مقدمه:
به هنگام بحث درباره حوادث اخیر غزه باید به این نکته توجه کرد که این حوادث نیز در ادامه همان حوادث سابق و تاریخی فلسطین صورت میگیرد. از همین رو بحث و تحقیق در اینباره را باید به کارشناسان این مسائل واگذار کرد. ظاهرا آمریکا و رژیم صهیونیستی قصد ندارند هیچیک از حقوق ضایع شده فلسطینیان را به آنها بازگردانند و دل بستن به این مسائل خیالی واهی است. اما این "سونامی سوم" تنها به ضرر آمریکا و رژیم صهیونیستی تمام نخواهد شد بلکه منطقه را به وضعیتی که هیچکس فکرش را هم نمیکند گرفتار خواهد کرد.
"> مقدمه:
به هنگام بحث درباره حوادث اخیر غزه باید به این نکته توجه کرد که این حوادث نیز در ادامه همان حوادث سابق و تاریخی فلسطین صورت میگیرد. از همین رو بحث و تحقیق در اینباره را باید به کارشناسان این مسائل واگذار کرد. ظاهرا آمریکا و رژیم صهیونیستی قصد ندارند هیچیک از حقوق ضایع شده فلسطینیان را به آنها بازگردانند و دل بستن به این مسائل خیالی واهی است. اما این "سونامی سوم" تنها به ضرر آمریکا و رژیم صهیونیستی تمام نخواهد شد بلکه منطقه را به وضعیتی که هیچکس فکرش را هم نمیکند گرفتار خواهد کرد.
"> مقدمه:
به هنگام بحث درباره حوادث اخیر غزه باید به این نکته توجه کرد که این حوادث نیز در ادامه همان حوادث سابق و تاریخی فلسطین صورت میگیرد. از همین رو بحث و تحقیق در اینباره را باید به کارشناسان این مسائل واگذار کرد. ظاهرا آمریکا و رژیم صهیونیستی قصد ندارند هیچیک از حقوق ضایع شده فلسطینیان را به آنها بازگردانند و دل بستن به این مسائل خیالی واهی است. اما این "سونامی سوم" تنها به ضرر آمریکا و رژیم صهیونیستی تمام نخواهد شد بلکه منطقه را به وضعیتی که هیچکس فکرش را هم نمیکند گرفتار خواهد کرد.
"> مقدمه:
به هنگام بحث درباره حوادث اخیر غزه باید به این نکته توجه کرد که این حوادث نیز در ادامه همان حوادث سابق و تاریخی فلسطین صورت میگیرد. از همین رو بحث و تحقیق در اینباره را باید به کارشناسان این مسائل واگذار کرد. ظاهرا آمریکا و رژیم صهیونیستی قصد ندارند هیچیک از حقوق ضایع شده فلسطینیان را به آنها بازگردانند و دل بستن به این مسائل خیالی واهی است. اما این "سونامی سوم" تنها به ضرر آمریکا و رژیم صهیونیستی تمام نخواهد شد بلکه منطقه را به وضعیتی که هیچکس فکرش را هم نمیکند گرفتار خواهد کرد.
"> مقدمه:
به هنگام بحث درباره حوادث اخیر غزه باید به این نکته توجه کرد که این حوادث نیز در ادامه همان حوادث سابق و تاریخی فلسطین صورت میگیرد. از همین رو بحث و تحقیق در اینباره را باید به کارشناسان این مسائل واگذار کرد. ظاهرا آمریکا و رژیم صهیونیستی قصد ندارند هیچیک از حقوق ضایع شده فلسطینیان را به آنها بازگردانند و دل بستن به این مسائل خیالی واهی است. اما این "سونامی سوم" تنها به ضرر آمریکا و رژیم صهیونیستی تمام نخواهد شد بلکه منطقه را به وضعیتی که هیچکس فکرش را هم نمیکند گرفتار خواهد کرد.
