بسماللهالرحمنالرحیم
تعجب نکنید که در هنگامه غوغاهای نفسگیری همچون محاصره 5/1 میلیون مسلمان فلسطینی در غزه توسط صهیونیستها و همدستان کمپدیویدی آنها در قاهره، توطئه بوش و رایس و دیک چنی برای وارد کردن شورای امنیت سازمان ملل به صادر کردن قطعنامه سوم علیه فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی ایران و بازار داغ انتخابات و هوای سردتر از سرد زمستان، با اینکه دهه دوم محرم نیز در حال سپری شدن است به سراغ عاشورا میرویم و برآنیم تا بار دیگر درباره اقداماتی که نیروی انتظامی در محرم امسال برای خرافهزدائی در عزاداریها انجام داد و عکسالعملهائی که در برابر آن صورت گرفت نکاتی را مطرح نمائیم.
در تاریخ 5 خرداد 1383 روزنامه جمهوری اسلامی خبری را تحت عنوان «افشای توطئه سازمان سیا برای ایجاد تفرقه میان شیعیان» به چاپ رساند که براساس آن، سازمان مرکزی جاسوسی آمریکا «سیا» از سال 1362 یعنی 5 سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران بودجهای را برای مطالعه جهت شناخت دلایل پا گرفتن این انقلاب، که ارکان قدرتهای استکباری و استعماری را متزلزل کرده است، در نظر گرفت و براساس تحقیقاتی که به عمل آورد به این نتیجه رسید که برخلاف تصور آمریکائیها عامل اصلی پا گرفتن این انقلاب، عملکرد رژیم شاه نبود بلکه نهضت عاشورا و رهبری سیاسی مرجعیت دینی علمای شیعه، دو عامل مهمی بودند که با توجه به زمینههای پدید آمده توسط عملکرد رژیم شاه توانستند این انقلاب را به پیروزی برسانند. سازمان «سیا» 900 میلیون دلار از پولهائی که در معاملات قاچاق مواد مخدر در افغانستان و کلمبیا بدست آورده بود، را برای این طرح تحقیقاتی در نظر گرفت.
بخشی از این طرح، با توجه به نقش کلیدی و مهمی که عزاداریهای حسینی و نهاد مرجعیت دینی از نهضت تنباکو به رهبری میرزای شیرازی تا انقلاب اسلامی به رهبری امامخمینی در مبارزه با استعمار ایفا کردهاند، به مقابله با این دو اختصاص یافت و 40 میلیون دلار برای تحقق آن در نظر گرفته شد. این بودجه، براساس طرح تفصیلی سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) باید در منحرف ساختن عزاداریهای حسینی از مسیر صحیح و همچنین تضعیف نهاد مرجعیت و ساقط کردن این نهاد صرف شود، کاری که در ظرف زمانی تعیین شده توسط تهیه کنندگان طرح، یعنی تا سال 2010 میلادی و 1389 هجری شمسی، باید به نتیجه برسد.
این مطالب سری را شخصی به نام «دکتر مایکل براون» معاون رئیس سازمان «سیا» و کارمند سابقهدار بخش شیعهشناسی این سازمان، بعد از آنکه از کار بر کنار شد، در کتابی به نام «نقشهای برای ایجاد تفرقه و نابودی مکاتب الهی» افشا کرد. سازمان «سیا» نیز بعد از آنکه این مطلب به صورت رسانهای منتشر شد، نسخههای کتاب دکتر مایکل براون را جمعاوری و نابود کرد. بخشی از فراز مورد نظر این مقاله از این کتاب اینست:
«یکی دیگر از مواردی که باید روی آن کار میکردیم، موضوع فرهنگ عاشورا و شهادتطلبی بود که هر ساله شیعیان با برگزاری مراسمی این فرهنگ را زنده نگهمیدارند. ما تصمیم گرفتیم با حمایتهای مالی از برخی سخنرانان و مداحان و برگزار کنندگان اصلی اینگونه مراسم که افرادی سودجو و شهرت طلب هستند، عقاید و بنیانهای شیعه و فرهنگ شهادتطلبی را سست و متزلزل کنیم و مسائلی انحرافی در آن بوجود آوریم بگونهای که شیعه یک گروه جاهل و خرافاتی در نظر آید. در مرحله بعد باید مطالب فراوانی علیه مراجع شیعه جمعآوری شده و به وسیله مداحان و نویسندگان سودجو انتشار دهیم و تا سال 1389 مرجعیت را که سد راه اصلی اهداف ما میباشد تضعیف کرده و مراجع را به دست خود شیعیان و دیگر مذاهب اسلامی نابود کنیم و در نهایت، تیر خلاص بر این فرهنگ و مذهب بزنیم».
