تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۴:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۴۴۴۳۷
موقعیت جغرافیایی و استراتژیک تاشکند در آسیای مرکزی و قفقاز


دکتر بهرام امیراحمدیان

تاشکند (یا تاشکنت‌، به زبان آذری داشکند، پایتخت جمهوری ازبکستان‌)، بزرگ‌ترین شهر آسیای مرکزی است که در واحۀ «چیرچیک» واقع شده ‌است. آب آن از یکی از شاخه‌های راست سیردریا (سیحون‌) تأمین می‌شود. در َ4116 عرض شمالی و َ۶۹13 طول شرقی واقع است‌.

بنا به تصمیم سازمان کنفرانس اسلامی در امور آموزش علوم و فرهنگ (ISESCO) شهر تاشکند به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام در سال ۲۰۰۷ میلادی انتخاب شد. در سال گذشته شهر اصفهان افتخار این عنوان را داشته ‌است. برخی می‌پرسند که شهر تاشکند پایتخت ازبکستان چه ویژگی‌هایی داشته است که به این افتخار دست یافته است و شهرهای دیگری همچون سمرقند، بخارا، خیوه و... در ازبکستان که از زمان‌های قدیم مراکز فرهنگی بوده‌اند و می‌توانستند این نقش را پذیرا شوند؟

بی شک باید گفت که منسجم‌ترین، قدرتمندترین و بزرگ‌ترین شهر آسیای مرکزی همان شهر تاشکند است. شهری با بیش از 5/2 میلیون جمعیت و مراکز علمی، فرهنگی، اسلامی و سیاسی بسیار مهم که نقشی منطقه‌‌ای و جهانی دارند. در آسیای مرکزی دیگر پایتخت‌های جمهوری‌ها از جمله بیشکک، آلماتی (یا شهر جدید آستانه پایتخت جدید قزاقستان) و عشق‌آباد همگی شهرهایی جدیدند و هیچ‌کدام یارای برابری با تاشکند را ندارند. تاشکند از همه آنها کهن‌تر است که جایگزین چاچ کهن (یا در منابع عربی شاش) شده و در واقع تاشکند (یا همان شهر سنگی) ستون استوار آسیای مرکزی است که از نظر هندسی در مرکز این قلمرو قرار دارد و از نظر قومی و فرهنگی چون کوهی استوار است.

جاده ابریشم به طول ۱۴ هزار کیلومتر از شرق چین تا سواحل دریای مدیترانه و شمال دریای آدریاتیک را بهم پیوند می‌داد. بازرگانان ونیزی و اروپایی در طول این مسیر با مسافرت به قلب آسیا به تجارت می‌پرداختند و بازرگانان آسیایی راه اروپا را در پیش می‌گرفتند. در طول این مسیر مردمانی گوناگون با فرهنگ‌ها و زبان‌های گوناگون با یکدیگر در می‌آمیختند و به تجارت می‌پرداختند. فرهنگ، اندیشه، دین، مذهب، زبان، آداب و رسوم و رفتار‌های مردمان سراسر این مسیر از قلمرویی به قلمروی دیگر منتقل شد که هنوز هم آثار این انتقال میراث‌های فرهنگی را می‌توانیم در جهان معاصر بیابیم. راهبان بودایی در کنار راهبان هندی و مغان زرتشتی و متکلمان مسیحی و مشایخ و فیلسوفان اسلامی به نشر اندیشه خود در این مسیر راه سپردند. اما سؤالی که مطرح می‌شود این است که اینان با تفاوت‌های فرهنگی، قومی و زبانی گوناگون با چه زبانی با هم ارتباط پیدا کرده و کالا و اندیشه خود را مبادله می‌کردند. راه‌های ترانزیتی سخت را چگونه می‌پیمودند و این راه‌ها را چگونه نگه می‌داشتند؟ کاروانسراها چه نقشی داشتند و دولتها چه ساختاری داشتند که این راه بین‌المللی را آباد می‌کردند و به دست نسل‌های دیگر می‌سپردند؟ آیا نه اینکه آنها با هم یکدل بودند و به زبان دل با هم سخن می‌گفتند. در یکی از کاروانسراهای مسیر این جاده در ایران کتیبه‌ای منسوب به شیخ ابوالحسن خرقانی نوشته شده است: «هر که در این سرا در آید نانش دهید و از ایمانش مپرسید، چه آن را که در بارگاه باری‌تعالی به جان ارزد، البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد». در این راه شهرهایی بودند که هنوز هم موجودند و به حیات خود ادامه می‌دهند. آسیای مرکزی قلب و مرکز این راه بود و قلمرو کنونی ازبکستان مرکز این شاهراه بود.

شهرهایی که در مسیر اولیۀ جاده ابریشم قرار داشتند و با شکوفایی آن شکوفا و با سقوط آن تنزل کردند یا نابود شدند، از مغرب به مشرق عبارت بودند از: در غرب آسیا: بابل‌، انطاکیه‌، تیسفون‌، پترا، پالمیرا، صور و صیدا؛ در فلات ایران‌: اکباتان و ری‌؛ در دشت خشک ترکستان‌: مرو، سمرقند، بخارا، بلخ و تاشکند؛ در برآمدگی‌های کوهستانی پامیر: کاشغر و یارکند؛ در بیابان حوضۀ تاریم‌: ختن‌، شان ـ شان‌، کوچا، قره‌شهر، لولان و تورفان‌؛ در چین‌: تونهوانگ‌، غارهای هزاربودا و پایتخت‌های باستانی چانگ ـ آن و لویانگ (فرانک و براونستون‌، ص ۱۶).

