عباس خسروانی
در تاریخ معاصر هر گاه سخن از کاپیتولاسیون به میان میآید، اولین موضوعی که به ذهن تداعی میشود، حکم تاریخی حضرت امامخمینی(ره) مبنی بر لغو کاپیتولاسیون در سال 1343 هجری شمسی است، اما باید گفت کاپتولاسیون سابقهای طولانیتر از دوره محمدرضا پهلوی دارد.
مورخان معتقدند که منشا رژیم کاپیتولاسیون در ایران معاهده ترکمنچای مورخ 10فوریه 1828 است در دوره قاجار و در پی شکست ایران در جنگ با روسیه قرارداد و به موجب فصول 7 و 8 آن قانون مصونیت قضائی مستشاران روسی به ایران تحمیل و پس از آن دول انگلیس و فرانسه نیز کاپیتولاسیون را به ایران تحمیل نمودند. به موجب قرارداد ترکمنچای قسمتهای مهمی از ایالات شمالی ایران به روسیه تزاری واگذار گردید و حق قضاوت کنسولی برای اولینبار به صورت یک جانبه به یک مملکت مستقل تحمیل شد. در فصول 7 و 8 این معاهده بهطور صریح به این موضوع اشاره شده است. این معاهده استعماری با سقوط روسیه تزاری از سوی شوروی لغو شد.
اگر چه در سال 1921 م، یک روز قبل از کودتای سید ضیاالدین: شوروی به طور یک جانبه کاپیتولاسیون را به عنوان نهاد استعماری تزارها لغو کرد، اما معاهده کاپیتولاسیون منعقده با تزارهای 99ساله بود و دستور رضاخان برای لغو این امتیاز درست در پایان دوره – 1927- صادر شد. لذا آنچه که توسط رضاخان به عنوان لغو کاپیتولاسیون اعلام شد هرگز مشخصات مبارزه سالم و صادقانه علیه این پدیده ظالمانه استعمار را در برنداشت، بویژه آنکه در دوران فرزند وی گامهای بلندتری با هدف احیای این پدیده شوم در ایران برداشته شد. با احیای رژیم کاپیتولاسیون که همه مفاخر ملی و حیثیت ایرانی – اسلامی را مورد اهانت قرار دارد، انتظار میرفت که همه گروهها و سازمانهای سیاسی که ادعای ایران دوستی و میهنپرستی داشتند و وانمود میکردند که حتی اسلام را برای ایران میخواهند نه ایران را برای اسلام، در برابر این وطنفروشی شاه به خیزش و خروش برخاستند و از استقلال ایران حیثیت شخصیت ایرانی دفاع نکردند. از آنجا که بیشتر احزاب و گروههای سیاسی رسمی ایران دنبالهرو سیاست آمریکا بودند کوچکترین واکنشی در برابر احیای رژیم کاپیتولاسیون از خودشان بروز ندادند. نه صدا به اعتراض بلند کردند و نه اعلامیهای بر ضد آن صادر کردند و نه موضع مخالفی گرفتند. در این شرایط بود که روحانیت متعهد یک بار دیگر ثابت کرد که در دفاع از حیثیت دینی و ملی در صف اول قرار دارند و از هر گونه تلاش و جانفشانی برای مقابله با استعمار و استکبار کوتاهی نخواهد کرد. روحانیت زمان با موضعگیری قاطع در برابر توهین بزرگ به ملت مسلمان ایران ثابت کرد که هنوز روحانیت شیعه زنده است و یک بار دیگر یاد و خاطره میرزای شیرازیها را در اذهان تداعی کرد. موضعگیری به موقع حضرت امام(ره) به قدری اثر گذار بود که وزیر مختار آمریکا در تهران در نامهای به یکی از دوستان خود این گونه مینوسید: بالاخره ما توانستیم (با تبعید) از سوءرفتار پیرمردی که با سخن خود چوب در میان چرخهای ما میگذاشت خلاص شویم. "آمریکا بر این باور بود که با تبعید امام از ایران از سوءرفتار پیرمردی که چوب لای چرخهایشان میگذاشت رهایی یافتهاند، غافل از آنکه تبعید امام با سرنگونی نظام شاهنشاهی در ایران و پیروزی انقلاب اسلامی پایان مییابد.
رژیم کاپیتولاسیون در کشورهای مختلف جهان در اواخر قرن نوزدهم میلادی و اوایل قرن بیستم به صورتهای گوناگون از بین رفت. اولین کشوری که کاپیتولاسیون را در کشور خود منسوخ کرد ژاپن بود که در سال 1899 به این مهم دست یافت. این قانون در سال 1928 در ایران نیز ملغی شد. جنگجهانی اول، تاسیس جامعه ملل، الغای کاپیتولاسیون در ترکیه، انقلاب اکتبر 1917 در روسیه و القای عهدنامه ترکمنچای صدور تصویبنامه صمصام السلطنه و کودتای سوم اسفند ماه 1299 ش، از عوامل مهمی بودند که نقش اصلی را در سرعت بخشیدن به الغای قطعی و کامل کاپیتولاسیون در ایران داشتند. اما در دوران پهلوی دوم یک بار دیگر قانون ننگین کاپیتولاسیون در ایران به منصه ظهور رسید و ضعف و سرسپردگی حکومت پهلوی را به اثبات رساند.
