تاریخ انتشار : ۰۵ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۲:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۴۴۴۱۵
مدوداف بحران خلأ قدرت را از کرملین دور مى‌کند

مهین‌السادات صمدى

چنان که انتظار مى‌رفت ولادیمیر پوتین اندکى پس از کسب پیروزى چشمگیر در انتخابات پارلمانى، دومین گام مهم خویش را که همانا تعیین جانشین آینده او در کاخ کرملین است، برداشت.

بحث معرفى رهبر آینده روسیه از حساسیتى غیر قابل ‌وصف در داخل و خارج روسیه برخوردار است و قاطبه ناظران امور روسیه از این مسأله به عنوان دشوارترین تصمیم پوتین یاد مى‌کنند.

اوضاع و احوال سیاسى روسیه در ۸ سال دوران زمامدارى پوتین به گونه‌اى رقم خورده ‌است که همه چیز درباره آینده سیاسى این قدرت به بحث جانشینى پوتین موکول است و بیش از هر کس خود پوتین مى‌داند خلف او با چه مسئولیت خطیرى در اداره کشورى که پس از یک فروپاشى کامل قد افراشته است روبرو است. کافى است به فهرست مهم‌ترین وظایفى که از ابتدا در دستور کار مرد برگزیده انتخابات آینده ریاست‌ جمهورى قرار مى‌گیرد نگاه کنید. در این سلسله وظایف جانشین پوتین باید تکلیف چالش فزاینده مسکو با جبهه اروپا و غرب را بویژه در دو عرصه انرژى و امنیت روشن کند و براى حفظ ثبات سیاسى و اقتصادى که از سوى جناح‌هاى قدرت داخل تهدید مى‌شود چاره‌جویى کند، راهبرد همگرایى با جمهورى‌هایى که هنوز در مرحله خوف و رجا به سر مى‌برند عملیاتى کند. همه این امور و تکالیف دشوار رهبر آینده در یک عبارت خلاصه مى‌شود و آن میراث حکومتى ولادیمیر پوتین است.

روسیه پس از حدود یک دهه زمامدارى ناکام غربگرایان در هزاره سوم به تفکر رهبرى پوتین اقبال نشان داده است. پس رهبر آینده کرملین همچنان باید رمز اقبال افکار عمومى را در تداوم الگوى رهبرى ولادیمیر پوتین جست‌و‌جو کند. حتى اگر پیش از این در این‌باره تردیدى وجود داشت انتخابات دوم دسامبر دوما این تردید‌ها را که مرد آینده کرملین همچنان سایه‌اى از رهبرى پوتین خواهد بود از بین برد.

کسب بیش از ۶۰ در صد آراى مردم روسیه توسط حزب حاکم «روسیه واحد» این امید توأم با اطمینان را به مردان کرملین بازگرداند که در کارزار انتخابات ریاست‌ جمهورى روسیه تا ۱۸ اسفند به چیزى جز رأى و نظر مرشد و رهبر خویش اندیشه نکنند. بنابراین نباید از اقدام آن ۵ حزب روسیه تعجب کرد که چرا در فرداى انتخابات دوما یکباره و زودهنگام در نامه مشترکشان نام مرد محبوب پوتین را براى جانشینى او مطرح مى‌کنند و زنگ رقابت انتخابات دیگر را این چنین شتابان به صدا در مى‌آورند. چرخه تحولات سیاسى روسیه در برهه کنونى این‌گونه پیش‌ رفته ‌است که همه چیز تحت‌الشعاع نفوذ کاریزماتیک پوتین قرار گیرد. این مسأله را حتى مدوداف به عنوان اولین مدعى خوش اقبال رهبرى روسیه کتمان نکرده‌ است، چنان که او در نخستین مصاحبه مطبوعاتى خود یک روز پس از دریافت جواز رسمى پوتین براى ورود به کارزار انتخابات اظهار داشت که عزم آن دارد که رهبرش همچنان پس از انتخابات اسفند در کرملین بماند. مدوداف حتى سازوکار ماندن پوتین را که پیش از این به صورت پیشنهادى شایعه‌گونه مطرح بود مشخص کرد و گفت بر آن است تا پوتین در کرسى رئیس کابینه و با نام نخست‌وزیر اداره کابینه را در دست بگیرد.

