آرش مومنیان
مقدمه:
نوازشریف که با توافق پرویز به پاکستان بازگشته، به رغم سابقه نه چندان درخشان خود از دفاع از دموکراسی سخن گفت و رقیب را دیکتاتور خواند. اما در عرصه تناقضهای بیشمار پاکستان آیا میتوان کسی را دیکتاتور واقعی و دیگری را دموکرات دانست؟ اکنون با حضور شریف در پاکستان پیشبینیها از معادلات سیاسی آینده پاکستان به این سو هدایت شده است که احتمالا شریف خواهد کوشید به عنوان وزنهای اسلامگرا در برابر دو جریان اصلی سکولار به رهبری مشرف و بوتو عمل کند.
">آرش مومنیان
مقدمه:
نوازشریف که با توافق پرویز به پاکستان بازگشته، به رغم سابقه نه چندان درخشان خود از دفاع از دموکراسی سخن گفت و رقیب را دیکتاتور خواند. اما در عرصه تناقضهای بیشمار پاکستان آیا میتوان کسی را دیکتاتور واقعی و دیگری را دموکرات دانست؟ اکنون با حضور شریف در پاکستان پیشبینیها از معادلات سیاسی آینده پاکستان به این سو هدایت شده است که احتمالا شریف خواهد کوشید به عنوان وزنهای اسلامگرا در برابر دو جریان اصلی سکولار به رهبری مشرف و بوتو عمل کند.
">آرش مومنیان
مقدمه:
نوازشریف که با توافق پرویز به پاکستان بازگشته، به رغم سابقه نه چندان درخشان خود از دفاع از دموکراسی سخن گفت و رقیب را دیکتاتور خواند. اما در عرصه تناقضهای بیشمار پاکستان آیا میتوان کسی را دیکتاتور واقعی و دیگری را دموکرات دانست؟ اکنون با حضور شریف در پاکستان پیشبینیها از معادلات سیاسی آینده پاکستان به این سو هدایت شده است که احتمالا شریف خواهد کوشید به عنوان وزنهای اسلامگرا در برابر دو جریان اصلی سکولار به رهبری مشرف و بوتو عمل کند.
">آرش مومنیان
مقدمه:
نوازشریف که با توافق پرویز به پاکستان بازگشته، به رغم سابقه نه چندان درخشان خود از دفاع از دموکراسی سخن گفت و رقیب را دیکتاتور خواند. اما در عرصه تناقضهای بیشمار پاکستان آیا میتوان کسی را دیکتاتور واقعی و دیگری را دموکرات دانست؟ اکنون با حضور شریف در پاکستان پیشبینیها از معادلات سیاسی آینده پاکستان به این سو هدایت شده است که احتمالا شریف خواهد کوشید به عنوان وزنهای اسلامگرا در برابر دو جریان اصلی سکولار به رهبری مشرف و بوتو عمل کند.
">آرش مومنیان
مقدمه:
نوازشریف که با توافق پرویز به پاکستان بازگشته، به رغم سابقه نه چندان درخشان خود از دفاع از دموکراسی سخن گفت و رقیب را دیکتاتور خواند. اما در عرصه تناقضهای بیشمار پاکستان آیا میتوان کسی را دیکتاتور واقعی و دیگری را دموکرات دانست؟ اکنون با حضور شریف در پاکستان پیشبینیها از معادلات سیاسی آینده پاکستان به این سو هدایت شده است که احتمالا شریف خواهد کوشید به عنوان وزنهای اسلامگرا در برابر دو جریان اصلی سکولار به رهبری مشرف و بوتو عمل کند.
">آرش مومنیان
مقدمه:
نوازشریف که با توافق پرویز به پاکستان بازگشته، به رغم سابقه نه چندان درخشان خود از دفاع از دموکراسی سخن گفت و رقیب را دیکتاتور خواند. اما در عرصه تناقضهای بیشمار پاکستان آیا میتوان کسی را دیکتاتور واقعی و دیگری را دموکرات دانست؟ اکنون با حضور شریف در پاکستان پیشبینیها از معادلات سیاسی آینده پاکستان به این سو هدایت شده است که احتمالا شریف خواهد کوشید به عنوان وزنهای اسلامگرا در برابر دو جریان اصلی سکولار به رهبری مشرف و بوتو عمل کند.
