زهره محسنی
مقدمه:
«هیاترئیسه مجلس هفتم مانع استفاده نمایندگان از ابزار نظارتیشان میشود.»
این مطلب را سعید ابوطالب میگوید. مستندسازی که چند سالی است وقایع جامعه را نه از پشت لنز دوربین، بلکه از مسند نمایندگی مردم پایتخت در مجلس پی میگیرد. ابوطالب که به فاصله چند ماه پس از آزادی از اسارت آمریکاییها در زندان امالقصر وارد پارلمان شد، یکی از پرجنب و جوشترین اعضای کمیسیون فرهنگی و اکنون نایبرئیس فراکسیون اصولگرایان مستقل است.
او میگوید: هیاترئیسه مجلس برخلاف قانون اساسی نسبت درستی را با دولت برقرار نمیکند.
ابوطالب از دولت نهم هم انتقادات جدی دارد. او که دو سال پیش از حامیان دکتر احمدینژاد بوده، امروز برخی دولتمردان حاکم را به خودشیفتگی متهم میکند و معتقد است که این خودشیفتگی آنان را در رویارویی با انتقادات دچار توهم توطئه کرده است. ابوطالب برخورد با برخی نمایندگان و رسانهها را حاصل این توهم میداند. او تاکید میکند که «جریان اصولگرایی مستقل جزئی از فراکسیون اصولگرایان مجلس است.»
ظهر یک روز پاییزی با این نماینده 38 ساله به گفتوگو نشستیم.
">زهره محسنی
مقدمه:
«هیاترئیسه مجلس هفتم مانع استفاده نمایندگان از ابزار نظارتیشان میشود.»
این مطلب را سعید ابوطالب میگوید. مستندسازی که چند سالی است وقایع جامعه را نه از پشت لنز دوربین، بلکه از مسند نمایندگی مردم پایتخت در مجلس پی میگیرد. ابوطالب که به فاصله چند ماه پس از آزادی از اسارت آمریکاییها در زندان امالقصر وارد پارلمان شد، یکی از پرجنب و جوشترین اعضای کمیسیون فرهنگی و اکنون نایبرئیس فراکسیون اصولگرایان مستقل است.
او میگوید: هیاترئیسه مجلس برخلاف قانون اساسی نسبت درستی را با دولت برقرار نمیکند.
ابوطالب از دولت نهم هم انتقادات جدی دارد. او که دو سال پیش از حامیان دکتر احمدینژاد بوده، امروز برخی دولتمردان حاکم را به خودشیفتگی متهم میکند و معتقد است که این خودشیفتگی آنان را در رویارویی با انتقادات دچار توهم توطئه کرده است. ابوطالب برخورد با برخی نمایندگان و رسانهها را حاصل این توهم میداند. او تاکید میکند که «جریان اصولگرایی مستقل جزئی از فراکسیون اصولگرایان مجلس است.»
ظهر یک روز پاییزی با این نماینده 38 ساله به گفتوگو نشستیم.
">زهره محسنی
مقدمه:
«هیاترئیسه مجلس هفتم مانع استفاده نمایندگان از ابزار نظارتیشان میشود.»
این مطلب را سعید ابوطالب میگوید. مستندسازی که چند سالی است وقایع جامعه را نه از پشت لنز دوربین، بلکه از مسند نمایندگی مردم پایتخت در مجلس پی میگیرد. ابوطالب که به فاصله چند ماه پس از آزادی از اسارت آمریکاییها در زندان امالقصر وارد پارلمان شد، یکی از پرجنب و جوشترین اعضای کمیسیون فرهنگی و اکنون نایبرئیس فراکسیون اصولگرایان مستقل است.
او میگوید: هیاترئیسه مجلس برخلاف قانون اساسی نسبت درستی را با دولت برقرار نمیکند.
ابوطالب از دولت نهم هم انتقادات جدی دارد. او که دو سال پیش از حامیان دکتر احمدینژاد بوده، امروز برخی دولتمردان حاکم را به خودشیفتگی متهم میکند و معتقد است که این خودشیفتگی آنان را در رویارویی با انتقادات دچار توهم توطئه کرده است. ابوطالب برخورد با برخی نمایندگان و رسانهها را حاصل این توهم میداند. او تاکید میکند که «جریان اصولگرایی مستقل جزئی از فراکسیون اصولگرایان مجلس است.»
ظهر یک روز پاییزی با این نماینده 38 ساله به گفتوگو نشستیم.
">زهره محسنی
مقدمه:
«هیاترئیسه مجلس هفتم مانع استفاده نمایندگان از ابزار نظارتیشان میشود.»
این مطلب را سعید ابوطالب میگوید. مستندسازی که چند سالی است وقایع جامعه را نه از پشت لنز دوربین، بلکه از مسند نمایندگی مردم پایتخت در مجلس پی میگیرد. ابوطالب که به فاصله چند ماه پس از آزادی از اسارت آمریکاییها در زندان امالقصر وارد پارلمان شد، یکی از پرجنب و جوشترین اعضای کمیسیون فرهنگی و اکنون نایبرئیس فراکسیون اصولگرایان مستقل است.
او میگوید: هیاترئیسه مجلس برخلاف قانون اساسی نسبت درستی را با دولت برقرار نمیکند.
ابوطالب از دولت نهم هم انتقادات جدی دارد. او که دو سال پیش از حامیان دکتر احمدینژاد بوده، امروز برخی دولتمردان حاکم را به خودشیفتگی متهم میکند و معتقد است که این خودشیفتگی آنان را در رویارویی با انتقادات دچار توهم توطئه کرده است. ابوطالب برخورد با برخی نمایندگان و رسانهها را حاصل این توهم میداند. او تاکید میکند که «جریان اصولگرایی مستقل جزئی از فراکسیون اصولگرایان مجلس است.»
ظهر یک روز پاییزی با این نماینده 38 ساله به گفتوگو نشستیم.
">زهره محسنی
مقدمه:
«هیاترئیسه مجلس هفتم مانع استفاده نمایندگان از ابزار نظارتیشان میشود.»
