دیپلماتهای اکثر نقاط جهان، در هوای سرد زمستانی این روزها در جیب پالتوهای بلند خود تقویم کاری تازهیی گذاشتهاند؛ تقویم سال 2008. تقویمی که هنوز ناکامیها و کامیابیهایش معلوم نیست. ولی تقویم 2007 که برگ آخر آن هم به پایان رسیده، اکنون آماده بازخوانی و قضاوت کردن است. قضاوتی که گرچه ممکن است دقیق و همهجانبه نباشد اما میتواند تصویری کلی از رویدادهای پراکنده به دست دهد. دیپلماسی ایرانی در سال 2007 نیز مشمول چنین قضاوتی خواهد بود؛ قضاوتی که جنبههای مختلفی را از رابطه با شرق و غرب عالم در برمیگیرد اما هنوز هم آن چیزی که محور توجه جهانی به سیاست خارجی جمهوری اسلامی است، چیزی نیست جز فراز و نشیبهای روابط تهران و واشنگتن. سال 2007 از این نظر سالی استثنایی بود.
معجزهیی در کار نیست
تحلیلگران بیبیسی قبل از اینکه به تعطیلات کریسمس بروند در ارزیابی آخر سال خود از سیاست خارجی جمهوری اسلامی نتیجهگیری کردهاند که در سال 2007 معلوم شد میتوان انتظار هر نوع رفتاری را از ایران داشت و هیچ چیز در مورد این کشور بعید نیست حتی اگر آن چیز شکستن تابوی مذاکره با آمریکا باشد. بیشک چیزی که بیش از همه باعث شکلگیری چنین قضاوتی از سوی تحلیلگران غربی درباره سیاست خارجی ایران شده به گفتوگوی تهران و واشنگتن در عراق برمیگردد آن هم درست در شرایطی که اختلاف تهران و واشنگتن بر سر پرونده هستهیی داغترین روزهایش را سپری میکرد. بنابراین در نگاه تحلیلگران غربی، عملگرایی سیاست خارجی ایران در سال 2007 میتواند نویددهنده این باشد که در سال جدید میلادی میتوان انتظار مذاکره دوجانبه ایران و آمریکا را نیز داشت که در صورت وقوع، بزرگترین اتفاق دیپلماتیک سال در سراسر جهان نیز قلمداد خواهد شد. ولی هنوز انتظار چنین مذاکرهیی تا حد زیادی خوشبینانه به نظر میرسد. هر چند از ابتدای سال 2007 تاکنون به مناسبتهای مختلف، نشانههای مثبتی از تهران و واشنگتن مخابره شده که برای زمینهسازی گفتوگوها لازم است اما واقعگرایی سیاسی حکم میکند که نباید موانع زیادی که بر سر چنین گفتوگویی وجود دارد را از یاد برد؛ موانعی که در صدر آن همچنان پرونده هستهیی جمهوری اسلامی قرار دارد.
آمریکا که در یک هفته مانده به شروع سال 2007 نخستین قطعنامه شورایامنیت را با کمک سایر اعضای دائمی این شورا برای تحریم ایران و 285 روز پیش نیز دومین قطعنامه را در این شورا از تصویب گذراند، اکنون در حالی وارد سال 2008 شده که دیپلماتهای کاخسفید در تلاش برای تصویب سومین قطعنامه شورای امنیت علیه ایران به دلیل عدم تعلیق غنیسازی اورانیوم هستند. اما از یک ماه پیش این تلاشها همواره با ناکامی مواجه شده است. تقریباً تمام تحلیلگران بر این باورند که دلیل اصلی ناکامی دیپلماتهای آمریکایی برای اعمال فشارهای شدیدتر بر ایران از طریق تصویب قطعنامهیی تازه در شورای امنیت، به ارزیابی ماه گذشته آژانسهای اطلاعاتی آمریکا درباره فعالیتهای هستهیی ایران برمیگردد که در آن عنوان شده بود جمهوری اسلامی از سال 2003 فعالیتها برای ساخت سلاح هستهیی را متوقف کرده است.
درباره این گزارش که تحلیلگران آن را آبی بر آتش اختلافهای رو به فزونی میان تهران و واشنگتن تعبیر کردهاند، تفسیرهای فراوانی صورت گرفته، اما عمدهترین پیامدی که این گزارش تاکنون برجای گذاشته، فروکش کردن کشمکش بر سر پرونده هستهیی ایران و بالطبع کاهش امواج دشمنی تهران و واشنگتن است. ایران به وضوح از گزارش نهادهای امنیتی آمریکا استقبال کرده و محمود احمدی نژاد در نخستین کنفرانس خبری خود پس از انتشار این گزارش اعلام کرد در صورتی که آمریکا یکی دو گام دیگر در جهت کاهش تنشها بردارد، فضای گفتوگو میان دو کشور فراهم خواهد شد. در عوض آمریکاییها هم عین همین انتظار را از تهران دارند.
