گروه سیاسی، مریم جمشیدی

اشاره:  

از خیلی وقت پیش پیگیر گفت وگو با دومین رئیس سازمان انرژی اتمی پس از پیروزی انقلاب بودم. قرارداد با روس ها برای تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر در دوره مدیریت ایشان بود که در سال 1374 بسته شد. از آن سال تا به امروز که قرار است پس از دیدار محمود احمدی نژاد از سایت هسته‌یی نطنز جشن هسته‌یی دیگری گرفته شود هنوز نیروگاه بوشهر راه اندازی نشده است و روس ها دست کم 10 سال خلف وعده کرده اند و از آن مهم تر قرارداد اولیه ایران با روسیه چند بار دستخوش تحول شده که بیشتر هم از جانب روس ها بوده است. از این رو سوال‌های بی شماری درباره این پروژه همیشه بحث برانگیز وجود داشت اما دکتر رضا امرالهی همچنان سکوت کرده و تمایلی به مصاحبه نداشت تا اینکه یک بار دیگر بی آنکه امیدی به پذیرفتن درخواستم داشته باشم، با ایشان تماس گرفتم. وقتی قرار سه روز بعد را گذاشت، یاد جمله معروف شکسپیر افتادم که می گوید؛ «همه چیز درست آن موقع اتفاق می افتد که انتظارش را نداری.» هنگام مصاحبه که در دفترش واقع در دانشکده مهندسی هسته‌یی دانشگاه امیرکبیر برگزار شد، وقتی بحث به مسائل قرارداد با روس ها رسید، با پرسش‌هایم یکی دو باری عصبانی و ناراحت شد و بعد گفت؛ «من به عنوان یک ایرانی و متخصص هسته‌یی حرف می زنم. پس بگذارید یک بار برای همیشه این بحث ها خاتمه یابد.» پس اجازه دهید بحث را سیاسی نکرده و حرفه‌یی صحبت کنیم.دکتر امرالهی که دکترای فیزیک پلاسما از دانشگاه پاریس دارد، در لابه‌لای سخنانش به رابطه مرید و مرادی خودش با دکتر مصطفی چمران اشاره می کند و بزرگ ترین حاصل این رابطه که مانیفست زندگی او شده است؛ با خود عهد کرده... با خودم عهد کردم تا آنجا که در توانم هست بهترین ها را برای کشور فراهم کنم. به همین خاطر دو سال طول کشید تا روس ها را راضی کنیم سوخت مصرف شده نیروگاه بوشهر مال ایران باشد. اما متاسفانه بعد از تغییر مدیریت، این بخش مهم و باارزش قرارداد، به کلی عوض می شود و حالا روس ها صاحب تمام سوخت مصرف شده هستند که یک سرمایه عظیم است...»قبل از شروع گفت وگو فکر می کردم بسیاری از ابهامات و پرسش ها درباره نیروگاه اتمی بوشهر و قرارداد با روس ها روشن می شود اما بعد از پایان گفت وگو دیدم نه تنها اینگونه نشد بلکه بر انبوه سوالاتم اضافه شد که کلید پاسخ‌هایش هم در دست رئیس بعدی سازمان انرژی اتمی است...

">

گروه سیاسی، مریم جمشیدی

اشاره:  

