نویسنده: تاناکا ساکاای
مترجم: قدرتالله ذاکری
زیرذرهبین:
دیدار اخیر شینزو آبه نخستوزیر ژاپن از آمریکا از تحولی جدید در روابط توکیو و واشینگتن حکایت میکند. تخریب رابطه با کره شمالی و چین و در عین حال برقراری روابط متقابل با آمریکا ـ کره شمالی و آمریکا ـ چین استراتژی جدیدی است که در دوران کویزومی از آن تبعیت شد و ظاهراً شینزو آبه همچنان از آن پیروی میکند ولی با این وجود دولت بوش، ژاپن را از آمریکا دور میکند و به سمت چین میراند. چنین رفتار نه چندان دوستانهای میتواند زمینهساز یک تحول در روابط آمریکا و ژاپن باشد و به وابستگیها در این رابطه پایان دهد. شاید در چنین شرایطی ژاپن هم به راه کره جنوبی برود و استقلال را جانشین وابستگی کند.
نویسنده: تاناکا ساکاای
مترجم: قدرتالله ذاکری
زیرذرهبین:
دیدار اخیر شینزو آبه نخستوزیر ژاپن از آمریکا از تحولی جدید در روابط توکیو و واشینگتن حکایت میکند. تخریب رابطه با کره شمالی و چین و در عین حال برقراری روابط متقابل با آمریکا ـ کره شمالی و آمریکا ـ چین استراتژی جدیدی است که در دوران کویزومی از آن تبعیت شد و ظاهراً شینزو آبه همچنان از آن پیروی میکند ولی با این وجود دولت بوش، ژاپن را از آمریکا دور میکند و به سمت چین میراند. چنین رفتار نه چندان دوستانهای میتواند زمینهساز یک تحول در روابط آمریکا و ژاپن باشد و به وابستگیها در این رابطه پایان دهد. شاید در چنین شرایطی ژاپن هم به راه کره جنوبی برود و استقلال را جانشین وابستگی کند.
نویسنده: تاناکا ساکاای
مترجم: قدرتالله ذاکری
زیرذرهبین:
دیدار اخیر شینزو آبه نخستوزیر ژاپن از آمریکا از تحولی جدید در روابط توکیو و واشینگتن حکایت میکند. تخریب رابطه با کره شمالی و چین و در عین حال برقراری روابط متقابل با آمریکا ـ کره شمالی و آمریکا ـ چین استراتژی جدیدی است که در دوران کویزومی از آن تبعیت شد و ظاهراً شینزو آبه همچنان از آن پیروی میکند ولی با این وجود دولت بوش، ژاپن را از آمریکا دور میکند و به سمت چین میراند. چنین رفتار نه چندان دوستانهای میتواند زمینهساز یک تحول در روابط آمریکا و ژاپن باشد و به وابستگیها در این رابطه پایان دهد. شاید در چنین شرایطی ژاپن هم به راه کره جنوبی برود و استقلال را جانشین وابستگی کند.
نویسنده: تاناکا ساکاای
مترجم: قدرتالله ذاکری
زیرذرهبین:
دیدار اخیر شینزو آبه نخستوزیر ژاپن از آمریکا از تحولی جدید در روابط توکیو و واشینگتن حکایت میکند. تخریب رابطه با کره شمالی و چین و در عین حال برقراری روابط متقابل با آمریکا ـ کره شمالی و آمریکا ـ چین استراتژی جدیدی است که در دوران کویزومی از آن تبعیت شد و ظاهراً شینزو آبه همچنان از آن پیروی میکند ولی با این وجود دولت بوش، ژاپن را از آمریکا دور میکند و به سمت چین میراند. چنین رفتار نه چندان دوستانهای میتواند زمینهساز یک تحول در روابط آمریکا و ژاپن باشد و به وابستگیها در این رابطه پایان دهد. شاید در چنین شرایطی ژاپن هم به راه کره جنوبی برود و استقلال را جانشین وابستگی کند.
