صالح النعامی
سلاح و مهمات را از کشورهای عربی دریافت کردند؛ ضمن آنکه دولت آمریکا نیز دستور اعطای کمکهای هنگفت مالی به دستگاههای امنیتی تحت امر ابومازن را صادر کرد؛ البته صدور این فرمان در حالی صورت گرفت که پیش از آن بوش 86.4 میلیون دلار را به نیروهای عباس اختصاص داده بود. دولت آمریکا در توجیه اقدام خود در اختصاص مبالغ هنگفت به نظامیان رئیس تشکیلات خودگردان میگفت: "این مبلغ برای کمک به دستگاههای امنیتی فلسطین صرف میشود تا آنکه بتوانند به تعهداتی که تشکیلات خودگردان در خصوص تخریب زیرساختهای تروریسم (مقاومت) دارد، جامه عمل بپوشانند."
حوادث غافلگیرکننده
با بررسی روند درگیریهای نظامی میان دو طرف، این نکته هویدا میشود که جنبش حماس موفق به شکست دستگاههای امنیتی تشکیلات شده و ابومازن را با کنترل تمامی مقرهای امنیتی تشکیلات خودگردان در شمار نوار غزه، آن هم در مدت زمان بسیار کوتاه غافلگیر کرده است. دوره مذکور که با کنترل حماس بر مقر سازمانهای مذکور همراه بود [و هست]، ما شاهد اختلافات گستردهای در میان رهبران فتح به ویژه احمد حلس، دبیر جنبش فتح در نوار غزه و محمد دحلان، مشاور امنیتی ابومازن بودیم. احمد حلس از همان آغاز هشدار میداد که فتح به سمت اجرای طرحهای صهیونیستی، آمریکایی کشیده میشود و همین افشاگری او باعث عزلش از منصب دبیری جنبش فتح شد.
بعد از آنکه هفت توافقنامهای که میان حماس و فتح در خصوص آتشبس منعقد شده بود، شکسته شد؛ دولت عربستان توانست دو طرف را قانع کند که به منظور بحث در خصوص راههای حل بحران در مکه گردهم بیایند. دو جنبش فتح و حماس به درخواست عربستان به میز گفتگو بازگشتند و نتیجه این گفتگوها تنظیم توافقنامه مکه بود که متضمن توافق نظر دو طرف درباره تشکیل دولت وحدت ملی، مشارکت سیاسی میان فتح و حماس و بازسازی سازمان آزادیبخش بود.
نقش آمریکا
به هر حال، آنچه در واقعیت میگذشت با مفاد توافقنامه فاصله بسیار داشت؛ چرا که به جز مسئله تشکیل دولت وحدت ملی، هرگز مسئله مشارکت سیاسی فتح و حماس به بحث گذارده نشد. از سوی دیگر، ابومازن نیز شدید با رایزنی در خصوص بازسازی ساف مخالف بود. ضمنا این نکته را نیز نباید از یاد برد که مشارکت در داخل دولت وحدت ملی نیز تا حد زیادی شکل صوری داشت و وزرای عضو فتح و حماس هر کدام از یک مرجع خاص پیروی میکردند و هیچ وحدتی در این میان وجود نداشت.
در دوره پس از انعقاد توافقنامه مکه، آمریکا ابومازن و دستگاههای امنیتی را تحریک میکرد تا از زیر بار اجرای توافقات شانه خالی کنند. در همین رابطه، روزنامه عبریزبان هاآرتص در شماره 19/6/2007 خود پرده از سندی برداشت که دی سوتو، نماینده سازمان ملل متحد در کمیته چهار جانبه و معاون دبیر این کمیته تنظیم و در آن دولت آمریکا را متهم کرد که به منظور نابودی حماس یک جنگ داخلی در فلسطین به راه انداخته است. در سند مذکور در مورد نقش ابومازن و نزدیکانش آمده است: "مشاوران و چهرههای نزدیک به ابومازن برای ما از وجود طرحی پرده برداشتند که جهت انحلال دولت حماس تنظیم کرده بودند."
در نیمه ماه مارس گذشته، مسئول هماهنگیهای امنیتی آمریکا که در راستای همسو کردن دستگاههای امنیتی ابومازن با سازمانهای امنیتی رژیم اشغالگر قدس میکوشد، طرحی را ارائه کرد که هدف نهایی آن نابودی دولت وحدت ملی بود. براساس طرح مذکور بقای دولت وحدت فلسطین در گرو پذیرش شروط کمیته چهار جانبه بود.