اما از اینکه چرا پایتخت کشوری چون ازبکستان به پایتختی جهان اسلام انتخاب شده ‌است دلایل خود را دارد. سازمان کنفرانس اسلامی با ملاحظه کوشش‌هایی که این کشور در راه حفظ و نگهداری و مرمت میراث تمدن اسلامی انجام داده ‌است این وظیفه مهم را به عهده این شهر گذاشته‌ است. بنا به اظهار رئیس‌جمهور ازبکستان، این کشور از نخستین سال‌های استقلال از شوروی، برای حفظ، بازسازی و مرمت بناهای تاریخی در شهرهای سمرقند، بخارا، خیوه، شهر سبز و برخی دیگر که از شاهکارهای فرهنگ و معماری مشرق‌زمین شمرده می‌شوند اعتباراتی صرف شده‌ است. نباید از نظر دور داشت که پس از فروپاشی شوروی و نابسامانی‌های اقتصادی در این جمهوری‌ها، صرف هزینه برای نگهداری و سامان‌بخشی به آثار و ابنیه‌های تاریخی و میراث ‌فرهنگی کاری بس درخور تحسین است.

بازسازی آثار تاریخی تنها گردآوری وسایل و امکانات نیست، بلکه ساماندهی، طبقه‌بندی، ثبت، مستند‌سازی، نگهداری و مرمت این آثار است که باید به شیوه‌های علمی، فنی و اصولی انجام گیرد. به همین جهت مساعی دولت ازبکستان در این راه مورد توجه سازمان‌های بین‌المللی از جمله یونسکو قرار گرفت که با وجود جو فشار به ازبکستان جایزه‌ای تقدیم گردید. گنجینه کتب خطی ازبکستان و فهرست‌برداری این گنجینه که با کمک وزارت خارجه ایران انجام گرفت از دیگر فعالیت‌های فرهنگی ازبکستان در زمینه حفظ آثار ارزشمند فرهنگ و تمدن اسلامی بوده‌ است.

فعالیت‌هایی که در زمینه مجموعه شاه‌زنده در شهر سمرقند (مربوط به سده‌های 5 - 9 هجری) از ۳ سال گذشته آغاز شده ‌است که با دلگرمی بسیار ادامه دارد. مرمت و بازسازی مجموعه زیارتگاه‌های امام بخاری و امام طرودی در سمرقند، مقبره‌های عبدالخالق غجدوانی و بهاء‌الدین نقشبندی، «مناره کلان» در بخارا، زیارتگاه‌های احمد فرغانی و برهان‌الدین مرغلانی در فرغانه، حکیم ترمذی و امام ترمذی در سرخان دریا، ایچان قلعه در هیوا، دارالتلاوت در شهر سبز، آدینه و کهگمنبر در قرشی همه نشانه‌هایی از اهمیت فعالیت‌های فرهنگی ازبکستان در حفظ میراث‌ فرهنگی جهان اسلام است که با وجود مشکلات مالی دولت به چنین اقدامات اساسی دست زده است. آغاز فعالیت‌های بازسازی و مرمت مجموعه «حضرت امام» در تاشکند که در آن قدیمی‌ترین و معتبر‌ترین نسخه قرآن کریم یعنی «قرآن عثمانی» نگهداری می‌شود، نوید بزرگی به میراث جهان اسلام است.

شهر تاشکند به همین دلایل برشمرده شده سزاوار انتخاب به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام بوده است. تاشکند از هر سو با قطب‌های بزرگ جمعیتی جهان اسلام همسایه است. در جنوب با کانون جمعیتی مهم جهان اسلام، دوشنبه (پایتخت تاجیکستان)، کابل (پایتخت افغانستان) و شهرهای دیگری چون خجند (تاجیکستان)، سمرقند، مزار‌شریف و در شرق با دره فرغانه کانون جمعیتی مهم جهان اسلام و شهرهایی چون نمنگان، فرغانه، اوش، مرگلان، اندیجان، جلال‌آباد، بیشکک (پایتخت قرقیزستان)، طراز، آلماتی (در قزاقستان) همسایه است. در غرب با شهرهای فرهنگی مهمی چون سمرقند و بخارا (در ازبکستان)، چارجو، مرو (در ترکمنستان) و عشق‌آباد (پایتخت ترکمنستان)، و در شمال‌غربی با شهرهایی چون اورگنج و خیوه (در ازبکستان) و تاش حوض (در ترکمنستان) در ارتباط است. قرارگیری تاشکند بر سر راه ارتباطی جاده‌ای و راه‌آهن آسیای مرکزی، این شهر را به یک شهر چهارراهی و ارتباطی منطقه و به سخنی دیگر به متروپل منطقه تبدیل کرده‌ است.

تاریخ شهر تاشکند: از چگونگی پیدایش این سکونتگاه در چیرچیک اطلاعی در دست نیست‌. طبق منابع یونانی و رومی‌، در جانب دیگر سیر‌دریا فقط کوچ‌گرها زندگی می‌کرده‌اند. در قدیمی‌ترین منابع چینی (از قرن دوم پیش از میلاد به این‌سو) به سرزمین یونی اشاره شده ‌است که بعدا معلوم شد همان قلمرو تاشکند است‌. از آن پس‌، این سرزمین را چوچی یا چوشی یا به ‌اختصار شی می‌نامند. در چینی نشانۀ نوشتاری این واژه به معنای «سنگ‌» به کار رفته و با نام ترکی ـ سغدی (تاش به معنای «سنگ‌» و کند به معنای «شهری با خندق و خاکریز»، مجموعا به معنای «شهر سنگی‌») مربوط دانسته‌اند‌. املای چینی مسلما باید با نام بومی چاچ‌ که در دوران اسلامی رایج بود، مطابقت داشته باشد. در این مورد، اعراب تا حدی به طور غیرمعمول‌، حرف «چ‌» را به‌جای «ص‌» با «ش‌» نشان داده‌اند. شکل عربی‌ِ الشاش بتدریج نام اصلی را در نوشتار و گفتار از رواج انداخت‌. هنوز محقق نشده که نام ترکی جدید ـ که نخستین بار در قرن پنجم ‌/ یازدهم دیده شده است ـ با چاچ یا شاش نسبتی دارد یا خیر و اگر دارد چگونه‌.

