محمد‌حسین عادلی

محمدحسین عادلی مدیر موسسه مطالعاتی روند در تهران، پیش از سفیر ایران در لندن، توکیو و اوتاوا بوده و مدتی نیز معاون اقتصادی وزارت خارجه ایران در زمان ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی بوده است. آقای عادلی همچنین مدتی در زمان ریاست‌ جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی رییس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی بوده است.

مقدمه:

انتشار گزارش اطلاعاتی آمریکا در اوایل ماه دسامبر سال جاری میلادی سیاستمداران و ناظران و تحلیل‌گران بین‌المللی را به تعجب واداشت و دنیای سیاست را تحت تاثیر قرار داد.

فضای بین‌المللی که در ماه‌های آخر منتهی به دسامبر از موضع‌گیری‌های تند آمریکا و دنیای غرب علیه ایران و واکنش‌های احتمالی تند ایران در خصوص پرونده هسته‌ای آکنده بود در پی انتشار گزارش ناگهان دچار نوعی سردرگمی شد؛ به طوری که در چند روز نخست، در موضع‌گیری‌ها و اظهارنظرها نوعی اختلال و تضاد پدید آمد.

بی‌شک انتشار گزارش از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، زیرا می‌تواند شکل تازه‌ای به فضا و روابط بین‌الملل حاکم بر جهان در حوزه ایران، منطقه خلیج‌ فارس و خاورمیانه ببخشد.

در خصوص این گزارش دست کم چهار دسته پرسش اساسی وجود دارد که لازم است سیاستگذاران و تصمیم‌گیران به دقت به آنها پاسخ دهند:

گزارش حاوی چه اطلاعاتی است و سخن آن چیست؟ از نظر ایران کدام بخش این اطلاعات درست و کدام بخش نادرست و بی‌اساس است؟

علت انتشار این گزارش در این برهه چیست؟ با توجه به اینکه انتشار این گزارش لزوما باید با موافقت و تایید رئیس‌جمهور آمریکا انجام شود، آیا نشان توطئه نیست؟ آیا در پس تدوین و انتشار این گزارش یا تعیین زمان انتشار آن غرض‌های خاص سیاسی نهفته است؟ عوامل بین‌المللی یا داخلی موثر در این موضوع چه بوده است؟

آثار و نتایج کنونی و احتمالی انتشار گزارش در ایالات متحده، ایران و جامعه بین‌الملل چیست؟

آیا انتشار گزارش فرصتی برای ایران، ایالات متحده یا هر دو کشور، به طور توامان، ایجاد می‌کند؟

اگر انتشار گزارش می‌تواند فرصتی برای ایران باشد، چگونه می‌توان از آن بهره گرفت؟

در این نوشتار مختصر، قصد بر این نیست تا به دقت در جزئیات پرسش‌های اول و دوم پرداخته شود، زیرا با مطالعه خلاصه انتشار یافته گزارش، که در دسترس همگان است، به روشنی می‌توان به دقت یا نادقیق  بودن اطلاعات آن پی برد.

درباره پرسش دوم نیز فرضیه‌های گوناگونی مطرحند که مبنا قرار دادن هر یک می‌تواند نتیجه متفاوتی به بار آورد.

در عین حال که چه انتشار گزارش را از سر ناچاری بدانیم و چه توطئه‌ای تازه، نمی‌توان تغییری در آنچه رخ داده است، ایجاد کرد. در واقع هم‌اکنون گزارش منتشر شده است و اثرات خود را بر افکار عمومی در اقصی نقاط جهان نهاده است.

پس به دقت در پرسش‌های سوم و چهارم می‌پردازیم؛ یعنی اینکه آثار و نتایج کنونی و احتمالی انتشار گزارش در ایالات متحده، ایران و جامعه بین‌الملل چیست؟

">

محمد‌حسین عادلی

محمدحسین عادلی مدیر موسسه مطالعاتی روند در تهران، پیش از سفیر ایران در لندن، توکیو و اوتاوا بوده و مدتی نیز معاون اقتصادی وزارت خارجه ایران در زمان ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی بوده است. آقای عادلی همچنین مدتی در زمان ریاست‌ جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی رییس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی بوده است.

مقدمه:

انتشار گزارش اطلاعاتی آمریکا در اوایل ماه دسامبر سال جاری میلادی سیاستمداران و ناظران و تحلیل‌گران بین‌المللی را به تعجب واداشت و دنیای سیاست را تحت تاثیر قرار داد.

فضای بین‌المللی که در ماه‌های آخر منتهی به دسامبر از موضع‌گیری‌های تند آمریکا و دنیای غرب علیه ایران و واکنش‌های احتمالی تند ایران در خصوص پرونده هسته‌ای آکنده بود در پی انتشار گزارش ناگهان دچار نوعی سردرگمی شد؛ به طوری که در چند روز نخست، در موضع‌گیری‌ها و اظهارنظرها نوعی اختلال و تضاد پدید آمد.

بی‌شک انتشار گزارش از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، زیرا می‌تواند شکل تازه‌ای به فضا و روابط بین‌الملل حاکم بر جهان در حوزه ایران، منطقه خلیج‌ فارس و خاورمیانه ببخشد.