این مطلب را سعید ابوطالب میگوید. مستندسازی که چند سالی است وقایع جامعه را نه از پشت لنز دوربین، بلکه از مسند نمایندگی مردم پایتخت در مجلس پی میگیرد. ابوطالب که به فاصله چند ماه پس از آزادی از اسارت آمریکاییها در زندان امالقصر وارد پارلمان شد، یکی از پرجنب و جوشترین اعضای کمیسیون فرهنگی و اکنون نایبرئیس فراکسیون اصولگرایان مستقل است.
او میگوید: هیاترئیسه مجلس برخلاف قانون اساسی نسبت درستی را با دولت برقرار نمیکند.
ابوطالب از دولت نهم هم انتقادات جدی دارد. او که دو سال پیش از حامیان دکتر احمدینژاد بوده، امروز برخی دولتمردان حاکم را به خودشیفتگی متهم میکند و معتقد است که این خودشیفتگی آنان را در رویارویی با انتقادات دچار توهم توطئه کرده است. ابوطالب برخورد با برخی نمایندگان و رسانهها را حاصل این توهم میداند. او تاکید میکند که «جریان اصولگرایی مستقل جزئی از فراکسیون اصولگرایان مجلس است.»
ظهر یک روز پاییزی با این نماینده 38 ساله به گفتوگو نشستیم.
">زهره محسنی
مقدمه:
«هیاترئیسه مجلس هفتم مانع استفاده نمایندگان از ابزار نظارتیشان میشود.»
این مطلب را سعید ابوطالب میگوید. مستندسازی که چند سالی است وقایع جامعه را نه از پشت لنز دوربین، بلکه از مسند نمایندگی مردم پایتخت در مجلس پی میگیرد. ابوطالب که به فاصله چند ماه پس از آزادی از اسارت آمریکاییها در زندان امالقصر وارد پارلمان شد، یکی از پرجنب و جوشترین اعضای کمیسیون فرهنگی و اکنون نایبرئیس فراکسیون اصولگرایان مستقل است.
او میگوید: هیاترئیسه مجلس برخلاف قانون اساسی نسبت درستی را با دولت برقرار نمیکند.
ابوطالب از دولت نهم هم انتقادات جدی دارد. او که دو سال پیش از حامیان دکتر احمدینژاد بوده، امروز برخی دولتمردان حاکم را به خودشیفتگی متهم میکند و معتقد است که این خودشیفتگی آنان را در رویارویی با انتقادات دچار توهم توطئه کرده است. ابوطالب برخورد با برخی نمایندگان و رسانهها را حاصل این توهم میداند. او تاکید میکند که «جریان اصولگرایی مستقل جزئی از فراکسیون اصولگرایان مجلس است.»
ظهر یک روز پاییزی با این نماینده 38 ساله به گفتوگو نشستیم.
">زهره محسنی
مقدمه:
«هیاترئیسه مجلس هفتم مانع استفاده نمایندگان از ابزار نظارتیشان میشود.»
این مطلب را سعید ابوطالب میگوید. مستندسازی که چند سالی است وقایع جامعه را نه از پشت لنز دوربین، بلکه از مسند نمایندگی مردم پایتخت در مجلس پی میگیرد. ابوطالب که به فاصله چند ماه پس از آزادی از اسارت آمریکاییها در زندان امالقصر وارد پارلمان شد، یکی از پرجنب و جوشترین اعضای کمیسیون فرهنگی و اکنون نایبرئیس فراکسیون اصولگرایان مستقل است.
او میگوید: هیاترئیسه مجلس برخلاف قانون اساسی نسبت درستی را با دولت برقرار نمیکند.
ابوطالب از دولت نهم هم انتقادات جدی دارد. او که دو سال پیش از حامیان دکتر احمدینژاد بوده، امروز برخی دولتمردان حاکم را به خودشیفتگی متهم میکند و معتقد است که این خودشیفتگی آنان را در رویارویی با انتقادات دچار توهم توطئه کرده است. ابوطالب برخورد با برخی نمایندگان و رسانهها را حاصل این توهم میداند. او تاکید میکند که «جریان اصولگرایی مستقل جزئی از فراکسیون اصولگرایان مجلس است.»
ظهر یک روز پاییزی با این نماینده 38 ساله به گفتوگو نشستیم.
* شما نایبرئیس فراکسیون اصولگرایان مستقل هستید. میخواهم مصاحبه را از این فراکسیون شروع کنم. آیا از فراکسیون اصولگرایان منشعب شدهاید؟
** اصولگرایان مستقل فراکسیون نیست بلکه جریانی در داخل جریان اصولگرایی مجلس است. بعد از انتخابات ریاست جمهوری احساس شد که مجلس از کارکرد خود دور میشود. یعنی مشخصاً هیاترئیسه مجلس برخلاف صراحت قانون اساسی و آییننامه داخلی مجلس نسبت درستی را با دولت برقرار نمیکند و شأن مجلس مطابق با قانون اساسی حفظ نمیشود و متاسفانه در مجلس کار کارشناسی انجام نمیشود و فراکسیونها مانند فراکسیون اکثریت یا کمیسیونها یا گروههایی داخل مجلس به جای کار کارشناسی روی طرحها و لوایح کارکردی سیاسی پیدا کردهاند و نگاه هیاترئیسه مجلس معطوف به آن شده که نسبت خود را چگونه با دولت هماهنگ کند تا یک جریان خاص سیاسی حفظ یا تقویت شود. قطع نظر از نسبت ما با این جریان سیاسی (که اگر جریان اصولگرایی باشد به آن علاقهمندیم و خاستگاه خود را جریان اصولگرایی میدانیم و قصد نداشته و نداریم از آن خروج کنیم) اما معتقدیم در این شرایط دولت باید کارکرد خود را داشته باشد و مجلس کارکرد خودش را. بنابراین از اوایل سال 85 دوستانی که بعداً هیات موسس اصولگرایان مستقل را به وجود آوردند، در جلسات منظمی در 3 کمیته فرهنگی سیاست خارجی و اقتصادی دست به کار کارشناسی روی طرحها و لوایح زدند. اواخر 85 مشخص شد اعضای هیاترئیسه اصولگرایان قصد ندارند به قانون اساسی و آییننامه داخلی مجلس تن دهند و رابطه دولت با مجلس به تعاملی سلبی تبدیل شد. یعنی جلوی هر نوع سوال و تذکر و استیضاحی از مجلس گرفته شد تا میان مجلس و دولت مشکلی ایجاد نشود. در حالی که میتوانستیم این تعامل را به تعاملی ایجابی و مثبت مبدل کنیم و به جای آنکه جلسات مجلس با هیات دولت به معامله تبدیل شود، آن را به جلسات کارشناسی مبدل کنیم. یعنی نمایندگان به عنوان کارشناس در این جلسات در مورد موضوعات گوناگون بحث کنند و ما طرفدار این نوع جلسات بودیم چرا که باید شأن کارشناسی و علمی مجلس حفظ شود.