درگیری سرنوشتساز
همه چیز برای آن اتفاق قابل پیشبینی آماده بود. درگیری شدیدی میان جنبش حماس از یک سو و دستگاههای امنیتی و گروههای مسلح وابسته به فتح از سوی دیگر درگرفت و این دومین مرحله از درگیریهای داخلی بود که به کشته شدن 84 نفر از جمله 22 غیر نظامی انجامید که در میان این 22 غیر نظامی 5 زن و کودک نیز دیده میشوند.
حوادث مذکور 600 زخمی نیز به دنبال داشت و با غروب خورشید پانزدهم ژوئن این حماس بود که کنترل تمامی مقرهای امنیتی را به عهده گرفته بود. ضمنا در این میان شمار زیادی از فرماندهان دستگاههای فاسد امنیتی و مسئولان برجسته تشکیلات خودگردان با وجود عفو عمومی حماس، از نوار غزه گریختند.
واکنشها به حوادث ژوئن غزه
موضع ابومازن در قبال آنچه در غزه گذشت، مشخص بود. وی دولت هنیه را عزل و آن را فاقد اعتبار قانونی دانست و هرگونه فعالیت جنبش حماس در کرانه باختری را ممنوع اعلام کرد. ابومازن همچنین دولت جدیدی به ریاست سلام فیاض تشکیل داد.
جامعه جهانی نیز در اقدامی قابل پیشبینی دولت فیاض را به رسمیت شناخت و سیل کمکهای مالی را به سمتش سرازیر کرد. دولت نامشروع فیاض نیز از این کمکها استفاده کرد تا حضور جنبش حماس را تنها محدود به نوار غزه سازد.
دولت غیر قانونی تشکیلات خودگردان با به کارگیری کمکهای مالی درصدد برآمد تا دو فضای اقتصادی مختلف. یکی در کرانه باختری و دیگری در نوار غزه. ایجاد کند تا دیدن وضعیت اقتصادی سواحل غربی رود اردن، اهالی نوار غزه را به شورش علیه حماس وادارد.
اقدامات ابومازن علیه حماس به این مقدار نیز محدود نشد. وی دستوری را در خصوص تعقیب اعضای حماس در کرانه باختری، بازداشت فعالان این جنبش و پلمپ نهادهای وابسته به آن صادر کرد. براساس گزارش نهادهای حقوقی فلسطین، صدها فعال عضو حماس بازداشت شدند و شمار زیادی از آنان در معرض شدیدترین و فجیعترین شکنجهها قرار گرفتند.
واقعیت جدیدی که بعدها از حوادث ژوئن بر فلسطین حکمفرما شد، دولت فیاض را بر آن داشت تا مواضعی را اتخاذ کند که هرگز جرات اتخاذ آن را نداشت. و به عنوان نمونه عبدالرزاق الیحیی، وزیر کشور دولت نامشروع و غیر قانونی فیاض اعلام کرد که تشکیلات خودگردان به اسرائیل در مورد نابودی شاخههای نظامی گروههای مقاومت قول داده است.
بعد از کنترل حماس بر نوار غزه، تلآویو و واشنگتن به ابومازن هشدار دادند که در صورت از سرگیری گفتگوها با جنبش حماس، تمامی روابطشان را با وی قطع خواهند کرد. ضمنا برگزاری کنفرانس آناپولیس که به درخواست بوش برگزار شد، در جهت تثبیت شکاف موجود میان حماس و ابومازن بود. به هر رو، بوش و اولمرت در این کنفرانس موفق شدند این تعهد را از ابومازن بگیرند که هرگز رابطه قطع شده خود را با جنبش حماس و دیگر گروههای فلسطینی برقرار نسازد. موافقت ابومازن با اجرای مرحله اول از نقشه راه که مبتنی بر نابودی گروههای مقاومت، خلعسلاح کردن این گروهها و متوقف ساختن هرگونه اقدام تحریکآمیز علیه رژیم صهیونیستی بود، در واقع فرصت هر گونه گفتگو با حماس را به صفر میرساند.
سال 2008 چه خواهد شد؟
سال 2007 نیز پایان یافت بدون آنکه تلآویو و واشنگتن به رویای خود یعنی نابودی حماس از طریق محاصره و همچنین اقدامات نظامی دستگاههای امنیتی ابومازن و شبهنظامیان فتح دست یابند و از این رو، انتظار میرود که در سال 2008 رژیم صهیونیستی به منظور تخریب زیرساختهای نظامی و تشکیلاتی حماس دست به یک حمله گسترده نظامی علیه نوار غزه بزند. رژیم صهیونیستی آمادگیهای لازم را برای این کار کسب کرده است؛ ولی نگرانی که هیچگاه فرماندهان نظامی صهیونیست را رها نمیکند، امکان شکست نظامیانشان در تحقق این هدف است.