در خصوص این گزارش دست کم چهار دسته پرسش اساسی وجود دارد که لازم است سیاستگذاران و تصمیم‌گیران به دقت به آنها پاسخ دهند:

گزارش حاوی چه اطلاعاتی است و سخن آن چیست؟ از نظر ایران کدام بخش این اطلاعات درست و کدام بخش نادرست و بی‌اساس است؟

علت انتشار این گزارش در این برهه چیست؟ با توجه به اینکه انتشار این گزارش لزوما باید با موافقت و تایید رئیس‌جمهور آمریکا انجام شود، آیا نشان توطئه نیست؟ آیا در پس تدوین و انتشار این گزارش یا تعیین زمان انتشار آن غرض‌های خاص سیاسی نهفته است؟ عوامل بین‌المللی یا داخلی موثر در این موضوع چه بوده است؟

آثار و نتایج کنونی و احتمالی انتشار گزارش در ایالات متحده، ایران و جامعه بین‌الملل چیست؟

آیا انتشار گزارش فرصتی برای ایران، ایالات متحده یا هر دو کشور، به طور توامان، ایجاد می‌کند؟

اگر انتشار گزارش می‌تواند فرصتی برای ایران باشد، چگونه می‌توان از آن بهره گرفت؟

در این نوشتار مختصر، قصد بر این نیست تا به دقت در جزئیات پرسش‌های اول و دوم پرداخته شود، زیرا با مطالعه خلاصه انتشار یافته گزارش، که در دسترس همگان است، به روشنی می‌توان به دقت یا نادقیق  بودن اطلاعات آن پی برد.

درباره پرسش دوم نیز فرضیه‌های گوناگونی مطرحند که مبنا قرار دادن هر یک می‌تواند نتیجه متفاوتی به بار آورد.

در عین حال که چه انتشار گزارش را از سر ناچاری بدانیم و چه توطئه‌ای تازه، نمی‌توان تغییری در آنچه رخ داده است، ایجاد کرد. در واقع هم‌اکنون گزارش منتشر شده است و اثرات خود را بر افکار عمومی در اقصی نقاط جهان نهاده است.

پس به دقت در پرسش‌های سوم و چهارم می‌پردازیم؛ یعنی اینکه آثار و نتایج کنونی و احتمالی انتشار گزارش در ایالات متحده، ایران و جامعه بین‌الملل چیست؟

">

محمد‌حسین عادلی

محمدحسین عادلی مدیر موسسه مطالعاتی روند در تهران، پیش از سفیر ایران در لندن، توکیو و اوتاوا بوده و مدتی نیز معاون اقتصادی وزارت خارجه ایران در زمان ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی بوده است. آقای عادلی همچنین مدتی در زمان ریاست‌ جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی رییس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی بوده است.

مقدمه:

انتشار گزارش اطلاعاتی آمریکا در اوایل ماه دسامبر سال جاری میلادی سیاستمداران و ناظران و تحلیل‌گران بین‌المللی را به تعجب واداشت و دنیای سیاست را تحت تاثیر قرار داد.

فضای بین‌المللی که در ماه‌های آخر منتهی به دسامبر از موضع‌گیری‌های تند آمریکا و دنیای غرب علیه ایران و واکنش‌های احتمالی تند ایران در خصوص پرونده هسته‌ای آکنده بود در پی انتشار گزارش ناگهان دچار نوعی سردرگمی شد؛ به طوری که در چند روز نخست، در موضع‌گیری‌ها و اظهارنظرها نوعی اختلال و تضاد پدید آمد.

بی‌شک انتشار گزارش از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، زیرا می‌تواند شکل تازه‌ای به فضا و روابط بین‌الملل حاکم بر جهان در حوزه ایران، منطقه خلیج‌ فارس و خاورمیانه ببخشد.

در خصوص این گزارش دست کم چهار دسته پرسش اساسی وجود دارد که لازم است سیاستگذاران و تصمیم‌گیران به دقت به آنها پاسخ دهند:

گزارش حاوی چه اطلاعاتی است و سخن آن چیست؟ از نظر ایران کدام بخش این اطلاعات درست و کدام بخش نادرست و بی‌اساس است؟

علت انتشار این گزارش در این برهه چیست؟ با توجه به اینکه انتشار این گزارش لزوما باید با موافقت و تایید رئیس‌جمهور آمریکا انجام شود، آیا نشان توطئه نیست؟ آیا در پس تدوین و انتشار این گزارش یا تعیین زمان انتشار آن غرض‌های خاص سیاسی نهفته است؟ عوامل بین‌المللی یا داخلی موثر در این موضوع چه بوده است؟

آثار و نتایج کنونی و احتمالی انتشار گزارش در ایالات متحده، ایران و جامعه بین‌الملل چیست؟

آیا انتشار گزارش فرصتی برای ایران، ایالات متحده یا هر دو کشور، به طور توامان، ایجاد می‌کند؟

اگر انتشار گزارش می‌تواند فرصتی برای ایران باشد، چگونه می‌توان از آن بهره گرفت؟

در این نوشتار مختصر، قصد بر این نیست تا به دقت در جزئیات پرسش‌های اول و دوم پرداخته شود، زیرا با مطالعه خلاصه انتشار یافته گزارش، که در دسترس همگان است، به روشنی می‌توان به دقت یا نادقیق  بودن اطلاعات آن پی برد.