* آیا این شأن در مجلس هفتم حفظ شد؟
** خیر، مجلس به سمت کارکرد سیاسی پیش رفت و رفتهرفته از وظیفه اصلی که در قانون اساسی آمده، دور شد و متاسفانه قانون اساسی مورد بیمهری و بیتوجهی دولتمردان از یکسو و افراد شاخص در مجلس و مشخصاً هیاترئیسه فراکسیون اکثریت از سوی دیگر قرار گرفت. در حالی که مجلس باید پیش از همه پایبند و دلسوز اجرای قانون اساسی باشد اما اشخاص شاخص مجلس به قانون اساسی بیتوجه بودند و در انتخاب وزرا، بودجه و طرحها و لوایح دولتیها و مجلسیها بعضا چشم خود را بر قانون اساسی بستند. در حالی که قانون اساسی میثاق ارزشمند این ملت و حاصل صدها سال مبارزه روشنفکران دینی و علما و مجاهدان است و ضمناً بنیانگذار جمهوری اسلامی بر آن صحه گذاشتند و باید با تمامی اجزا پاس داشته شود.
در این شرایط عدهای دست به تاسیس اصولگرایان مستقل زدند. البته در اوایل سال 86 عدهای به آن پیوستند و هماکنون اصولگرایان مستقل 21 نفر عضو شورای مرکزی دارد که معتقدند باید روی طرحها و لوایح کار علمی کرد. ضمن اینکه یکی از وظایف مجلس، صیانت از نیروهای اجتماعی است. در واقع در علم اجتماعی قوا به حوزه سیاسی و اجتماعی تقسیم میشود. به تعبیر حضرت امام(ره) که میفرمایند: مجلس خانه ملت است یا سخن رهبر انقلاب که مجلس چشم ناظر ملت است یعنی وظیفه مجلس دفاع از حوزه نیروهای اجتماعی و تحدید قدرت است. اصول متعددی در قانون اساسی بر این امر صحه میگذارد اما متاسفانه رفتهرفته بسیاری از نمایندگان مجلس به علت تعبیر اشتباه هیاترئیسه از قانون اساسی و آییننامه داخلی به وکیلالدوله تبدیل شدند و گمان کردند تعامل با دولت یعنی آنکه با هرچه دولت گفت، موافقت شود. به این ترتیب شاخه اصولگرایان مستقل رفتهرفته با هیاترئیسه اصولگرایان فاصله پیدا کرد. البته منظورم بدنه مجلس نیست. اصولگرایان مستقل معتقدند اعضای شاخص هیاترئیسه اصولگرایان از مجلس برای ابزار کار سیاسی و حفظ قدرت خود استفاده میکنند.
* ولی آقای باهنر در گفتوگو با ما اعلام کردند که تعداد تذکرات، سوالها و استیضاحها در مجلس هفتم کمتر از مجالس قبلی نبوده، به طوری که عمر مجلس هفتم کفاف طرح سوالهای دریافتشده را هم نمیدهد.
** این نشان میدهد بدنه مجلس شأن خود را میشناسد. ببینید، تعداد سوالها و تذکرات نمایندگان از دولت نهم بسیار زیاد است در حالی که در مجموع، سلیقه مجلس هفتم با دولت نهم همخوانی دارد. این نشان میدهد که قاطبه نمایندگان با وظایف خود آشنا هستند چرا که آنها از مردم وکالت گرفتهاند تا ناظر بر قدرت دولت باشند اما سوال این است که آیا مجلس توانسته از ابراز نظارتی خود مانند سوال، تذکر و استیضاح که در قانون اساسی تصریح شده، استفاده کند؟ پاسخ منفی است چرا که هیاترئیسه مجلس مانع استفاده نمایندگان از این ابزار میشود.
