علیاکبر عبدالرشیدی
سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بین همه خاطراتی که به همراه دارد و پیوسته به ذهن متبادر میشود، یادآور یک حادثه مهم خارجی هم هست. این حادثه همانا ماموریت یک ژنرال بلند پایه آمریکائی به ایران بود که برای متوقف پیروزی انقلاب اسلامی، ترتیب دادن کودتا و جلوگیری از تحقق پیروزی انقلاب اسلامی به ایران اعزام شد. او کسی نبود جز ژنرال رابرت هایزر. ماموریت هایزر در تهران از مهمترین فصول مداخلات آمریکا در امور داخلی ایران است که علیرغم انتشار خاطرات وی، برخی از اهداف اصلی آن هنوز مکتوم مانده است.
ماموریت هایزر در تهران قریب به سه دهه پیش افتاده است. هایزر در اول ژوئیه، 1981 چند ماه پس از شکست ماموریت خود در تهران، بازنشسته شد و در روز دوشنبه 22سپتامبر 1997 (31شهریور 1376) در اثر سکته قلبی مرد و امروز در گورستان آرلینگتون در آمریکا مدفون است. بسیاری از بازیگران دیگر ماموریت هایزر هم دیگر وجود ندارند. محمدرضا پهلوی در گورستان معادی مصر دفن است. از بسیاری از ژنرالهای شاه که در مدت این ماموریت کوتاه با هایزر ملاقات کرده بودند حتی یادی هم بر جای نمانده است. تعدادی از این ژنرالها به اتهام خیانت، قتل و کشتار عمومی محاکمه، محکوم و اعدام شدهاند. برخی از آنها که از ایران فرار کردند، یا در اختفا مردند و یا در سنین کهولت در نقطهای دور و تبعید در انتظار مرگند. در این میان، خاطرات ژنرال هایزر است که هنوز قابل مطالعه و بررسی است.
ژنرال هایزر یک افسر بلندپایه آمریکائی بود که در سال 1979 و در جریان تکوین انقلاب اسلامی ایران، به دستور جیمی کارتر رئیسجمهور وقت آمریکا برای جلوگیری از سقوط حکومت شاه به تهران فرستاده شد. هایزر در این ماموریت با هر محاسبه و از جمله به گفته خودش شکست خورد. کتاب خاطرات هایزر در حقیقت دفاعیه وی در مورد چرائی و چگونگی ماموریتش در تهران است.
پس از گذشت سه دهه از آن تاریخ و با افشای بخشی از اسناد محرمانه سیاسی و نظامی مرتبط با این سفر، اینک مشخص است که جیمی کارتر در ماموریت کتبی خود به هایزر دقیقا نوشته است:
«وظیفه شما ترغیب ژنرالهای شاه برای حمایت از دولت شاپور بختیار، حفظ نظام شاهنشاهی محمدرضا پهلوی و یا ترتیب دادن یک کودتای نظامی برای مقابله با پیروزی انقلاب ایران است.»
در حقیقت هایزر برای ترتیب دادن کودتائی نظامی و خونین به تهران آمده بود اما خیلی زود دریافت که انجام چنین کودتائی که در سال 1332 به دست یک مامور متوسط سیا و هزینه مبلغ کمی پول میسر شد در سال 1357 با حضور یکی از بلندپایهترین نظامیان باتجربه آمریکائی، با مشارکت هزاران مستشار نظامی مستقر در تهران و مشارکت همه ژنرالهای وفادار به شاه و آمریکا هم رقم نخورد.
روزنامه نیویورک تایمز در مورد ماموریت وی در سال 1365 نوشته است «شکست هایزر، مفتضحانهترین ناکامی تاریخ آمریکا در اعمال سیاست خارجی این کشور است.» البته بعد از این اظهار نظر حوادث دیگری مثل شکست اقدام نظامی آمریکا در طبس و مانند آن هم رخ داد که در زمره این افتضاحات قرار میگیرند.
مجله آمریکائی تایم هم در نقدی بر ماموریت هایزر نوشت: «شاه در خاطرات 280 صفحهایاش که در مکزیک تحریر کرده بود این نکته اشاره دارد که شکست هایزر به معنای سرنگونی حتمی او بودهاست.»