با گذشت 24 سال از آغاز مطالعات سازمان جاسوسی آمریکا با بودجه 900 میلیون دلاری و گذشت نزدیک به دو دهه از اجرائی شدن طرح ضربه زدن به عاشورا و مرجعیت با بودجه 40 میلیون دلاری، اکنون در یک جمعبندی اجمالی میتوان به نتایج روشنی رسید.
دقت در این مطالب، دلیل ضرورت طرح این قبیل مطالب را روشن مینماید.
پیدایش تحولات چشمگیری در شیوه عزاداریها و نفوذ تحریفات و خرافات و گویشهای عوامانه در محتوای مراثی، رواج بی مهار آهنگهای لوسآنجلسی و رپ و پاپ و سایر آهنگهای مبتذل و محرک در مداحیها، رویش قارچگونه شمایلهای وام گرفته از کلیسای دوران بیزانس، به حرکت درآمدن علمهای 150 میلیون تومانی در خیابانها، پرسهزدن دختران و پسران هرزه در اطراف تکیههای موقت خیابانی بدون حساب و کتاب که موجب خلوت شدن مساجد و حسینیهها شدهاند، کشانده شدن از عزاداری سنتی به نوعی حرکات موزون همراه با دف و ارگ و ساز و طبل «یاماها»ی ژاپن رسوخ مطالب سست و بیپایه و مبتنی بر خواب و خیال در بعضی منابر و افتادن در دام عرفانهای کاذب وارداتی با هدف فرار کردن از مطرح نمودن مباحث عمیق اجتماعی ـ سیاسی ـ مبارزاتی مربوط به نهضت عاشورا که اساس قیام حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و یاران باوفای آنحضرت را تشکیل میدهند در سالهای اخیر قطعاً نمیتواند تصادفی باشد. تلاش برای اصالت دادن به مداحان نوپا و نوسبک و اینکه مردم دین خود را از آنها بگیرند و حتی بعضی از آنها به خود اجازه دخالت در مسائل حکومتی و سیاسی بدهند و تا بیحرمتی به مراجع تقلید پیش بروند و بزرگان دین و نظام را آماج تهاجمات گوناگون قرار دهند، بخش دیگری از طرحی است که قرار است تا سال 1389 به اجرادر آید و به فروپاشی تشیع و سقوط مرجعیت منجر شود. پیدایش طالبان و القاعده و تهاجمات شدید آنها و سایر سلفیها علیه شیعیان نیز در همین چارچوب قابل تحلیل و تفسیر است.
در برابر این توطئه، خوشبختانه رهبری روشن ضمیر و بیدار و شجاع انقلاب اسلامی با قامتی استوار در طول سالهای دهه 70 و 80 قدرتمندانه ایستاد و با تکیه بر منطق و روشنگریهای مستمر، به خنثیسازی پرداخت و اجزاء آنرا یکی بعد از دیگری از کار انداخت.
برخورد قاطعانه با قمهزنی، از اقدامات مهمی بود که با فتوای تاریخی حضرت آیتالله خامنهای صورت گرفت و در حفظ آبروی اسلام و خارج ساختن یکی از ابزارهای توطئه از دست دشمنان نقش بسیار موثری داشت. اعلام سال 1386 به عنوان سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نیز ابتکار مهمی بود که شاخه اجرائی توطئه «سیا» را هدف قرار داده و در عمل به مقابله با آن پرداخت.