"> مقدمه:
به هنگام بحث درباره حوادث اخیر غزه باید به این نکته توجه کرد که این حوادث نیز در ادامه همان حوادث سابق و تاریخی فلسطین صورت میگیرد. از همین رو بحث و تحقیق در اینباره را باید به کارشناسان این مسائل واگذار کرد. ظاهرا آمریکا و رژیم صهیونیستی قصد ندارند هیچیک از حقوق ضایع شده فلسطینیان را به آنها بازگردانند و دل بستن به این مسائل خیالی واهی است. اما این "سونامی سوم" تنها به ضرر آمریکا و رژیم صهیونیستی تمام نخواهد شد بلکه منطقه را به وضعیتی که هیچکس فکرش را هم نمیکند گرفتار خواهد کرد.
"> مقدمه:
به هنگام بحث درباره حوادث اخیر غزه باید به این نکته توجه کرد که این حوادث نیز در ادامه همان حوادث سابق و تاریخی فلسطین صورت میگیرد. از همین رو بحث و تحقیق در اینباره را باید به کارشناسان این مسائل واگذار کرد. ظاهرا آمریکا و رژیم صهیونیستی قصد ندارند هیچیک از حقوق ضایع شده فلسطینیان را به آنها بازگردانند و دل بستن به این مسائل خیالی واهی است. اما این "سونامی سوم" تنها به ضرر آمریکا و رژیم صهیونیستی تمام نخواهد شد بلکه منطقه را به وضعیتی که هیچکس فکرش را هم نمیکند گرفتار خواهد کرد.
روابط میان جنبشهای مقاومت اسلامی حماس و فتح حتی در مقابله با اشغالگران نیز روابط سالم و دوستانهای نبوده است و این مسئله در کنفرانس مادرید و پیمان اسلو و حتی در مراحل خیلی قبل نیز به وضوح قابل مشاهده است و شاید بتوان سر منشأ آن را در زمان شکلگیری جنبش حماس در دهه 80 قرن بیستم در نواره غزه جستوجو کرد. در این دوره گروههای وابسته به سازمان آزادیبخش فلسطین، احساس کردند که یک گروه جدید [اسلامگرا] در حال قدرت گرفتن در جامعه فلسطینی است؛ جامعهای که با تفکرات چپگرایانه و سکولار به شدت مبارزه میکند. گروههای وابسته به سازمان آزادیبخش فلسطین (چپ گراها، ...) در نهایت به طبلهای تو خالی تبدیل شدند که در مجموع تنها نماینده دو درصد مردم فلسطین بودند و برخی از آنها نیز متلاشیشده و تنها یک یا دو نفر از آنها در صحنه باقی ماندند که آنها هم مرگ خود را انتظار میکشند.
پاشنه آشیل
ریشههای مذکور، پاشنه آشیل روابط میان گروههای فلسطینی بود؛ روابطی که شک و بیاعتمادی به شدت بر آنها سایه انداخته بود.
گروههای وابسته به سازمان آزادی بخش فلسطین بر این باور بودند که فلسفه تشکیل جنبش مقاومت اسلامی "حماس" این است که آنها را کنار گذاشته و از این مرحله به بعد خود اداره امور را به دست بگیرندو از همینرو بود که این گروهها از همان آغاز از در دشمنی با این جنبشها در آمدند و سیاست ترس و بیاعتمادی نسبت به این جنبش و تلاش برای حذف آن را در پیش گرفتند که مرحله اول این سناریو به بازداشتهای گسترده اعضای این جنبش در سالهای 95 و 96 م. و مقابله با مقاومت انجامید و باعث افزایش شکاف میان جنبش در حال رشد حماس و جنبش حاکم یعنی فتح شدند. این روند با افزایش فساد و از هم گسیختگی و اختلافات داخلی فتح و از سوی دیگر با تثبیت موقعیت حماس به خاطر عمل به وعدهها و گفتههایش ادامه یافت تا اینکه نتایج انتخابات پارلمانی سال 2006، موجودیت جنبش فتح را به لرزه در آورد و باعث خلق یک واقعیت جدید در فلسطین و ایجاد معادلات متفاوت در فضای منطقه و جهان شد تا جایی که برخی صاحبنظران از این مسئله با عنوان "سونامی سوم" یاد کردند.
