابت ملی خود برنخواهیم داشت تا استراتژی خود را قربانی گام‌های محدود و کم‌فایده تاکتیکی نکنیم؛ تاکتیک‌هایی که دشمن ثابت کرده‌ است که پس از مدت کوتاهی از همین اندک امتیازات هم عقب‌نشینی می‌کند.

* ابومازن خواستار اجرای انتخابات زودرس شده است. موضع شما در مورد این مسئله چیست؟ همچنین اگر چنین انتخاباتی برگزار شود، آیا نسبت پیروزی حماس مثل گذشته خواهد بود؟ چون بعضا گفته می‌شود که نارضایتی عمومی از اوضاع کنونی، چه‌بسا به انتخاب کسانی بینجامد که بتوانند زندگی بدون مشکل را برای شهروندان فلسطینی تأمین کنند؛ آن‌گونه که ادعا می‌شود.

** به هر حال مخالفت ما با انتخابات زودرس به دلیل نگرانی از نتایج آن نبود؛ مخالفت ما به این دلیل بود که ما اطمینان داریم که طرحی برای تقلب همه‌جانبه وجود دارد که در صورت اجرای انتخابات زودهنگام، ابومازن و گروه او انجام خواهند داد. لذا ما مخالف انتخابات بودیم اما پس از آنچه در غزه رخ داد، ابومازن نمی‌تواند انتخابات عمومی را آن گونه که می‌خواهد برگزار کند و لذا بدعت‌جدیدی برای ما آورده است؛ او می‌خواهد نیروهای‌بین‌المللی را به نوارغزه بیاورد تا این منطقه را اشغال کند تا انتخابات زودرس را برگزار کند. این دیدگاهی سخیف و غیرقابل قبول است که حتی همه قدرت‌های منطقه‌ای به ویژه مصر آن را مردود می‌دانند.

* کسانی می‌گویند که درون حماس دو دیدگاه وجود دارد؛ مثلا از حماس خارج و داخل فلسطین صحبت می‌شود یا گفته می‌شود که بعضی از رهبران حماس خواستار باقی ماندن در قدرت و برخی دیگر خواستار خروج از این گردونه هستند. آیا این گزارش‌ها صحت دارد؟

** این صفحه را دیگران برای ما گذاشته‌اند و سال‌هاست که از آن سخن می‌گویند و از مد افتاده است. آنها از دو دستگی خارج و داخل و احیانا از اختلافات جنبش‌ ‌حماس در داخل یا گاهی از باندهای حماس سخن می‌گویند یا جنبش ما را بین نظامیان و سیاسیون تقسیم می‌کنند اما همه اینها رویای آنهاست و واقعیتی ندارد.

حماس جنبشی روبه رشد و متحد است که دارای جایگاه مردمی وسیع و دستگاه رهبری مسئولیت‌شناس و نهادهایی است که بر فعالیت این جنبش نظارت می‌کنند.

* به عنوان آخرین پرسش، موضع ایران را در مورد حوادث اخیر چگونه ارزیابی می‌کنید؟ و آیا ایران نقش یا مشارکتی در هر طرح یا تلاش میانجی‌گرانه برای حل بحران می‌تواند داشته باشد؟

** ما همواره مواضع ایران را مسئولانه دیده‌ایم که به حقوق و منافع عالی مردم فلسطین پایبند است و همواره در کنار مقاومت بوده‌ است. ما همواره شاهد بوده‌ایم که ایران همواره بر وحدت ملت فلسطین تاکید کرده ‌است.

ما کنفرانس خبری وزیر خارجه ایران را شنیدیم که اصول سیاست ایران را در این زمینه مشخص کرد. ما برخلاف آنچه گفته می‌شود از مواضع ایران خرسندیم اعتقاد داریم که این مواضع مسئولانه بوده است و باید همه کشورهای جهان در مورد مسائل مختلف فلسطین، آن را سرمشق خود قرار دهند. ما حقیقتاً از مواضع مقام‌معظم رهبری و جناب آقای رئیس‌جمهور خشنودیم و ملت فلسطین همواره به این مواضع افتخار خواهد کرد و از ایران به خاطر پذیرش مسئولیت‌های اسلامی و انسانی سپاسگزار خواهد بود.

* به خاطر شرکت شما در این گفت‌وگو تشکر می‌کنم.