زیر ذرهبین
مهمترین مبنا برای وحدت میان گروهها و جریانهای اسلامی، شناخت درست از یکدیگر است. همچنین شناخت صحیح بدون گفتوگو و تعامل حاصل نمیشود. نکته مهم این است که بدون شناخت نمیتوان به وحدت و انسجام اسلامی دست یافت. به همین دلیل نیز از نظر من در اسلام علم مقدم بر عمل بوده است. از همین رو همانگونه که سنیها باید در تنظیم موضع خود نسبت به شیعه بر اصل شناخت صحیح پایبند باشند متقابلاً شیعیان نیز باید در تنظیم موضع خود نسبت به سنیها اصل شناخت را رعایت کنند.
">زیر ذرهبین
مهمترین مبنا برای وحدت میان گروهها و جریانهای اسلامی، شناخت درست از یکدیگر است. همچنین شناخت صحیح بدون گفتوگو و تعامل حاصل نمیشود. نکته مهم این است که بدون شناخت نمیتوان به وحدت و انسجام اسلامی دست یافت. به همین دلیل نیز از نظر من در اسلام علم مقدم بر عمل بوده است. از همین رو همانگونه که سنیها باید در تنظیم موضع خود نسبت به شیعه بر اصل شناخت صحیح پایبند باشند متقابلاً شیعیان نیز باید در تنظیم موضع خود نسبت به سنیها اصل شناخت را رعایت کنند.
">زیر ذرهبین
مهمترین مبنا برای وحدت میان گروهها و جریانهای اسلامی، شناخت درست از یکدیگر است. همچنین شناخت صحیح بدون گفتوگو و تعامل حاصل نمیشود. نکته مهم این است که بدون شناخت نمیتوان به وحدت و انسجام اسلامی دست یافت. به همین دلیل نیز از نظر من در اسلام علم مقدم بر عمل بوده است. از همین رو همانگونه که سنیها باید در تنظیم موضع خود نسبت به شیعه بر اصل شناخت صحیح پایبند باشند متقابلاً شیعیان نیز باید در تنظیم موضع خود نسبت به سنیها اصل شناخت را رعایت کنند.
">زیر ذرهبین
مهمترین مبنا برای وحدت میان گروهها و جریانهای اسلامی، شناخت درست از یکدیگر است. همچنین شناخت صحیح بدون گفتوگو و تعامل حاصل نمیشود. نکته مهم این است که بدون شناخت نمیتوان به وحدت و انسجام اسلامی دست یافت. به همین دلیل نیز از نظر من در اسلام علم مقدم بر عمل بوده است. از همین رو همانگونه که سنیها باید در تنظیم موضع خود نسبت به شیعه بر اصل شناخت صحیح پایبند باشند متقابلاً شیعیان نیز باید در تنظیم موضع خود نسبت به سنیها اصل شناخت را رعایت کنند.
">زیر ذرهبین
مهمترین مبنا برای وحدت میان گروهها و جریانهای اسلامی، شناخت درست از یکدیگر است. همچنین شناخت صحیح بدون گفتوگو و تعامل حاصل نمیشود. نکته مهم این است که بدون شناخت نمیتوان به وحدت و انسجام اسلامی دست یافت. به همین دلیل نیز از نظر من در اسلام علم مقدم بر عمل بوده است. از همین رو همانگونه که سنیها باید در تنظیم موضع خود نسبت به شیعه بر اصل شناخت صحیح پایبند باشند متقابلاً شیعیان نیز باید در تنظیم موضع خود نسبت به سنیها اصل شناخت را رعایت کنند.
">زیر ذرهبین
مهمترین مبنا برای وحدت میان گروهها و جریانهای اسلامی، شناخت درست از یکدیگر است. همچنین شناخت صحیح بدون گفتوگو و تعامل حاصل نمیشود. نکته مهم این است که بدون شناخت نمیتوان به وحدت و انسجام اسلامی دست یافت. به همین دلیل نیز از نظر من در اسلام علم مقدم بر عمل بوده است. از همین رو همانگونه که سنیها باید در تنظیم موضع خود نسبت به شیعه بر اصل شناخت صحیح پایبند باشند متقابلاً شیعیان نیز باید در تنظیم موضع خود نسبت به سنیها اصل شناخت را رعایت کنند.