جزئیات سرزمین چاچ و کرسی آن‌، که محیطش تقریباً ده «لی‌» (کمتر از 5 کیلومتر) بوده‌، نخستین بار در منابع قرن سوم میلادی یافت شده ‌است‌. سرزمین چاچ حاکمی نداشت که مانند سایر ممالک بر همۀ آن حکومت کند؛ شهرهای جدا از هم‌ِ آن‌، تیول ترک‌ها بود. در تاریخ فتوحات دورۀ اسلامی در قرن دوم به «مَلِک شاش‌» فراوان اشاره شده است‌. بلاذری (ص ‌۴۰۶) کرسی این ملَک را شهری به نام طاربند ذکر کرده که در دیگر آثار جغرافیایی عربی نامی از آن نیامده است‌. خاندان حاکم بر آنجا احتمالا ترک‌نژاد بوده‌اند. گاهی چینیان به‌جای خاقان‌های ترک بر آنجا حکومت می‌کرده‌اند. در ۱۳۳ حاکم قوچا، که سرداری کُره‌ای امیر الشاش را اعدام کرد و پسر امیر از مسلمانان یاری خواست‌، زیاد بن‌صالح‌، فرستادۀ ابومسلم‌، در ذیحجّۀ ۱۳۳ در کنار رود تلاس‌ / تَلَس‌ چینیان را شکست سختی داد (ابن‌اثیر، ج ‌۵، ص ‌۴۴۹) و کائوسین ـ چیه در نبرد کشته شد. این نبرد سبب تثبیت سلطۀ مسلمانان عرب در آسیای میانه شد و چینیان‌، دیگر به مخالفت با آن برنخاستند.

در زمان خلفای عباسی قلمرو الشاش مرز اسلام و ترکان به حساب می‌آمد. شهرها با حصاری که بقایای آن هنوز برجاست‌، از هجوم کوچ‌گرها در امان بود. اما در ۱۹۱ ترکان‌، احتمالا فقط مدتی کوتاه‌، آنجا را گرفتند. از «صاحب الشاش و ترکان وی‌» به عنوان متحدان رافع بن‌لیث شورشی نام برده‌اند (نگا: طبری‌، سلسلۀ ۳، ص ‌۷۱۲). در دورۀ خلافت مأمون‌، الشاش دوباره از آن‌ِ عباسیان شد. در ۲۰۴ که اعضای خاندان سامانی بر نواحی مختلف ماوراءالنهر حکومت یافتند، الشاش سهم یکی از ایشان به نام یحیی بن‌اسد (متوفی ۲۴۱) گردید. در ۲۲۵ نوح بن‌اسد، ارشدِ برادران سامانی و بزرگ‌ِ حاکمان‌ِ سرزمینهای واگذار شده به سامانیان‌، با تصرف اِسفیجاب موفق شد که مرز سامانیان را در جهت شمال گسترش دهد.

در منابع جغرافیایی قرن چهارم‌، چاچ ‌/ الشاش نام ناحیه است نه شهر. این ناحیه اصولا شامل درۀ رود پَرَک (چیرچیک بعدی‌) بود که طبق حدودالعالم (ص ‌۴۳) «از پشت کوه خَلّخ ‌/ قَرلُق‌» سرچشمه می‌گرفت و به سیردریا می‌ریخت‌. در نوشته‌های جغرافیایی‌، اغلب به لحاظ جاری بودن سیردریا از نزدیکی این منطقه‌، آن را «رودِ شاش‌» نامیده‌اند. این منطقه نزدیک ایلاق بود، ناحیه‌ای در جنوب و در درۀ رود آهنگران که از دیگر شعبه‌های ساحل راست سیردریا بود و از کوه‌های فرغانه سرچشمه می‌گرفت (نگا: همان‌، ص ۴۲ و ۴۳).

همین منابع‌، ناحیۀ چاچ / الشاش را پهناور و پررونق و سرزمین مجاهدان پرشور اسلام خوانده و محصول خاص آن را تیروکمان‌ِ ساخته شده از چوب‌ِ خدنگ (احتمالا درخت غان‌) نوشته‌اند (حدود العالم‌، ص ‌۱۱۶؛ قس مقدسی‌، ص ‌۳۸۴). در این‌باره در شاهنامه فردوسی آمده است:

گر از چاچ پی را نهی پیش رود / به نوک سنانت فرستم درود

یا در جایی دیگر درباره چاچ گفته است:

ز چاچ و سمرقند تا ترک و سغد / بسی بود ویران و آرام جغد

مرکز اصلی منطقه شهر، بِنْکَث بود که در این ایام، حصارها و دروازه‌های بسیار داشت و با این حصارها از مدینه‌ / شهرستان [شارستان] و قلعه یا ارگ و حومۀ شهر (رَبَض‌، بیرون‌) و باغ‌های گل و میوۀ آن حفاظت می‌کردند، آب فراوان شهر از آبراه‌ها تأمین می‌شد و سراسر این ناحیه دیوار محافظی داشت که سردار عباسیان‌، عبداللّه بن‌حُمید بن‌قحطبه حاکم خراسان در ۱۵۹، ساخته بود تا آن را از هجوم ترکان کافر در امان بدارد (نگا: لسترنج‌، ص ۵۱۱ و ۵۱۹؛ بارتولد).

ابوریحان بیرونی در قانون مسعودی (ج ‌۲، ص ‌۵۷۶) می‌گوید که بنکث را به ترکی و یونانی ‌[به نامی معادل] «برج‌الحجاره‌» می‌خواندند، که ظاهرا اشاره‌ای است به ریشه‌شناسی ترکی عامیانه ‌[از تاشکند] (نیز نگا: حدودالعالم‌؛ دربارۀ «برج سنگی‌» دیگر در آسیای‌میانه‌، که در نواحی شرقی‌تر و در مرزهای چین ساخته شده‌بود. نگا: حدودالعالم‌، ص ‌۶۲). بارتولد با بررسی فواصل میان سکونتگاه‌های ناحیه‌ که جغرافیدانان ذکر کرده‌اند، به این نتیجه رسید که به احتمال بسیار تاشکند فعلی در محل بنکث قدیم قرار دارد (۱۹۷۷، ص ‌۱۷۱).