نویسنده: تاناکا ساکاای
مترجم: قدرتالله ذاکری
زیرذرهبین:
دیدار اخیر شینزو آبه نخستوزیر ژاپن از آمریکا از تحولی جدید در روابط توکیو و واشینگتن حکایت میکند. تخریب رابطه با کره شمالی و چین و در عین حال برقراری روابط متقابل با آمریکا ـ کره شمالی و آمریکا ـ چین استراتژی جدیدی است که در دوران کویزومی از آن تبعیت شد و ظاهراً شینزو آبه همچنان از آن پیروی میکند ولی با این وجود دولت بوش، ژاپن را از آمریکا دور میکند و به سمت چین میراند. چنین رفتار نه چندان دوستانهای میتواند زمینهساز یک تحول در روابط آمریکا و ژاپن باشد و به وابستگیها در این رابطه پایان دهد. شاید در چنین شرایطی ژاپن هم به راه کره جنوبی برود و استقلال را جانشین وابستگی کند.
نویسنده: تاناکا ساکاای
مترجم: قدرتالله ذاکری
زیرذرهبین:
دیدار اخیر شینزو آبه نخستوزیر ژاپن از آمریکا از تحولی جدید در روابط توکیو و واشینگتن حکایت میکند. تخریب رابطه با کره شمالی و چین و در عین حال برقراری روابط متقابل با آمریکا ـ کره شمالی و آمریکا ـ چین استراتژی جدیدی است که در دوران کویزومی از آن تبعیت شد و ظاهراً شینزو آبه همچنان از آن پیروی میکند ولی با این وجود دولت بوش، ژاپن را از آمریکا دور میکند و به سمت چین میراند. چنین رفتار نه چندان دوستانهای میتواند زمینهساز یک تحول در روابط آمریکا و ژاپن باشد و به وابستگیها در این رابطه پایان دهد. شاید در چنین شرایطی ژاپن هم به راه کره جنوبی برود و استقلال را جانشین وابستگی کند.
نویسنده: تاناکا ساکاای
مترجم: قدرتالله ذاکری
زیرذرهبین:
دیدار اخیر شینزو آبه نخستوزیر ژاپن از آمریکا از تحولی جدید در روابط توکیو و واشینگتن حکایت میکند. تخریب رابطه با کره شمالی و چین و در عین حال برقراری روابط متقابل با آمریکا ـ کره شمالی و آمریکا ـ چین استراتژی جدیدی است که در دوران کویزومی از آن تبعیت شد و ظاهراً شینزو آبه همچنان از آن پیروی میکند ولی با این وجود دولت بوش، ژاپن را از آمریکا دور میکند و به سمت چین میراند. چنین رفتار نه چندان دوستانهای میتواند زمینهساز یک تحول در روابط آمریکا و ژاپن باشد و به وابستگیها در این رابطه پایان دهد. شاید در چنین شرایطی ژاپن هم به راه کره جنوبی برود و استقلال را جانشین وابستگی کند.
آبه نخستوزیر ژاپن از 27 آوریل دیدار خیلی کوتاه 2 روزهای از آمریکا داشت. لحن گزارشهای رسانههای جمعی ژاپن و آمریکا در رابطه با این سفر با هم متفاوت بود.
تقریباً گزارشهای تمام رسانههای جمعی ژاپن حول این محور بود که آبه نخستوزیر ژاپن و بوش رئیسجمهور آمریکا در رابطه با تشدید تحریم کره شمالی به تفاهم رسیدند و در جریان سفر نخستوزیر به آمریکا روابط ژاپن و آمریکا عمیقتر شد. امّا در رسانههای آمریکایی لحن انتقادی در برابر نخستوزیر آبه و نیز اینکه روابط آمریکا و ژاپن چندان موفق نیست، چشمگیر بود.
