تاریخ انتشار : ۰۵ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۹:۱۰  ، 
شناسه خبر : ۴۴۴۱۲

وقتی خبرنگار روزنامه مصری‌ الاهرام در ابوظبی از محمود احمدی‌نژاد درباره عادی‌سازی روابط ایران و مصر سوال کرد، رئیس‌جمهور ایران پاسخ داد: «ایران به شکل قاطع به دنبال تجدید رابطه با مصر است و تا آنجا در این ارتباط جدی است که اگر دولت مصر اعلام آمادگی کند تا پایان وقت اداری همین امروز سفارت ایران را در قاهره برپا می‌کنیم.»

هرچند عدم اعلام آمادگی مصر تا پایان وقت اداری آن روز و حتی تا امروز غیرمنتظره نبود اما مشتاقی دولت نهم به عادی سازی روابط با مصر و اعلام یک سیاست جدید بدون در نظر گرفتن تمام جوانب آن غیرمنتظره است. سخنان محمود احمدی‌نژاد در ابوظبی چنان است که موضع پیش‌گفته تهران مبنی بر مشاهده اقدامات عملی از جانب طرف مصری برای گره‌گشایی روابط تهران ـ قاهره به کناری زده ‌شده است. رئیس‌جمهوری ایران در حالی بازگشایی سفارت ایران را به رضایت مصر منوط می‌کند که روابط ایران و مصر به دلیل انعقاد مصالحه کمپ‌دیوید و شکافی که مصر با صلح خود در اردوگاه جهان عرب ایجاد کرد، از سوی تهران قطع شده ‌بود.

از سوی دیگر، احمدی‌نژاد در شرایطی خبر تجدید روابط با مصر را در امارات اعلام کرد که برخی محافل مصری با حمایت از ادعای امارات درباره جزایر سه‌گانه این مساله را جدی‌ترین مانع بر سر گسترش روابط ایران و مصر تلقی می‌کنند. همچنین دولت مصر بارها ایران را به حمایت از اسلام‌گرایان متهم کرده حتی مبارک در سال 1998 ایران را به همکاری با یک فرد مصری برای قتل «عاطف صدقی» نخست‌وزیر مصر متهم کرد. برخی سیاست‌های دولت قاهره تا بدانجا پیش رفت که حتی حسنی مبارک در دیدار با نخست‌وزیر ژاپن بر سر آنچه که «همکاری مشترک برای متوقف ساختن جاه‌طلبی‌های هسته‌ای ایران» توصیف شده توافق کرد. احمد ابوالغیط وزیر امور‌ خارجه مصر در اظهارنظری گفت: «ایران از مساله عراق برای مناقشه اتمی خود استفاده ابزاری می‌کند.»

بدین‌ترتیب موضع تازه دولت نهم درباره تجدید رابطه با مصر هر چند بتواند افق‌های جدیدی در مناسبات این دو کشور مهم مسلمان منطقه نمایان کند اما اعلام این سیاست از سوی ایران که خود روابط با قاهره را قطع کرد و در شرایطی که مصر مواضع چندان مثبتی حداقل در مساله عراق و پرونده هسته‌ای نگرفته جای تامل دارد.

اگر چه سخنان محمود احمدی‌نژاد را می‌توان مثبت تلقی کرد اما برای تنش‌زدایی و حرکت در راستای از سرگیری ارتباطات دیپلماتیک، باید گام‌های بزرگتری برداشته شود. در سال‌های گذشته ایران که سیاست خارجی خود را تغییر داده ‌بود برای نخستین بار اقدام به قطع رابطه با کشوری کرد که اسرائیل را به رسمیت شناخته و طبق قرارداد کمپ‌دیوید، اقدام به برقراری رابطه دیپلماتیک با این رژیم کرده بود. اکنون سوال این است آیا ایران با پیشقدم شدن به برقراری رابطه مجدد با مصر از موضع خود بازگشته است؟ شاید چنان که حسنی مبارک در آذر 87 گفت «کمپ‌دیوید مربوط به گذشته ‌بوده و اکنون به دور انداخته شده ‌است، کمپ‌دیوید مرد و به جهنم رفت» گفته شد «کمپ‌دیوید مرد» اما آنچه از سوی مصر و انورسادات رئیس‌جمهوری وقت آن کشور صورت گرفت علاوه بر ایران، اعتراض فلسطینی‌ها و تعدادی از کشورهای عرب و مسلمان را نیز در پی‌داشت. اگر چه در طول سال‌های بعد رابطه دیپلماتیک تهران با بسیاری از کشورها از جمله آمریکا، عربستان و الجزایر قطع شد ولی آنچه در این میان جالب بود این مساله بود که کشورهای مزبور خود دست به قطع رابطه با تهران زدند فقط در این میان ایران اقدام به قطع روابطش با قاهره و تعطیلی سفارتخانه این کشور در تهران کرده‌ بود.