نتایج انتخابات باعث دو دستگی در داخل جنبش فتح شد و برخی از رهبران این جنبش، این انتخاب را تهدیدی برای برنامههای خود در جهت رسیدن به حکومت به هر طریق ممکن حتی با اتحاد همه گروههای جنبش فتح میدانستند و حتی محمود عباس را به دست داشتن در نتایج انتخابات محکوم کرده و شروع به اجرای برنامههای پیشگیرانه خود از جمله تضعیف عباس در داخل جنبش فتح و سوق دادن این جنبش به سوی اهداف مدنظر خود کردند و این مسئله در میزان تسلط این گروهها بر اوضاع داخلی کاملا قابل مشاهده بود و به ویژه جریان تحت رهبری "محمد دحلان" با سرمایه و قدرتی که در اختیار داشت توانست بخشهای مهمی از جنبش فتح را تحت سیطره خود درآورده و برای گروهکهای کارآمدی تشکیل دهد. در مقابل ابومازن (عباس) نیز که خطر دحلان را جدی میدید سعی میکرد از دست او خلاص شود اما کمکهای تسلیحاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی به دحلان مانع از انجام این کار شد. افرادی که اخبار رسانههای آمریکایی و صهیونیستی و تفسیرهای تحلیلگران برجسته سیاسی و نیز اظهارات مقامات آمریکایی و صهیونیستی را دنبال کرده باشند، این مسئله را تایید میکنند که رهبران حماس حوادث بعد از پیمان مکه را نوعی تلاش برای نابودی حماس میدانستند. همچنین سخنان استاد "انیس نقاش" رئیس مرکز مطالعات راهبردی "آمال"در بیروت نیز که هیچ ارتباطی با جنبشهای حماس و فتح ندارد میتواند تاییدی برای این مدعا باشد. این استاد دانشگاه در مقالهای که در تاریخ 18/6/2005 در روزنامه "فلسطین" به چاپ رسیده بود گفت: "تحولات امنیتی نواره غزه و اقدامات سیاسی و امنیتی متعاقب آن عکسالعمل طبیعی جنبش حماس در مقابل تلاشهایی است که با هدف نابودی این جنبش صورت میگیرد و تا یک ماه آینده ادامه خواهد داشت. از همین رو، این جنبش با اتخاذ اقدامات پیشگیرانه سعی میکند این روند را متوقف کند."
دولت وحدت ملی
حماس در انتخابات پارلمانی سال 2006 پیروز شد و پس از تشکیل کابینه مورد محاصره و حملات داخلی و خارجی قرار گرفت تا اینکه با امضای پیمان مکه از سوی دو جنبش بزرگ فلسطینی، دولت وحدت ملی تشکیل شد ولی از مفاد چهار مادهای این پیمان تنها همین ماده (تشکیل دولت وحدت ملی) اجرا شد و اوضاع فلسطین بجای اصلاح قوز بالا قوز شد و افراد جنبش فتح سعی کردند اجازه ندهند این پیمان روند عادی خود را طی کرده و مفاد آن اجرا شود؛ چرا که اجرای این پیمان به موفقیت حماس در تحقق خواستههای خود، ناکام گذاشتن برنامههای آمریکا در جهت نابودی این جنبش و حذف آن از صحنه سیاسی فلسطین بود و از همینرو نیروهای جنبش فتح با انجام جنایتهای فجیع که همگان با چشم خود آنها را مشاهده کردند سعی در متوقف کردن پیمان مکه کردند و این اقدامات با کشتن امام جماعت مسجد "عباس" به اوج خود رسید. بحران در نوار غزه و کرانه باختری به شکلی پیش رفت و مسئله به این آسانی نبود و آنهایی که این اوضاع را فرصت خوبی برای نابودی حماس از طریق تحریمها میدانستند اشتباه میکردند؛ چرا که حماس نماینده بخش عظیمی از مردم است و با این کارها نابود شدنی نیست.