">آرش مومنیان
مقدمه:
نوازشریف که با توافق پرویز به پاکستان بازگشته، به رغم سابقه نه چندان درخشان خود از دفاع از دموکراسی سخن گفت و رقیب را دیکتاتور خواند. اما در عرصه تناقضهای بیشمار پاکستان آیا میتوان کسی را دیکتاتور واقعی و دیگری را دموکرات دانست؟ اکنون با حضور شریف در پاکستان پیشبینیها از معادلات سیاسی آینده پاکستان به این سو هدایت شده است که احتمالا شریف خواهد کوشید به عنوان وزنهای اسلامگرا در برابر دو جریان اصلی سکولار به رهبری مشرف و بوتو عمل کند.
میگویند دیکتاتور است چونکه رسانهها را محدود کرده؛ کدام رسانهها؟ همان شبکههای تلویزیون خصوصی که پیش از آغاز حکومت او کسی نامشان را هم نشنیده بود و همان روزنامههایی که رواداری دولت «دیکتاتور»، جنم و جراتشان را در نقد و تندنویسی از صدر تا ذیل نظام بیشتر اگر نکرده باشد، کم نکرده است.
میگویند دیکتاتور است چون تلاش میکند نظام قضایی را تحت نفوذ خود در آورد و با اعلام وضعیت فوقالعاده دادگاه عالی را به حال تعلیق درآورده است؛ همان دادگاهی که در زمان «دموکراسی»، هواداران نخستوزیر وقت خاکش را به توبره کشیدند وقتی علیه وی حکم کرد.
میگویند دیکتاتور است و راست هم میگویند: دیکتاتور است. اما اگر نگاهی به منطقهای بیندازیم که پاکستان در آن قرار دارد، اگر ببینیم چند کشور از «دموکراسی»های منطقه سیاستمداران مخالف و مطبوعات منتقد را تحمل میکنند یا حتی مجوزی برای تاسیس شبکههای تلویزیون خصوصی در نظام حقوقی ـ اداریشان تعریف شده، اگر ببینیم در چند کشور همسایه پاکستان نظام قضایی از چنان استقلالی برخوردار است که بتواند علیه بالاترین مقام حاکم در کشور حکم صادر کند، و اگر مقایسه کنیم که نیروهای ضدشورش در دیگر کشورهای منطقه با جماعت معترض چگونه برخورد میکنند و آیا اصولا حقی برای اعتراض در نظر گرفته شده است یا نه، عجیب نیست اگر به این نتیجه برسیم که: پرویز مشرف، رئیسجمهور فعلی پاکستان، نه فقط دموکراتترین دیکتاتور پاکستان است، بلکه پاکستان تحت حکومت او، حتی در وضعیت فوقالعاده نیز یکی از دموکراتترین حکومتهای منطقه به شمار میرود؛ پارادوکسی که با سایر تناقضات موجود در بطن جامعه پاکستان، سیاست و اقتصاد این کشور در هماهنگی کامل قرار دارد.
دفاع از دموکراسی
در بخشی از تصویر پارادوکس همهجا گیر پاکستان که با بازگشت میان محمد نوازشریف، نخستوزیر سابق این کشور از تبعید 7 ساله تکمیل شد، شریف که در دوران نخستوزیری خیال ملقب شدن به عنوان پرطمطراق «امیرالمومنین» را در سر میپروراند، در مقام حامی و مدافع دموکراسی ظاهر شد و در بدو ورودش در فرودگاه لاهور، در حالی که روی میز رزرواسیون هتل ایستاده بود اعلام کرد هیچ قصد و نیتی برای به دست آوردن قدرت ندارد و تنها برای دفاع از دموکراسی به پاکستان بازگشته است.