آنها هم از تهران میخواهند برای بازشدن درهای گفتوگو، دستگاههای سانتریفوژ خود را دستکم برای مدتی خاموش کند. این درخواستی است که وزیر امور خارجه آمریکا در سال گذشته بارها تکرار کرده است. او به مناسبتهای مختلف گفته که حاضر است با همتای ایرانی خود در هر نقطه، هر زمان و درباره هر موضوعی صحبت کند مشروط به اینکه ایران غنیسازی اورانیوم را متوقف کند. شرطی که آمریکاییها برای مذاکره با ایران گذاشتهاند، در شرایط حاضر به حدی غیرعملی جلوه میکند که استقبال واشنگتن از مذاکره با ایران را هم به چیزی در حد تعارف سیاسی تقلیل میدهد و انتظار عملیشدن مذاکرات دوجانبه میان دو کشور را کاهش میدهد.
با این حال همین که تاکنون سه دور مذاکره میان تهران و واشنگتن برای حل مسائل امنیتی عراق صورت گرفته میتواند نویددهنده تعمیم این مذاکرات به عرصه روابط دوجانبه باشد. خصوصاً که آمریکاییها فروکش کردن بحران امنیتی در عراق طی سه ماه گذشته را تا حد زیادی نتیجه کمکهای ایران ارزیابی کردهاند و بنابراین اگر دو کشور از مذاکرات خود پیرامون عراق احساس رضایت کنند، بعید نیست که سال 2008 را به سالی برای گفتوگوهای دوجانبه نیز تبدیل کنند. هر چند باز باید درباره هرگونه پیشبینی نسبت به چنین گفتوگویی کاملاً محتاط بود و در دام تحلیلهای خوشبینانه در نغلتید.
به ویژه که در سال 2008 متغیرهای زیادی وجود دارند که میتوانند احتمال مذاکره مستقیم میان ایران و آمریکا را کم یا زیاد کنند. مثلاً نتیجه انتخابات ریاست جمهوری آمریکادر سال 2008 ممکن است باعث تصمیمسازیهای تازه در کاخ سفید پیرامون ایران شود. حتی تا پیش از برگزاری این انتخابات نیز به نظر میرسد که رفتار جمهوریخواهان حاکم در کاخ سفید با احتیاط بیشتری همراه شود چرا که آنها به هیچرو مایل نیستند در سال آخر ریاست جمهوری بوش، بهانههای جدی به دست رقیبان دموکرات خود بدهند و بنابراین از دست زدن به سیاستهایی که میتواند سببساز تضعیف جایگاهشان شود به شدت پرهیز میکنند. غالب تحلیلگران نیز بر این باورند که جمهوریخواهان در آخرین سال تصدی بر کاخ سفید، درصدد القای تصویر صلحطلبانهتری از خود هستند و میخواهند به افکار عمومی بباورانند که نتیجه جنگ با تروریسم دستیابی به صلح بوده است. فروکش کردن بحران امنیتی در عراق، مذاکرات خلع سلاح کرهشمالی، اجلاس صلح فلسطین و اسرائیل و تاکید بر دیپلماسی برای حل پرونده هستهیی ایران همه نشانههایی است که میتوان سیاست خارجی کاخ سفید را در سال آخر ریاست جمهوری بوش از دل آن بیرون کشید و تفسیر کرد.
به تعبیر عامیانهتر، کاخسفید در سال 2008 دست به عصاتر از گذشته خواهد بود و این برای تهران برگ برنده بزرگی است که میتواند در مناسبات جهانی خود از آن استفاده کند. تهران میداند که حتی اگر بر تعداد سانتریفوژهای خود برای غنیسازی اورانیوم روز به روز هم بیفزاید، باز ایالات متحده برای جلب اجماع جهانی جهت تصویب قطعنامهیی تازه علیه ایران با مشکل مواجه خواهد بود. بنابراین برای ایران این فرصت ایجاد میشود که حریف را در میدان نبرد با دشواری روبهرو سازد. هر چند به هر حال از قرائن پیداست که واشنگتن نیز در سال 2008 در کنار فضاسازی برای مذاکره با ایران، به تلاشها برای تشدید فشارها به تهران ادامه خواهد داد. به همین دلیل امیدوارانهترین تحلیلها درباره درگرفتن مذاکرهیی مستقیم میان ایران و ایالات متحده همچنان دریچه بازشده میان دو کشور در بغداد را نشانه رفتهاند؛ جایی که رایان کروکر سفیر آمریکا و حسن کاظمی قمی سفیر ایران تاکنون سه بار با هم دست دادهاند، پشت یک میز نشستهاند و پیامد مذاکراتشان به اذعان مقامهای آمریکایی کاهش خشونتها در عراق بوده است.
با این حال حتی مذاکرات دو کشور در عراق هم به حدی شکننده است که به رغم همه خوشبینیهای موجود نباید آنها را نادیده گرفت. مثلاً قرار گرفتن سپاه قدس در لیست گروههای حامی تروریسم وزارت امور خارجه ایالات متحده و ادامه بازداشت دیپلماتهای دستگیر شده در اربیل، مسائلی هستند که خطر ناکامی را بر سر مذاکره تهران و واشنگتن در عراق قرار دادهاند. به همین دلیل تحلیلگران واقعگرا، انتظاری برای وقوع معجزه در روابط ایران و آمریکا در سال 2008 ندارند و موانع موجود بر سر برقراری رابطه میان دو کشور نیز گواهی میدهد که نباید انتظار وقوع معجزهیی از این دست را داشت، شاید واقعبینانهتر این باشد که امیدوار باشیم تنشها میان دو کشور از آن چیزی که هست بالا تر نرود. دستکم برای چنین امیدی قرائنی وجود دارد.