در این میان شدیدترین این انتقادها، مقاله نوری میتسوو اونیشی خبرنگار نیویورک تایمز بود که مقیم توکیو است. او آمریکایی ژاپنیتباری است که جناح راست و وزارت امور خارجه ژاپن از او متنفّر است. وی درست قبل از دیدار نخستوزیر آبه از آمریکا، در مطلبی تحت عنوان «دیدار نخستوزیر ژاپن و تغییر سیاست واشنگتن» در تاریخ 62 آوریل نوشت: «در مقایسه با نخستوزیر کوئیزومی که دیدارهای مؤثری از آمریکا داشت، آبه پرسشهای انتقادی درباره مسئولیت جنگ مطرح نکرده است و با اینکه هفت ماه از زمان تصدی مسئولیتش میگذرد و اولین دیدارش از آمریکا در سمت نخستوزیری است، اقامت او تنها یک شب طول میکشد که نمایانگر غیرموثر بودن آن خواهد بود. این اولین رهبر ژاپن است که چنین میکند».
خود آبه با این گفته که بلافاصله بعد از تصدی نخستوزیری، دیدار از آمریکا ضروری نبود؛ چرا که روابط ژاپن و آمریکا در اوج خود است، به تبرئه خود پرداخت.
با اینکه رسانههای ژاپنی توافق ژاپن و آمریکا در موضعگیری در برابر کره شمالی و نیز عمیقتر شدن روابط ژاپن و آمریکا را خاطرنشان کرده بودند، اما در مقابل، اونیشی در مقاله خود چنین تجزیه و تحلیلی ارائه میکند: «با اینکه کره شمالی در رابطه با آسیبدیدگان مسئله آدمربایی گفته بود آنهایی را که هنوز زنده هستند به کشورشان باز خواهد گرداند اما ژاپن که در حل مسئله آدمربایی گرفتار شده است در اجلاس 6 کشور گفت که وعدهها درباره حل مسئله آدمربایی محقق نشده است. با اینکه بوش مواضعش نسبت به کره شمالی را تعدیل نمیکند اما برای آبه هم چیزی تغییر نکرده است، پس شکاف بین آمریکا و ژاپن بیشتر میشود.» و در مورد مشکل زنانی که به هنگام جنگ مورد تعرض قرار گرفتند مینویسد: «در آمریکا حتی سیاستمداران محافظهکار هم میگویند که نزدیکی بیش از حد به ملیگرایی چون آبه صحیح نیست».
دلیل محفل خیلی کوچک عصرانه، آیا فرار از انتقادها بود؟ با این همه آیا دوستیها رشد میکند؟
در همان روز، نیویورک تایمز در رابطه با دیدار آبه از آمریکا مقاله دیگری را از خبرنگاری دیگر در چاپ واشنگتنیاش درج کرد که این متفاوت از مقاله اونیشی بود و لحنی سرشار از دوست داشتن ژاپن داشت. قدرت محاکمه آمریکا به رهبری بوش به هنگام دیدار آبه از آمریکا بدون برگزاری مجلس شام بزرگ و مجلل برای او تنها مجلس عصرانه کوچکی با حضور آبه و بوش و همسرانشان برگزار کرد. هر چند میتوان پنداشت و به نظر میرسد که تقلیل مراسم مفصل شام به مراسم کوچک عصرانه به خاطر ممانعت از حضور نمایندگان کنگره بوده است که در مسئله زنان مورد تعرض، از آبه انتقاد میکنند؛ چرا که آنها باید جزء مهمانان مراسم شام میبودند اما مقاله نیویورک تایمز که لحنی سرشار از دوستداری ژاپن بود در اینباره نوشته است: «اگر مراسم مفصل شام بود، بوش و آبه این فرصت را که با صمیمیت به بحث بپردازند از دست میدادند. پس به خاطر ایجاد دوستیها بین رهبران، مراسم به صورت کوچکی برگزار شد».