درباره پرسش دوم نیز فرضیه‌های گوناگونی مطرحند که مبنا قرار دادن هر یک می‌تواند نتیجه متفاوتی به بار آورد.

در عین حال که چه انتشار گزارش را از سر ناچاری بدانیم و چه توطئه‌ای تازه، نمی‌توان تغییری در آنچه رخ داده است، ایجاد کرد. در واقع هم‌اکنون گزارش منتشر شده است و اثرات خود را بر افکار عمومی در اقصی نقاط جهان نهاده است.

پس به دقت در پرسش‌های سوم و چهارم می‌پردازیم؛ یعنی اینکه آثار و نتایج کنونی و احتمالی انتشار گزارش در ایالات متحده، ایران و جامعه بین‌الملل چیست؟

">

محمد‌حسین عادلی

محمدحسین عادلی مدیر موسسه مطالعاتی روند در تهران، پیش از سفیر ایران در لندن، توکیو و اوتاوا بوده و مدتی نیز معاون اقتصادی وزارت خارجه ایران در زمان ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی بوده است. آقای عادلی همچنین مدتی در زمان ریاست‌ جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی رییس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی بوده است.

مقدمه:

انتشار گزارش اطلاعاتی آمریکا در اوایل ماه دسامبر سال جاری میلادی سیاستمداران و ناظران و تحلیل‌گران بین‌المللی را به تعجب واداشت و دنیای سیاست را تحت تاثیر قرار داد.

فضای بین‌المللی که در ماه‌های آخر منتهی به دسامبر از موضع‌گیری‌های تند آمریکا و دنیای غرب علیه ایران و واکنش‌های احتمالی تند ایران در خصوص پرونده هسته‌ای آکنده بود در پی انتشار گزارش ناگهان دچار نوعی سردرگمی شد؛ به طوری که در چند روز نخست، در موضع‌گیری‌ها و اظهارنظرها نوعی اختلال و تضاد پدید آمد.

بی‌شک انتشار گزارش از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، زیرا می‌تواند شکل تازه‌ای به فضا و روابط بین‌الملل حاکم بر جهان در حوزه ایران، منطقه خلیج‌ فارس و خاورمیانه ببخشد.

در خصوص این گزارش دست کم چهار دسته پرسش اساسی وجود دارد که لازم است سیاستگذاران و تصمیم‌گیران به دقت به آنها پاسخ دهند:

گزارش حاوی چه اطلاعاتی است و سخن آن چیست؟ از نظر ایران کدام بخش این اطلاعات درست و کدام بخش نادرست و بی‌اساس است؟

علت انتشار این گزارش در این برهه چیست؟ با توجه به اینکه انتشار این گزارش لزوما باید با موافقت و تایید رئیس‌جمهور آمریکا انجام شود، آیا نشان توطئه نیست؟ آیا در پس تدوین و انتشار این گزارش یا تعیین زمان انتشار آن غرض‌های خاص سیاسی نهفته است؟ عوامل بین‌المللی یا داخلی موثر در این موضوع چه بوده است؟

آثار و نتایج کنونی و احتمالی انتشار گزارش در ایالات متحده، ایران و جامعه بین‌الملل چیست؟

آیا انتشار گزارش فرصتی برای ایران، ایالات متحده یا هر دو کشور، به طور توامان، ایجاد می‌کند؟

اگر انتشار گزارش می‌تواند فرصتی برای ایران باشد، چگونه می‌توان از آن بهره گرفت؟

در این نوشتار مختصر، قصد بر این نیست تا به دقت در جزئیات پرسش‌های اول و دوم پرداخته شود، زیرا با مطالعه خلاصه انتشار یافته گزارش، که در دسترس همگان است، به روشنی می‌توان به دقت یا نادقیق  بودن اطلاعات آن پی برد.

درباره پرسش دوم نیز فرضیه‌های گوناگونی مطرحند که مبنا قرار دادن هر یک می‌تواند نتیجه متفاوتی به بار آورد.

در عین حال که چه انتشار گزارش را از سر ناچاری بدانیم و چه توطئه‌ای تازه، نمی‌توان تغییری در آنچه رخ داده است، ایجاد کرد. در واقع هم‌اکنون گزارش منتشر شده است و اثرات خود را بر افکار عمومی در اقصی نقاط جهان نهاده است.

پس به دقت در پرسش‌های سوم و چهارم می‌پردازیم؛ یعنی اینکه آثار و نتایج کنونی و احتمالی انتشار گزارش در ایالات متحده، ایران و جامعه بین‌الملل چیست؟

">

محمد‌حسین عادلی

محمدحسین عادلی مدیر موسسه مطالعاتی روند در تهران، پیش از سفیر ایران در لندن، توکیو و اوتاوا بوده و مدتی نیز معاون اقتصادی وزارت خارجه ایران در زمان ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی بوده است. آقای عادلی همچنین مدتی در زمان ریاست‌ جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی رییس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی بوده است.

