هر چند که انتخابات ریاست جمهوری لبنان برای ششمین بار به تعویق افتاد اما این تعویق مجدد به تلخی پنج دوره قبل نبود چرا که این بار امیدها برای دستیابی به توافق زنده شده است. در حال حاضر کاندیداهایی که گرایش آشکاری به یکی از دو طیف 14 و 8 مارس دارند از شانس بالایی برای دستیابی به سمت ریاست جمهوری برخوردار نیستند. میشل عون به عنوان نماینده 8 مارس اکنون امید چندانی برای نشستن بر کرسی ریاست جمهوری ندارد و از سوی دیگر افرادی نظیر نسیب لحود و پطرس حرب هم که کاندیداهای ائتلاف 14 مارس محسوب میشوند، امیدی برای راهیابی به بعبدا (کاخ ریاست جمهوری لبنان) ندارند. در این میان شانس کاندیداهایی که به بیطرفی در عرصه سیاسی لبنان مشهورند، بیشتر است. چندی پیش دو طرف تا مرز توافق بر سر روبیر غانم، یکی از کاندیداهای بیطرف پیش رفته بودند که به ناگاه و در آستانه نشست آناپولیس با دخالتهای ایالات متحده تمامی این توافقات نقش بر آب شد. اما اکنون به نظر میرسد که طرفین تا حد زیادی بر روی فرمانده ارتش این کشور، به عنوان رئیسجمهوری آینده لبنان توافق کردهاند.
میشل سلیمان به واسطه پیروزی چندی قبل ارتش بر گروه فتحالاسلام در میان مردم لبنان از محبوبیت به سزایی برخوردار است. بیطرفی وی هم در تنشهای دو گروه 8 مارس و 14 مارس بر محبوبیت فرمانده ارتش افزوده است. اما مخاطراتی قانونی بر سر رسیدن وی به کاخ بعبدا وجود دارد. مطابق قانون اساسی لبنان میشل سلیمان باید برای رسیدن به سمت ریاست جمهوری حداقل دو سال قبل، از سمت خود استعفا میکرد. این مسأله سبب شده است که تلاشها برای اصلاح قانون اساسی لبنان آغاز شود. هر چند که دولت سنیوره در ابتدا مخالفت خود را با ایجاد هرگونه اصلاح در قانون اساسی اعلام کرده بود، اما اکنون برای تعدیل قانون اساسی اعلام آمادگی کرده است. به رغم اینکه تاکنون سلیمان اظهارنظر صریحی نداشته است که گرایش وی را به یکی از دو گروه اصلی این کشور نشان دهد، اما شواهد از گرایش وی به سمت حزبالله و ائتلاف 8 مارس حکایت دارد. تاریخ سیاسی لبنان نشاندهنده آن است که شخصیتهای نظامی این کشور به واسطه حس دشمنستیزی و مقاومت در مقابل اشغالگران از روابط خوبی با حزبالله برخوردارند. به عنوان مثال افرادی نظیر امیل لحود که سابقه فرماندهی ارتش لبنان را در کارنامه خود دارد، یا ژنرال عون که از سمتهای بالای نظامی برخوردار بوده است، از سران ائتلاف 8 مارس و همپیمانان حزبالله محسوب میشوند و به نظر میرسد که سلیمان هم از این قاعده مستثنی نباشد.
فارغ از این موضوع ژنرال سلیمان بارها علیه اسرائیل موضعگیری کرده و این رژیم را به عنوان دشمن لبنان میشناسد و حتی وی در زمان جنگ 33 روزه، از حزبالله لبنان و مقاومت اسلامی حمایت و پس از جنگ هم مخالفت تلویحی خود را با خلع سلاح حزبالله اعلام کرد. از سوی دیگر گرایش وی به سوریه هم بدیهی به نظر میرسد. ژنرال سلیمان در زمانی که لحود رئیسجمهور لبنان بود و در زمان مناسبات نزدیک ارتش لبنان و سوریه به این سمت برگزیده شد و حتی در جریان نبرد ارتش با فتحالاسلام صراحتا اعلام کرد که این گروه به هیچوجه رابطهای با سوریه ندارد. مسألهای که اعتراض شدید گروه 14 مارس را به دنبال داشت. از سوی دیگر سپردن مسئولیت حفظ امنیت لبنان به سلیمان که توسط امیل لحود و حدود یک هفته قبل صورت گرفت، نشان از اعتماد کامل 8 مارس به فرمانده ارتش دارد. با این وصف 14 مارس با پذیرش کاندیداتوری ژنرال سلیمان شکست خود را در بازی انتخابات ریاست جمهوری لبنان پذیرفته است. چرا که عملا از انتخاب رئیسجمهور با نصف بعلاوه یک آرای پارلمان صرفنظر کرده است.
از سوی دیگر با انتخاب میشل سلیمان که چندی پیش به شدت با آن مخالفت میکرد به جای افراد تندرو نزدیک به خود، یعنی پطرس حرب و نسیب لحود موافقت کرده است. شاهد دیگر بر شکست گروه 14 مارس موافقت آنها با تعدیل قانون اساسی برای فرستادن سلیمان به کاخ ریاست جمهوری است. در حالی که این گروه مکررا تأکید کرده بود که با هرگونه تغییر در قانون اساسی به شدت مخالف است، در حال حاضر خود را ناگزیر از اعمال تغییر در قانون اساسی میبیند. در کل به نظر میرسد که ژنرال میشل سلیمان گزینهای است که برخلاف گروه 14 مارس، گزینهای مطلوب برای 8 مارس محسوب میشود و انتخاب او به سمت ریاست جمهوری که به خواسته گروه 8 مارس حتما باید پس از رفع موانع قانونی و حقوقی صورت گیرد، میتواند پیروزی بزرگی برای حزبالله محسوب شود. پیروزی بزرگی که این بار نه در عرصه نظامی که در عرصه سیاسی رقم میخورد.