این در حالی است که به عقیده تحلیلگران، او که بخش قابل توجهی از دوران تبعیدش را در عربستان سعودی گذرانده و علاوه بر میانجیگری امیر عبدالله، شاه عربستان، برای موافقت مشرف با بازگشت او، تمام امکانات بازگشتش به پاکستان نیز، از هواپیما گرفته تا خودرو ضدگلوله توسط خاندان سلطنتی سعودی مهیا شده است، به کشور بازگشته تا جای خالی بزرگترین دیکتاتور تاریخ پاکستان را برای سعودیها پر کند. در حقیقت دوران طلایی نفوذ عربستان سعودی در پاکستان از زمان حکومت ژنرال ضیاءالحق آغاز شد که با کودتا علیه ذوالفقار علی بوتو، نخستوزیر وقت، در سال 1977، حکومتی افراطی اسلامی را آغاز کرد که تا زمان مرگ مرموزش در سال 1988 ادامه داشت. طی این دوران اعراب سعودی با سرازیر کردن دلارهای حاصل از فروش نفت به پاکستان به بهانه حمایت از جهاد علیه اشغالگران کمونیست افغانستان (که مورد تایید آمریکا نیز بود) در نزج هسته حرکتهای رادیکال اسلامی در این کشور نقش اصلی را بهعهده داشتند. اکنون شریف که نماینده یکی از جریانهای معتدل اسلامگرا در پاکستان است، همانطور که طی دو دوره پیشین نخستوزیریاش نشان داده، نه فقط با سایر گروههای اسلامگرا اعم از افراطی و معتدل رابطه بسیار بهتری در مقایسه با دو رقیب اصلی خود یعنی مشرف و بینظیر بوتو دارد. بلکه در مقابل سیاستهای عربستان و نفوذ سیاسی این کشور در پاکستان نرمش بیشتری از خود نشان میدهد و به این ترتیب از دید خاندان آلسعود تقریبا از هر لحاظ جانشین مناسبی برای ضیاءالحق محسوب میشود.
بازگشت سرافرازانه شریف
اما بازگشت شریف از هر لحاظ با وداع ا در سال 2000 و همچنین بازگشت نافرجام دو ماه پیشاش قابل مقایسه نبود. به نظر میرسد اعلام وضعیت فوقالعاده از سوی مشرف که ضربه نهایی را بر وجهه او وارد کرده و درگیریها و ناآرامیهای اخیر در این کشور در نهایت به نفع شریف تمام شده است. لاهور، زادگاه شریف و مرکز استان پنجاب است که نخستوزیر سابق پاکستان به واسطه قرابت قومی به پشتیبانی مردم آن در عرصه سیاسی بیش از مردم سایر نقاط پاکستان متکی است. این مسئله علاوه بر حضور شریف پیش از انتخابات عمومی، موجب آزردگی مشرف شده است چرا که حزب مورد حمایت مشرف، یعنی شاخهای از حزب مسلم لیگ به نام مسلملیگ قاعد اعظم که در برابر انشعاب هواداران نوازشریف در این حزب با عنوان مسلملیگ نواز تشکیل شده به حمایت مردم همین ناحیه پشت گرم است و رقابت دو رقیب که پایگاه مشترکی دارند. در انتخابات آتی که قرار است 8 ژانویه 2008 برگزار شود، احتمالا به یک داربی سیاسی تبدیل میشود که عرصه را برای رقبای سوم مانند حزب مردم به رهبری بوتو و احزاب اسلامی تندرو باز میگذارد. شاید به همین دلیل مشرف پیش از سفر هفته گذشته خود به عربستانسعودی اصرار داشت شریف تا پیش از برگزاری انتخابات عمومی به پاکستان باز نگردد. درخواستی که ظاهرا از سوی امیر عبدالله، میانجی قضیه شریف، پذیرفته نشد والبته مشرف نیز در برابر عربستان که تامینکننده اول سوخت مورد نیاز پاکستان به ارزش سالانه یک میلیارد دلار است. با نارضایتی و بیرغبتی به بازگشت پیش از موعد شریف به پاکستان تن داد.
اکنون با حضور شریف در پاکستان پیشبینیها از معادلات سیاسی آینده پاکستان به این سو هدایت شده است که احتمالا شریف خواهد کوشید به عنوان وزنهای اسلامگرا در برابر دو جریان اصلی سکولار به رهبری مشرف و بوتو عمل کند.