برخورد با شمایلها، ملزم ساختن هیئتهای عزاداری به رعایت اصول عزاداری سنتی و پرهیز از اقدامات خلاف شئون مذهبی که توسط نیروی انتظامی صورت گرفت نیز در چارچوب مقابله با همین توطئه قرار دارد. موضعگیریهای مراجع معظم تقلید علیه خرافات و تأکیدشان بر ضرورت پالایش عزاداریها از انحرافات نیز نقش بسزائی در ناکام ساختن توطئهای که دشمن تدارک دیدهاست داشت.
در این میان، دو نکته حساس نیز وجود دارد که باید به آنها توجه شود. نکته اول، عکسالعملهائی است که در برابر اقدامات قانونی نیروی انتظامی صورت میگیرد. افرادی که نیروی انتظامی را به تندروی یا مقابله با سنتهای مذهبی و مردمی متهم میکنند، هر چند عمدتاً از روی دلسوزی و برخورداری از گرایشهای دینی چنین مواضعی را اتخاذ مینمایند، لکن باید به این نکته توجه کنند که برخوردهای نیروی انتظامی در جهت خرافهزدائی و پالایش عزاداریها از انحرافاتی بوده است که دشمنان از رواج آنها سود میبرند و در برنامه خود برای مقابله با عاشورا و مرجعیت دارند. آنکس که می گوید کسی نباید در برابر آنچه مردم در عزاداریها انجام میدهند موضعگیری کند و چنین اقدامی را در مقابل مردم قرار گرفتن میداند، در واقع به این واقعیت توجه ندارد که مردم همواره در معرض تهاجمات سهمگین عوامفریبان بویژه کسانی که درصدد سودجوئی با سوءاستفاده از اعتقادات دینی مردم هستند قرار دارند و برای حفاظت مردم از این سوءاستفادهها نظارت دستگاههای مسئول و افراد صاحبنظر ضرورت دارد. کاری که نیروی انتظامی انجامداده، اجرای برنامهایست که در همین چارچوب و با کارشناسیهای دقیق تنظیم شده و برای مقابله با توطئه دشمنان بسیار لازم و موثر بوده است. خوشبختانه مردم نیز با نیروی انتظامی همکاری صمیمانهای کردهاند و این نیرو در کار خود کاملاً موفق بوده است. قطعاً اگر اقدام نیروی انتظامی در مقابله با شمایلها در سال گذشته و مقابله با علم و بعضی تحرکات انحرافی دیگر نبود، محرم امسال سرتاسر شهر تهران و شهرهای دیگر پوشیده از شمایلهای ضد تقدس و علمها و انحرافات دیگر بود و سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) نیز یک گام به جلو برداشته بود. کسی نباید از نیروی انتظامی به خاطر ناکام نمودن آمریکا و توطئه «سازمان جاسوسی سیا» ناراحت باشد. همه باید به هر شکل ممکن نیروی انتظامی را تشویق کنیم به تلاشهای مفید خود برای مقابله با انحرافات ادامه دهد، انحرافاتی که هنوز در محافل و مجالس عزاداری فراوان است و متأسفانه افراد سودجو و فرصتطلب میلیاردها ساعت فرصت استثنائی که در دهه عاشورا در اختیار امام حسین علیهالسلام قرار میگیرد را به هدر میدهند و ایکاش فقط به هدر میدادند بلکه ـ خواسته یا ناخواسته ـ از آن در جهت به فراموشی سپردن اساس نهضت حسینی و به نفع دشمنان عاشورا بهرهبرداری میکنند.
نکته دوم به نقش بسیار موثر رسانه ملی در ترویج فرهنگ عاشورا و یا به انحراف کشاندن آن مربوط میشود، نقشی که حساسیت رسالتی که مسئولان صدا و سیمای جمهوری اسلامی برعهده دارند را نشان میدهد. هرچند اهمیت این نقش بقدری بدیهی است که نیازی به توضیح ندارد، لکن بد نیست اشارهای به یک نمونه که در همین دهه عاشورای امسال شاهد آن بودیم داشته باشیم.