رواج داشتن نام تاشکند پیش از غلبۀ ترکان (پیش از سقوط کامل سلسلۀ سامانی‌، سراسر ناحیۀ سیردریا در ۳۸۶ تسلیم ترکان شده بود)، محل تردید است‌ تا آنجا که می‌دانیم نام تاشکند نخستین‌بار در کتاب تحقیق ماللهند ابوریحان بیرونی (چاپ زاخاو، ص ۱۴۹) یافته شده است‌. بیرونی از روی وجه اشتقاق این نام‌، به اشتباه آن را همان لیثینوس پورغوس بطلمیوس دانسته ‌است (مارکوارت‌، ص ‌۱۵۵). محمود کاشغری (ج ‌۱، ص ‌۴۴۳، ج ‌۳، ص ‌۱۵۰) علاوه بر تاشکند، «تِرکِن‌» را ــ که در جای دیگری شناسایی نشده ــ به عنوان «نام شاش‌» ذکر کرده‌ است‌. نام تاشکند بر روی سکه‌، اولین‌بار در دورۀ مغول دیده شده ‌است‌. در نیمة دوم قرن پنجم و در قرن ششم در بَناکَت (یا فَناکَت‌ / بَناکِت‌) ــ که در ساحل راست سیردریا و بسیار نزدیک به تاشکند قرار دارد ــ سکه ضرب می‌شده‌ است‌. احتمالا در آن ایام این شهر از تاشکند مهم‌تر بوده ‌است‌. در گزارش جوینی از لشکرکشی مغول به فناکت و خجند (ج ۱، ص ۷۰ به بعد) از تاشکند نامی نیست و تنها تصرف بناکت ثبت شده ‌است‌. در زمان حکومت مغولان‌، به دلایلی که بر ما روشن نیست‌، تاشکند سرنوشت بهتری از بناکت یافت‌: تاشکند همچنان شهر باقی ماند و گهگاه خان‌های مغول به آنجا می‌آمدند، اما بناکت ــ با وجود آنکه در برابر مغولان ایستادگی نکرده بود ــ در این هنگام ویران بود و تا ۷۹۴ ــ که تیمور آن را با نام جدید شاهرخیه بازسازی کرد ــ همچنان ویران بود.

بعد از زوال جغتاییان ‌/ چغتاییان‌، تاشکند در قلمرو حکومت تیمور و تیموریان قرار گرفت‌؛ در ۸۹۰ هجری شهر تاشکند و اراضی متعلق به آن به خانی ترک ـ مغول به نام یونس‌خان واگذار شد و او در ۸۹۲ هجری در آنجا درگذشت (نگا: دوغلات‌، ص ۵۱ ـ ۵۴، ۶۳). قبر وی در مسجد شیخ خاوندِ طُهور (در تداول عام‌: شیخانتور)، یکی از زُهّاد محل‌، قرار گرفته ‌است (دربارۀ دورۀ این شیخ‌، قرن هشتم‌، نگا: سمنوف. ص ‌۲۹). پس از یونس‌خان‌، پسرش محمودخان جانشین او شد. بعد از ۹۰۸ تاشکند در قلمرو ازبک‌ها قرار گرفت‌، اما اندکی بعد از مرگ بنیانگذار سلطنت ازبک‌ها، شیبانی‌خان‌، آنان مجبور شدند از آن دست بکشند. طی قرون بعدی‌، گاه ازبکان و گاه قزاق‌ها بر تاشکند حکم می‌راندند. در ۱۱۳۵ قَلموق‌ها آن را گرفتند، اما شهر یکباره به اشغال آنان درنیامد، بلکه همچنان امیری قزاق‌تبار، که خراجگذار حاکمان قلموق شده بود، بر آن حکومت می‌کرد و گاه حکومت شهر به دست «خوجه‌»ها، جانشینان شیخ ‌خاوند‌طُهور، می‌افتاد.

تاشکند که در قلب واحه‌ای عظیم و پنبه‌خیز قرار دارد و کانون ارتباطات منطقه‌ای و بین‌المللی است‌، در اوایل قرن اواخر قرن نوزدهم افزایش جمعیت و توسعۀ اقتصادی بسیار یافت و مهم‌ترین مرکز شهرنشینی در آسیای میانه شد. نقطة عطف عمده در تاریخ این شهر قبول حاکمیت روسیه بود؛ در ۱۸۶۵ ژنرال چرنیایف، از پیشگامان اصلی توسعه‌طلبی تزارها به سوی هند، به آن دست یافت‌. در پی این تصرف‌، در شرق شهر اصلی و در بیرون حصارهای آن‌، شهر مهاجرنشینی متشکل از مناطق سنّتی «(محله‌» و «دهه‌») ساخته شد که نشان می‌دهد مقامات تزاری می‌خواسته‌اند از مواجهۀ مستقیم با مردم محل اجتناب کنند. دو سال بعد، فرمانداری کل ترکستان تأسیس گردید که تاشکند مقر آن و ژنرال فون کاوفمان‌ نخستین فرماندار کل آن شد. از آن پس‌، در فعالیت‌های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی تحرکی پدید آمد: در ۱۹۰۲ نخستین محافل مخفی مارکسیستی پدید آمد که سبب اتحاد اصلاح‌طلبان اسلامی و ملی‌گرایان فراری از تعقیب و آزار در بخارا شد؛ اولین روزنامۀ ازبکی‌، ترکستان وِلایَتینینگ غزتی، چاپ شد؛ نخستین تشکیلات غیردینی با شرکت روس‌ها و مردم بومی به‌وجود آمد (آزاده‌یف‌، ۱۹۵۹). جمعیت شهر از ۵۶ هزار تن در ۱۸۶۸ به ۱۵۶ هزار تن در ۱۸۹۷ رسید. راه‌آهن ماورای خزر در ۱۸۹۸ به تاشکند رسید و در ۱۹۰۱ کار راه‌آهن ماورای آرال آغاز شد که تاشکند را به اورنبورگ متصل می‌ساخت‌. مهاجرنشینان نظامی و غیرنظامی روسی دست به کار طرح‌های بزرگ‌، تأسیس بانک‌ها و ایجاد نهادهای علمی شدند و به‌رغم محافظه‌کاری‌های شدید مقامات استعماری که از خطر جهاد در بیم بودند، اجازه گرفتند که کلیساهای ارتدوکس را برپا کنند.