بانی اصلی باز شدن پای آمریکایها به ایران پس از جنگ جهانی دوم و واگذاری امتیازات قضائی و امنیتی به آنان قوامالسلطنه بود. اولین دسته از نیروهای نظامی آمریکا تحت عنوان میسیونهای نظامی آذرسال 1321 یعنی دوران نخستوزیری قوامالسلطنه با مصونیتهای قضائی وارد ایران شدند. در دوران حکومت سهیلی نیز قراردادهای دیگری در زمینه استخدام مستشاران آمریکایی به بهانه اصلاح سیستم اداری ارتش به امضا رسید که هر یک از آنها در بر گیرنده امتیازات خاصی برای خانوادهها و وابستگان نظامیان آمریکایی بود. اما نقطه اوج این امتیازدهی به دوران نخستوزیری حسنعلی منصور و اسدالله علم باز میگردد.
پیشنهاد تصویب کاپیتولاسیون در اسفند 1340 از سوی سفارت آمریکا به دولت اسدالله علم داده شد.
لایحه مصونیت مستشاران نظامی آمریکا و خانوادههای آنها، ابتدا در سال 1342 و در زمان نخستوزیری اسدالله علم به تصویب رسیده بود و در سال 1343 و در زمان نخستوزیری حسنعلی منصور دوباره در مجلس شورای ملی و سنا به تصویب رسید به موجب این لایحه، مستشاران نظامی آمریکا و تکنسینهای وابسته و اعضای خانواده و خدمه آنها اعلم از نظامی و شخصی از شمول قوانین قضائی ایران معاف شده و با آنها همانند دیپلماتها و اعضای سیاسی سفارتخانههای خارجی رفتار میشد. تصویب این لایحه در مجالس ایران که به معنی قانونی شدن سند اسارت و بندگی دولت ایران به دست آمریکا بود مورد اعتراض شدید امام(ره) قرار گرفت.
در پی این مصوبه بود که امام خمینی(ره) در آبان سال 43 اقدام رژیم پهلوی مبنی بر تصویب لایحه کاپیتولاسیون را به شدت محکوم کرد. ایشان در چهارم آبان سال 43 به محض اطلاع از تصویب لایحه کاپیتولاسیون در مجلس ایران، سخنان کوبندهای را ایراد کرد و رسوایی جدید رژیم شاه را برای مردم ایران تشریح کرد. در این سخنرانی بود که حضرت امام(ره) نسبت به نفوذ و سلطه بیگانگان در کشور هشدار دادند و تمام گرفتاریهای ملت ایران را ناشی از سیاستهای آمریکا و اسرائیل دانستند. یکی از بزرگترین خیانتهای حکومت پهلوی پس از قیام 15خرداد 42، که زمینهساز تبعید امامخمینی(ره) به خارج از کشور به شمار میرود تصویب لایحه کاپیتولاسیون در مجلس شورای ملی بود. به دنبال سخنرانی تند امام، اعلامیهای نیز از سوی ایشان در تیراژ بالا و در سطح وسیعی پخش شد. امام در این اعلامیه تصویب کاپیتولاسیون را نشانه مستعمره بودن ایران نامید و رای مجالس ایران را خلاف اسلام و قرآن شمرد و آن را از اعتبار قانونی ساقط دانست. وی بیگانگان را تهدید کرد که اگر بخواهند از این رای سوءاستفاده کنند، تکلیف ملت ایران را در برابر آنها مشخص خواهد کرد. ایشان تاکید کردند که تمام گرفتاریهای مردم ایران و سایر ملتهای جهانی بر اثر دخالت بیگانگان و بویژه آمریکا است و از ملت ایران خواستند که اجازه چنین کاری در ایران ندهند. پیش از سخنرانی امام(ره) شاه برای بازداشتن ایشان از ایراد سخنرانی نمایندهای را به قم اعزام کرد، اما امام نماینده شاه را به حضور نپذیرفت و در روز موعود یکی از مهمترین سخنرانیهای خود را در حضور جمع کثیری از روحانیون و مردم قم ایراد کردند، این نطق به منزله محاکمه دخالتهای غیرقانونی هیئت حاکمه آمریکا در ایران اسلامی بود. شاه که از نفوذ شگفتانگیز سخنان امام در تودههای مختلف مردم به وحشت افتاده بود و وجود مبارک حضرت امام(ره) را سد بزرگی بر سر راه مقاصد ضددینی خود میدانست بار دیگر به فکر بازداشت و تبعید امام(ره) افتاد. به همین منظور نیروهای امنیتی شاه در شب سیزدهم آبان سال 43 به منزل معظمله هجوم برده و پس از دستگیری شبانه، ایشان را به ترکیه تبعید کردند. به دنبال دستگیری و تبعید امام(ره) موجی از اعتراضها و اعتصابها در سراسر کشور آغاز شد. همچنین سیلی از تلگرافها، اعلامیهها و تومارها از سوی مراجع تقلید و مردم ایران به سوی قم و ترکیه سرازیر شد. اگر چه مبارزه با لایحه کاپیتولاسیون توسط حضرت امام(ره) و حمله شدید ایشان به شاه و آمریکا موجب عصبانیت آنها و تبعید ایشان شد اما اثری با شکوه در تاریخ ایران و جهان بر جای گذاشت و سرانجام زمینههای نهضت اسلامی را فراهم ساخت. موضعگیری امامخمینی(ره) در برابر مصوبه مجلس (کاپیتولاسیون) و در پی آن تبعید ایشان، نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران میباشد. تصویب کاپیتولاسیون در ایران یکی از مهمترین زمینههای شکلگیری انقلاب اسلامی و پیدایش مقاومت سیاسی علیه شاه بود و شاید بتوان گفت همه چیز از آنجا شروع شد. آمریکا حق نامشروع و نامالوفی را از ملت ایران گرفت که باعث شد چند سال بعد تمامی منافع و حقوق خود را در ایران از دست بدهد.
