مقدمه:
سه روز پیش از رد صلاحیت ابراهیم اصغرزاده عضو فعال دانشجویان پیرو خط امام(ره) در سالهای نخستین انقلاب و عضو پیشین شورای شهر تهران به سراغ او رفتیم و چند سوال از او پرسیدیم.
قرار بود سوالاتمان منظم و به قول روزنامهنگاران چالشی به جلو برود اما آقای اصغرزاده هم دیرتر از زمان موعد رسید هم این که چند برنامه و قرار دیگر باعث شد که همه سوالات را در چند سوال خلاصه کند. به هر حال شاید اگر امروز به سراغ دبیرکل حزب آزادی و برابری میرفتیم با توپ پرتری جوابمان را میگرفتیم و از خجالت خوانندگان هم درمیآمدیم.
">مقدمه:
سه روز پیش از رد صلاحیت ابراهیم اصغرزاده عضو فعال دانشجویان پیرو خط امام(ره) در سالهای نخستین انقلاب و عضو پیشین شورای شهر تهران به سراغ او رفتیم و چند سوال از او پرسیدیم.
قرار بود سوالاتمان منظم و به قول روزنامهنگاران چالشی به جلو برود اما آقای اصغرزاده هم دیرتر از زمان موعد رسید هم این که چند برنامه و قرار دیگر باعث شد که همه سوالات را در چند سوال خلاصه کند. به هر حال شاید اگر امروز به سراغ دبیرکل حزب آزادی و برابری میرفتیم با توپ پرتری جوابمان را میگرفتیم و از خجالت خوانندگان هم درمیآمدیم.
">مقدمه:
سه روز پیش از رد صلاحیت ابراهیم اصغرزاده عضو فعال دانشجویان پیرو خط امام(ره) در سالهای نخستین انقلاب و عضو پیشین شورای شهر تهران به سراغ او رفتیم و چند سوال از او پرسیدیم.
قرار بود سوالاتمان منظم و به قول روزنامهنگاران چالشی به جلو برود اما آقای اصغرزاده هم دیرتر از زمان موعد رسید هم این که چند برنامه و قرار دیگر باعث شد که همه سوالات را در چند سوال خلاصه کند. به هر حال شاید اگر امروز به سراغ دبیرکل حزب آزادی و برابری میرفتیم با توپ پرتری جوابمان را میگرفتیم و از خجالت خوانندگان هم درمیآمدیم.
">مقدمه:
سه روز پیش از رد صلاحیت ابراهیم اصغرزاده عضو فعال دانشجویان پیرو خط امام(ره) در سالهای نخستین انقلاب و عضو پیشین شورای شهر تهران به سراغ او رفتیم و چند سوال از او پرسیدیم.
قرار بود سوالاتمان منظم و به قول روزنامهنگاران چالشی به جلو برود اما آقای اصغرزاده هم دیرتر از زمان موعد رسید هم این که چند برنامه و قرار دیگر باعث شد که همه سوالات را در چند سوال خلاصه کند. به هر حال شاید اگر امروز به سراغ دبیرکل حزب آزادی و برابری میرفتیم با توپ پرتری جوابمان را میگرفتیم و از خجالت خوانندگان هم درمیآمدیم.
">مقدمه:
سه روز پیش از رد صلاحیت ابراهیم اصغرزاده عضو فعال دانشجویان پیرو خط امام(ره) در سالهای نخستین انقلاب و عضو پیشین شورای شهر تهران به سراغ او رفتیم و چند سوال از او پرسیدیم.
قرار بود سوالاتمان منظم و به قول روزنامهنگاران چالشی به جلو برود اما آقای اصغرزاده هم دیرتر از زمان موعد رسید هم این که چند برنامه و قرار دیگر باعث شد که همه سوالات را در چند سوال خلاصه کند. به هر حال شاید اگر امروز به سراغ دبیرکل حزب آزادی و برابری میرفتیم با توپ پرتری جوابمان را میگرفتیم و از خجالت خوانندگان هم درمیآمدیم.
">مقدمه:
سه روز پیش از رد صلاحیت ابراهیم اصغرزاده عضو فعال دانشجویان پیرو خط امام(ره) در سالهای نخستین انقلاب و عضو پیشین شورای شهر تهران به سراغ او رفتیم و چند سوال از او پرسیدیم.
قرار بود سوالاتمان منظم و به قول روزنامهنگاران چالشی به جلو برود اما آقای اصغرزاده هم دیرتر از زمان موعد رسید هم این که چند برنامه و قرار دیگر باعث شد که همه سوالات را در چند سوال خلاصه کند. به هر حال شاید اگر امروز به سراغ دبیرکل حزب آزادی و برابری میرفتیم با توپ پرتری جوابمان را میگرفتیم و از خجالت خوانندگان هم درمیآمدیم.