در انکار این مقاله دوستدار ژاپن، بار دیگر اونیشی در 28 آوریل مقالهای با محتوای مخالفت با دولت ژاپن منتشر کرد و در آن گفت: «اگرچه بوش و آبه دوست شدند اما از طرف دیگر این امر نتوانست موجب خشنودی سیاستمداران آمریکایی منتقد آبه ـ در مسئله زنانی که به هنگام جنگ مورد تعرض قرار گرفتهاند ـ بشود».
به هر حال در پی این دیدار اعلام شد که ژاپن و آمریکا در رابطه با کره شمالی به توافق دست یافتهاند تا در زمینه افزودن به تحریمهای کره شمالی تحقیق و مطالعه شود. اصل مطلب این است که آمریکا همچنان تأکید میکند که کره شمالی یکی از کشورهای حامی تروریسم است و کره شمالی هم در پی حذف این گفته آمریکاست. در مقابل، آمریکا درخواست کره شمالی را نمیپذیرد. ژاپن در جریان سفر آبه به آمریکا مستقیما ار آنها خواسته است که تا زمان حل نشدن مسئله آدمرباییها نگاه خصمانه خود به کره شمالی را حفظ کنند. به نظر میرسد نپذیرفتن درخواست کره شمالی از سوی آمریکا جوابی به این درخواست ژاپن باشد. بعد از این در جامعه بینالملل «با اینکه کره جنوبی و آمریکا خواهان آن هستند که روابطشان را با کره شمالی بهبود بخشند امّا ژاپن تا زمانی که با دسیسه آدمربایی درگیر است بهبود روابط با کره شمالی را نخواهد پذیرفت».
روز قبل از سفر آبه فایننشیال تایمز هم با اشاره به اینکه خودروسازی تویوتا توانسته با گذشتن از ژنرال موتور به بیشترین فروش در جهان دست پیدا کند و با استناد به این گفته ژنرال موتور که «این عمل دولت ژاپن که در بازار مبادلات ارزی عمداً و با هدفی خاص ین را ارزان و دلار را گران کرد بسیار بد بود»، احتمال این را که اقدامات ضدژاپنی در آمریکا دوباره بروز پیدا کند، بعید ندانسته است. با این همه آبه در دیدار از آمریکا تلاشی برای فرار از این اقدامات نکرد و حتی آمریکا هم برای جواب دادن به نق زدنهای ژاپنی اعلام کرد که جدیدترین سلاح دفاعی 22F را به ژاپن خواهد فروخت. (22F چون جدیدترین سلاح دفاعی آمریکاست هنوز به هیچ کشور خارجی فروخته نشده است و با اینکه آمریکا آشکارا اعلام کرد آن را به ژاپن میفروشد هنوز از سوی آبه مورد درخواست قرار نگرفته است. چین به فروش این سلاح به ژاپن اعتراض کرده است).
آنجا که به نخستوزیر آبه توهین شد پکن نبود واشنگتن بود
نخستوزیر آبه، آدم بداقبالی است. با اینکه بسیار مشتاق دوستی با آمریکاست اما مغضوب آمریکا واقع میشود و نمیتواند این دوستی را تحقق بخشد. آبه بیش از هر چیزی به روابط با آمریکا اهمیت میدهد. خراب کردن رابطه خود با کره شمالی و آمریکا ـ چین، نقش متحد آمریکا را پیدا کردن استراتژی حکومت کوئیزومی بود و حالا هم استراتژی حکومت آبه است. اما باید به یادداشت که آبه قبل از اینکه نخستوزیر شود نقش پرچمدار در مسئله آدمربایی را به عهده داشت.