از اسفند 1300 که ایران، دولت مصر را به رسمیت شناخت و دفتر حفاظت منافع ایران در قاهره به سطح سفارت ارتقا یافت تا اردیبهشت 1358 که امام خمینی(ره) طی فرمانی خواستار قطع رابطه سیاسی با مصر، به دلیل نقش این کشور در انعقاد پیمان‌کمپ دیوید شد رابطه بین دو کشور در تلاطم موج‌های دیپلماتیک قرابت یا غربت با عامل اسرائیل بوده ‌است. گرچه در دوران پهلوی دوم رابطه دیپلماتیک با مصر تا ارتباط فامیلی گسترش یافت و محمدرضا شاه پهلوی با ازدواج با فوزیه خواهر ملک فاروق پادشاه مصر درصدد تحکیم روابط تهران ـ قاهره برآمد اما نتوانست با جانشینان ملک فاروق زبان مشترک دیپلماتیکی پیدا کند. در سال 1339 جمال عبدالناصر رئیس‌جمهور وقت مصر فرمان قطع رابطه کشورش با ایران را به دلیل هم‌پیمانی محمدرضا پهلوی با رژیم اسرائیل اعلام کرد. انجماد روابط تهران ـ قاهره 10 سال طول کشید و با تبادل سفرا در سال 1349 به گرمی گرایید.

در سال 1356 به دنبال سفر رئیس‌جمهور مصر به اسرائیل بسیاری از کشورهای اسلامی روابط خود را با دولت قاهره قطع کردند ولی حکومت شاه اقدام انورسادات را تحسین کرد و مراتب حمایت خود از این پیمان را از طریق سفیر وقت ایران در قاهره به اطلاع رئیس‌جمهور آن کشور رساند.

در طول سلطنت محمدرضا شاه پهلوی و پیش از پیروزی انقلاب ایران، رابطه تهران و قاهره رابطه‌ای بسیار گرم و دوستانه بود چنان که شاه ایران انورسادات را «برادر محبوب» خود می‌نامید. پس از پیروزی انقلاب ایران و تبعید شاه از ایران وی مدتی از آخرین روزهای زندگی خود را به دعوت دوست سابق و وفادار خود در کشور مصر گذراند و پس از بازگشت از چند سفر دوباره به مصر بازگشت و روزهای واپسین عمر خود را در این کشور سپری کرد.

با وقوع انقلاب اسلامی ایران روابط تهران ـ قاهره دستخوش دگرگونی اساسی شد. انورسادات در اظهاراتی در اجلاس حزب ناسیونال دموکرات مصر گفت اجازه نخواهیم داد حکومتی مبتنی بر امتزاج مذهب و سیاست مانند آنچه در ایران روی داد در مصر شکل بگیرد.

دولت ایران هم یک سال پس از وقوع انقلاب اسلامی به مصر اطلاع داد کلیه کمک‌هایی که به وسیله ایران به این کشور می‌شد، از این پس قطع خواهد شد. دلیل این تصمیم سازش مصر با اسرائیل و انعقاد پیمان کمپ‌دیوید بود. انورسادات رئیس‌جمهور سابق مصر در نوامبر 1977 از بیت المقدس دیدن کرد و پس از این دیدار مرحله‌ای جدی در خاورمیانه به وجود آمد. در پی این دیدار مذاکرات مستقیم بین مصر و اسرائیل با میانجی‌گری ایالات متحده آمریکا منجر به امضای طرح موافقتنامه صلح در سپتامبر 1978 بین انورسادات و مناخیم بگین روسای دولت مصر و اسرائیل شد که به موافقتنامه کمپ‌دیوید معروف شد. در فروردین 58 امام خمینی(ره) نسبت به نزدیک شدن خطر اسرائیل با طرح استعماری صلح مصر و اسرائیل هشدار دادند. امام خمینی (ره) همچنین در دستورالعملی به ابراهیم یزدی وزیر خارجه وقت اعلام کرد با در نظر گرفتن پیمان خائنانه مصر و اسرائیل و اطاعت بی چون و چرای دولت مصر از آمریکا و صهیونیسم دولت موقت روابط دیپلماتیک خود را با دولت مصر قطع کند. اگرچه در دستورالعمل امام خمینی(ره) به وزیر خارجه وقت تنها به مساله کمپ‌دیوید اشاره شد ولی تا پایان دوره انورسادات رئیس‌جمهور وقت مصر عوامل دیگری باعث برودت روابط ایران با مصر شد، چرا که انورسادات تنها رئیس دولتی در جهان بود که حاضر شد محمدرضا پهلوی را بعد از فرار از ایران پناه دهد. شاه ایران و همسرش در سفری بدون بازگشت و در حالی که می‌گریستند ایران را ترک کردند و در نخستین مرحله وارد آسمان مصر شدند و پس از حضور در چندین کشور به درخواست انورسادات و به سفارش آمریکا در مصر سکونت کردند تا شاه در همانجا درگذشت. پس از مرگ شاه، انورسادات با دعوت از مردم مصر برای ادای احترام به محمدرضا شاه و با برپایی تشریفات رسمی، جنازه وی را با تشریفات کامل نظامی و رسمی در مسجد الرفاعی که مهمترین مسجد کشور مصر و آرامگاه فراعنه و مشاهیر مصر است، دفن کرد.