مقدمه:

انتشار گزارش اطلاعاتی آمریکا در اوایل ماه دسامبر سال جاری میلادی سیاستمداران و ناظران و تحلیل‌گران بین‌المللی را به تعجب واداشت و دنیای سیاست را تحت تاثیر قرار داد.

فضای بین‌المللی که در ماه‌های آخر منتهی به دسامبر از موضع‌گیری‌های تند آمریکا و دنیای غرب علیه ایران و واکنش‌های احتمالی تند ایران در خصوص پرونده هسته‌ای آکنده بود در پی انتشار گزارش ناگهان دچار نوعی سردرگمی شد؛ به طوری که در چند روز نخست، در موضع‌گیری‌ها و اظهارنظرها نوعی اختلال و تضاد پدید آمد.

بی‌شک انتشار گزارش از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، زیرا می‌تواند شکل تازه‌ای به فضا و روابط بین‌الملل حاکم بر جهان در حوزه ایران، منطقه خلیج‌ فارس و خاورمیانه ببخشد.

در خصوص این گزارش دست کم چهار دسته پرسش اساسی وجود دارد که لازم است سیاستگذاران و تصمیم‌گیران به دقت به آنها پاسخ دهند:

گزارش حاوی چه اطلاعاتی است و سخن آن چیست؟ از نظر ایران کدام بخش این اطلاعات درست و کدام بخش نادرست و بی‌اساس است؟

علت انتشار این گزارش در این برهه چیست؟ با توجه به اینکه انتشار این گزارش لزوما باید با موافقت و تایید رئیس‌جمهور آمریکا انجام شود، آیا نشان توطئه نیست؟ آیا در پس تدوین و انتشار این گزارش یا تعیین زمان انتشار آن غرض‌های خاص سیاسی نهفته است؟ عوامل بین‌المللی یا داخلی موثر در این موضوع چه بوده است؟

آثار و نتایج کنونی و احتمالی انتشار گزارش در ایالات متحده، ایران و جامعه بین‌الملل چیست؟

آیا انتشار گزارش فرصتی برای ایران، ایالات متحده یا هر دو کشور، به طور توامان، ایجاد می‌کند؟

اگر انتشار گزارش می‌تواند فرصتی برای ایران باشد، چگونه می‌توان از آن بهره گرفت؟

در این نوشتار مختصر، قصد بر این نیست تا به دقت در جزئیات پرسش‌های اول و دوم پرداخته شود، زیرا با مطالعه خلاصه انتشار یافته گزارش، که در دسترس همگان است، به روشنی می‌توان به دقت یا نادقیق  بودن اطلاعات آن پی برد.

درباره پرسش دوم نیز فرضیه‌های گوناگونی مطرحند که مبنا قرار دادن هر یک می‌تواند نتیجه متفاوتی به بار آورد.

در عین حال که چه انتشار گزارش را از سر ناچاری بدانیم و چه توطئه‌ای تازه، نمی‌توان تغییری در آنچه رخ داده است، ایجاد کرد. در واقع هم‌اکنون گزارش منتشر شده است و اثرات خود را بر افکار عمومی در اقصی نقاط جهان نهاده است.

پس به دقت در پرسش‌های سوم و چهارم می‌پردازیم؛ یعنی اینکه آثار و نتایج کنونی و احتمالی انتشار گزارش در ایالات متحده، ایران و جامعه بین‌الملل چیست؟

">

محمد‌حسین عادلی

محمدحسین عادلی مدیر موسسه مطالعاتی روند در تهران، پیش از سفیر ایران در لندن، توکیو و اوتاوا بوده و مدتی نیز معاون اقتصادی وزارت خارجه ایران در زمان ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی بوده است. آقای عادلی همچنین مدتی در زمان ریاست‌ جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی رییس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی بوده است.

مقدمه:

انتشار گزارش اطلاعاتی آمریکا در اوایل ماه دسامبر سال جاری میلادی سیاستمداران و ناظران و تحلیل‌گران بین‌المللی را به تعجب واداشت و دنیای سیاست را تحت تاثیر قرار داد.

فضای بین‌المللی که در ماه‌های آخر منتهی به دسامبر از موضع‌گیری‌های تند آمریکا و دنیای غرب علیه ایران و واکنش‌های احتمالی تند ایران در خصوص پرونده هسته‌ای آکنده بود در پی انتشار گزارش ناگهان دچار نوعی سردرگمی شد؛ به طوری که در چند روز نخست، در موضع‌گیری‌ها و اظهارنظرها نوعی اختلال و تضاد پدید آمد.

بی‌شک انتشار گزارش از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، زیرا می‌تواند شکل تازه‌ای به فضا و روابط بین‌الملل حاکم بر جهان در حوزه ایران، منطقه خلیج‌ فارس و خاورمیانه ببخشد.