* هیاترئیسه چگونه چنین ممانعتی ایجاد میکند؟
** همان عضو هیاترئیسه که شما از آن نام بردید مشخصاً مانع از ایستادن مجلس در جایگاه قانونی خود میشود.
* ممکن است در این زمینه مثال بزنید؟
** مثلاً نمایندگان در موضوع ترافیک از وزیر کشور سوال میکنند یا در مورد معاهده خزر از وزیر امور خارجه و رئیسجمهور محترم سوال میکنند ولی هیاترئیسه اجازه طرح سوالات در زمان خود را نمیدهد. در حالی که طبق نص صریح قانون اساسی وقتی یک نماینده مجلس از وزیر مربوطه سوال کند وزیر حداکثر ظرف مدت 10 روز باید با حضور در مجلس پاسخگو باشد ولی متاسفانه همین فردی که شما نام بردید و دوستان دیگرشان در هیاترئیسه به گونهای برنامهریزی میکنند که این سوال به 6 ماه یا حتی یک سال دیگر منتقل میشود. در کنار این، وزیر ظرف مدت قانونی به مجلس نمیآید و این حضور هفتهها به طول میانجامد در حالی که سوال نماینده از مجریان وظیفه نظارتی مجلس و موجب تنوبر افکار عمومی است. به علاوه اگر نماینده در کمیسیون با پاسخ وزیر قانع نشد او خود را برای حضور در صحن موظف نمیداند چون نوبت به آن نمیرسد. بارها به هیاترئیسه تذکر داده شده که شما با این روش بعد نظارتی مجلس را از آن میگیرید. چرا که سوال یکی از ابعاد خوب نظارتی پیش از استیضاح وزیر است اما هیاترئیسه امکان آن را فراهم نمیکند و پاسخ وزیر به ماههای دور سپرده میشود. بنابراین کارآمدی این ابزار از بین میرود. مورد دیگر تذکر است زمانی که نمایندهای تذکر میدهد اعضای هیاترئیسه از او میخواهند که از تذکر خود صرفنظر کند یا ادبیات تذکر عوض میشود. به این ترتیب کارکردهای قانونی نماینده به گونهای از او سلب میشود از اینرو نمایندگان به گفتوگو با رسانهها روی میآورند و به این علت است که نمایندگان مجلس هفتم بسیاری از سخنان خود را خارج از مجلس و در رسانهها مطرح میکنند چون اجازه بحث به صورت تذکر آییننامهای و مکتوب به صورت سوال از آنها گرفته شده است. البته این شیوه هم قانونی است.
* در جایی خواندم برای تعدادی از نمایندگان منتقد مجلس هفتم، احضاریههایی فرستاده شده است؟ آیا این مطلب صحت دارد؟ و اگر پاسخ مثبت است لطفاً در اینباره توضیح دهید.
** بله، متاسفانه برخی از نمایندگان بابت سوال از وزرا یا رئیسجمهور یا به واسطه نطقشان تحت تعقیب و توقیف قرار میگیرند در حالی که اصل 84 و 86 قانون اساسی تصریح کرده است که نماینده بابت وظایف نمایندگیاش قابل توقیف و تعقیب نیست و تشخیص تخلفات و سوء مدیریت در قوای مجریه و قضائیه با نماینده به عنوان وکیل مردم است. البته طبق قانون اگر آن فرد احساس کند که این مطلب خارج از وظایف نمایندگی بوده است از نماینده شکایت میکند و دادگاه برای نماینده احضاریه صادر میکند و به هیاترئیسه مجلس میدهد اگر هیاترئیسه تشخیص دهد که اتهام مذکور در حوزه وظایف نمایندگی نبوده آن احضاریه را به نماینده ابلاغ میکند. طبیعتاً بسیاری از احضاریههایی که دو سال است برای نمایندگان منتقد ارسال میشود در چارچوب وظایف نمایندگی است چرا که نماینده حق دارد در تمام موضوعات داخلی و خارجی کشور اظهارنظر کند. اما هیاترئیسه چنین شکایتی را هم به نمایندگان ابلاغ میکند. این نشان میدهد هیاترئیسه مایل نیست که مجلس در جایگاه خود بایستد.
* از نگاه شما چرا هیاترئیسه چنین برخوردی میکند؟
** مجلس هفتم در فضایی شکل گرفت که نمایندگان مجلس ششم به هیچوجه به نفع منافع ملی و در چارچوب قانون اساسی و آییننامه داخلی مجس عمل نمیکردند یعنی رفتارهای نمایندگان مجلس ششم تحت عنوان آبستراکسیون و تحصن آنچنان بد و مفتضحانه بود که افکار عمومی به سمت انتخاب نمایندگانی با سلیقه دیگر گرایش پیدا کرد. در این فضا، مجلس هفتم شکل گرفت البته انتخاب قاطبه نمایندگان مجلس هفتم با شناختی که مردم از عملکرد نمایندگان مجلس ششم پیدا کرده بودند، انتخاب خوبی بود. یک سالونیم اول هم رابطه مجلس هفتم با دولت اصلاحات رابطه خوبی بود یعنی مجلس دولت هشتم را در موضع خود نقد میکرد، تذکر میداد و استیضاح میکرد. دولت هشتم نیز نسبت خود را با مجلس میشناخت و هیچ وقت این اتفاق نیفتاد که نمایندهای از یکی از اعضای دولت هشتم سوالی بکند و فرد مذکور پاسخ ندهد و اشکال را برطرف نکند. ولی پس از دولت اصلاحات ما با دو اتفاق مواجه شدیم یکی از
آنها به دولت نهم برمیگردد که از ابتدا فاقد ظرفیت نقد بود که من فکر میکنم علت عمده آن خودشیفتگی دولتمردان در دولت نهم است. نکتهای که رهبری انقلاب در اولین جلسات به دولت نهم تذکر دادند و دولت نهم را از خودشیفتگی بر حذر داشتند چرا که خودشیفتگی برای فرد توهم توطئه میاورد فردی که خودشیفته است و خود را برتر از دیگران و بینیاز از نقد و مشورت آنها میداند دچار توهم توطئه میشود و اگر کسی حتی او را نقد مصلحانه، منصفانه و دوستانه کند یا مشاورهای بدهد، احساس میکند توطئهای در کار است و این اقدامات به منظور تضعیف او صورت میگیرد. متاسفانه در دوستان ما در دولت نهم این خودشیفتگی وجود دارد و آنها دچار توهم توطئه هستند. بنابراین با رسانهها یا نمایندگان برخوردی میشود که گویی در حال توطئهاند. دقت کنید خاستگاه مجلس هفتم و دولت نهم جریان اصولگرایی است با این حال دولت نهم گمان میکند مجس در جهت تضعیف او حرکت میکند. بنابراین یکی از دلایل خودشیفتگی دولتمردان در دولت نهم است و اینکه به کار کارشناسی و نقد تن نمیدهند و بابت هر اقدامی دچار توهم توطئه هستند و مخالفانشان را توسط رسانههای نزدیکشان تخریب میکنند. در پرانتز میخواهم ایراد دیگری از دولت نهم را توضیح دهم. متاسفانه شناخت دوستان ما در این دولت که من به شعارها و آرمانهایشان احترام میگذارم و از قانون اساسی اندک است. قانون اساسی وظایف وزیر و نسبت او با دولت و مجلس و افکار عمومی را تعیین کرده است و در اصل 137 قانون اساسی وزیر نسبت به عملکرد خود و هیات دولت باید در برابر مجلس پاسخگو باشد یعنی وزیر یک شخصیت حقوقی مستقل دارد و بابت آن باید به رئیسجمهور و مجلس پاسخگو باشد.