">زیر ذرهبین
مهمترین مبنا برای وحدت میان گروهها و جریانهای اسلامی، شناخت درست از یکدیگر است. همچنین شناخت صحیح بدون گفتوگو و تعامل حاصل نمیشود. نکته مهم این است که بدون شناخت نمیتوان به وحدت و انسجام اسلامی دست یافت. به همین دلیل نیز از نظر من در اسلام علم مقدم بر عمل بوده است. از همین رو همانگونه که سنیها باید در تنظیم موضع خود نسبت به شیعه بر اصل شناخت صحیح پایبند باشند متقابلاً شیعیان نیز باید در تنظیم موضع خود نسبت به سنیها اصل شناخت را رعایت کنند.
شیخ یوسف القرضاوی رئیس اتحادیه جهانی علمای مسلمین
نخستین محوری که باید پایه و اساس گفتوگوهای اسلامی ـ اسلامی باشد شناخت درست یکدیگر است. بیتردید پیش از آغاز هر کاری شناخت صحیح آن امری ضروری است تا حرکت در مسیر آن با بصیرت صورت گیرد. شناخت درست، پیش شرط دستیابی به نتیجه دقیق و صحیح است. به همین دلیل در اسلام علم مقدم بر عمل بوده است. امام بخاری در صحیح خود در بیان این نکته به آیه 19 سوره محمد(ص) ـ فأعلم انه لاالهالاالله و استغفر لذنبک و للمؤمنین و المؤمنات ـ استناد میکند و میگوید فرمان به دانستن پیش از فرمان به استغفار و توبه قرار گرفته است.
منظور ما شناخت صحیح موضع طرف دیگر از طریق دریافت این اطلاعات از منابع موثق آنان یا از گفتار علمای برجسته و مشهور آنان است. نه اینکه سخن تودۀ مردم یا شایعات یا حتی زندگی روزمره مردم مبنا قرار گیرد. در بسیاری از مواقع زندگی روزمره و واقعیتها با «شرع» منطبق نیست.
به عنوان نمونه میتوان به موضوع تحریف قرآن اشاره کرد. برخی از علمای شیعه گفتهاند: قرآن کریم تحریف شده است؛ بدین معنا که ناقص است و کامل نیست. آنها در این زمینه کتابهایی به رشته تحریر درآوردهاند و به برخی از روایات موجود در کافی و دیگر منابع شیعه استناد کردهاند.
ولی این نظر مورد توافق همۀ شیعیان نیست. برخی از علمای شیعه به این ادعا پاسخ گفتهاند و شبهههای مطرح شده در آن را مرتفع ساختهاند. ما باید این نقطه نظر را مبنا قرار دهیم. در یک نمونه دیگر میتوان به اصرار شیعیان به سجده بر «مهر» اشاره کرد. در میان سنیها چنین شایع است که هدف از این اقدام مقدس شمردن «مهر» است زیرا از خاک کربلا تهیه شده که امام حسین(ع) در آن به شهادت رسید و یا در آن دفن شد. من شخصاً این عقیده را داشتم تا آنکه در دهۀ 1960 میلادی رهبر معروف شیعیان لبنان امام موسی صدر در قطر نزد ما آمد و پیرامون مسائل مختلف از جمله «مهر» با یکدیگر گفتوگو کردیم. از سخنان وی متوجه شدم که در فقه جعفری یکی از مواردی که سجده به آن جایز است جنس زمین است. شیعیان سجده بر موکت یا فرش و یا لباس و یا چیزهایی از این قبیل را جایز نمیدانند. با توجه به اینکه اکثر مساجد فرش شده است به گونهای سجده بر آن جایز نیست، به همین دلیل شیعیان کوشیدهاند تا مهری از جنس خاک تهیه کنند و ضرورتی ندارد که مهر از خاک کربلا باشد. با مطالعه برخی از منابع شیعی مانند المختصر النافع و جواهر الکلام به یقین دریافتم که این سخن درست است.