در روزهای پایانی دهه عاشورای امسال، رسانه ملی نوحه یک نوحه خوان عراقی را مکرراً پخش کرد که اشعاری را به زبان فارسی و عربی در یک جمع سینهزن در یک حسینیه میخواند و بازار گرمی هم داشت. این نوحه، به سرعت در سرتاسر ایران به سی. دی تبدیل و خرید و فروش شد و حتی به تلفنهای همراه نیز راه یافت. این، یک نمونه از فرهنگسازی قدرتمندانه توسط رسانه ملی است، اما محتوای این نوحه مشترک، چه بود؟ بخشهائی از این نوحه، نکاتی داشت که مخصوص غلات است و مطرح کردن آنها در رسانه ملی حداقل زیانی که دارد اینست که مسلمانان دیگر را نسبت به اعتقادات شیعه مسالهدار میکند. رسانه ملی آیا مجوزی برای پخش چنین نوحهای دارد؟!
با کمال تأسف، گاهی بعضی سخنرانان مطالبی از صدا و سیما میگویند که تأثیرات منفی زیادی دارد. باز هم در همین دهه عاشورای امسال یک روحانی محترم که از دستاندرکاران صدا و سیما نیز هست در حین سخنرانی گفت: قرآن بدون امام حسین، ورق پارهای بیش نیست!
آیا مسئولان رسانه ملی، به عوارض این قبیل مطالب اندیشیدهاند؟ با توجه به اینکه امام حسین علیهالسلام خود را فدای قرآن کرده این روحانی محترم میتوانستند به جای این جمله بفرمایند: امام حسین علیه السلام و شهدای کربلا با نهضت و شهادت خود، قرآن کریم را به بهترین شیوه تفسیر کردهاند.
صاحب این قلم، به یاد دارد که رهبر معظم انقلاب حضرت آیتالله خامنهای دو سه سال قبل در جمع مدیران صدا و سیما نکته ای با این مضمون فرمودند که گاهی بعضی مطالب را اگر یک سخنران در یک جمع کوچک بگوید طوری نیست ولی همان مطلب نباید از رسانه ملی پخش شود.
این، نکته بسیار مهمی است که مسئولان رسانه ملی باید به دقت آنرا رعایت کنند. روشن است که اداره کردن رسانه ملی با آنهمه شبکه و با آن گستردگی برنامهها، کار دشواری است، لکن آنچه نباید مورد غفلت قرار گیرد اینست که غفلتها گاهی ضربههای محکمی به مذهب وارد میکنند که قابل جبران نخواهد بود. شیعه، بعد از قرنها اکنون از یک نظام حکومتی برخوردار است و امکانات رسانهای قابل توجهی در اختیار دارد. خوشبختانه رسانه ملی در یکی دو سال اخیر به تصحیح روشی از عزاداری پرداخته است که خود تا حدودی به آن دامن زده بود. هنوز نیز این رسانه از آن شیوه ناصحیح کاملاً فاصله نگرفته است. رسانه ملی نه تنها باید از این روش فاصله بگیرد، بلکه باید با آن برخورد و درباره خطرهای ناشی از آن روشنگری نماید و در برابر توطئهای که سازمان سیا علیه عاشورا و مرجعیت تدارک دیده است با قدرت بایستد.
سازمان «سیا» درست تشخیص داده است که عاشورا و مرجعیت دو رکن اساسی شیعه و توفیق تشیع در همه نهضتها و انقلابها بودهاند و خواهند بود، اما در توطئهای که برای درهم شکستن این دو رکن تدارک دیده علیرغم پیشرفتهای اولیه، با شکست مواجه شده است. عامل اصلی این شکست، هوشیاری رهبری و مرجعیت و همراهی مردم بوده است. از این پس نیز باید این همراهیها با قوت و قدرت ادامه یابد تا نه تنها توطئههائی از این قبیل خنثی شوند بلکه فرهنگ عاشورا به فرهنگ رهائیبخش دیگر مسلمانان و حتی سایر ملتها نیز تبدیل گردد.