قواعد بازى جانشینى در کرملین

ولادیمیر پوتین بر خلاف همه اسلافش از ابتدا تلاش کرد تا نشان دهد که از هنر چینش و سازماندهى نیروهاى سیاسى بهره‌اى وافر برده‌است. رهبر روسیه به تجربه دریافته بود که پاشنه آشیل مردان مسکو بویژه در ایام پس از فروپاشى انتخاب حلقه یا تیم مدیران سیاسى بوده ‌است. بنابراین براى تحلیل رفتارى آنچه این روزها حول مسأله جانشینى پوتین در کرملین جریان دارد باید در کودتاها و کشمکش‌هایى که یک دهه بر این کشور سایه افکنده بود به دقت نگریست. رهبران امروز روسیه ابایى از بیان این واقعیت ندارند که روسیه در عرصه مدیریت و سبک زمامدارى مسیرى متفاوت از غرب را پیموده است و رئیس‌جمهور آن مبتنى بر شرایط و مختصات سیاسى روسیه دست به آرایش سیاسى تازه در کرملین زده ‌است. از نگاه روس‌هاى مدافع تفکر رهبرى پوتین مسأله مهم این است که سبک زمامدارى تیم سیاستمداران سن‌پترزبورگ که پوتین نماد آنها است، راهگشا بوده است. پوتین با اتکا به این روش توانست بر یک دوره کشمکش فرساینده جناح‌هاى قدرت در کرملین پایان بخشد و از دولت روسیه که به ماشین ناکارآمد در بحران‌هاى داخلى و رقابت‌هاى بین‌المللى تبدیل شده ‌بود یک اهرم نیرومند بسازد.

قواعد بازى سیاسى پوتین که از نگاه ناظران اکسیر کامیابى او در ۸ سال رهبرى بر قلمرو سابق امپراتورى است، اگر تا دیروز پنهان بود اکنون از پرده برون آمده‌ است، رهبرى روسیه در کارزار رقابت با حریفان داخلى و خارجى‌اش، بر تیمى از نخبگان و حلقه اى از تکنوکرات‌هاى جوان تکیه دارد که همه آزمون‌هاى وفادارى سیاسى را پشت سر نهاده‌اند. این تیم مدیران متحد کسانى هستند که اسلحه پنهان او در مواجهه با بن بست‌ها و چالش‌هاى مدیریت بر سرزمین پهناور روسیه هستند. نقش این حلقه پرشمار دوستان تکنوکرات رئیس‌جمهور در انتخابات اخیر بیش از هر زمان روشن شد. آنها همه مناصب کلیدى ۳۴ استان روسیه بزرگ را در دست دارند. این تیم بى‌آن که بازى دموکراسى و انتخابات را به هم ریزد کافى بود که از یک جناح سیاسى که همانا حزب روسیه واحد بود، حمایت کند. گروه سیاستمدارانى که زمینه‌سازان تثبیت قدرت پوتین و مایه امید او به آینده هستند، در زبان رسانه‌هاى غرب به حلقه سن‌پترزبورگى‌ها شهرت یافته‌اند. این نامگذارى چندان هم بى‌مسما نیست، چون اغلب اطرافیان رئیس‌جمهور روسیه را کسانى تشکیل مى‌دهند که از دوران فعالیت پوتین به عنوان مدیر اطلاعاتى و سپس شهردار سن‌پترزبورگ وى راهمراهى کرده‌اند. بنابراین حتى قبل از آن که پوتین حزبى با نام روسیه واحد را به کارزار انتخابات وارد کند، نیروهاى سیاسى پیرامون او در قالب تشکیلات گوناگون حکومتى سازمان یافته ‌بودند.