همانگونه که از سنیها میخواهم که در تنظیم موضع خود نسبت به شیعه به اصل شناخت صحیح پایبند باشند متقابلا از شیعیان نیز درخواست دارم تا در تنظیم موضع خود نسبت به سنیها به آن توجه کنند. باید میان اصول و فروع تفاوت قائل شد. واجبات اصلی با مستحبات که حاشیهای هستند تفاوت دارند. امور مورد توافق میان سنیها و مسائلی که حتی آنها با یکدیگر در مورد آن اختلاف نظر دارند متفاوت هستند. آنچه در میان عوامالناس شایع است و حقیقتی که عالمان برجسته و ثقه بدان باور دارند و همچنین عمل مردم با آنچه که شرع بدان امر میکند تفاوت دارند.
حسنظن به یکدیگر
دومین محوری که در گفتوگوی اسلامی ـ اسلامی یا تقریبا بین مذاهب باید مبنای کار باشد حسن ظن طرفین به یکدیگر است. بر این اساس که اسلام روابط میان پیروان خود را بر پایه حسن ظن تنظیم میکند. خدای متعال در آیه 12 سوره حجرات میفرماید: یا ایها الذین آمنوا اجتنبوا کثیراً من الظن ان بعض الظن اثم.
همکاری در اشتراکات
از محورهای مهم این گفتوگو تمرکز بر موارد توافق میان طرفین سنی و شیعه است؛ نه آنکه به نکات مورد اختلاف توجه شود. به ویژه آنکه اکثر نقاط مشترک، امور اساسی دین به شمار میرود. در حالی که نکات مورد اختلاف و تفاوت میان طرفین به امور فرعی مربوط میشود. میتوان نکات مورد توافق را چنین برشمرد.
1- ایمان به خدای متعال، ایمان به آخرت، ایمان به رسالت حضرت محمد(ص) و اصل خاتمیت، ایمان به هر آنچه که رسول گرامی اسلام آورده است اعم از ایمان به تمامی کتابهای آسمانی و پیامبران پیشین آن گونه که خدای متعال میفرماید: «آمن الرسول بما انزل الیه من ربه و المؤمنون کل آمن بالله و ملائکته و کتبه و رسله لا تفرق بین احد من رسله و قالوا سمعنا و اطعنا غفرانک ربّنا و الیک المصیر» (بقره: 582) این قواعد اساسی ایمان است که همگی بدان ایمان داریم که پایههای دین به شمار میآیند.
2- توافق نظر در مورد قرآن کریم، که کتاب مبین خدای متعال و ذکر حکیم و صراط مستقیم است.
3- توافق نظر در مورد ارکان عملی اسلام که عبارتند از: شهادتین، اقامه نماز، پرداخت زکات و روزه ماه رمضان و حج بیتاللهالحرام.
گفتوگو در موارد مورد اختلاف
علامه شیخ محمد رشید رضا صاحب مجله المنار و تفسیر المنار قاعدهای برای تعامل میان مؤمنان به قبله واحد در امور مورد اختلاف بیان داشته است که به قاعده طلایی ـ ذهبیه ـ معروف است. او میگوید: «در اشتراکات با یکدیگر همکاری کنیم و هر یکی از ما دیگری را در موارد اختلاف معذور بدارد».
همۀ مصلحان حکیم و معتدل این قاعده را مبنای کار خود قرار دادهاند. در رأس آنان امام حسن البنا قرار دارد که این سخن را در بسیاری از نوشتهها و گفتههایش به کثرت تکرار کرده است تا جایی که برخی پیروانش این سخن را به وی نسبت دادهاند.
یکی از برادران پژوهشگر معاصر ما مرحوم عبدالحلیم محمد ابوشقه این قاعده طلایی را مورد توجه و بررسی قرار داده و نهایتا آن را چنین بیان داشته است: «در اموری که پیرامون آنها توافق کردهایم، همکاری و در موارد اختلاف با یکدیگر گفتوگو کنیم». او معتقد بود که هر امر اختلافی قابل گفتوگو است، البته در صورتی که گفتوگو جدی و خالصانه با هدف دستیابی به حقیقت باشد و از تعصب و بسته بودن پرهیز شود.