در خصوص این گزارش دست کم چهار دسته پرسش اساسی وجود دارد که لازم است سیاستگذاران و تصمیم‌گیران به دقت به آنها پاسخ دهند:

گزارش حاوی چه اطلاعاتی است و سخن آن چیست؟ از نظر ایران کدام بخش این اطلاعات درست و کدام بخش نادرست و بی‌اساس است؟

علت انتشار این گزارش در این برهه چیست؟ با توجه به اینکه انتشار این گزارش لزوما باید با موافقت و تایید رئیس‌جمهور آمریکا انجام شود، آیا نشان توطئه نیست؟ آیا در پس تدوین و انتشار این گزارش یا تعیین زمان انتشار آن غرض‌های خاص سیاسی نهفته است؟ عوامل بین‌المللی یا داخلی موثر در این موضوع چه بوده است؟

آثار و نتایج کنونی و احتمالی انتشار گزارش در ایالات متحده، ایران و جامعه بین‌الملل چیست؟

آیا انتشار گزارش فرصتی برای ایران، ایالات متحده یا هر دو کشور، به طور توامان، ایجاد می‌کند؟

اگر انتشار گزارش می‌تواند فرصتی برای ایران باشد، چگونه می‌توان از آن بهره گرفت؟

در این نوشتار مختصر، قصد بر این نیست تا به دقت در جزئیات پرسش‌های اول و دوم پرداخته شود، زیرا با مطالعه خلاصه انتشار یافته گزارش، که در دسترس همگان است، به روشنی می‌توان به دقت یا نادقیق  بودن اطلاعات آن پی برد.

درباره پرسش دوم نیز فرضیه‌های گوناگونی مطرحند که مبنا قرار دادن هر یک می‌تواند نتیجه متفاوتی به بار آورد.

در عین حال که چه انتشار گزارش را از سر ناچاری بدانیم و چه توطئه‌ای تازه، نمی‌توان تغییری در آنچه رخ داده است، ایجاد کرد. در واقع هم‌اکنون گزارش منتشر شده است و اثرات خود را بر افکار عمومی در اقصی نقاط جهان نهاده است.

پس به دقت در پرسش‌های سوم و چهارم می‌پردازیم؛ یعنی اینکه آثار و نتایج کنونی و احتمالی انتشار گزارش در ایالات متحده، ایران و جامعه بین‌الملل چیست؟

"> آینده‌نگری واقع‌گرایانه
تاریخ انتشار : ۳۰ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۴۴۷۱۳

محمد‌حسین عادلی

محمدحسین عادلی مدیر موسسه مطالعاتی روند در تهران، پیش از سفیر ایران در لندن، توکیو و اوتاوا بوده و مدتی نیز معاون اقتصادی وزارت خارجه ایران در زمان ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی بوده است. آقای عادلی همچنین مدتی در زمان ریاست‌ جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی رییس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی بوده است.

مقدمه:

انتشار گزارش اطلاعاتی آمریکا در اوایل ماه دسامبر سال جاری میلادی سیاستمداران و ناظران و تحلیل‌گران بین‌المللی را به تعجب واداشت و دنیای سیاست را تحت تاثیر قرار داد.

فضای بین‌المللی که در ماه‌های آخر منتهی به دسامبر از موضع‌گیری‌های تند آمریکا و دنیای غرب علیه ایران و واکنش‌های احتمالی تند ایران در خصوص پرونده هسته‌ای آکنده بود در پی انتشار گزارش ناگهان دچار نوعی سردرگمی شد؛ به طوری که در چند روز نخست، در موضع‌گیری‌ها و اظهارنظرها نوعی اختلال و تضاد پدید آمد.

بی‌شک انتشار گزارش از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، زیرا می‌تواند شکل تازه‌ای به فضا و روابط بین‌الملل حاکم بر جهان در حوزه ایران، منطقه خلیج‌ فارس و خاورمیانه ببخشد.

در خصوص این گزارش دست کم چهار دسته پرسش اساسی وجود دارد که لازم است سیاستگذاران و تصمیم‌گیران به دقت به آنها پاسخ دهند:

گزارش حاوی چه اطلاعاتی است و سخن آن چیست؟ از نظر ایران کدام بخش این اطلاعات درست و کدام بخش نادرست و بی‌اساس است؟

علت انتشار این گزارش در این برهه چیست؟ با توجه به اینکه انتشار این گزارش لزوما باید با موافقت و تایید رئیس‌جمهور آمریکا انجام شود، آیا نشان توطئه نیست؟ آیا در پس تدوین و انتشار این گزارش یا تعیین زمان انتشار آن غرض‌های خاص سیاسی نهفته است؟ عوامل بین‌المللی یا داخلی موثر در این موضوع چه بوده است؟

آثار و نتایج کنونی و احتمالی انتشار گزارش در ایالات متحده، ایران و جامعه بین‌الملل چیست؟

آیا انتشار گزارش فرصتی برای ایران، ایالات متحده یا هر دو کشور، به طور توامان، ایجاد می‌کند؟

اگر انتشار گزارش می‌تواند فرصتی برای ایران باشد، چگونه می‌توان از آن بهره گرفت؟

در این نوشتار مختصر، قصد بر این نیست تا به دقت در جزئیات پرسش‌های اول و دوم پرداخته شود، زیرا با مطالعه خلاصه انتشار یافته گزارش، که در دسترس همگان است، به روشنی می‌توان به دقت یا نادقیق  بودن اطلاعات آن پی برد.

درباره پرسش دوم نیز فرضیه‌های گوناگونی مطرحند که مبنا قرار دادن هر یک می‌تواند نتیجه متفاوتی به بار آورد.