روابط دو کشور از آن پس همچنان در وضعیت سردی و تیرگی بود و حتی در سال 1366 دولت مصر دفتر حفاظت منافع ایران در قاهره را تعطیل و سرپرست این دفتر را اخراج کرد. سال 70 دفتر حفاظت منافع دو کشور در پایتخت‌های یکدیگر بازگشایی شد. تحرک جدیدی در زمین روابط دیپلماتیک تهران ـ قاهره رخ نداد تا سال 1381 که فعالیت انجمن دولتی مصر و ایران در قاهره پس از 20 سال توقف از سر گرفته شد. اما انقلاب اساسی در مناسبات دو کشور در آذر 82 رخ داد و آن هنگامی بود که سیدمحمد خاتمی و حسنی مبارک روسای جمهور ایران و مصر برای اولین‌بار پس از انقلاب با یکدیگر ملاقات و مذاکره و نسبت به عادی‌سازی روابط دو کشور ابراز تمایل کردند. پس از آن بود که شورای شهر دوم تهران که تحت اختیار اصولگرایان بود نام خیابان خالد اسلامبولی ـ ضارب انورسادات- را به «انتفاضه» تغییر داد. وزیر امور خارجه مصر دی ماه گذشته از ایران خواست حسن نیتش را برای عادی‌سازی روابط با مصر نشان دهد با این استدلال که «مصر اقدامات لا زم را در این زمینه انجام داده و اکنون نوبت طرف ایرانی فرا رسیده است». البته احمد ابوالغیط پیشتر اعتراف کرده ‌بود: بین ایران و مصر مناسباتی برپاست و روابطی برادرانه میان دو طرف برقرار است. تمایل قاهره به بهبود مناسبات با تهران پس از آن شدت یافت که پرویز داوودی معاون اول رئیس‌جمهور در حاشیه اجلاس مجمع اقتصادی جهان در استانبول با احمد نظیف نخست‌وزیر مصر دیدار کرد و به او گفت: روابط فعلی دو کشور در حد مطلوب نیست و دو کشور باید زمینه‌های گسترش همکاری‌ها در بخش‌های مختلف به ویژه در عرصه‌های اقتصادی و اجتماعی را فراهم کنند. نخست‌وزیر مصر نیز در این دیدار با تاکید بر عزم کشورش برای ایجاد روابط نمونه با جمهوری اسلامی ایران گفت: روابط فعلی میان دو کشور در شأن دو ملت نیست، مصر برای ایجاد فضای مناسب برای استفاده از قابلیت‌ها در جهت منافع دو کشور آمادگی کامل دارد. بلا فاصله پس از این دیدار سخنگوی دولت مصر اعلام کرد که تهران و قاهره برای تقویت همکاری‌های تجاری و اقتصادی و پیگیری مشورت‌های سیاسی در مورد مسائل منطقه‌ای توافق کرده‌اند.

این دیدار در کنار موضع‌گیری رئیس دستگاه دیپلماسی مصر مبنی بر لزوم ایجاد روابط سازنده با ایران، با واکنش وزارت امور خارجه ایران رو به رو شد و سخنگوی این وزارتخانه خواستار برداشتن گام‌های عملی برای عادی‌سازی روابط و مناسبات دو کشور شد. اینگونه بود که تهران توپ عادی‌سازی روابط را در زمین قاهره انداخت اما مشخص نکرد که انتظار چه اقدامات عملی‌ای از جانب مصر را دارد و در شرایط حساس منطقه چه عواملی مانع همگرایی این دو وزنه قدرتمند خاورمیانه می‌شوند؟ خرداد 85 که علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران در کسوت اولین مقام بلندپایه ایرانی با حسنی مبارک رئیس‌جمهور مصر پس از تصدی ریاست ‌جمهوری ایران از سوی محمود احمدی‌نژاد در قاهره دیدار کرد؛ سفر منوچهر متکی وزیر خارجه ایران به مصر در شهریور 85 نشان داد دولت نهم تا چه میزان مشتاق به عادی‌سازی روابط با مصر است.

شاید همان‌گونه که اصولگرایان شورای شهر دوم نام خیابان پایتخت را تغییر دادند تا بهانه نام و نشان در عزم عادی‌سازی روابط ایران و مصر ایجاد اخلال نکند، اصولگرایان دولت نهم هم حاضرند ظرف چند ساعت سفارت تهران در قاهره را بازگشایی کنند. اما به قول «هراک لیت» فیلسوف بزرگ یونانی «در یک رودخانه دوبار نمی‌توان داخل شد» هر لحظه، شرایط رودخانه با لحظه پیش متفاوت است و آن پدیده و فردی هم که داخل این رودخانه می‌شود با لحظات قبل خود تا حدودی متفاوت است.