ارمینیوس وامبری سیاح مجاری که در سال ۱۸۶۳ در خانات آسیای مرکزی سیاحت کرده است، در شرح شهر تاشکند می نویسد: تاشکند مرکز عمده تجارت خانات محسوب می‌شود، بطوری که از اطراف برایم نقل کرد فعلا اقامتگاه چندین تاجر ثروتمند می‌باشد که با اورنبورگ و قزلجار (پتروپاولوفسک) داخل داد و ستد عمده هستند. تاشکند که مرکز عبور کالا بین بخارا و خقند و تاتارستان چین می‌باشد یکی از مهم‌ترین شهرهای آسیای میانه به‌شمار می‌آید. روسیه آن را مورد نظر خود قرار داده با تانی پیش می رود، بطوری که دورترین سرحد آن (قاله رحیم) بیش از چند پله از هم فاصله ندارد. همین که این محل را که از نقطه نظر نظامی نیز بسیار مهم تلقی می شود به تصرف در آورد دیگر اشغال خانات بخارا و خقند هم برایش به آسانی میسر خواهد بود. علاوه اشکالاتی را که سرنیزه روس نتواند برطرف کند، نفاق داخلی که بین دو ملت موجود است و دولت پطربورغ آتش آن را دامن می‌زند بخودی خود از بین خواهد برد (ص 477 - 478).

میرزا سراج‌الدین حاجی‌میرزا عبدالرئوف که از مشاهیر بخارا بود در سال ۱۹۰۲ در شرح سفر خود به نام «تحف اهل بخارا» درباره تاشکند می‌نویسد: تاشکند یکی از شهرهای آباد و پایتخت ترکستان و ماوراء‌بحر خزر است. حکومت کل یعنی «جینرال گوبرناتور» ترکستان هم در آنجا می‌باشد. دیوانخانه بسیار بزرگ خوش عمارتی ساخته‌اند. یکی از بزرگترین شهرهای آسیای وسطی است. خیابانهای وسیع باغهای دلگشا و عمارات اعیانی خیلی ترتیب داده‌اند. شهر تاشکند به قدر 100 هزار نفر جمعیت دارد. عمارات آن به طرز قدیم است ولی کوچه و بازار آن مثل سایر شهرهای آسیا تنگ نیست. حالیه در خیابان بزرگ آن تراموای دایر است. بعد از تصرف دولت روس خیلی وسعت پیدا کرده به آبادی آن افزوده‌اند. عمارات به طرح روسیه و باغچه‌های قشنگ هم تازه بنا کرده‌اند. آب جاری هم خیلی فراوان است. از شهر تازه روس نیم فرسخ کمتر راه است. ولی چندین سال دیگر از کثرت آبادی با هم متصل خواهد شد. ولی شهر نویی که روسان بنا نموده‌اند از شهر کهنه وسعتش بیشتر و جمعیت آن زیادتر است و تمام خیابانهای آن را از دو طرف درخت نشانیده‌اند. تمام مشجر و از تحت آن آب جاری می گذرد. یک باغ بسیار بزرگ آبادی هم بنا کرده‌ا‌ند خیلی مفرح و دلگشاست. درختهای آن به حد کمال رسیده تمام باغ را سایه می‌کند. زمین‌های آن سبز و خرم، خیابانهای منظم رسته رسته از وسط باغ کشیده‌ا‌ند. در دو سمت آن نیمکت‌های منقش گذاشته‌اند.

در وسط باغ یک مجسمه از یادگار فتح برپاست که در زیر آن به روی سنگ اسامی شهرهای فتح شده را با تاریخ آن نوشته‌اند.

قشون سواره و پیاده نظامی دولت روس در تاشکند از سایر شهرهای ترکستان و فرغانه بیشتر است. صاحب منصبان نظامی و روسای ادارات لشکری و کشوری تمام در تاشکندند. تماشاخانه و تئاترهای خوب هم دارد. باغهای خوب و تفرجگاه‌های مرغوب بسیار دارد. (ص ۴۳ - ۴۴).

در ۱۹۱۲ در بحبوحۀ ناآرامیهای داخلی سراسری‌، نخستین هیأت تبشیری مذهبی معروف به «ضداسلام‌» در تاشکند شروع به کار کرد که دوام چندانی نیافت و در کار تغییر مذهب و جلب پیروان جدید توفیقی کسب نکرد. گذشته از تظاهرات مردم در ۱۸۹۲ برضد اقدامات بهداشتی روسها هنگام شیوع وبا ـ که مغایر اسلام شناخته شده بود (تاریخ جمهوری شوروی سوسیالیستی ازبکستان‌، ج ‌۱، ص ‌۱۳۱) ـ شورش افسران تزاری در ۱۹۰۵ و شورش ضد کارِ اجباری‌، که حتی به پایتخت ترکستان روس نیز سرایت کرد، حوادث مهمی بود که قبل از انقلاب ۱۹۱۷ روی داد (تورسونوف‌، ۱۹۶۲).