در عین حال که چه انتشار گزارش را از سر ناچاری بدانیم و چه توطئه‌ای تازه، نمی‌توان تغییری در آنچه رخ داده است، ایجاد کرد. در واقع هم‌اکنون گزارش منتشر شده است و اثرات خود را بر افکار عمومی در اقصی نقاط جهان نهاده است.

پس به دقت در پرسش‌های سوم و چهارم می‌پردازیم؛ یعنی اینکه آثار و نتایج کنونی و احتمالی انتشار گزارش در ایالات متحده، ایران و جامعه بین‌الملل چیست؟


تأثیر انتشار گزارش در ایالات متحده آمریکا:

این گزارش، فارغ از نکته‌های منفی آن درباره فعالیت‌های هسته‌ای کشورمان، اثری مثبت از خود بر جای نهاده است.

همچنان که می‌دانیم اتهام و استدلال کانونی علیه ایران، ادعای فعالیت برای تولید تسلیحات هسته‌ای است.

گزارش نهادهای اطلاعاتی آمریکا، دست‌کم در مقطع کنونی، این ادعا را به شدت به چالش کشیده است. از همین رو نیز هست که به ناگهان فضای تند علیه کشورمان فروکش کرده است.

در واقع، دیگر افکار عمومی، ایران را در کوتاه مدت تهدید تلقی نمی‌کند. تغییر این فضای تهدید چند نتیجه در پی داشته است:

1ـ در دولت بوش، فضا به نفع آنانی که خواهان تعامل و دیپلماسی بودند تغییر کرده است. معروف است که کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریکا، دیپلمات‌های وزارت خارجه آن کشور و تنی چند از مقامات نظامی، طرفدار فضای تعامل و دیپلماسی هستند. به عکس، دیک‌ چنی، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، در راس طرفداران اقدامات حاد، و حتی نظامی، علیه ایران قرار دارد. به یقین انتشار گزارش، استدلال طرفداران دیپلماسی و تعامل با ایران را تقویت کرده و به آنها امکان داده ثابت کنند که ایران تهدیدی بالفعل و فوری نیست.

2- انتشار گزارش در درون حزب حاکم جمهوری‌خواه و حتی نومحافظه‌کارانی که طرفدار رویکرد تند علیه ایران هستند، شکاف ایجاد کرده است؛ به گونه‌ای که برخی از آنها پس از انتشار گزارش خواستار تغییر سیاست‌های بوش نسبت به ایران شده‌اند. این اولین بار است که برخی از نومحافظه‌کاران تندرو خواستار مذاکره مستقیم و بدون قید و شرط با ایران درباره همه موضوعات فی‌مابین شده‌اند.

3- در حزب دموکرات نیز اثر این گزارش جالب بوده است. انتشار گزارش برای خانم کلینتون که در چند نوبت خواستار برخورد تند با ایران شده بود، رخدادی ناگوار به شمار می‌آید. در مقابل، برای رقیب او، اوباما، که همواره از مذاکره و دیپلماسی با ایران طرفداری می‌کند، اعتبار به وجود آورده است. البته هم‌اکنون رویکرد کلی حاکم بر حزب دموکرات، رفتار مسالمت‌آمیز با ایران است.

4- بر اثر این تحولات، فضائی که برای برخورد نظامی با ایران مهیا می‌شد، به کلی مشروعیت خود را از دست داده است. از همین رو رسانه‌هائی که بر طبل جنگ می‌کوبیدند، اکنون تا حدودی از آتش‌افروزی دست برداشته‌اند.

تاثیر انتشار گزارش در میان کشورهای اروپایی:

تأثیر انتشار گزارش را در میان کشورهای اروپایی چنین می‌توان برشمرد:

انتشار گزارش، رسانه‌ها و سیاستمداران اروپایی را به شدت تحت تاثیر قرار داده است.

آنان اکنون به صرافت طرح این پرسش افتاده‌اند که چگونه ممکن بوده است بر اثر اطلاعات بی‌اساس و غلط از سیاست آمریکا پیروی کنند و با طناب ایالات متحده به ته چاه بروند. به بیان دیگر، انتشار گزارش نوعی فضای سردرگمی و انتقاد از خود را در میان این سیاستمداران و رسانه‌ها به وجود آورده است.

2- گرچه کشورهای اروپایی، به طور طبیعی، خود را متحد استراتژیک آمریکا می‌دانند، ولی انتشار گزارش موجب گردیده که فعالان سیاسی غرب، و حتی برخی دولتمردان اروپایی، که پیوسته نگران رویارویی نظامی آمریکا و ایران بودند نفس راحتی بکشند و اعمال محدودیت بر ایران را تنها در گستره اقتصادی قابل توجیه بدانند، واقعیت این است که کشورهای اروپائی منفعت خود را در برخورد نظامی میان ایران و آمریکا نمی‌دانند، بلکه علاقه‌مند هستند که به نحوی از دامنه تنش میان دو کشور کاسته شود.

تأثیر انتشار گزارش بر اسرائیل:

تندروهای اسرائیل از انتشار گزارش به شدت نگران شده، آن را خنثی کننده تمامی تبلیغات خود علیه ایران دانسته‌اند.