فصلنامه آمریکائی فارین افیرز نیز در نقد کتاب خاطرات هایزر نوشت:
«هایزر فصل جدیدی بر اظهارنظر مقامات آمریکائی در مورد چگونگی بروز انقلاب اسلامی در ایران افزوده است. این فصل و تصویری که هایزر ترسیم میکند بسیار مهم است. وقتی این خاطرات مهم در کنار اظهارنظر کسانی که چون گری سیک خوانده شود معنای بهتری پیدا میکند. هدف اصلی هایزر در این کتاب این است که اولا مبهمبودن دستوراتی را که به او ابلاغ شده برملا کند و این کار را با ذکر تماسها، مکالمات و تعاملاتش با مقامات ایرانی و آمریکائی در تهران یا واشنگتن انجام میدهد. دوم این که میکوشد با اتهاماتی که به وی وارد شده پاسخ دهد و بگوید چرا ماموریتش شکست خورده است. در این کتاب میبینیم که هایزر علیرغم دستوری که به او داده شده بود تصمیم برای کودتا را دیر میگیرد و حتی اگر زود هم میگرفت ژنرالهای شاه جرات دستزدن به کودتا و برآورده کردن انتظاری که آمریکا از آنها داشت در خود نمیدیدند.»
برخی از تحلیلگران سیاسی و نظامی معتقدند که بخشی از ماموریت هایزر به تهران که ناگفته مانده است معطوف به بررسی شرایط نظامی ایران در آستانه انقلاب و در عین حال ترغیب ژنرالهای شاه به عدم همکاری احتمالی با انقلاب بوده است. آیا نشانههای این بخش از ماموریت هایزر در بروز جنگ هشت ساله عراق علیه ایران خود را نشان میدهد؟ آمریکا در جریان انقلاب نگران میزان آمادگی و یکپارچگی ارتشی بود که خود سازمان داده بود و مایل نبود این ارتش منسجم و قوی در اختیار انقلاب قرار گیرد.
خارج کردن بخشی از تجهیزات حساس نظامی از ایران، ناقص کردن بخشی از امکانات نظامی موجود در ایران به گونهای که نتواند مورد استفاده انقلابیون قرار گیرد و خارج کردن همه مستشاران نظامی آمریکا از ایران تا قبل از روز 22 بهمن سال 1357 زیر نظر هایزر، به وسیله مستشاران نظامی آمریکا و همکاری تعدادی از ژنرالهای شاه محقق شده است. آیا این اقدامات یکی از عوامل مهم در زمینهسازی برای اقدام نظامی عراق علیه ایران به حساب میآید؟
امروزه با برملاشدن همکاریهای تنگاتنگ نظامی آمریکا و صدام حسین در جریان جنگ هشت ساله میتوان باور داشت که نقش هایزر، به عنوان معاون فرماندهی کل ناتو، در ایجاد زمینه بازدارنده در سطوح فرماندهی ارتش ایران با هدف عدم همکاری آنان با انقلاب نقش مهمی بوده است. زمزمههای انحلال ارتش در آغاز انقلاب از سوی برخی گروههای سیاسی و سیاسی - نظامی هم میتواند در همین راستا تحلیل گردد.
ژنرال رابرت هایزر متولد سال 1924بود. وی در سال 1943 به عنوان خلبان وارد نیروی هوائی آمریکا شد و در جنگهای جهانی دوم، کره و ویتنام شرکت داشت. وی در جنگ جهانی دوم خلبان هواپیماهای معروف ب.52 بود که بیشترین نقش را در انهدام ویتنام داشتند. وی دارای بیشتر از 5000 ساعت پرواز با هواپیماهای جنگی، 2000 ساعت پرواز با هواپیماهای سوخترسان، 1400 ساعت پرواز یکنفره، 1500 ساعت پرواز با هواپیماهای سبک بود. هایزر تمامی مدالهای افتخار نیروی هوائی آمریکا را تصاحب کرده بود. خواندن خاطرات هایزر که از سوی انتشارات موسسه اطلاعات چاپ شده است برای نسل جوان امروزی مفید است.