با تغییرات عمیقی که در دهه‌های حاکمیت شوروی در تاشکند پدید آمد، نمی‌توان تاریخ توسعۀ شهری را از حوادث سیاسی آن جدا ساخت‌. از همان آغاز کار قدرت نوظهور بلشویک‌، اصل تفکیک میان شهر سنّتی و شهر جدید نفی شد. وظیفۀ شهرسازان شوروی دو رکن پیدا کرده بود: از یک سو بازسازی محله‌های قدیمی که از جنگ داخلی آسیب دیده بودند و مرمت خرابی‌هایی که همزمان با برقراری نظام شوروی به وجود آمده بود، از سوی دیگر جامۀ عمل پوشانیدن به هدفهای مسلکی مصوب دولت در ساختمانهای عمومی‌: بنای شبکه‌ای از مراکز فرهنگی‌، کتابخانه‌ها، تماشاخانه‌ها و بنیادهای آموزشی و تفریحی و طبی و اجتماعی‌. در این تحول می‌توان چندین دوره را مشخص کرد (جمهوری شوروی سوسیالیستی ازبکستان، ص ‌۴۰۲ ـ ۴۰۶):

۱۹۱۷ ـ ۱۹۴۱میلادی. این دوره‌، مانند همه جای اتحاد شوروی‌، به دورۀ برقی شدن (نخستین شبکة مرکزی در ۱۳۰۲ ش‌ / ۱۹۲۳) و صنعتی ‌شدن معروف است‌. در آخر دهۀ ۱۳۰۰ ش ‌/ ۱۹۲۰ مرحلۀ بنای عمارات عظیم عمومی و مسکونی در سبک‌های التقاطی‌، کلاسیک جدید یا ساختمان‌گر (کاخ شورای عالی و کاخ امور اقتصادی‌) پایان پذیرفت‌. دهۀ ۱۳۱۰ ش ‌/ ۱۹۳۰ شاهد سرعت گرفتن در کار بناهای صنعتی‌، و نیز محله‌های مسکونی (سوچگورود) و پارکها و باغها بود. طرح کلی شهرسازی تاشکند که در ۱۳۱۷ ش ‌/  ۱۹۳۸ به تصویب رسید، از طرحی الهام گرفت که در ۱۳۱۴ ش ‌/ ۱۹۳۵ برای مسکو اختیار شده بود. طبق این طرح‌، مرکز شهر دست نخورده ماند و پیرامون میدان عظیم لنین (اکنون میدان استقلال‌) ساخت‌وساز شد (قَدیرووا، ۱۹۷۶) تا ساختمان‌سازی تا حد ممکن در مشرق و مغرب شهر قدیم ــ که طراحان توجه چندانی به آن نداشتند ــ گسترش یابد. با این وصف‌، بناهای مذهبی متعددی ــ که مشخصۀ محله‌ها بودند (بولاتووا مانکوفسکای، ۱۹۸۳) ــ برای اهدافی چون ایجاد کارخانه‌ها و انبارها و چاپخانه‌ها تخریب شدند یا به صورت دیگری درآمدند.

در این زمینه داستان «پسری از سمرقند» نوشته جرج سیوا شرحی مفصلی از ساختار محلات روس نشین و ازبک نشین در شهرهای ازبکستان بویژه سمرقند ارائه می‌دهد.

۱۹۴۱ ـ ۱۹۴۵. درگیرشدن اتحاد شوروی در جنگ جهانی دوم موجب آشفتگی‌های اساسی در پایتخت ازبکستان شد، کارخانه‌ها و ادارات و دانشگاه‌های بسیاری همراه کل جمعیت وابسته به آنها (پنجاه نوع شغل‌، روی‌ هم‌ رفته 300 هزار تن از جمله 100 هزار کودک و چندین هزار یهودی اشکنازی‌) از جبهۀ غربی به تاشکند منتقل شدند. جمعیت شهر دو برابر شد و به یک میلیون تن رسید. در ۲۸ مهر ۱۳۲۲/ 20 اکتبر ۱۹۴۳ هیأت روحانی مسلمانان آسیای میانه و قزاقستان‌، در تاشکند تأسیس شد (بعد از استقلال ازبکستان نام آن به هیأت روحانی مسلمانان ماوراءالنهر تغییر یافت‌). در این دوره‌، ساختمانهای عظیم و باشکوه ساخته شد.

۱۹۵۵ ـ ۱۹۶۵. در این دهه‌، پا به پای استفاده از فنّاوری‌های جدید در ساختمان‌سازی (پی‌ریزی با بتن مسلح‌)، شهرسازی بسیار رونق گرفت‌. سراسر محلات شهر قدیم پر از بناهای چند طبقۀ جدید در میان فضاهای سبز همگانی گشت‌. کوشش شده بود که ساکنان هر محله را باهم در مجتمع‌های مسکونی جدید جای دهند تا وابستگی‌های خانوادگی و عادات اجتماعی سنّتی حفظ گردد. مساحت شهر افزایش چشمگیر یافت‌.

۱۹۶۶ ـ ۱۹۹۱. پس از زمین‌لرزۀ ۲۶ آوریل ۱۹۶۶ ــ که تقریبا 400 هزار تن (یک سوم کل جمعیت شهر) کشته و مجروح داشت و ۹۵ هزار خانه را ویران کرد و پس‌لرزه‌های مرگ‌آور آن تا یک سال ادامه داشت ــ بازسازی شهر براساس طرح جدیدی که بیشتر متوجه محله‌های مسکونی حاشیه‌ای (میکرو رایون) و اصل توسعۀ نامتقارن بود، انجام شد (جمهوری شوروی سوسیالیستی ازبکستان‌، ص ‌۴۰۵). معماری به آمیزه‌ای از فنّاوری‌های جدید ساختمان و «سبک‌های ملی ازبک‌» (دالان‌، ایوان‌، مهتابی‌، کاشی‌کاری و قاب‌بندی‌) گرایش یافت‌. علاوه بر افتتاح مؤسسۀ عالی اسلامی امام‌البخاری در ۱۹۷۱ (دومین مؤسسۀ اسلامی در اتحاد جماهیر شوروی بعد از مؤسسۀ بخارا)، در هفتم نوامبر ۱۹۷۷ نخستین خط آهن زیرزمینی شروع به کار کرد.

مشخصۀ دورۀ برژنف (۱۹۶۴ ـ ۱۹۸۳)، فعالیت‌های سیاسی شدید برای ایجاد حُسن مناسبات میان اتحاد جماهیر شوروی با کشورهای اسلامی بود. تاشکند در جایگاه نمونۀ بارز سوسیالیسم در آسیا دست‌کم تا ۱۳۵۷ ش ‌/ ۱۹۷۹ (تاریخ انقلاب ایران و مداخلۀ شوروی در افغانستان‌) محل اجلاسهای متعدد صلح بود.