* آیا وزیر نسبت به عملکرد هیات دولت هم باید پاسخگو باشد؟
** بله، چون در هیات دولت رای دارد. هیات دولت فرد نیست یک مجموعه است و وظایف و اختیارات هیات دولت صرفاً مربوط به رئیس آن نیست و مصوبات هیات دولت برآمده از رای هیات دولت است. قانونی برای وزیر واجبالاجراست که یا مصوبه مجلس باشد یا مصوبه هیات دولت. بنابراین وزیر حق ندارد خلاف مصوبات موضوعه و خلاف قانون اساسی و مصوبات مجلس و دولت و برنامههای توسعه عمل کند و در پاسخ بگوید که رئیسجمهور از من خواست یا من به این نتیجه رسیدم. وزیر بابت عملکرد خود باید پاسخگو باشد اما وزرای ما اغلب به این موضوع اعتقاد ندارند در حالی که هیچکس حق ندارد در جمهوری اسلامی به عمد یا به جهل چشم خود را بر قانون اساسی ببندد یا آن را دور بزند.
* شما باز هم توضیح ندادید که چرا هیاترئیسه مجلس مانع از انجام وظایف نمایندگی نمایندگان میشود؟
** اعضای هیاترئیسه فراکسیون اکثریت تصور میکردند رای مردم به آنان به مفهوم بازگشت تودهها به حزب و جریان سیاسی آنهاست و سعی کردند جریان اصولگرایی را به نفع حزب خود مصادره کنند. 15 – 10 حزب هستند که با برخی از آنها پس از شکلگیری مجلس هفتم آشنا شدم و متوجه شدم برخی از آنان که تریبون و صدای بلندی دارند و در قدرت سهمخواهی میکنند همه اعضایشان از انگشتان دو دست کمتر است. آنها حتی تا حدی در مصادره جریان اصولگرایی هم موفق بودهاند و باورشان شده که اصولگرایی تنها آنان هستند و این مطلب را در مصاحبهها رسما اعلام میکنند. مانند خانم... و آقای.... که میگویند اصولگرایی تنها ما چند حزب یا افراد متشکل در فراکسیون اصولگرایان هستیم در حالی که کسی حق ندارد اصولگرایی را چنین محدود کند چرا که رهبری انقلاب فرمودند اصولگرایان میتوانند اصلاحطلب باشند و اصلاحطلبان هم میتوانند اصولگرا باشند. ایشان هشت مولفه برای اصولگرایی تعریف میکنند. یا اینکه سالهاست نیروهای موثر در عرصه سیاست را به دو گروه خودی و غیر خودی تقسیم کردهاند و غیرخودیها را کسانی میدانند که دل در گرو منافع ملی ندارند و پایبند قانون اساسی و آرمان امام نیستند یا حتی کسانی که عملکردشان خلاف ادعایشان در این زمینه است. مانند افرادی در مجلس ششم ولی ایشان غیر از اینها را خودی میدانند هم نیروهایی از اصولگرایان و هم از اصلاحطلبان. در حالی که این افراد صرفا اصولگرایی را به 14 گروه در شورای هماهنگی انقلاب محدود کردهاند.
* شما در جایی از افرادی با عنوان مانکن سیاسی یاد کردهاید. لطفا در این زمینه توضیح دهید.
** مانکن سیاسی یعنی فسیل سیاسی، یعنی افرادی که همیشه در عرصه سیاست هستند، در همه انتخابات وزن و تکلیفشان تعیین میشود اما باز هم صدایشان بلند است چون تریبون دارند. حالا مثلثی هم ایجاد کردهاند و ضلعی را به دوستان دولتی بخشیدهاند یعنی احزاب دولتساخته. این اتفاقی است که دولت سازندگی و اصلاحات هم به آن دچار شدند یعنی افرادی وارد قدرت شدند و برای حفظ یا ادامه قدرتشان احزاب دولتساخته تاسیس کردند که همیشه پشتوانهای در ثروتهای بادآروده دولتی داشتهاند.
* منظورتان ائتلاف رایحه خوش خدمت است؟
** بله، مشخصا منظورم گروه رایحه است. رایحه همان نقشی را برای دولت نهم دارد که مشارکت برای دولت اصلاحات و کارگزاران برای دولت سازندگی داشت. یعنی افراد وارد قدرت شدند و با دستیابی به کانالهای ثروت، احزاب دولتساخته تاسیس کردند بدون آنکه بدنه اجتماعی داشته باشند. یعنی همانقدر که مشارکت، بدنه اجتماعی و تودهای ندارد، رایحه خوش خدمت هم ندارد. هر دو از احساسات مردم استفاده و سعی میکنند فضا را از عقلانیت خارج و توده را احساساتی کرده و در این فضا رای بگیرند ولی وقتی فضا به حالت عادی برمیگردد و عقلانیت به جامعه بازمیگردد رای اینها از بین میرود. البته احزاب دیگری جز اینها هم هستند که وقتی رای آوردند گمان کردند که مردم به حزب آنها رای دادهاند. این همان اتفاقی است که در دوم خرداد هم رخ داد یعنی مردم به واسطه عملکرد بد عدهای در سال 76 به شخصیت آقای خاتمی روی آوردند و به ایشان رای دادند اما یکسری احزاب سیاسی تصور کردند مردم به آنها رای دادهاند و از قدرت استفاده کردند ولی چند سال بعد مشخص شد که توده مسلمان به آنها رای ندادهاند. چرا که بلافاصله به کسی رای دادند که کاملا در مقابل آنان بود. این اتفاق این بار در دایره اصولگرایان رخ داد و اصولگرایی محدود شد به آقای بادامچیان، آقای باهنر، آقای محصولی، آقای توکلی، آقای فدایی و خانم بهرورزی و چنین افرادی. اما طبیعی بود که با دور شدن جامعه از فضای احساسی رای این افراد برمیگردد بنابراین در انتخابات شورای شهر سوم دیدیم که مردم به هیچ لیستی اعتقاد ندارند و به هرکس که میشناسند و او را دوست دارند رای میدهند. اینجا بود که دوستانی که لیست آنها در هر دو جریان اصولگرا و اصلاحطلبان رای نیاورد عنوان کردند که عقل مردم نمیرسد و صلاح خود را نمیدانند. در حالیکه مردم سرنوشت خود را به دست احزاب و مانکنهای سیاسی نسپردند.