به نظر من برخلاف اندیشه آبه دولت بوش تصمیم گرفته است تا فعالیتهای دولت ژاپن بعد از کوایزومی در جهت تخریب روابط آمریکا، چین و آمریکا، کره شمالی را متوقف کند. پس آنها منتظر ماندند تا تابستان گذشته دولت از کوئیزومی به آبه منتقل شود و من حدس میزنم که در آن زمان سعی کردند ژاپن را وادار کنند تا قبل از هر چیز روابطش را با چین بهبود بخشد. در نتیجه آبه بلافاصله بعد از تصدی نخستوزیری به چین و کره شمالی سفر کرد. آبه به احتمال زیاد بسیار مشتاق بود تا بعد از تصدی نخستوزیری هر چه زودتر به آمریکا سفر کند (کوئیزومی هم بعد از اینکه نخستوزیر شد بیدرنگ به آمریکا سر زد.) اما از جانب آمریکا خیلی زود این اجازه به او داده نشد.
در فاصله ماه ژانویه و فوریه امسال، آمریکا کره شمالی را متقاعد کرد و آن را به اجلاس 6 کشور کشاند و در اجلاس 6 کشور بر این امر مجدداً تأکید کردند که «کره شمالی سلاحهای هستهای را کنار بگذارد تا ژاپن و آمریکا مشکلاتشان را با این کشور حل کنند». دولت بوش کره شمالی را میبخشد و به طور عملی اقداماتی را برای خارج کردن سربازانش که در کره جنوبی هستند انجام میدهد اما دولت ژاپن در جهت عملی کردن تصمیمات اجلاس 6 کشور کاری نمیتواند انجام دهد، چرا که همچنان به سختی درگیر مسئله آدمربایی است. بعد از آن در دنیای سیاست و نیز در رسانههای آمریکایی این نظریه که «ژاپن سعی به ناکام گذاشتن تلاشهای بینالمللی برای حل مسئله سلاحهای هستهای کره شمالی دارد» به تدریج قوت بیشتری گرفت. استراتژی دولت ژاپن که با استفاده از مسئله آدمرباییها از بهبود روابط با کره شمالی اجتناب میکند از زمان دولت کوئیزومی تغییر نکرده است اما آنچه برای آبه بداقبالی شده این است که در اجلاس 6 کشور، نقش و سیمای ژاپن از مثبت به منفی تغییر کرده است.
همچنین آمریکا باز هم در جهت ضربه زدن به استراتژی ژاپن از ابتدای امسال بحث و رایزنی در مورد مسئله زنانی که به هنگام چنگ دوم جهانی مورد تعرض قرار گرفتهاند را بار دیگر در کنگره فعال کرد. دیک چنی رئیسجمهور در سایه و بازیگردان اصلی، دولت بوش برای مدتی طولانی نماینده کنگره بوده است و این توانایی را دارد که ماهرانه کنگره را به سمت آنچه میخواهد راهنمایی کند. برای مثال، با اینکه از امسال دموکراتها اکثریت کنگره را تشکیل میدهند و با اینکه بارها بر سیاست پایان اشغال عراق تاکید کردهاند با این همه به خاطر ایجاد شکاف در میان دموکراتها تاکنون موفق نبودهاند و همیشه راه فراری برای دولت بوش باقی گذاشتهاند. با توجه به قدرت تأثیرگذاری دولت بوش بر کنگره باید پذیرفت که آنها میتوانستند رایزنی درباره مشکل زنان را تا بعد از دیدار آبه از ژاپن به تأخیر بیندازند. اما در واقع آنها این مشکل را درست 2 ماه قبل از سفر آبه به آمریکا در کنگره به رایزنی گذاشتند و درست زمان ضربه نهایی را با سفر آبه به آمریکا هماهنگ کردند کما اینکه مسئله زنان در مطبوعات آمریکایی سروصدای زیادی به پا کرد.