خیال واهی
در پایان میخواهم به این نکته اشاره کنم که آمریکا و رژیم صهیونیستی قصد ندارند هیچیک از حقوق ضایع شده فلسطینیان را به آنها باز گردانند و دل بستن به این مسائل خیلی واهی است. شاید نشست شرمالشیخ مقداری از اموال بلوکه شده فلسطینیان توسط رژیم صهیونیستی را به عباس بازگرداند و خود این رژیم نیز وعدههایی مبنی بر فعالسازی برخی ایستهای بازرسی را داده باشد، اما این وعده به این شرط بوده که این طرفها در جهت نابود کردن حماس در کرانه باختری تلاش کنند. امروز اعضای حماس همانند ترورهای سال 1996 مورد حمله قرار میگیرند، اما این طرفها باید عواقب این جنایتها را مدنظر قرار دهند و در صورتی که اوضاع به همین شکل پیش رود حماس منتظر نخواهد نشست و ما باید از تاریخ عبرت بگیریم. به نظر ما راهحل این بحران باید راهحلی فلسطینی و به عبارت دیگر همان گفتوگوی همهجانبه فلسطینی و در صورت پذیرش برگزاری انتخابات قبول نتایج حاصله از این انتخابات باشد. اما تاکنون طرفین به برگزاری انتخابات رضایت ندادهاند و این مسئله باعث شده که اوضاع به این وضع ناگوار دچار شود.
حال سوال این است که ریاست این گفتگوها را چه کسی در دست خواهد گرفت؟ مسئولیت اصلی این گفتوگوها را که انشاءالله آغاز خواهد شد مصر بهعهده خواهد گرفت؛ چرا که این کشور با هر دو جنبش حماس و فتح روابط مناسبی دارد و از لحاظ حفظ امنیت خود نیز طرف ذینفع محسوب میشود و از سوی دیگر مصر به آسانی و بدون هیچ مشکلی توان حل این مسئله را دارد؛ چرا که پایههای این گفتوگو که شامل سند وفاق ملی و توافقنامه قاهره در سال 2005 و پیمان مکه در سال 2007 و انتخابات پارلمانی سال 2006 فلسطین میباشد آماده است و بدینترتیب میتوان با برگزاری این انتخابات حوادث گذشته را به فراموشی سپرد و واقعیتهای سال 2006 را پذیرفت و از سوی دیگر محمود عباس نیز رئیس همه اقشار مات فلسطین میشود و نه رئیس گروهی خاص. شاید نکات هفت گانهای که اسماعیل هنیه نخستوزیر دولت حماس در سخنرانی اخیر خود عنوان کرد پایه و اساس مرحله جدید باشد. ما معتقدیم که راهحل برون رفته از این بحران پایان دادن و به فراموشی سپردن این اقدامات است. ای مردم .... فلسطین مهمتر از همه شما است.... فلسطین الان در خطر است.... آیا این را میفهمید.... یا اینکه برای درک این مسئله و بیدار شدن از خواب غفلت، نیاز به "سونامی سوم" دارید؟ این "سونامی سوم" تنها به ضرر آمریکا ورژیم صهیونیستی تمام نخواهد شد بلکه کل منطقه را به وضعیتی که هیچکس فکرش را هم نمیکند گرفتار خواهد کرد.
آخرین سخن من این است که در صورتی که به سخنان "ظواهری" (مرد شماره دو القاعده) دقت کنید میتوانید بفهمید که چه حادثهای در انتظار شما است.