پوتین در ۸ سال تجربه مدیریت در کرملین همه تاکتیک‌ها و تلاش‌هاى خویش را صرف این کرد که حامیان تفکر سیاسى او ارکان و کانون‌هاى قدرت را در دست گیرند و اکنون دوران خوشه‌چینى است و زمانى است که رهبرى روسیه باید همه مدیران سایه‌نشین خویش را یکى پس از دیگرى به صحنه آورد.

اتفاقاتى که زمینه‌ساز حضور مدوداف شد

شاید در یک فضاى آرام، رهبرى روسیه مسأله جانشینى را بدون این همه جنجال و حاشیه حل و فصل مى‌کرد، اما در دو سال پایانى رهبرى پوتین اتفاقاتى در روابط او با حریفانش در داخل و خارج رخ داد که پوتین را بر آن داشت که مسأله تعیین جانشین و تنظیم مناسبات قدرت در کرملین را به صورت یک دستور کار دائمى دنبال کند. به طور مشخص از پائیز سال گذشته بود که در زمزمه رفتن رهبران همعصر پوتین یعنى شیراک و بلر محافل سیاسى غرب پروژه یک بازى سیاسى براى جانشینى پوتین را کلید زدند. در این مدت تلاش‌هاى گسترده و ماهرانه‌اى براى تأثیرگذارى و یارگیرى از چهره‌هاى سیاسى روسیه صورت گرفت.

در مواجهه با این تلاش‌ها بود که رئیس‌جمهور روسیه حرکت گام به‌گام خویش براى دور کردن «بحران خلأ‌ قدرت و بن‌بست سیاسى» از کرملین را زمستان سال پیش شروع کرد. یعنى درست از وقتى که پوتین در میان بهت و حیرت ناظران خبر از رفتن خود از کرملین داد. او در همان حال که به موجى از شایعات و گمانه‌زنى‌ها درباره تمدید ریاست‌ جمهورى خویش پایان داد اما نقشه انتقال قدرت را به صورت جزء به جزء به اجرا درآورد. در این راستا بود که پوتین در این مدت کابینه را غربال کرد و به چند جابجایى کلیدى در پست‌هایى مانند شوراى امنیت ملى روسیه و یا وزارت دفاع دست زد. همه این تدارک‌ها و تغییرات یکى پس از دیگرى روى شطرنج سیاست روسیه به اجرا درآمد تا به تعبیر پوتین روسیه پیچ خطرناک انتخابات اسفند ۸۶ را که موعد تعیین جانشین او است به آرامى پشت سر‌گذارد و از موضوعى که حریفان غربى‌اش تهدید اصلى براى آینده او خوانده‌اند یک فرصت بسازد.

بحث معرفى مدوداف شاید آخرین حلقه از این طرح چند مرحله‌اى بود. پوتین براى اجراى این حلقه مهم از سیاست جانشینى منتظر نتایج انتخابات دسامبر ماند. آراى انتخابات دوماى دولتى روسیه این اطمینان را به پوتین داد که در رأى‌گیرى سه ماه بعد نامزد حزب حاکم و یا هر کسى که رئیس‌جمهور کنونى روسیه ولادیمیر پوتین روى اسم‌اش به عنوان وارث سیاسى ثبت شود، تقریباً بدون رقیبى جدى در معرکه انتخابات روسیه حرف اول را خواهد زد. به این صورت بود که در روز دوشنبه ولادیمیر پوتین در ملاقات با رهبران احزاب «روسیه واحد»، «روسیه عادل»، «حزب کشاورزى» و «نیروى شهروندى» تصمیم تاریخى خود را اعلام کرد و گفت که از نامزدى دمیترى مدوداف، معاون اول نخست‌وزیر و نامزد واحد این ۴ حزب نزدیک با کرملین، پشتیبانى مى‌کند. دفاعیات پوتین در این انتخاب روشن بود که بر پایه چه اصولى مطرح خواهد شد، رهبر روسیه بیش از هر چیز بر دو ویژگى مدوداف تأکید کرد یعنى همان ویژگى‌هایى که در واقع ریسمان اصلى اتحاد تکنوکرات‌هاى کرملین با پوتین شناخته مى شوند؛ ابتدا پایبندى مدوداف به راه و میراث تفکر پوتین و دوم اعتماد عمیق خویش به توانایى دستیارش.