به همین دلیل نیز بلافاصله سعی کرده‌اند اعتبار آن را زیر سوال ببرند. آنان قطعا نیز درصدد خواهند بود که فضای منفی تبلیغاتی علیه کشورمان را بار دیگر زنده و تصویری یکسره خطرناک و تهدیدکننده از جمهوری اسلامی ایران ترسیم کنند.

تأثیر انتشار گزارش بر کشورهای عرب:

1- تندروان عرب، که در رویای برخورد نظامی میان ایران و آمریکا به سر می‌بردند و در پی منافع خود حتی حاضر بودند منطقه به آتش کشیده شود، با انتشار گزارش، رویای شیرین خود را از دست رفته دیدند.

2- اما مقامات و کشورهای میانه‌رو عرب، که رویارویی نظامی را به زیان منطقه می‌دانستند، از انتشار گزارش خشنود گشته‌اند و آنرا دستکم برای کوتاه مدت نیز که شده به نفع منطقه می‌دانند.

3- در عین حال باید توجه داشت که با انتشار گزارش، این نگرانی در بیشتر سیاستمداران عرب پدید آمده است که مبادا از تنش میان آمریکا و ایران کاسته و بر قدرت جمهوری اسلامی افزوده شود. به باور بسیاری از این سیاستمداران و ناظران سیاسی، انجام هر گونه مصالحه و تنش‌زدائی میان ایران و آمریکا لزوما به زیان کشورهای عربی است، زیرا با توجه به توانایی‌های ایران، آمریکا بهای بیشتری به کشورمان خواهد داد و در نتیجه از وزن کشورهای عربی در معادلات سیاسی منطقه کاسته خواهد شد.

تأثیر انتشار گزارش بر ایران:

ایران، به طور طبیعی، از بخش عمده گزارش، که در آن به عدم وجود برنامه تسلیحات هسته‌ای اذعان شده، استقبال می‌کند و آن را نشانه‌ای از حقانیت خود می‌داند. البته در گرفتن این بحث که باید از سطحی‌نگری و استقبال بیش از حد از گزارش پرهیز کرد، امری روشن و بدیهی نیز هست.

اما به رغم وجود نکته‌های منفی و احتیاط‌آمیز در گزارش، به هیچ روی نمی‌توان آثار مثبت آن را در فرو نشاندن فضای تهدیدکننده درگیری نظامی با ایران انکار کرد.

نگارنده این سطور، بی‌آنکه نکته‌های منفی و تأمل‌برانگیز گزارش و ضرورت توجه و اقدام درباره آنها را نادیده بینگارد، معتقد است که در مقطع کنونی باید فرصت‌های پدید آمده از وجه مثبت گزارش را بر افکار عمومی مورد توجه قرار داد.

فرصت‌ها و زمینه‌های انتشار گزارش:

در مورد فرصت‌ها و زمینه‌هایی که انتشار گزارش می‌تواند پیش روی دو کشور قرار دهد، می‌توان به نکات زیر توجه کرد:

بدون شک انتشار گزارش اطلاعاتی آمریکا زمینه مناسبی را در افکار عمومی ایالات متحده به وجود آورده است تا نه تنها دولت آن کشور از تندروی و توسل به درگیری نظامی علیه ایران دست بردارد، بلکه فضای لازم را برای نوعی رویکرد تعامل‌گرایانه به وجود آورد، چندان که شماری از سیاستمداران نومحافظه‌کار آمریکا و نیز دموکرات‌های آن کشور خواستار تغییر سیاست بوش نسبت به ایران و مذاکرات بدون قید شرط با کشورمان شده‌اند.

این امر نشان می‌دهد که زمینه داخلی در آمریکا برای تنش‌زدائی و تعامل با ایران برای دولت بوش فراهم شده است.

با وجود مناسب شدن فضای داخل آمریکا برای نوعی تنش‌زدائی و مذاکره بدون قید و شرط با ایران، دولتمردان آن کشور همچنان اصرار دارند که انتشار گزارش، چیزی را تغییر نداده‌ است و باید همچنان بر سیاست اعمال فشار علیه ایران اصرار ورزید.

این رویکرد با سیاست واقع‌گرایانه‌ای که زمانی ایالات متحده به آن مشهور بود کاملا تفاوت دارد. به راستی چگونه می‌توان تصور کرد که تفاوتی میان قبل و پس از انتشار گزارش وجود ندارد؟

این در حالی است که دولت آمریکا چنان موضعی اتخاذ می‌کند که گوئی هیچ چیز عوض نشده است.

به هیچ روی نمی‌توان منکر آن شد که جامعه اطلاعاتی آمریکا بزرگترین اتهام علیه ایران را، یعنی پیگیری برنامه تسلیحات هسته‌ای، مردود شمرده است و ایران را تهدیدی بالفعل نمی‌داند.

بر این اساس، اصرار آمریکا بر تداوم فشار بر ایران و نادیده انگاشتن آثار گزارش اطلاعاتی شیوه‌ای کاملا غیرعمل‌گرایانه است.

به نظر می‌رسد تحت تاثیر گزارش، فضای سیاسی در کشورمان نیز تغییر کرده است.