در سال ۱۹۷۰ موسسه عالی امام البخاری (دومین موسسه اسلامی در اتحاد شوروی بعد از مدرسه میر‌عرب بخارا)، به تربیت عالمان دینی مشغول بود. تعداد زیادی از عالمان و رهبران مسلمانان شوروی از این مدرسه فارغ‌ا‌لتحصیل شده‌اند که الله‌شکوه پاشازاده رهبر مسلمانان قفقاز را می‌توان در میان آنان نام برد.

در سال ۱۹۷۷ مترو تاشکند آغاز بکار کرد که نقش مهمی در ارتباطات درون شهری دارد. در دوره شوروی با وجود محدودیت‌های برگزاری مراسم دینی و اقامه نماز در مساجد مسلمانان تاشکند در این زمینه از برپایی آئین‌های مذهبی و برگزاری اعیاد مذهبی فروگذار نکردند و اعتراض و اتحاد آنان سبب بازگرداندن قرآن ارزشمند و دست نویس معروف به «قرآن عثمان» که در موزه ارمیتاژ لنینگراد نگهداری می‌شد، منجر شد و در این دوره مساجد بسیاری را بازسازی و اماده پذیرش نمازگزاران شد.

شهر تاشکند به جهت مقام فرهنگی خود پس از لنینگراد (اکنون سنت پترزبورگ) و کی‌یف سومین شهر بزرگ اتحاد شوروی بعد از مسکو بود و هنوز هم همین مقام را داراست.با توجه به تأسیس دانشگاه تاشکند در سال 1918 و تاسیس دانشگاه تهران در سال ۱۹۳۴ معین می‌گردد که تاشکند تا چه پایه‌ای در نشر فرهنگ و دانش در منطقه مسلمان‌نشین آسیای مرکزی نقش داشته‌ است.

در سال ۱۹۶۵ بین هند و پاکستان، جنگ آغاز شده بود. به ابتکار کاسیگین و اتحاد جماهیر شوروی میانجیگری صلح بین دو کشور برقرار گردید و در شهر تاشکند معاهده صلح بین دو طرف امضاء شد. لعل‌ بهادر شاستری (از همرزمان مهاتما گاندی و جواهر لعل نهرو) ، نخست وزیر هندوستان و محمد ایوب‌خان رئیس‌جمهور پاکستان این بیانیه را امضاء کردند. این بیانیه معروف به «بیانیه تاشکند» شد. متاسفانه در همین سفر لعل بهادر شاستری نخست وزیر هندوستان در سن ۶۲ در سالگی در ۱۱ ژانویه ۱۹۶۶ در شهر تاشکند چشم از جهان فروبست.

از سال ۱۹۶۸ مجله «مسلمانان خاور شوروی» از سوی مرکز روحانی مسلمانان آسیای میانه و قزاقستان در شهر تاشکند به زبانهای ازبکی، فارسی، عربی، انگلیسی، و فرانسه چاپ می‌شد که تا اواخر دوره شوروی ادامه داشت. نخستین شماره این مجله به مناسبت هزار و چهارصدمین سال آغاز نزول قرآن منتشر شده بود.

در جریان پروسترویکا (بازسازی‌) ـ که حاصل تظاهرات متعدد ملی و مذهبی احزاب جدید ملی‌گرای «بیرلیک‌» و «ارک»، حزب احیای اسلامی و تاتارهای کریمه‌، بین ۱۹۸۷ و ۱۹۹۱ بود ـ میخاییل گورباچف برای آخرین بار اقدام به مبارزه‌ای ضداسلامی کرد، اما موفق نشد تجلیات احیای دین را که هر دم آشکارتر می‌شد، متوقف سازد (۱۹۸۹ هیأت روحانی تاشکند قرآن عثمان را که در کتابخانۀ موزه ارمیتاژ نگهداری می‌شد به تاشکند بازگردانید و مساجد بسیاری بازسازی یا آمادۀ پذیرفتن مردم شد). این حرکت همراه بود با مبارزه با «مافیای پنبه‌» که خشم عمومی را بر ضد مسکو تشدید کرد و سبب شد که نخبگان حاکم‌، سیاستی مستقل پیش گیرند که در آغاز برایشان مطرح نبود. در اول سپتامبر ۱۹۹۱ تاشکند پایتخت جمهوری مستقل ازبکستان شد. این جمهوری در دوم مارس ۱۹۹۲ به عضویت سازمان ملل متحد در آمد.

به‌رغم ادامۀ مشکلات مدیریت اقتصادی و اجتماعی و اداری‌ِ دوران گذار از حاکمیت شوروی به‌ سبب برسرکار آمدن دوبارۀ نخبگان نظام پیشین‌، عصر جدیدی آغاز شد که تغییر نام صدها خیابان از مظاهر آن به شمار می‌آمد. در ۱۹۹۹، تاشکند 2.100.000 نفر (۱۰% کل جمهوری‌) جمعیت داشته ‌است‌.

تاشکنده به عنوان مرکز ثقل و محور ارتباطی آسیای مرکزی

تاشکند پایتخت جمهوری ازبستکان از نظر جغرافیایی و هندسی دارای موقعیتی مرکزی و محوری در شبکه‌های زمینی و ریلی حمل و نقل آسیای مرکزی است. بنابراین باید به طور ‌جدی هم از طرف دولت ازبستکان و هم کشورهای منطقه و از طرف دیگر از سوی کشورهای فرامنطقه‌ای مورد ملاحظه قرار گیرد.

تمام راه‌هایی که از جنوب‌غربی آسیای مرکزی از ترکمنستان و ایران به شرق و مرکز آسیای مرکزی منتهی می‌شود، از تاشکند می‌گذرد. راه‌های منتهی به دو شهر بزرگ ناحیه یعنی بیشکک و آلمانی از تاشکند می‌گذرد و اغلب راه‌‌های ورودی و خروجی دره فرغانه به نحوی با تاشکند گره خورده ‌است.