پوتین گفت: نامزدى مدوداف این امکان را مى‌دهد که سیاستى که طى ۸ سال اخیر (منظور زمان رهبرى خود پوتین) پیش‌ برده شده ‌است همچنان ادامه یابد.

وى افزود «من او را بیشتر از ۱۷ سال مى‌شناسم و طى این همه سال‌ها با او همکارى خیلى نزدیک داشته‌ام و من از این نامزد با اطمینان طرفدارى و حمایت مى‌کنم.» این دو توصیه ولادیمیر پوتین درباره مدوداف در واقع کد و رمز مبارزه در انتخابات ریاست ‌جمهورى روسیه است، مدوداف در این میدان وارث سیاسى پوتین و سایه‌اى از حضور اوست.

البته مدوداف در این میدان یک رقیب دیرین داشت، رقیبى که بسیارى از ناظران او را جانشین بلامنازع پوتین مى‌خواندند. طى تقریباً دو سال اخیر در محافل سیاسى روسیه وقتى صحبت پیرامون وارثان احتمالى ولادیمیر پوتین مى‌رفت بیشتر اسم دو نایب نخست‌وزیر ـ یعنى همین دمیترى مدوداف و سرگئى ایوانف، ورد زبان‌ها بود، اما تحلیلگران در این رابطه بیشتر روى اسم سرگئى ایوانف رقم مى‌زدند. این عده بیشتر روى سابقه طولانى همکارى او با پوتین در اطلاعات و امنیت روسیه تکیه داشتند.

اما به اعتقاد برخى ناظران مدوداف در عرصه مدیریت سیاسى توانایى افزونتر از حریفش دارد. یورى شاراندین سناتور روس در مجمع پارلمانى شوراى اروپا اظهار مى‌دارد که پوتین به این نتیجه رسید که دمیترى مدوداف این توانایى را دارد که در دور اول انتخابات ریاست‌ جمهورى روسیه پیروز میدان باشد. وى معتقد است که پیروزى او در همان دور اول محرز است و به دور دوم نمى‌رسد و با توجه به اجماع حزب روسیه واحد و احزاب دیگر کاملاً مشخص است که در حال حاضر هیچ یک از نیرو‌هاى سیاسى روسیه نخواهند توانست با مدوداف رقابت کنند. از فهرست بلندى که تحلیلگران غربى براى جانشینى پوتین تهیه کرده‌ بودند در آستانه انتخابات دوما فقط دو نام مانده‌بود. البته پوتین یک‌بار در ماه سپتامبر با غربال کابینه‌اش حریفان خویش را به اشتباه انداخت. او یکى از دستیاران گمنام را بر صدارت دولت روسیه نشاند و بسیارى بویژه در اروپا و آمریکا گمان بردند که انتخاب پوتین براى رهبرى سیاسى نیز همین چهره گمنام خواهد بود. این ماجرا زمانى رخ داد که به دنبال استعفاى نخست‌وزیر وقت میخائیل فرادکف، وقتى همه انتظار داشتند که رئیس‌جمهور ولادیمیر پوتین با انتخاب یکى از دو رجل سیاسى روسیه یعنى مدوداف و ایوانف بالاخره اسم وارث سیاسى‌اش را معلوم خواهد کرد به پیشنهاد پوتین «ویکتور زوبکف» به عنوان نخست‌وزیر روسیه انتخاب شد. ادعاى زوبکف در مورد احتمال شرکت‌اش در انتخابات ریاست‌ جمهورى به حدس و گمان‌ها پیرامون وارث احتمالى پوتین و نامزد کرملین در انتخابات قریب‌الوقوع ریاست جمهورى بیشتر دامن زد..