دوری از تحریک یکدیگر
از محورهای مهم در گفتوگوی اسلامی و تقریبا میان مذاهب اسلامی، پرهیز از تحریک طرف مقابل است. اقتضای جدال «بالتی هی احسن» که قرآن بیان فرموده آن است که هر یکی از طرفین در مخاطب قرار دادن دیگری از به کارگیری عبارتهای تحریکآمیز که تشنجآفرین است دوری گزیند و سعۀ صدر پیشه کند و کلماتی را برگزیند که موجبات نزدیکی را فراهم میآورد، نه آنکه زمینهساز «دوری» باشد. محبت ایجاد کند، نه آنکه بغضآفرین باشد، امت رسولالله را گردهم آورد، نه آنکه آنان را از هم دور کند.
به عنوان نمونه باید از به کارگیری القابی که یکی از طرفین از آن ناخشنودند، پرهیز شود. مانند نامیدن شیعه به رافضی و یا نامیدن سنی به ناصبی. هر یک از طرفین باید به نامی که خود میپسندد خوانده شوند. خدای متعال فرموده است: «و لا تلمزوا نفسکم و لا تنابزوا بالالقاب» (حجرات: 11) ادب مسلمان اقتضا میکند که برادر مسلمانش را با نیکوترین اسامی بخواند. همانگونه که گروهی از اعراب عادت کردهاند یکدیگر را با کنیه بخوانند: یا ابالحسن یا ابا ابوذر و...
این نکتهای بسیار و بلکه به شدت حساس میان ما و برادران شیعه ماست. نمیتوان به تفاهم و تقرب اندیشید، در حالی که من ابوبکر را رضیالله عنه میخوانم و تو او را لعنت میکنی.
گفتوگوی صریح، اما حکیمانه
از محورهای گفتوگوی اسلامی این است که با صراحت با یکدیگر سخن بگوییم و مشکلات و موانع را بررسی کرده و بکوشیم تا بر آنها فائق آییم.
حکمت آن نیست که همه چیز را پنهان سازیم و یا درباره آنها سکوت کنیم و یا بررسی آن را به تعویق اندازیم و یا جرأت پرداختن و سخن گفتن در مورد آن را نداشته باشیم. این روش هیچ گاه ما را به راهحل نمیرساند.
وقتی به ایران رفتم و با برادرانم از علمای شیعه گفتوگو کردم به آنان گفتم: مهم این است که «فقه موازنهها» و «فقه اولویتها» را در روابط فیمابین مورد توجه قرار دهیم، شاید برخی درصدد باشند که مذهبی را در کشوری دیگر که مردم آن تماما پیرو مذهب دیگر هستند تبلیغ کرده و به شیعه و یا سنی کردن آنان اقدام نماید. به نظر من ضرر این کار بیش از منفعت آن است. زیرا موجب فتنه و آشوب میشود. لذا معتقدم که شیعیان نباید تلاش کنند تا در کشورهای کاملا سنی افراد را شیعه کنند و سنیها نیز نباید به دنبال شیعه کردن افراد در مناطق کاملا شیعه باشند. بدین ترتیب دوستی و مودت را مستحکم کرده و از ایجاد فتنه جلوگیری میکنیم.
از جمله اموری که باید مورد توجه قرار گیرد، حقوق اقلیت شیعه در کشورهای سنی مذهب و اقلیت سنی در کشورهای شیعه مذهب است.
دوری از غلاه
از محورهایی که در گفتوگوی مسلمانان با یکدیگر باید مورد توجه جدی قرار گیرد، دوری از گرداب غلاه و افراطیون در هر یکی از دو طرف است. کسانی که در سخنان خود ایجاد فتنه کنند و در کتابهایشان فتنه نهفتهای را به پا میکنند و هر آشوب ایستایی را به حرکت در میآورند و یا خون خود را نثارش میکنند تا زنده و نیرومند شود.