">مقدمه:
سه روز پیش از رد صلاحیت ابراهیم اصغرزاده عضو فعال دانشجویان پیرو خط امام(ره) در سالهای نخستین انقلاب و عضو پیشین شورای شهر تهران به سراغ او رفتیم و چند سوال از او پرسیدیم.
قرار بود سوالاتمان منظم و به قول روزنامهنگاران چالشی به جلو برود اما آقای اصغرزاده هم دیرتر از زمان موعد رسید هم این که چند برنامه و قرار دیگر باعث شد که همه سوالات را در چند سوال خلاصه کند. به هر حال شاید اگر امروز به سراغ دبیرکل حزب آزادی و برابری میرفتیم با توپ پرتری جوابمان را میگرفتیم و از خجالت خوانندگان هم درمیآمدیم.
* ظاهرا بین دانشجویان پیرو خط امام(ره) سال 59 چندان وحدت و اشتراک نظری وجود ندارد. مگر چه اتفاقاتی افتاده که انتخابات امسال با خرداد سال 76 این اندازه تفاوت دارد؟
** واقعیت آن است که قطار و ریلهای سیاست در کشور مدام تغییر کرده است. آن دسته و جریاناتی که در مجلس سوم مشترکاتی داشتند و به شعارها و اهداف انقلاب اسلامی وفادار بودند پس از مجلس سوم و رد صلاحیتها و برکناری عدهای، شاهد غیبت این افراد در مجلس چهارم و پنجم بودیم که این فرصتی را برای ارزیابی موقعیت و پایگاه اجتماعی آنها در جامعه مهیا کرد. اما این افراد با توجه به نفوذ و جایگاهی که در افکار عمومی داشتند، توانستند بر مردم تاثیر بگذارند.
با به قدرت رسیدن این نیروها به عنوان اصلاحطلب مشهور شدند به سرعت مشکلاتی پیش آمد. به طوری که این نیروها که سابقا به عنوان منتقد دیدی متفاوت نسبت به قدرت و مسائل کشور داشتند در قدرت احتیاج به درایت و انسجام و وحدت عمل بیشتری را لازم میدیدند.
بنابراین به قدرت رسیدن خاتمی معلول گروههای منتقدی بود که رد آنها را در دانشگاهیان و روشنفکران میتوان دید اما بعد از تشکیل دولت خاتمی و مجلس ششم، سردرگمی و بیبرنامگی دولت به خصوص در حوزه اقتصادی موجب شد دولت اصلاحات خلاء پیشآمده در این حوزه را با دنبالهروی از دولت پیشین پر کند.
* این نکته یعنی همان علت شکست دولت اصلاحات؟
** ببینید! هر دولتی در راستای منافع کلان کشور و مردم در پی تکمیل کردن عدهای از برنامههای کلی و پیشین، برنامهریزیهای جدیدی هم باید ارائه کند. اما اینجا در اقتصاد برنامهریزی و تصمیمگیریها ضعیف انجام شد و مجلس ششم علیرغم مدیریت تیزهوشانه به مسائل غیر ضروری پرداخت و این مسئله باعث شد در پایان دوره اصلاحات با دولتی غیر قابل پیشبینی مواجه شویم که دیگر راه قدیمی را ادامه نمیداد.
* پس چرا برای حل این مشکل اقدامی نشد و روشنفکران اصلاحطلب کاری برای خودشان و مردم نکردند؟ آیا پذیرفتند که باید منصب را به دولت آقای احمدینژاد بدهند؟
** مسئله پیروزی آقای احمدینژاد در برابر رقبای دیگر نیاز به ارزیابی عملکرد گذشته اصلاحات دارد.
به طوری که باید دقت کرد در جریان اصلاحات بعد از مدتها دو شاخه به وجود آمد؛ یک دسته معتقد بودند که اصلاحطلبان باید مسوولیت اشتباهات و نقصهای خود را بپذیرند و با رفتار دموکراتیک براساس نظرات کلیدی اصلاحطلبان عمل کنند.
همچنین نزدیکی بیشتر به مردم و فهم متقابل از هم وجود داشته باشد. اما گروهی دیگر هم که مدعی جریان اصلاحطلبی بودند به دلیل تهاجم بیرونی از طریق نیروهای محافظهکار حتی دوستان قدیمی خود را با بدترین عناوین از خود جدا کردند که این ناشی از بیماری انحصارطلبی طی 8 سال است.
