تاریخ انتشار : ۳۱ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۰:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۴۴۵۳۳

محمد پهلوانی

دولت نهم به دلیل برخورداری از پتانسیل‌ها و مولفه‌هایی کم‌نظیر، همواره در معرض فضا‌سازی‌ها و فرا‌واقعیت‌سازی‌های رسانه‌ای مخالفان و معارضان قرار دارد که عملا زندگی سیاسی و اجتماعی مردم را تحت‌ تاثیر قرار می‌دهند و دائما فضای سنگین تبلیغاتی را علیه اصولگرایان، بویژه دولت نهم بر جامعه تحمیل می‌کنند. بویژه که در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی قرار داریم. از این رو شدت عمل افراطیون، روز به روز سنگین‌تر و بیشتر می‌شود، تا شاید ره‌توشه‌ای برای جلب آرای ملت در انتخابات مجلس شورای اسلامی فراهم آورند. چرا که اصلاح‌طلبان به وضوح، آگاهند که از بدنه اجتماعی قدرتمندی بهره‌مند نیستند و  آرای قابل توجهی را در انتخابات مجلس شورای اسلامی کسب نخواهند کرد.

از این رو برخی اصلاح‌طلبان با آسمان و ریسمان و معکوس جلوه دادن واقعیات در پی تخریب دولت نهم و توجیه عملکرد نامطلوب سابق خود هستند. اظهارات آقای جلال‌زاده، نماینده سنندج در مجلس ششم را در این راستا باید ارزیابی کرد.(1) ایشان با ابراز تاسف عدم تداوم سیاست‌های دولت جناب آقای خاتمی بیان می‌کند: "اعتمادسازی‌های دولت گذشته جای خود را به تغییر رفتار امروز جامعه بین‌الملل نسبت به سیاست‌های خارجی ایران داده است ... در آن زمان [قبل از دولت اصلاحات] وضعیت روابط خارجی ایران با دیگر کشورها چندان مناسب نبود. از جمله آنکه در آن دوران، کشورهای اروپایی روابط محکم، استوار و حسنه‌ای با ایران نداشته و حتی در کشور ما سفیر هم نداشتند، اما فکر و اندیشه بلند و والای خاتمی بویژه با طرح گفتگوی تمدن‌ها، اعتبار جدید و شگرفی برای ایران ایجاد کرد تا جایی که کشورهای مختلف جهان خواهان برقراری رابطه با ایران شدند ... با پیروزی اصلاح‌طلبان و فضای جدید حاکم بر کشور، باب تازه‌ای برای برقراری رابطه میان ایران دیگر کشورهای جهان گشوده شد ... دولت اصلاحات در بازسازی روابط و گشودن راه‌های تجارت ،اقتصاد و فرهنگ و ... تلاش‌های بسیاری انجام داد و دستاوردهای بسزایی داشت ... اعتماد به دست آمده توسط دولت خاتمی اینِِ روزها در حال از دست رفتن است و هر روز ایران به مسائل جدیدی متهم می شود".

در این بخش از اظهارات آقای جلالی‌زاده، اولین نکته متبادر به ذهن این است که ایشان چونان دیگر اصلاح‌طلبان، تلویحا دیپلماسی دولت قبل از اصلاحات را نقد می‌کنند. که این تعریض تلویحی رقیق شده اظهارات و انتقادات تند و خصمانه اصلاح‌طلبان که بعد از دوم خرداد 76 علیه جناب  آقای هاشمی رفسنجانی در لشکر رسانه‌ای اصلاح‌طلبان مطرح می‌شد و اگر باز هم شرایط مساعدی برایشان فراهم شود دغدغه‌های آنها مبنی بر عدم انسجام و پایگاه ضعیف اجتماعی‌شان بر طرف شود، احتمال قریب به یقین می‌رود که مجددا همان رویه سابق را نسبت به جناب آقای هاشمی در پیش گیرند و با انتقادات تند و خصمانه و غیر منطقی و تصمیمات احساسی و عجولانه، چونان مجلس ششم، التهابات سیاسی و اجتماعی سابق و بلکه بدتر از آن را بر کشور حاکم  کنند و امنیت ‌ملی کشور را با چراغ‌سبز نشان دادن به استکبار و دشمنان ملت ایران، مخدوش کنند.