اشتباه آبه این بود که درست در ابتدایی که از طرف آمریکا درباره مسئله زنان سروصدا به پا شد گفته بود که در این مسئله چون مسئولیت ارتش ژاپن کمتر بوده است باید تاریخ مجدداً مورد بررسی قرار بگیرد. هرچند او خیلی زود از نظریه خود عقبنشینی کرد اما دیگر دیر شده بود و رسانههای آمریکایی این حرف را که آبه در رابطه با مسئله فوقالذکر احساس مسئولیت نمیکند را بارها و بارها منعکس ساختند و به گوش مخاطبان رساندند. این یک نوع اطلاعرسانی اشتباه نیست بلکه یک نوع به اشتباه انداختن عامدانه و هدفدار از سوی دولت بوش است.
این دیدگاه عمومی در ژاپن که خوب نبودن روابط آمریکا و ژاپن به خاطر وجود آبه است بسیار قوی است اما من چنین نمیاندیشم. بد بودن روابط ژاپن و آمریکا به خاطر وجود آبه نیست بلکه به این علت که دولت بوش مشتاق است آن را بد کند. بد بودن روابط ژاپن و آمریکا به احتمال زیاد یکی از استراتژیهای «چندقطبی بودن مخفیانه» است. دولت بوش ژاپن را از آمریکا دور میکند و به سمت چین میراند. آبه در حالی که چندان مورد احترام نیست و از چین دیدار میکند و نظر مثبت نخستوزیر چین را برای سفر به ژاپن جلب میکند، در مسئله زنانی که مورد تعرض قرار گرفتهاند بیانات معذرتخواهانهای ایراد میکند و بعد از آن سرانجام اجازه مییابد به مدت 2 روز از آمریکا دیدار کند. اما باز به خاطر ترس از پیگیری مسئله زنان کنفرانس خبری با خبرنگاران و ضیافت شام برگزار نمیشود.
آبه در واشنگتن با نمایندگانی از کنگره مثل مایک و هوندا که در رابطه با پیگیری مسئله زنان بیش از حد ساعی بودند ملاقات کرد و در آنجا باز هم بیانات معذرتخواهانه بر زبان راند. قبل از این در نتیجه دیپلماسیهای ژاپن نمایندگان کنگره در برابر آبه هیچگونه بیان اعتراضآمیزی بر زبان نیاوردند اما نمایندگانی که به همراه هوندا حاضر شده بودند (با اصالت کرهای یا چینی و آمریکاییهایی که ضدژاپن هستند) تنها گردنشان را در برابر آبه به چپ و راست تکان دادند تا بدون بیان هیچ حرفی نمایانگر اعتراض و نارضایتی آنها باشد. همین افراد بعدا دستمایه نوشتههای خبرگزاریهای کرهای قرار گرفتند تا با خشم بنویسند: «آبه به هیچوجه راضیکننده نبود».
هنگامی که کنگره آمریکا مسئله زنانی را که به هنگام جنگ مورد تعرض قرار گرفته بودند پیش کشید خیلیها میاندیشیدند که آیا با این مسئله بار دیگر باعث اوج گرفتن حرکتهای ضدژاپنی در چین و کره نخواهد شد؟ اما در واقع حرکات ضدژاپنی در چین و کره چندان بزرگ نبود. در مورد چین آنها تصمیم گرفتهاند تا با سفر نخستوزیرشان به ژاپن روابطشان را با ژاپن بهتر نمایند. مسئله زنانی که در جنگ مورد تعرض قرار گرفتهاند اینبار تنها روابط آمریکا و ژاپن را بدتر کرد. نخستوزیر آبه این بار نه در پکن که در واشنگتن مورد افترا و توهین قرار گرفت.