* برخی معتقدند اندک بودن سعهصدر دولت نهم در برابر نقد به این دلیل است که ابزار رسانهای کافی و مقتدر در اختیار ندارد. نظر شما در اینباره چیست؟
** تحمل نقد داشتن با قدرت پاسخگویی دو مورد جدا از هم است. من قبول ندارم که دولت نهم قدرت پاسخ دادن ندارد. در شرایط فعلی دولتمردان یعنی وزرا و رئیسجمهور منتقدان را به دشمنان خارج از مرز مربوط یا از عبارت مافیا استفاده میکنند. مثلا زمانی که یکی از وزرای پیشنهادی دولت در مجلس رای نیاورد دولت این طور اظهار داشت که مافیای نفت اجازه نداد کاندیدای دولت رای بیاورد. اینکه منتقدان را به مافیای نفت و قدرت و ثروت مربوط کنند یا او را به دشمنان خارجی ربطدهند زیبنده نیست و نشان میدهد که دولتمردان تا چه حد از انتقاد عصبانی میشوند و تحمل نقد ندارند اما در مورد قدرت پاسخگویی، یکی از دلایلی که موجب شد دولت قدرت پاسخگویی خود را از دست بدهد به این برمیگردد که دوستان ما در این دولت به سمت انسداد رسانهای حرکت کردند. اگر روزنامهها و سایتها در فضای سالم فعالیت میکردند بسیاری از آنها موافق و بسیاری هم مخالف دولت بودند. هر مخالفتی، ضدیت نیست. این مطلب را حدود یک ماه پیش رهبر انقلاب هم تاکید کردند و فرمودند که مخالفت به معنای ضدیت نیست و ممکن است حتی کسی با نظریات رهبری هم مخالف باشد این به معنای ضدیت با ولایتفقیه نیست و نقد لازم است. ضمن آنکه حضرت امام خمینی(ره) میفرمایند نه تنها نقد بلکه تخطئه از الطاف از خفیه الهی برای صاحبان قدرت است. بنابراین مخالفان تا زمانی که دست به اسلحه نبردهاند صرفا مخالفند و حق صحبت کردن دارند. در تاریخ اسلام هم چنین بوده است. آیا امیرالمومنین(ع) مخالفان خود را تبعید یا زندانی میکرد یا به دار مجازات میآویخت.
خیر این افراد تا زمانی که علیه اسلام دست به شمشیر نبرده بودند حق سخن گفتن داشتند و صرفا به خاطر سخن گفتن با آنها برخورد نمیشد. در خصوص نقد باید به الگوی برخوردی رهبر انقلاب بازگشت. آیا ایشان به خاطر این نقد و حتی دشمنی، دشمنان خود را از زیستن و حق حرف زدن محروم میکنند؟ خیر بلکه ایشان اگر لازم باشد پاسخ آنها را میدهد و اگر لازم نباشد سکوت میکنند تا مردم متوجه شوند این دشمنیها، شخصی و به علت بیماری روانی آن فرد مخالف است. اما دولت تاکنون در این مورد سعهصدر از خود نشان نداده است. وقتی نمایندهای یا رسانهای بر حسب وظیفه نقدی میکند او را به توطئه سازمانیافته متهم میکنند و حتی معاون رئیسجمهور مستقیما دخالت میکند تا دو خبرنگار را دستگیر کنند. این اقدامی است که در دنیا سابقه ندارد. همین اتفاقی که اخیرا در ایسنا افتاده یا برخوردی که با سایتهای پر مخاطب و روزنامهها شده نشان داد که دولت بیشتر از فرصت، انسداد ایجاد کرده است. دوم اینکه چه کسی میگوید دولت رسانه ندارد همه رسانههای جریان اصولگرایی از کلیت دولت دفاع میکنند اگرچه ممکن است نسبت به برخی اقدامات دولت منتقد باشند. صداوسیما هم تحت فشار دوستان ما در دولت جایگاه رسانه ملی خود را از دست داده و از شعار ایجاد جامعه چندصدایی عدول کرده و در خیلی جاها به روابط عمومی دولت تبدیل شده است و باز هم دوستان ما در دولت بسیار پر توقع و هجومی این مطالبه را تکرار میکنند. این حجم از اقدامات دولت که توسط رسانههای دولتی و غیردولتی منتشر میشود پس از انقلاب در مورد هیچ دولتی سابقه نداشته است منتها دولتمردان هرگز تشکر نکردهاند و دائم توقع خود را بالا میبرند.
* امسال رئیسجمهور جایزهای را در جشنواره مطبوعات به منتقدین منصف مطبوعاتی اعطا کرد، نظر شما در اینباره چیست؟
** دوستان رسانهای دولت با این انتخاب، شوخی قشنگی با اصحاب رسانه نکردند. این منتقدین جزو حامیان سرسخت دولت هستند یعنی بعضا بدون منطق و احساسی از برخی عملکرد دولت دفاع کردهاند. عملکردهایی که بعدا معلوم شده است اشتباه بوده و در مواضع رهبری هم آن رفتار دولت خوب حمایت نشده است. بالاخره این سوالی است که آیا دولت بین این همه منتقد مصلح و کارشناس منتقد دیگری پیدا نکرده است؟ به نظر من این کار نازیبایی بود که وزیر ارشاد (هرچند ظاهرا در فرآیند انتخاب منتقدین نمونه نقشی نداشته) به رئیس سابق خودش در روزنامه جایزه بدهد. در حالی که همین وزیر نقش مستقیمی در اعمال فشار و محدودیت بر خبرگزاریها و سایتهای پر مخاطب دارد و شأن وزارت را در حد سخنگویی دولت پایین آورده است و وظیفه خود میداند از عملکرد دولت دائماً دفاع کند. این اقدام برای یک روزنامهنگار یا سخنگوی دولت ایرادی ندارد ولی برای وزیر ارشاد مطلوب نیست. ایشان جایگاه وزیر ارشاد را با روابط عمومی دولت اشتباه گرفته است.