بالاخره این اختلافات باعث نوعی جدایی شد که افراد حتی باسابقه و اخلاق پسندیده و معتقد به ارزشهای انقلاب را کنار گذاشت و بیتوجهی و بیمهری به آنها شد.
* شما چرا مدام با یک حزب یا گروه جدید وارد عرصه رقابت میشوید و با دسته دیگر اصلاحطلبان از جمله مشارکت و سازمان و... ائتلاف نمیکنید؟
** من حزبستیز نیستم و به فعالیتهای حزبی علاقهمندم، اما اگر کسی دچار دگماتیزم حزبی شود و نقد و ارزیابی مجدد را نپذیرد دچار انحراف خواهد شد.
بنابراین سعی کردم بین مرکزیت حزب و انحصار کادرها رفت و برگشتی وجود داشته باشد و حتی مردم نیز میخواهند در آستانه انتخابات با توجه به شرایط جدید شعار نویی ارائه شود و این قدرت حرکت و مانور را برای سیاستمداران باز خواهد گذاشت. البته بهتر است اول وضعیت فعلی را تحلیل کنیم.
الان «جبهه آزادی و برابریخواهی» در راستای همسویی با «ائتلاف مردمی اصلاحات» و «حزب اعتماد ملی» و البته در مقابل کسانی که میخواهند با رفتاری غیراصلاحطلبانه، جریان اصلاحطلبی را مصادره به مطلوب کنند تشکیل شده است.
اقدام دو گروه ائتلاف مردمی و اعتماد ملی حاکی از آن است که مایل نیستند بگذارند اصلاحات مصادره به مطلوب شود؛ آن هم توسط کسانی که رفتاری اصلاحطلبانه ندارند.
چتری که خانم و آقای کروبی با ائتلاف مردمی اصلاحات و حزب مردمسالاری برای پناه دادن به نیروهای اصلاحطلب منطقی و واقعبین گستراندند امید ارتباط بیشتر با مردم و رفع مشکلات اقتصادی که مردم مبتلا به آن هستند را بیشتر خواهد کرد. پس باز هم میگویم که من خودم وجهه آزادی و برابریخواهی را اساسا رقیبی برای جبهه مشارکت نمیبینم.
آنها ما را نپذیرفتند و دوستانشان را تحقیر کردند. به هر حال راه برای مذاکره و دوستی و تفاهم باز است و باید با ظرفیتهای بیشتر رفتاری مدارانهجویانه و دوستانه داشته باشند.
* پس به نظر شما برای پیروزی مجدد اصلاحطلبان چه بایستی انجام داد؟ آیا شما موافق آسیبشناسی اصلاحات یا طبقهبندی آن هستید؟
** من موافق طبقهبندی و شفافسازی مرزبندیها هستم. چرا که نیروهای اصلاحطلب نباید به یک چوب رانده شوند و وقتی نمیتوانیم درون خود اصلاحطلبی را تجربه کنیم و افراد کم صبر و تحمل به دوستان خود هر میزنند، ضرورت جدایی گروهها از یکدیگر را میتوان حس کرد؛ همانطور که در مجلس ششم در پی تحصن نمایندگان که در پی رد صلاحیت خودشان بودند، شاهد توجهی از سوی مردم نبودیم و در تحصنهای بعدی از سوی فرهنگیان و پرستاران نیز حتی شعاری در ادامه اعتراضات نمایندگان داده نشد که این ناشی از جدایی مردم از این دسته اصلاحطلبان است.
بنابراین ما نمیتوانیم با شعار و تاکتیک گذشته به قدرت برسیم و به جای تبدیل مخالف به موافق متاسفانه برخی موافقین هم به مخالف تبدیل شدند.
اصلاحطلبان به دلیل بسط شعارهای دور از مردم، از مردم دور افتادند. بعد از آقای احمدینژاد و سقوط اصلاحات باید پذیرفت که اصلاحطلبی باید طبقهبندی شود و استراتژی جدیدی ارایه کند. چرا که استراتژی فرسودهای که داشتیم قطعا شکست خورده و محافظهکاری با لباس جدید و جوانگرایی بدون به صحنه آوردن نیروهای قدیم مجلس 7 و دولت خود را مستقر خواهد کرد.
در حال حاضر البته بخشی از قدرت و توانایی آقای احمدینژاد ناشی از منابع کلان نفتی و نیز مجلسی کاملا همسو و در اختیار دولت است. این نکته که دولت احمدینژاد لازم نبوده به کسی پاسخ دهد و ملزم به رعایت برنامههای کلان کشور چون برنامههای چشمانداز 20 ساله و 5 ساله شود هم باید لحاظ گردد.