اما به مرور زمان روشن شد که زوبکف در کرملین مأموریتى جز اداره جلسات هیأت دولت ندارد و مردان اصلى پوتین براى سکاندارى رهبرى روسیه آینده لاجرم یکى از دو نفرى خواهند بود که یکى در شئون امنیتى و دیگر در حوزه‌هاى حساس بازرسى و اقتصادى حکم مى‌راند. سرگئى ایوانف، بازوى امنیتى و نظامى پوتین شناخته شده‌ است. او در حکومت روسیه مسئول نظارت بر فعالیت وزارتخانه‌هاى مهم و حساس دفاعى است و اما دمیترى مدوداف رکن قدرت اقتصادى رهبرى روسیه مى‌باشد و چشم ناظر پوتین در جریان اجراى برنامه‌هاى خاص دولتى نظارت دارد. اما در مقایسه‌اى دیگر مدوداف نسبت به حریفش سرگئى ایوانف در صحنه بین‌المللى چهره‌اى متفاوت به نمایش گذاشته ‌است و ظاهراً همین وجهه بیرونى نیز در تصمیم رهبرى روسیه مؤثر واقع شده ‌است، در حالى که ایوانف که دوایر نظامى اطلاعاتى را نمایندگى مى‌کند و طبعاً با موضع‌گیرى‌هاى تندش در قبال مسائل مختلف سیاست چه داخلى و چه خارجى روسیه در نگاه جهان خارج تصویر یک سیاستمدار سرسخت را از خود به نمایش گذاشته است، اما دمیترى مدوداف نماینده جناح نسبتاً معتدل‌تر روسیه محسوب مى‌شود. به همین دلیل تحلیلگران غرب در نخستین واکنش گفتند که مدوداف در صورت رسیدن‌اش به ریاست جمهورى، سیاست کرملین را با موضع نسبتاً معتدل‌تر پیش خواهد برد. با این حال در نگاهى کلان کارشناسان امور مى‌گویند که دوران رهبرى مدوداف در صورتى که بر صدارت کرملین تکیه زند تداوم و تکرار عصر پوتین خواهد بود و مدیر جوان گازپروم در تجربه رهبرى روسیه متفاوت از رئیس خویش عمل نخواهد کرد و اصول و موضعگیرى‌هاى روسیه هم احتمالاً تغییر قابل ملاحظه‌اى نخواهد کرد.

با آن که پس از معرفى مدوداف، افق جانشینى رهبرى کرملین قدرى شفاف شده‌ است، اما به اعتقاد ناظران در سه ماه آینده همچنان باید در انتظار حوادثى تازه نشست با سابقه بازیگرى کرملین و پازل‌هاى سیاسى که براى مدت مدیدى روى اسم وارث احتمالى ولادیمیر پوتین مطرح شد باید تا ماه مارس بروز هر اتفاق سیاسى را از سوى کرملین و کارگردان کنونى‌اش بعید ندانست. دست کم در معرفى چهره گمنامى به نام زوبکف براى نخست‌وزیرى، پوتین نشان داد که میل زیادى به تغییر مهره‌ها و عوض کردن قواعد‌بازى سیاسى دارد. با این سابقه، پوتین با وجود حمایت امروزه‌اش از دمیترى مدوداف، فردا مى‌تواند همین طور همکار سابقه‌دارش سرگئى ایوانف را نیز براى شرکت در انتخابات ماه مارس مطرح کند و این معما را که آیا وارث واقعى او در تخت کرملین کیست مدوداف یا ایوانف، تا روز انتخابات همچنان ناگشوده و سر به مهر نگاه دارد.