از بارزترین جلوههای غلو که باید از آن پرهیز شود، فرو افتادن در گرداب تکفیر است. امر بسیار خطرناکی که آثار فراوان و گستردهای دارد. زیرا مقتضای حکم به کفر یک انسان این است که شما به اعدام ادبی و جدی حکم کردهاید. یعنی خون او مباح و از امت اسلامی خارج شده است. به گونهای که حتی اگر حد ارتداد در موردش به اجرا درنیاید، او از نظر معنوی مرده است.
هوشیاری در برابر توطئه
از محورهای مهم این است که نسبت به توطئهچینی دشمنان امت بر حذر باشیم. آنها با توطئههای خود میخواهند که وحدت امت را به تفرقه مبدل کنند و صفوفشان را متفرق سازند تا در مورد هدف و راه پیشروی خود به اتحاد درنیایند.
روشن است که «وحدت»، «نیرومندی» است. حتی میتوان گفت که وحدت گروهی اندک را نیرومند میسازد و تفرقه جمعی عظیم را ضعیف میگرداند. آنچه دشمنان امت اسلامی در مقابله با این امت به آن دست یافتند. در پرتو تفرقه، اختلاف، تعدد رهبران و تخاصم فیمابین آنان بوده و بدین ترتیب فرصت برای دشمن مهیا شد.
تا میان آنان رخنه کنند و سم مهلک تفرقه میان آنان پراکنده شود تا جایی که برخی از ایشان علیه برخی دیگر به توطئه بپردازند و گروهی مورد ستم گروهی دیگر از ایشان قرار گیرند. آیه شریفه به حق به آنان فرموده است: «و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم»
(انفال: 64)
همه طایفهها، مدرسهها، مذاهب، نژادها و مناطق مختلف اسلامی میباید هوشیار باشند، رفتار خود را محاسبه کنند و دوست و دشمن خود را بشناسند؛ به ویژه پس از جنگ عراق و آثار آن و ظهور آمریکا به عنوان برترین قدرت در صحنه بینالمللی که متکبرانه روی کره زمین عمل میکند و از هیچ کس نمیپرسد که «چه میخواهی و چه میکنی؟».
اینک مستضعفان باید برای مقابله با این نیروی طاغوتی متحد شوند و مؤمنان متحدانه به رویارویی با فرعونیت جدید برخیزند که با صدای بلند میگوید: «من پروردگار بلند مرتبه شمایم!»
انسجام در هنگام دشواری
اگر برخی مجاز باشند که در شرایط عادی به شناخت یکدیگر بپردازند یا در شرایط پیروزی و گشایش با هم اختلاف داشته باشند، در هر حال مجاز نیستند که هنگام دشواری و اندوه و تنگنا چنین کنند. ضرورتا درد و رنج، افراد متفرق و مختلف را گردهم میآورد و مصیبت، مصیبتدیدگان را به هم وصل میکند.
ما اینک در تمام کشورهای اسلامی و به طور کلی در سطح کل امت اسلامی با محنت دردآوری مواجهیم؛ به ویژه پس از حوادث 11 سپتامبر 2001 که تمامی امت از غرب تا شرق در امتحانی بسیار دشوار قرار گرفتهاند؛ شرایط بسیار حساسی که هوشیاری عموم امت به ویژه علما و نخبگان را ضروری میسازد.
آنها باید اختلافات جنبی و درگیریهای حاشیهای خود را فراموش کنند، در یک جبهه واحد سنگر بگیرند و در هر درگیری منسجم و یکپارچه ظاهر شوند و به یکدیگر یاری برسانند و هرگز نباید در زمان خطر آوای ناهمگون سر دهند.
این خود مسلمانان هستند که با یکدیگر دچار اختلاف میشوند و به منازعه با هم برمیخیزند در حالی که دلایل و ابزارهای وحدت فیمابین آنها بسیار زیاد است.
کافی است بیندیشید که جملگی به یک قبله روی میآورند و همه پیرو لاالهالاالله و محمد رسولالله هستند.
سخن را با این آیه شریفه به پایان میبرم که فرمود: «انما المؤمنون اخوه فاصلحوا بین اخویکم و اتقوا الله لعلکم ترحمون»
(حجرات: 10)