 راه‌های ارتباطی جنوب آسیای‌مرکزی به قلب آسیای مرکزی و جنوب روسیه از جمله ناحیه ولگا از تاشکند می‌گذرد. در آسیای مرکزی هیچ شهری به اندازه تاشکند این همه کارکرد علمی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی و این همه اقتدار ندارد.

موسسات علمی ـ فرهنگی تاشکند

علاوه بر دانشگاه‌‌ها و موسسات آموزش عالی و نیز فرهنگستان علوم جمهوری ازبستکان و موسسات وابسته که در شهر تاشکند مستقر و هزاران نفر در کادرهای علمی و دانشجویان در آنها فعال و مشغول تحصیل هستند، تاشکند محل  استقرار دیگر موسسات فرهنگی و علمی و دینی بسیار است.

مدرسه کوکلداش (مربوط به قرن 16 میلادی) که در آن نماز جمعه هم برگزار می‌گردد، در پشت این مدرسه ویرانه‌های مسجد جامع (قرن 15 میلادی) قرار دارد که در دوره شوروی در آن کارگاه آهنگری فعالیت داشت. چارسو بازار که بازاری سرپوشیده و در تمام ایام هفته (به جز روزهای شنبه و یکشنبه) باز است، در روزهای تعطیل شنبه و یکشنبه به بازار محلی اختصاص می‌یابد که از مدرسه کوکلداش آغاز می‌شود و از نواحی پیرامون فروشندگان و خریداران با لباس‌های سنتی ازبکی و دیگر اقوام به این بازار می‌آیند. در این بازار محصولات کشاورزی تازه، مواد ‌غذایی،‌ غذاهای آماده، چای، لباس‌های سنتی ازبکی، قالی و قالیچه، لوازم چای‌خوری، اثاثه منزل و بسیاری چیزهای دیگر ارائه می‌گردد.

 در تاشکند شانزده بازار محلی دیگر نیز در نواحی مختلف شهر برگزار می‌گردد. «هشت امام» نام میدانی است در فاصله 2 کیلومتری سیرک تاشکند در خیابان زرقاینار که مرکز اداری دینی جمهوری در آن مستقر است در گوشه جنوبی این میدان، مدرسه برک‌خان (قرن 16 میلادی) خانه‌های دفتر دینی مسلمانان آسیای مرکزی که مفتی اعظم مسلمانان ازبکستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ترکمنستان در آن مستقر است. در شرق این میدان در چهارراه خیابان زرقاینار مسجد تلیاش‌ آیاخ یا مسجد هشت‌امام واقع شده است. قرآن عثمان که گفته‌ می‌شود قدیمی‌ترین قرآن جهان است. در کتابخانه این مسجد نگهداری می‌شود. این قرآن توسط امیرتیمور گورکانی به سمرقند آورده شده‌بود که درزمان تسخیر ازبکستان توسط روس‌ها از‌آنجا به سنت ‌پترزبورگ پایتخت روسیه برده ‌شد و در سال 1989 به تاشکند بازگردانده شد. در این محل مؤسسه اسلامی امام اسماعیل البخاری قرار دارد که تنها مؤسسه اسلامی در دوره شوروی بود و اکنون مهم‌ترین مدرسه منطقه است. در غرب این محل مقبره ابوبکر کفال‌شوشی دانشمند مسلمان دوره شیبان‌ها قرار دارد. در موزه ادبیات نوائی سه مقبره متعلق به قرن 15 قرار دارد که در قرن 19 بازسازی شده‌اند. بزرگترین آنها یونس‌خان است که پدر‌بزرگ بابور امپراتور مغول بود. دو مقبره کوچک دیگر متعلق به شیخ هابندی طاهر (شیخانتور) و کلدر گاچ‌بی است.

در تاشکند موسسات فرهنگی از جمله موزه هنرهای زیبا، موزه تاریخ مردم ازبکستان، ‌موزه امیرتیمور، موزه مکرم توزنبایوا در میدان استقلال، ‌موزه ادبیات‌نوایی، ‌موزه زمین‌شناسی، موزه راه‌آهن و تالار نمایشگاه مرکزی اتحادیه هنرمندان ازبکستان فعالیت دارند.

 در تاشکند به عنوان شهر فرهنگی، تجاری و سیاسی و مرکز ثقل آسیای مرکزی هتل‌‌های متعددی وجود دارد که روزانه هزاران مسافر و جهانگرد و صاحبان مشاغل و کارمندان دولتی و بخش خصوصی داخلی و خارجی در آن ‌اقامت می کنند. از جمله آنها می‌توان به هتل‌های هدرا، روسیه، بخت، سابوه، ترکستان، توران، تاشکند، چارسو، ازبکستان، صادق‌پالاس، اینتر کانتیننتال اشاره کرد. سینماهای متعدد و تئاترهای دراماتیک حمزه، تئاتر موزیکال مقیمی ،‌کاخ دولتی ملل، تئاتر دولتی پوپت، تئاتر دراماتیک روسی ازبکستان، کنسرواتوار دولتی تاشکند و تئاتر دولتی موزیکال کمدی در تاشکند به ارائه آثار هنری فعالند.

شهر تاشکند به جهت مقام و منزلت فرهنگی خود با شهرهای طرابلس، تونس، مراکش، و کراچی از شهرهای مهم و بزرگ جهان اسلام و شهرهای پاتیالا (هندوستان)، سیاتل و اسکوپیه خواهر خواندگی دارد. تاشکند درصدد ایجاد اتحادهای اقتصادی و سیاسی و راهبردی جدیدی است‌. با توجه به اینکه سنت انتخاب شهرهای پایتخت جهان اسلام رواج یافته است پیشنهاد می‌شود شهر‌های تاشکند، اصفهان و لاهور به عنوان شهرهای انتخاب شده به عنوان شهرهای جهان اسلام، با هم خواهرخواندگی داشته باشند.