محمد صادقی
روز 31 تیر 1331، رای دیوان دادگستری بینالمللی (که موضوع آن شکایت دولت انگلیس از ایران در رابطه با ملی شدن صنعت نفت بود) به نفع ایران صادر شد. همچنین اقدام جوانمردانه قاضی شرافتمند انگلیسی، سرآرنولدمک نیر (Sir Arnold Mc Nair)، که به عدم صلاحیت دیوان رأی داد همگان را شگفتزده ساخت.
پس از قیام ملی 30 تیر و بازگشت پیروزمندانه دکتر محمد مصدق به قدرت که با فداکاری و مقاومت مردم ایران پدید آمد، پیروزی دیگری نیز در عرصه جهانی به دست آمد و دولت انگلیس شکست سختی را متحمل شد. دکتر مصدق اصلاحات خود را گسترش داده در پی آن ضربات محکمی را بر پیکره استبداد فرود آورد، این اقدامات، دربار، ارتش و استعمار را بسیار نگران ساخت.
دولت مصدق برای اصلاحات در کشور برنامهای 9 مادهای را تهیه و تنظیم نمود و آن را برای تصویب به مجلس فرستاد که مورد تأیید قرار گرفت، مصدق از مجلس برای مدت 6 ماه درخواست اختیارات ویژه نمود تا قوانین لازم را نه فقط برای گشایش مالی بلکه برای اصلاحات انتخاباتی، حقوقی و آموزشی، وضع و اجرا کند (البته تمدید این اختیارات در دی ماه همان سال موجب شد تا عدهای با بهانهجویی در برابر دولت ایستاده و به مخالفت با مصدق بپردازند). همچنین وزارت جنگ را به وزارت دفاع تغییر نام داد و خود عهدهدار مسوولیت آن شد، بودجه نظامی را تا 15 درصد کاهش داد، 136 افسر شامل 15 تن از امرای ارتش را به علت عدم صلاحیت بازنشسته کرد، موسسات خیریه دربار را تحت نظر دولت قرار داد، بودجه دربار را به وزارت بهداری اختصاص داد، برای تشویق صنایع دستی و تولیدات داخلی، تعرفههای گمرکی را افزایش داد، تماس مستقیم شاه با دیپلماتهای خارجی را ممنوع ساخت و.... از سویی دیگر، دولت انگلیس با نخستوزیری مصدق مخالف بود و توطئه برکناری مصدق طرحی بود که انگلیس از پیش به آن میاندیشید زیرا ملی شدن صنعت نفت و نخستوزیری مصدق گامی بلند در جهت استقلال و آزادی ایران به شمار میآمد و با این وضعیت انگلیس نمیتوانست همچون گذشته در امور داخلی ایران دخالت کند و به اعمال سیاستهای خود بپردازد.
نکته جالب توجه این بود که انگلیس نتوانست برای براندازی دولت مصدق موافقت ایالات متحده آمریکا را جلب کند زیرا دولت ترومن و دیپلماتهای آمریکایی از خواستهها و حقوق ایران هواداری میکردند و بر این باور بودند که مناقشه ایران و انگلیس پیرامون مساله نفت با گفتوگو به صورت مسالمتآمیز قابل حل بوده و بر این نکته پافشاری میکردند.
نگاهی به عملکرد دستگاه سیاست خارجی دولت آمریکا و تلاشهای موثر شخصیتهای ممتاز آن از قبیل دین آچسن وزیر امور خارجه، جورج مکگی معاون وزیر امور خارجه، دکتر هنری گریدی سفیر آمریکا در ایران و هریمن فرستاده ویژه رئیسجمهور آمریکا در رابطه با مناقشه میان ایران و انگلیس را میتوان نشانگر صمیمیت و دوستی دولت آمریکا با ایران به شمار آورد. بدون شک این همراهی، پشتیبانی و اعتماد، مدیون سیاستورزی، صداقت و گفتوگوهای منطقی و صمیمانه مصدق در ملاقات با دولتمردان آمریکا بود.
البته ماجرا با روی کار آمدن ژنرال آیزنهاور و جان فوستر دالس به جای دین آچسن شکل دیگری یافت و انگلیس توانست از همراهی آمریکا برای کودتا بر ضد مصدق بهرهمند شود. در داخل نیز، اختلافات در صفوف نهضت ملی ایران شدت یافت تا آنجا که تعدادی از احزاب و افراد نهضت جدا شده و مقابل دولت قرار گرفتند، یاران نیمه راهی که خواسته یا ناخواسته در مسیر دلخواه عوامل کودتا گام نهادند اما هیچگاه نتوانستند از داوری تاریخ بگریزند.
ائتلاف سیاه (دربار، ارتش و استعمار) توطئه نهم اسفند 1331 را تدارک دید تا با حذف مصدق، منافع از دست رفته خود را بازیابد اما ناکام ماند، همچنین سعی میشد تا دولت مصدق را دولتی ضعیف و ناکارآمد نشان دهند، از این رو جنگ روانی علیه مصدق و دولت وی را افزایش دادند. برای نمونه در اردیبهشت 1332، سرتیپ محمود افشار طوس ریاست شهربانی کل کشور را ربوده و به قتل رساندند، در این جنایت و اقدام غیرانسانی دکتر مظفر بقایی و سرلشگر فضلالله زاهدی متهم به مشارکت شدند، البته هر دو از توقیف گریختند، بقایی از مصونیت پارلمانی برخوردار بود و زاهدی با حمایت آیتالله کاشانی به مجلس پناه برد، مورد پذیرایی قرار گرفت و در آنجا تحصن کرد.2 پناهنده شدن زاهدی به مجلس همزمان با فعالیتهای گسترده 6 ـ MI و CIA و نیز نامزد کردن زاهدی برای جانشینی مصدق بود که در واشنگتن به تصویب رسید و در ادامه کرمیت روزولت فرمانده عملیات کودتا راهی ایران گردید.
سیا نیز جنگ روانی و عملیات تبلیغاتی را شدت بخشید و به وسیله شبکههای فعال خود و برادران رشیدیان با درج مقالاتی در مطبوعات به نام حزب توده، رهبران روحانی را تهدید میکردند که اگر به مخالفت با مصدق بپردازند مجازات سنگینی در انتظارشان خواهد بود، با تلفنهای تهدیدآمیز روحانیون را میترساندند، زاهدی را برای سازماندهی شبکهای از افسران ارتش یاری رساندند تا بعد نظامی کودتا را عملی سازد، برای متقاعد ساختن افراد با نفوذ جهت مخالفت با مصدق تلاش مینمودند و....
سرانجام نیز طومار زندگی اندوهبار و پرشکوه رهبر نهضت ملی ایران که زیباترین خاطره هر فرد و ملت آزادهای را در روزگار خود رقم زد با کودتای 28 مرداد درنوردیده شد. مصدق که در 30 تیر 1331، با جانفشانی مردم ایران به قدرت بازگشت یک سال و 28 روز بعد تنها ماند و این پرسش را در ذهن آشفته تاریخ بر جای نهاد؛ مردمی که در 30 تیر به پشتیبانی مصدق بپاخاستند در روز 28 مرداد کجا بودند؟