* اما زمانی که آقای صفار هرندی برای وزارت ارشاد معرفی شدند، شما یکی از مدافعان ایشان بودید و در نطق خود عنوان کردید که صفار هرندی مدیر موفق رسانه بوده و یکی از بهترین گزینههای وزارت ارشاد است. چرا اکنون به منتقد سرسخت او مبدل شدهاید؟
** من هنوز هم شعارهای دولت نهم و شعارهای وزیر ارشاد را میپسندم منتها نقد ما به عملکرد و توانمندی ایشان است. ببینید آقای صفار هرندی در شرایط دو سال پیش بهترین گزینه بود چون ما میترسیدیم اگر ایشان نتواند از مجلس رای اعتماد بگیرد نفر بعدی همین توانایی را هم نداشته باشد. ضمن آنکه با توجه به فضای لیبرالی که پس از دولت اصلاحات بر فضای فرهنگی کشور حاکم شده بود ما نیازمند وزیری بودیم که جریانات سیاسی و فرهنگی کشور را بشناسد و فرد قاطعی باشد. اما الان چنین شرایطی وجود ندارد در ضمن ایشان به وعدههایی که داده بود هم عمل نکرد در حالی که ما به قولهای ایشان اعتماد کردیم.
* کدام وعدهها؟
** ایشان گفته بود که من از حوزه رسانه دفاع میکنم، از فرهنگ و هنر دفاع میکنم اما ایشان بعدا یا تحت جریانات حاکم بر دولت یا فشار برخی احزاب سیاسی سخنگوی دولت و چند گروه خاص شد. در حالی که زمانی که یک شخصیت سیاسی وزیر یا وکیل مردم شد باید تمام علقهها و مناسبات حزبی خود را کنار بگذارد و دیگر از جایگاه حزبی سخن نگوید چرا که علیرغم آزادی احزاب در ایران، رژیم سیاسی ما حزبی نیست و احزاب نمیتوانند به عنوان حزب، دولت و مجلس را در اختیار بگیرند. به همین جهت زمانی که فراکسیونی در مجلس شکل میگیرد اگر داعیه حزب بیرون مجلس را داشته باشد برخلاف قانون اساسی عمل کرده است. این ایرادی است که ما به هیاترئیسه فراکسیون اکثریت هم وارد میدانیم. اینکه آنها به عنوان فرد میتوانند اظهارنظر کنند اما نمیتوانند تمایلات حزبی خود را به مجلس وارد کنند برخلاف کشورهایی که نظام حزبی پارلمانی دارند و وزرا پیش از آنکه وزیر باشند عضو حزب پیروز در پارلمان هستند. این از ایراداتی است که متاسفانه به جناب آقای صفار هرندی وارد است.
* در جایی گفته بودید زمانی که دولت نهم آمد میخواست هیچ خبرگزاری نباشد مگر کپی ایرنا؛ و هیچ روزنامهای نباشد مگر کپی کیهان. آیا رفتار دولت در عرصه رسانه واقعا تا این حد مسدودکننده بوده است؟
** من عرض کردم که دولت در فضای رسانهای به سمت انسداد حرکت کرد. وزیر ارشاد لااقل 3 بار به خاطر بستن سایتها و روزنامهها و... به کمیسیون فرهنگی دعوت شد، عباراتی که فیالجمله میان ما رد و بدل شد این بود که برخورد شما با رسانهها خلاف قانون اساسی است، قانون اساسی از آزادی مطبوعات دفاع میکند و این صراحت قانون اساسی است اما شما هرکس که با سلیقه سیاسی و جریان فکری یا حتی خودتان مخالف است را به مخالف نظام تعبیر کرده و او را به گوشهای رانده و صدایش را قطع میکنید. در صورتی که حق چنین کاری را ندارید.
بعدا هیات دولت به سمت تهیه آییننامه خبرگزاریهای غیردولتی رفتند که خود این آییننامه، خلاف قانون اساسی و قوانین است و هیات دولت حق ندارد آییننامهای تصویب کند که شأن قانونی دارد. قانون، شأن مجلس است آییننامه خبرگزاریهای دولتی شبیه قانون مطبوعات است. بنابراین وجه قانونگذاری دارد. من به آنها گفتم با توجه به دسترسی مردم به منابع خبری مختلف ایجاد فضای یکسویه خبررسانی موجب سلب اعتماد عمومی به شما میشود دوستان گفتند نه و من به آنها گفتم شما تیراژ روزنامه ایران را با سایت بازتاب (آن موقع که بازتاب بود) مقایسه کنید. البته من قصد دفاع از سایت بازتاب را ندارم ولی چون آنجا موضوع بسته شدن سایت بازتاب بود از این سایت نام بردم. گفتم گاهی تیراژ روزنامه ایران در یک روز از تعداد بازدیدکنندگان یک خبر بازتاب کمتر است. این را اسناد نشان میدهد. خبری را هم مثال زدم. این نشان میدهد شما ضعف دارید و نمیتوانید جریانسازی کنید، در حالی که باید بتوانید به افکار عمومی جهت دهید اما شما هم عملا این جمله زشت را به کار میبرید که «هرکسی با ما نیست، علیه ماست» در حالی که این جمله براساس مبانی عقیدتی و فلسفی ما محل خدشه است. همان حرفی که جنایتکاری مثل بوش بعد از حادثه 11 سپتامبر گفت.