پایان دورهای که در آن تنها آمریکا مهم است
بعد از جنگ دوم جهانی در دید ارزشی ژاپن این اندیشه که «آمریکا برای ژاپن مطلقاً مهمترین کشور است و حتی اگر نخستوزیر به هنگام دیدار از آمریکا مورد افترا و توهین هم قرار بگیرد بهتر است طوری رفتار کند که متوجه نشده است و تحمل کند» بسیار قوی بود. اکنون هم گزارشهای رسانههای ژاپنی مبنی بر اینکه «در جریان دیدار نخستوزیر آبه از آمریکا اتحاد ژاپن و آمریکا بیش از پیش به ثبات و استحکام رسید» در چهارچوب همان (وانمود کردن به ندیدن) است. اما اگر شرایط آمریکا و ژاپن را به طور کلی نگاه کنیم به نظر میرسد دورانی که مطلقاً آمریکا تنها برای ژاپن مهم بود به پایان میرسد. آمریکا رو به زوال است و جهان چندقطبی در حال شکلگیری است.
از دید اقتصادی هم روابط تجاری ژاپن و چین به شدت در حال افزایش است. قبل از سفر آبه به چین، دولت ژاپن اعلام کرد که بزرگترین طرف تجاری ژاپن از آمریکا به چین تغییر کرده است.
در مقایسه با اقتصاد به شدت در حال رشد چین، اقتصاد آمریکا به شدت در حال سقوط است. در مدت زمانی که آبه در آمریکا بود اعلام شد میزان رشد اقتصاد آمریکا از ماه ژانویه تا ماه مارس حتی به میزان 5/0 از میزان پیشبینی شده در قبل هم کمتر بوده است و سقوط شدیدی به میزان 3/1 درصد داشته است.
دلار هم به ارزانترین قیمت خود در برابر یورو رسیده است. دلار، صرفنظر از ین ژاپن و چند ارز غیرمعتبر دیگر در مقابل اکثر ارزهای معتبر دیگر سقوط کرده است و در سبد ارزهای مهم رایج، میزان تبادلات دلار از سال 1973 که ارائه آمار شروع شد تاکنون به ارزانترین موقعیت خود در تمام طول تاریخ رسیده است.
خبرگزاری رویتر در مقالهای با عنوان «سقوط دلار، نشانگر زوال آمریکا است» مینویسد: «افزایش خطوط قرمز مالی و اقتصادی آمریکا، سقوط دلار و اینکه نیویورک مرکز اقتصاد دنیا نیست، همانگونه که زوال امپراتوری بریتانیا در 60 سال پیش را به خاطر میآورد، نشانگر آغاز زوال آمریکا است».
اگر افزایش بحران اقتصادی و مالی آمریکا را هم نادیده بگیریم، در خود ژاپن بر طبق استانداردها و آنچه در بیست و سوم ماه آوریل اعلام شد نرخ اوراق قرضه دولتی بعد از حدود 30 سال افزایش مثبتی را نشان داده است. تلاشهای دولت ژاپن برای بازسازی وضعیت مالی و افزایش رابطه با آسیا را که در حال پیشرفت است دلایل رونق اقتصادی دوباره ژاپن میدانند. اینک اقتصاد ژاپن در مسیری قرار گرفته که در آن با تکیه بر روابط متقابل اقتصادی با آسیا به محوریت اقتصاد چین و نه روابط متقابل اقتصادی با آمریکا شروع به رونق کرده است.
رفتار اقتصادی و مالی دولت در آمریکا، اقتصاد این کشور را به سمت پایین سوق میدهد. در حال حاضر هنوز کسادی بازار داراییهای غیرمنقول به کاهش میزان سرانه مصرف شخصی منجر نشده است و نرخ میزان مصرف شخصی کماکان رشد نزدیک به 4 درصد خود را ادامه میدهد. اما اگر کسادی بازار اموال غیرمنقول با همین رویه افزایش پیدا کند احتمال اینکه در مدت یک سال بعد از این کاهش مصرف شخصی شروع شود بسیار زیاد است و در نتیجه، فروش کالا در آمریکا به شدت پایین خواهد آمد. آن وقت است که دیدگاه دشمنپندارانه محافظهکاران در برابر چین و ژاپن تقویت خواهد شد. آمریکا اجناس ژاپنی را نخواهد خرید، دیدگاه دشمنپنداری ژاپن محافظهکاران تقویت خواهد شد و دلار هم که جایگاه خود در تبادلات بینالملل را از دست خواهد داد. پس لزوم اهمیت دادن به آمریکا برای ژاپن کم و کمتر خواهد شد.