در بررسی شرایط اعطای مصونیت در ایران، اعطای چنین حقی به روسیه تا حدی از بقیه مستثنی میشود، زیرا ایران در جنگ با روسیه خورده بود و برای آنکه نواحی شمالی کشور را از دست ندهد خواهان صلح بود، لذا اگر دولت قاجاریه این معاهده (ترکمنچای) را نمیپذیرفت حتی احتمال از دست رفتن حکومت ایران وجود داشت. همچنین در حالی که در شاه عباس اول برای تقویت بنیه نظامی و شاه سلطان حسین برای تصرف مسقط جنین حقی را به انگلیسیها و فرانسویها واگذار نموده بود، اما پهلوی دوم چه توجیهی برای پذیرفتن کاپیتولاسیون داشت؟ باید گفت: مفتحضانهترین اقدام مجلس تصویب لایحه کاپیتولاسیون در زمان محمدرضا شاه رخ داد که در مجلس و آن هم در زمانی اعطا میگردد که اکثر مردم بیدار شده بودند اما سردمداران مملکت یک قانون استعماری و استکباری لغو شده را دوباره احیا میکنند و به ملت خود تحمیل مینمایند. این موضوع نشان از وابستگی بیچون و چرای حکومت پهلوی به آمریکا دارد که حاضر است برای جلب حمایت آنان حقوق مسلم ملت خود را به تاراج بگذارد. این قانون به قدری مایه ننگ بود که شخصی مثل علی امینی از پیگیری آن طفره میرود و خائنانی چون علم و منصور پیادهسازی آن را به عهده میگیرند.
حضرت امام(ره) با حمله مستقیم به قدرتهای سلطهگر و در راس آنها آمریکا، هر نوع ملاحظهکاری سیاسی را که درگذشته و بویژه در دوران نهضت مشروطه و ملی شدن صنعت نفت رایج بده مطرود دانسته و شیوهای کاملا نو در مبارزه انتخاب کرد. در دوران مشروطه، مشروطهخواهان با تحصن در سفارت انگلیس سعی در جلب پشتیبانی دولت انگلستان داشتند و نتیجه آن حاکمیت فراماسونری و غرابگرایان بر سرنوشت ملت ایران به نام مشروطیت شد. دوران نهضت ملی شدن نفت نیز حاصل تلاشها به سلطه آمریکا بر ایران منتهی شد. با توجه به تجربیات تاریخی گذشته بود که حضرت امام(ره) با بیان این جمله که "آمریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از آمریکا بدتر و شوروی از هر دو بدتر و همه از هم پلیدتر" بر تمام شیوههای غلط مبارزه خط بطلان کشید و در نطق معروف خود در تاریخ 4/8/43 علیه قرارداد ذلتبار کاپیتولاسیون راه هرگونه نفوذ و امید را بر وابستگان به سیاستهای خارجی برای شرکت در مبارزه و دزدیدن ثمره مبارزات مردم و در عین حال برای به طمع افتادن قدرتهای رقیب بستند و بدین ترتیب ضمن مبارزه با استکبار جهانی سیاست موازنه منفی را به معنی واقعی کلمه به اجرا درآوردند. کاپیتولاسیون سرانجام پس از پیروزی انقلاب اسلامی در 23 اردیبهشت سال 1358 توسط نظام جمهوری اسلامی ایران لغو گردید. در بیانیه وزارت خارجه چنین آمده است: به پیشنهاد هیئت وزیران دولت موقت جمهوری اسلامی ایران و تصویب شورای انقلاب اسلامی، قانون و مصوب 21 مهرماه 1343 راجع به اجازه استفاده مستشاران نظامی آمریکا در ایران از مصونیتها و معافیتهای قرارداد کاپیتولاسیون از تاریخ 23/2/58 لغو شد.