البته در این بین برخی پیشبینیهای غیر محتمل نیز درباره آینده سیاسی پاکستان منتشر شده است که از آن جمله میتوان به احتمال ائتلاف بوتو و شریف اشاره کرد که با نظر به اختلافات موجود بین دو طرف بسیار غیرمحتملتر از ائتلاف مشرف و بوتو است. یکی دیگر از گزینههای غیرمحتمل نیز احتمال اتحاد شریف و مشرف است که شایعاتی درباره توافق پنهان این دو به گسترش حدسیات درباره آن دامن زده است. گذشته از اختلافات ایدئولوژیک و سابقه عناد این دو که دشمنان شماره یک یکدیگر به شمار میروند، نباید فراموش کرد که بازگشت شریف بیش از آن که بخشی از استراتژی مشرف باشد نتیجه تلاش خاندان سعودی است که نمیخواهند از نفوذ سیاسیشان در پاکستان کاسته شود.
در همین زمینه مقامات حزب مسلملیگ نواز نیز احتمال چنین سازشی را به شدت رد کردهاند. نزهت امیر صدیق، رهبر شاخه زنان این حزب در گفتوگویی با گاردین در این باره گفت: «هیچ سازشی در این باره صورت نگرفته است. من رهبر خودم را خوب میشناسم و مطمئن هستم او تحت هیچ شرایطی [با مشرف] سازش نمیکند.» به این ترتیب به نظر میرسد در صورتی که نوازشریف و حزب مسلملیگ نواز بخواهند که از دو سیاست مبارزه منفی و تحریم انتخابات یا شرکت در آن، گزینه شرکت در انتخابات را برگزینند، احتمالا با یک یا چند حزب از احزاب اسلامی مانند متحده مجلس عمل، ائتلاف خواهند کرد؛ حزبی که هر چند دیدگاههای رادیکالتری نسبت به قوانین اسلامی دارد (در مقایسه با مسلم لیگنواز) اما هنوز در مقایسه با جریانات افراطی رایج در پاکستان مانند آن چه در شمال این کشور میگذرد، حزبی نسبتا معتدل به شمار میرود. از سوی دیگر پیشبینی میشود که حضور شریف در عرصه رقابتهای سیاسی پاکستان، احتمالا مانند کاتالیزوری برای ائتلاف سکولار مشرف و بوتو عمل کند.
بوتو و مشرف که از ماهها پیش از بازگشت بوتو به پاکستان با وساطت آمریکا مذاکراتی را برای تشکیل ائتلافی سکولار آغاز کرده بودند، با اعلام وضعیت فوقالعاده از سوی مشرف که با دو دوره منقطع و کوتاهمدت از بازداشت خانگی بوتو همراه بود،به سطحی از اختلاف رسیدند که به اعتقاد برخی تحلیلگران با توجه به شدت انتقادهای بوتو از مشرف ادامه روند مذاکرات ائتلاف بازگشتپذیر نبود. اکنون شریف و متحدان احتمالی او فرصت دارند تا تصمیم بگیرند که آیا در این انتخابات در برابر مشرف و بوتو و احزاب متبوعشان قرار بگیرند یا راه مبارزه منفی را در پیش گرفته و انتخابات را تحریم کنند. تحریم انتخابات به بهانه برگزاری آن در شرایط فوقالعاده مطرح شده است چرا که تحت این شرایط شماری از شبکههای تلویزیون خصوصی قطع و اجازه برگزاری تجمعات سیاسی محدود است. مشرف در برابر این ادعاها و همچنین فشارهای خارجی همچنان مصر است که شرایط فوقالعاده متضمن سلامت انتخابات در شرایط فعلی است. در انتخابات عمومی پاکستان سرنوشت کرسیهای دو مجلس پارلمان این کشور و نمایندگان چهار شورای استانی تعیین میشوند که به نوبه خود علاوه بر تاثیر در روند قانونگذاری در این کشور، در تعیین دولت و تفویض بخشی از اختیاراتی که اکنون در حیطه قدرت رئیسجمهور قرار گرفتهاند به نخستوزیر (و در واقع بازگشت به نظام پارلمانی سابق و تنزل ریاست جمهوری به مقامی تشریفاتی) قدرت و اختیار تام دارند.