سرزدن به کشورهای خاورمیانه در مسیر برگشت از آمریکا
نخستوزیر آبه بعد از دیدار از آمریکا بدون اینکه به کشور بازگردد از عربستان سعودی و چند کشور خاورمیانه دیدار کرد. در دیدار از خاورمیانه حدود 180 ژاپنی از «که دانرِن» (فدراسیون موسسات اقتصادی ژاپن) همراه نخستوزیر بودند. اگر خوب بیندیشیم، بعد از جنگ در رسوم دولت ژاپن که معمولا منفعت و سود شرکتها را لحاظ نمیکند، این یک بدعت و نوآوری بود. (در مورد آمریکاییان و اروپاییان معمولاً رهبران آنها به هنگام سفرها افراد زیادی در رابطه با اقتصاد را به همراه دارند).
هدف از سفر به کشورهای خاورمیانه مسئله خرید نفت و فروش تولیدات ساخت ژاپن به آنها بود. دولت ژاپن نشان داد که قصد دارد بیواسطه نسبت به خرید نفت خود از خاورمیانه اقدام کند و دیگر از طریق شرکتهای بزرگ نفتی آمریکا این کار را انجام ندهد.
آمریکا از لحاظ نظامی هم در باتلاق اشغال عراق گیر افتاده است و دیگر نمیتواند مراقب مناطقی خارج از خاورمیانه باشد. در کره جنوبی آمریکا عملاً فراخوانی و خروج نیروهایی که در این کشور داشت را آغاز کرده است. کره جنوبی در حال خداحافظی با دورانی است که زیر چتر نظامی آمریکا بود و این همزمان خواهد بود با کمتر شدن تنشها در شبه جزیره کره. در آن صورت روابط کره جنوبی و آمریکا بیشتر براساس اقتصاد خواهد شد و سمبل و نشانه اینها امضاء (FTA) بین آمریکا و کره جنوبی در همین اواخر است (اینکه کنگره آن را تصویب کند یا نه مشخص نیست).
اکنون تلاشهایی در جریان است تا مثل آنچه بین آمریکا و کره جنوبی اتفاق افتاده است، ژاپن هم به FTA بپیوندد. اگر آمریکا بپذیرد که ژاپن هم به FTA بپیوندد همچون روابط آمریکا و کره جنوبی، ژاپن هم انتظار خواهد داشت تا آمریکا نسبت به خروج و فراخوانی نیروهایش از ژاپن اقدام کند و میتوان اندیشید که این توأم خواهد بود با از بین رفتن تبعیت نظامی ژاپن از آمریکا. اگر FTA بین ژاپن و آمریکا محقق شود و قدرت مصرفکنندگی در آمریکا کاهش پیدا کند در آن صورت حتی آمریکا اهمیتش به عنوان یک مقصد صادرات را هم برای ژاپن از دست خواهد داد.
ژاپن به منظور فراهم کردن شرایط امنیتی خود در آغاز امسال سازمان دفاع خود را به وزارت ارتقاء داد و به پیشنهاد دیک چنی «رئیسجمهور در سایه آمریکا» قراردادی نظامی با استرالیا منعقد کرد. دولت آبه روابطش با چین را بهبود بخشید. حتی نخستوزیر ژاپن در سفر به واشنگتن توهین و افتراء را هم تجربه کرد. بهبود روابط ژاپن و کره شمالی هم در بیانیه مشترک 6 کشور گنجانده شده است. چه از نظر اقتصادی، چه از لحاظ نظامی و چه روابط خارجی، خلاصه از همه لحاظ به نظر میرسد که دوره خروج ژاپن از تبعیت آمریکا شروع شده است.