دست‌کم اینکه اکنون ایران احساس حقانیت و خود را در موقعیتی مستحکم‌تر ارزیابی می‌کند. پیش از انتشار گزارش، فضا علیه ایران سنگین، آلوده و تهدیدکننده بود.

اکنون و با انتشار گزارش تا حدود قابل ملاحظه‌ای از دامنه تهدیدها و تندروی‌ها کاسته شده است.

اگر بر این باور باشیم که فضای کنونی بهتر از گذشته است، بنابراین باید موقعیت کنونی را یک فرصت تازه بدانیم و برای استفاده از آن تدبیر مناسبی بیندیشیم.

باید دانست کنار رفتن ابرهای تیره و مساعد شدن فضا دیر زمانی نخواهد پایید و دشمنان ایران با توسل به انواع وسایل خواهند کوشید بار دیگر تصویری نامناسب از کشورمان ارائه دهند.

کسی نمی‌داند که چندی دیگر زمانی که مجددا برای قطعنامه سوم تحریم اقتصادی فضای تبلیغاتی اوج می‌گیرد، وضع چگونه است.

بنابراین باید در فرصت کوتاه به دست آمده برای نمایاندن هر چه بیشتر حقانیت نیات و عملکرد کشورمان بهره گرفت.

در این میان، ایران می‌تواند بدون توجه به نتیجه کار، آمادگی خود را برای مذاکره بی‌قید و شرط با آمریکا درباره همه مسائل فی‌مابین اعلام کند.

این موضع، گرچه گه گاه از سوی برخی مقامات و سخنگویان کشورمان اعلام شده، ولی لازم است با صدایی رساتر و در سطوحی بالاتر اعلام شود تا بتواند موج مناسب و اثرگذار را در سطح بین‌المللی ایجاد کند.

گرچه گمان نمی‌رود که دولت بوش از آمادگی ایران برای مذاکره بدون قید و شرط استقبال کند، ولی حاصل کار، در هر وضعیتی، قطعا به نفع جمهوری اسلامی ایران خواهد بود. منافع چنین رویکردی برای کشورمان از این قرار است:

اگر آمریکا به پیشنهاد ایران پاسخ مثبت ندهد با فشار داخلی و بین‌المللی مواجه خواهد شد. به ویژه در داخل آمریکا بر میزان شکاف و اختلاف‌نظر میان گروه‌ها و احزاب مختلف، اکنون که مراحل آغازین انتخابات ریاست‌جمهوری است، افزوده می‌شود.

همین موضع‌گیری فشار بین‌المللی را بر ایران کاهش می‌دهد.

اگر آمریکا مذاکره با ایران را به صورت همه‌جانبه و بدون قید و شرط بپذیرد و سیاستی واقع‌گرایانه در پیش بگیرد، ایران می‌تواند از فرصت بهره برده، مسائل و مشکلات عمیق و ریشه‌ای خود را مطرح کند، بی‌آنکه انتظار حل سریع  و فوری آنها را داشته باشد.

بی‌درنگ وجهه بین‌المللی ایران، به عنوان قدرتی طرفدار حل مسالمت‌آمیز مسائل، تقویت می‌شود و چهره مناسبی از جمهوری اسلامی ایران در عرصه بین‌المللی ظهور پیدا می‌کند.

جمهوری اسلامی در منطقه از اعتبار بالاتری برخوردار می‌گردد و جایگاه طبیعی خود را خواهد یافت. به ناچار کشورهای منطقه حساب تازه‌ای روی ایران باز خواهند کرد.

فشارهای اقتصادی و تحریم‌های کنونی کم‌رنگ می‌گردند. دست‌کم سایه تحریم‌های جدید از اقتصاد ایران زدوده خواهد شد.

گرچه بر اثر مذاکره مستقیم ایران و آمریکا در موضوع عراق، تابوی مذاکره میان دو کشور شکسته شده، ولی گفت‌وگو درباره همه مسائل فی‌مابین به مثابه عدول آمریکا از شرایط خود و شناسائی جمهوری اسلامی ایران و حقوق ایران در منطقه تلقی خواهد شد. این امر می‌تواند فضای بین‌المللی و منطقه‌ای مناسب‌تری برای کشورمان ایجاد کند.

البته به نظر نگارنده، چنین مذاکره‌ای از نوع برد ـ برد خواهد بود؛ زیرا تنش‌زدائی میان طرفین به نفع هر دو طرف خواهد بود.

از آنجا که هدف سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران کاهش تهدیدات و تنش‌های جدی بر علیه موجودیت نظام تبدیل آن به روابط و تعامل عادی است و از آنجا که تنش فزاینده با آمریکا از جمله تهدیدات علیه نظام تلقی می‌شود، لذا کاهش تهدیدات و تنش بدون عدول از اصول، وظیفه سیاست خارجی است.

بر این اساس است که تصور می‌شود درک درست از شرایط موجود و آینده‌نگری واقع‌گرایانه می‌تواند ما را به اتخاذ رویکردی مناسب رهنمون شود.

تحلیل‌گران کشورمان همواره نگران فرصت‌سوزی‌ها بوده‌اند. این بار باید با تدبیر، فرصت‌ها را ساخت.