از سوی دیگر، اگر بخواهیم منصفانه سخن بگوییم و اخلاق و انصاف را به مذبح تعصبات و رقابت‌های سیاسی نفرستیم، باید بگوییم طرح گفتگوی تمدن‌ها در آن شرایط، ایده‌ای مثبت و تا اندازه‌ای راهگشا بود که می‌توانست تاثیرات و نتایج مثبتی را برای ایران و جامعه  بین‌اللمللی به ارمغان آورد، اما سوال اساسی اینجاست که آیا دولت و مجلس اصلاحات، مکانیسمی را برای مدیریت صحیح این طرح در سطح بین‌الملل طراحی کرده ‌بودند؟ و اگر پاسخ مثبت است، کدام رهاورد و نتایج مثبت از این طرح عملا برای ملت ایران حاصل شد؟ 

در حالی که دولت و مجلس اصلاحات و اصلاح‌طلبان نتوانستند گفتگوها و تعاملات میان خود را به درستی مدیریت کنند، چگونه می‌توانستند گفتگوی تمدن‌ها را در سطح بین‌الملل مدیریت کنند و از آسیب‌های احتمالی آن جلوگیری نمایند و عملا منافع ایران را در سایه آن تحصیل نمایند؟

هر چند در دوران دولت جناب آقای خاتمی، سطح روابط و مناسبات ایران با دیگر کشورها ارتقا یافت، اما این امر نیاز به تحلیلی عمیق دارد. تغافل از واقعیت‌ها، پاشنه آشیل اصلاح‌طلبان شد و آنها را دچار ناکامی نمود. ارتقای مناسبات بین‌المللی را باید با نتایج و فواید مترتب بر آن ارزیابی کرد. بهتر بود جناب آقای جلالی‌زاده، نماینده سنندج در مجلس اصلاحات، نتایج مثبت ارتقای مناسبات ایران با دیگر کشورها، نتایج باز کردن پای سه کشور اروپایی در موضوع هسته‌ای و نتایج همراهی ایران با بسیاری از مناسبات بین‌المللی را اقصا می‌کردند و نام می‌بردند.

 آیا وضعیت اسفبار حاکم در جریان موضوع هسته‌ای ایران که غرب و سه کشور اروپایی در دوران مجلس و دولت اصلاحات بر ملت غیور ایران تحمیل کردند را باید به خاطر صرف ارتفای مناسبات، مفید و مثبت ارزیابی کرد، وضعیت اسفباری را که جناب آقای دکتر علی‌اکبر ولایتی چنین بیان می‌کند: "آن زمان تعلیق را پذیرفتیم، تعلیق کوتاه‌مدت هم نبود، دو سال‌ونیم طول کشید. لذا تعلیق بلند مدت بود و حاضر نیستیم این تجربه را دوباره تکرار کنیم ... وقتی تعلیق را پذیرفتیم، نه فقط نظارت‌های بیشتر را بر فعالیت‌های هسته‌ای ما طلب کردند، بلکه گفتند پروتکل الحاقی را هم بپذیرید. گفتیم مجلس باید تصویب کند؛ گفتند قبل از تصویب آن را اجرا کنید و ما هم اجرا کردیم ... اما پا را فراتر گذاشتند و خواستار بازرسی از مراکز نظامی شدند. عاقبت دیدیم که بعد از دو سال‌و‌نیم از آنچه در روز اول شروع کرده‌ بودیم، عقب‌تر هستیم."(2)

یقینا جناب آقای جلالی‌زاده، سفر جناب آقای خاتمی به فرانسه را که در اواخر دولت اصلاحات اتفاق افتاد به خاطر دارند که در چه سطحی برگزار شد و کدام مقام فرانسوی برای استقبال از جناب آقای خاتمی آمد و ...!

هم‌اکنون در پرتو سیاست‌های مدبرانه، هوشمندانه و عزت‌آفرین دولت و مجلس اصولگرا، سیاست‌های خصمانه و متکبرانه استکبار ‌جهانی در دوران اصلاحات، به سیاست‌های منفعلانه نسبت به ایران مبدل شده ‌است و جایگاه ایران در معادلات بین‌اللملی ومنطقه‌ای ارتقا یافته و موضوع هسته‌ای ایران عملا مختومه شده‌ است که ارسال سوخت هسته‌ای از روسیه بعد از سال‌ها تاخیر و نیز دعوت شورای همکاری خلیج‌فارس از جناب آقای دکتر احمدی‌نژاد و همچنین هشدار کارشناسان و اظهارات برخی مقامات غربی به روسای دولت‌هایشان مبنی بر همکاری با ایران و ... شاهد بر آن هستند.

این دستاوردهای مهم اصولگرایان که به رغم جوسازی‌ها و فضای سنگین تبلیغی حاصل شده است، بر برخی مخالفان سنگین آمده است و آنان با مشاهده عدم اقبال عمومی جامعه به عملکرد اصلاحاتیان، تلاش می‌کنند با شتابزدگی و تحریف واقعیات، خدمات دولت نهم را کوچک و ناچیز، بلکه ضدخدمت جلوه دهند تا شاید آرای آنها در انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی تغییر محسوسی یابد!