* در برابر مباحث افرادی چون شما، برخی میگویند علت نقد اصولگرایان منتقد از دولت نهم آن است که پستی به ایشان واگذار نشده، شما چه پاسخی دارید؟
** این بحث دو جواب دارد. اولا میتوان هر منتقدی را متهم کرد که چون سهم نگرفته، نقد میکند و این اتهام بیپایه را به هرکس میتوان زد. دوم آنکه افتخار اعضای هیاترئیسه اصولگرایان مستقل آن است که زمانی از آقای احمدینژاد دفاع میکردند که کسی شانسی برای پیروزی احمدینژاد قائل نبود.
* آنها میگویند آقای احمدینژاد که تغییر نکرده، پس چرا شما منتقد ایشان شدهاید؟
** چون نقد را وظیفه خود میدانیم در زمانی که هیچ احتمالی برای پیروزی آقای احمدینژاد نبود، معتقد بودیم که جریان احمدینژاد میتواند بهترین منتقد وضع حاکم باشد و زمانی از فکر او دفاع میکردیم که شانسی برای پیروزیاش نبود و باز از افتخارات اصولگرایان مستقل آن است که با پیروزی احمدینژاد هم در مقام نقد او برآمدند. اینکه این دوستان همیشه منتقد قدرتمند از افتخاراتشان است، در حالی که برخی طرفداران امروز دولت در هیاترئیسه مجلس و برخی وزرای فعلی دولت نهم روزی مخالفان سرسخت احمدینژاد بودند. چطور حال که سهمی از قدرت گرفتهاند، ساکت شدهاند؟ اصولگرایان مستقل معتقدند که جریان اصولگرایی زمانی زنده میماند که قدرت نقد خود را حفظ کند وگرنه استحاله میشود.
* برویم سراغ انتخابات. آیا اصولگرایان مستقل در چارچوب جبهه متحد اصولگرایان لیست میدهند یا به طور جداگانه در انتخابات مجلس هشتم شرکت میکنند؟
** اصولگرایان مستقل، در انتخابت آتی لیست مستقل میدهند. البته این بدان معنی نیست که با دیگر جریانات اصولگرایی همگرایی و همپوشانی ندارد. روزی نیست که ما با جریانات دیگر اصولگرایی جلسه نداشته باشیم، منتها برای حفظ مبانی استقلال خود، لیست مستقل میدهیم.
* چرا مستقل از کمیته وحدت اصولگرایان لیست میدهید؟
** چون دوستانی که در جبهه متحد جمع شدهاند ادعای تشکیل یک مثلث را دارند. این مثلث نیست، یک نقطه است و روش آنها مانند دورههای قبل؛ مرکز ـ پیرامون است، یعنی میگویند ما در مرکز و بقیه پیرامون ما هستند. هر ضلع مثلث کنونی در واقع در مرکز یک کانون بوده و هست. دوستان موتلفه، حامیان دولت مثل آقای مصلحی و محصولی و دوستانی چون آقای فدایی و توکلی هم از قبل در مرکز مدل مرکز ـ پیرامون بودند. آنها میخواهند بگویند ما در مرکز هستیم. هرکس میخواهد بیاید پیرامون ما، شاید سهمی در مجلس آینده داشته باشد. تشکیل مثلث ادعاست. اگر میخواهند مدل مرکز ـ پیرامونی را کنار بگذارند میتوانند عده دیگری که با هیچ کدام از این سه ضلع جمع نمیشوند را به عنوان ضلع چهارم بپذیرند، در حالی که در برابر آن مقاومت میکنند. البته ما چون به آنها اعتقاد نداریم، هرگز به عنوان یکی از اضلاعشان جمع نمیشدیم و فکر میکنیم وجود این نوع نگرش که سعی میکند استقلال خود را از کانون قدرت و ثروت حفظ کند، لازم است، چرا که به صراحت قانون اساسی وکالت قابل توکیل نیست اما در مجلس هفتم اندک نمایندگانی را میشناسیم که متاسفانه نه تنها به اعتبار شخص دیگری رای میدهند، بلکه برگ رای خود را به او میسپارند.
* آیا ممکن است در این زمینه نمونهای ذکر کنید؟
** در مورد انتخاب اخیر دو وزیر پیشنهادی نفت و صنایع، متاسفانه برگ رای بسیاری از نمایندگان در دست عده معدودی بود و این یکی از ایراداتی است که به هیاترئیسه مجلس وارد است. چگونه عدهای بیش از یک برگ رای دارند؟ من نمیگویم تقلب شده یا برگ رایها از جای دیگر آمده است، نه! این برگ رایها متعلق به نمایندگان دیگری بوده که ممکن است در مرخصی بوده باشند یا صحن را ترک کرده باشند. البته براساس قانون اساسی آن نماینده از وکالت عزل است چون وکالتش را به دیگری توکیل کرده است. به هر حال تمامیتخواهی و اقتدارگرایی هم جنس جریان راست راست و همجنس جریان چپ. هر دو جریان تلاش دارند که جامعه در فضای دوقطبی باقیبماند یعنی چپ ترجیح میدهد که اگر رای نیاورد، رقبای شناختهشدهاش در راست رای بیاورند. برعکس چون اگر عدهای بیایند که به واقع توده مردم را نمایندگی کنند، ممکن است فضای دوقطبی به هم بریزد و به این ترتیب هیچگاه قدرت به حزب رقیب سنتی بازنگردد.
* آیا شما کاندیدای نمایندگی مجلس هشتم میشوید؟
** صادقانه بگویم که اصلا تمایل ندارم. در واقع خسته شدهام چون بازیگران سیاسی اجازه ندادند وظایف نمایندگیام را آنطور که باید ایفا کنم. گرچه آنچه در توان داشتم را انجام دادم اما من به تصمیم جمعی از اصولگرایان مستقل تن میدهم. البته تاکنون تصمیم نهایی گرفته نشده که تمامی اعضای اصلی شورای مرکزی اصولگرایان مستقل در انتخابات مجلس هشتم کاندیدا شوند یا کاندیدا نشوند. من منتظر تصمیم جمعی اصولگرایان مستقل هستم.