جمیله کدیور
در سال 1987 نخستوزیر وقت پاکستان بینظیر بوتو با نخستوزیر وقت هند راجیو گاندی در اسلامآباد ملاقات کرد. بوتو و گاندی هر دو بازمانده از دو خانواده مشهور سیاسی بودند. شکی نیست که سیاسیترین خانواده هندی خاندان نهرو ـ گاندی و نیز سیاسیترین خانواده پاکستانی خاندان بوتو بود. از حسن اتفاق هر دو خاندان نیز نسبتی با ایرانیان داشتند.
فیروز گاندی همسر ایندیراگاندی- دختر لعل جواهر نهرو ـ و پدر راجیو از پارسیان هند بود و آشنا با زبان فارسی. همسر ذوالفقار علی بوتو و مادر بینظیر بوتو، خانم نصرت بوتو نیز ایرانی است. هر دو نخستوزیر سرشار از امید و خوشبین به آینده روشن روابط هند و پاکستان بودند. امروز آن دو نخستوزیر سابق نیز مثل گذشتهشان ترور شده و به قتل رسیدهاند. قتل نسل به نسل گردیده تا به امروز رسیده است. تا کی نوبت به فرزندان راجیو و سونیا و نیز فرزندان بینظیر و آصف برسد. میتوان اطمینان داشت که ترور ایندیرا گاندی و راجیو گاندی کار دستگاه امنیتی البته بسیار کارآمد هند نبوده است.
اما ذوالفقار علی بوتو آشکارا توسط ضیاءالحق اعدام شد و ترور بینظیر بوتو نیز در پردهیی از ابهام است و مهمترین جهت انگشت اتهام به سوی دستگاه اطلاعاتی حکومت مشرف است. وزارت بهداشت و وزارت کشور پاکستان در همین یکی دو روز پس از کشته شدن بوتو سه اعلامیه متفاوت صادر کردهاند. سخنگوی حزب مردم کاملأ بر عکس اطلاعیههای رسمی از اصابت گلوله به گردن بوتو و سر بوتو حکایت میکنند. این آشفتگی مقامات از کجاست؟ این در حالی است که طالبان و القاعده هم اعلام کردهاند که در ترور بوتو دست نداشتهاند.
سیانان هم ایمیلی از بوتو را منتشر کرده است که پس از حادثه انفجار ماه اکتبر که در استقبال بوتو انجام و بیش از 150 نفر کشته شدند، بوتو از دولت پاکستان درخواست حفاظت میکند که به درخواست او وقعی نهاده نمیشود. در این ایمیل خانم بوتو هر حادثه احتمالی را به کوتاهی دولت مشرف نسبت میدهد. شاید یک گروه تحقیق بینالمللی میتوانست حادثه قتل بوتو را حقیقتیابی کند، اما از آنجا که مشرف خودی است و آمریکا و غرب مشکلی با او ندارند، حتمأ چنین گروهی تشکیل نمیشود. اساسأ به بهانه شرایط ویژه، مشرف نهاد قضایی و دادگاه عالی پاکستان را ویران کرد.
قاضی محمد چودری را که افتخار دستگاه قضایی پاکستان بود خانهنشین کرد و قضاتی که به فرمان مشرف منصوب کردند. این دستگاه قضایی چطور میتواند حقیقتیاب باشد؟ بوتو در همان جایی ترور شد که در سال 1951 لیاقت علیخان اولین نخستوزیر پاکستان ترور شده بود.
به همین خاطر به لیاقت علی عنوان «شهید ملت» داده شد و پارک راولپندی تغییر نام یافت و به لیاقت باغ تبدیل شد. وقتی لیاقت علی دو گلوله به سینهاش نشست، گفته بود: خداوند پاکستان را نگاه دارد. بوتو که میدانست رودرروی مرگ ایستاده است، چه پیامی بر جای نهاده است؟ آیا در دستورالعملی که برای حزب مردم برای پس از مرگش نوشته اشارهیی به این پیام دارد؟ آینده روشن خواهد کرد.