از خیلی وقت پیش پیگیر گفت وگو با دومین رئیس سازمان انرژی اتمی پس از پیروزی انقلاب بودم. قرارداد با روس ها برای تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر در دوره مدیریت ایشان بود که در سال 1374 بسته شد. از آن سال تا به امروز که قرار است پس از دیدار محمود احمدی نژاد از سایت هسته‌یی نطنز جشن هسته‌یی دیگری گرفته شود هنوز نیروگاه بوشهر راه اندازی نشده است و روس ها دست کم 10 سال خلف وعده کرده اند و از آن مهم تر قرارداد اولیه ایران با روسیه چند بار دستخوش تحول شده که بیشتر هم از جانب روس ها بوده است. از این رو سوال‌های بی شماری درباره این پروژه همیشه بحث برانگیز وجود داشت اما دکتر رضا امرالهی همچنان سکوت کرده و تمایلی به مصاحبه نداشت تا اینکه یک بار دیگر بی آنکه امیدی به پذیرفتن درخواستم داشته باشم، با ایشان تماس گرفتم. وقتی قرار سه روز بعد را گذاشت، یاد جمله معروف شکسپیر افتادم که می گوید؛ «همه چیز درست آن موقع اتفاق می افتد که انتظارش را نداری.» هنگام مصاحبه که در دفترش واقع در دانشکده مهندسی هسته‌یی دانشگاه امیرکبیر برگزار شد، وقتی بحث به مسائل قرارداد با روس ها رسید، با پرسش‌هایم یکی دو باری عصبانی و ناراحت شد و بعد گفت؛ «من به عنوان یک ایرانی و متخصص هسته‌یی حرف می زنم. پس بگذارید یک بار برای همیشه این بحث ها خاتمه یابد.» پس اجازه دهید بحث را سیاسی نکرده و حرفه‌یی صحبت کنیم.دکتر امرالهی که دکترای فیزیک پلاسما از دانشگاه پاریس دارد، در لابه‌لای سخنانش به رابطه مرید و مرادی خودش با دکتر مصطفی چمران اشاره می کند و بزرگ ترین حاصل این رابطه که مانیفست زندگی او شده است؛ با خود عهد کرده... با خودم عهد کردم تا آنجا که در توانم هست بهترین ها را برای کشور فراهم کنم. به همین خاطر دو سال طول کشید تا روس ها را راضی کنیم سوخت مصرف شده نیروگاه بوشهر مال ایران باشد. اما متاسفانه بعد از تغییر مدیریت، این بخش مهم و باارزش قرارداد، به کلی عوض می شود و حالا روس ها صاحب تمام سوخت مصرف شده هستند که یک سرمایه عظیم است...»قبل از شروع گفت وگو فکر می کردم بسیاری از ابهامات و پرسش ها درباره نیروگاه اتمی بوشهر و قرارداد با روس ها روشن می شود اما بعد از پایان گفت وگو دیدم نه تنها اینگونه نشد بلکه بر انبوه سوالاتم اضافه شد که کلید پاسخ‌هایش هم در دست رئیس بعدی سازمان انرژی اتمی است...

">

گروه سیاسی، مریم جمشیدی

اشاره:  

از خیلی وقت پیش پیگیر گفت وگو با دومین رئیس سازمان انرژی اتمی پس از پیروزی انقلاب بودم. قرارداد با روس ها برای تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر در دوره مدیریت ایشان بود که در سال 1374 بسته شد. از آن سال تا به امروز که قرار است پس از دیدار محمود احمدی نژاد از سایت هسته‌یی نطنز جشن هسته‌یی دیگری گرفته شود هنوز نیروگاه بوشهر راه اندازی نشده است و روس ها دست کم 10 سال خلف وعده کرده اند و از آن مهم تر قرارداد اولیه ایران با روسیه چند بار دستخوش تحول شده که بیشتر هم از جانب روس ها بوده است. از این رو سوال‌های بی شماری درباره این پروژه همیشه بحث برانگیز وجود داشت اما دکتر رضا امرالهی همچنان سکوت کرده و تمایلی به مصاحبه نداشت تا اینکه یک بار دیگر بی آنکه امیدی به پذیرفتن درخواستم داشته باشم، با ایشان تماس گرفتم. وقتی قرار سه روز بعد را گذاشت، یاد جمله معروف شکسپیر افتادم که می گوید؛ «همه چیز درست آن موقع اتفاق می افتد که انتظارش را نداری.» هنگام مصاحبه که در دفترش واقع در دانشکده مهندسی هسته‌یی دانشگاه امیرکبیر برگزار شد، وقتی بحث به مسائل قرارداد با روس ها رسید، با پرسش‌هایم یکی دو باری عصبانی و ناراحت شد و بعد گفت؛ «من به عنوان یک ایرانی و متخصص هسته‌یی حرف می زنم. پس بگذارید یک بار برای همیشه این بحث ها خاتمه یابد.» پس اجازه دهید بحث را سیاسی نکرده و حرفه‌یی صحبت کنیم.دکتر امرالهی که دکترای فیزیک پلاسما از دانشگاه پاریس دارد، در لابه‌لای سخنانش به رابطه مرید و مرادی خودش با دکتر مصطفی چمران اشاره می کند و بزرگ ترین حاصل این رابطه که مانیفست زندگی او شده است؛ با خود عهد کرده... با خودم عهد کردم تا آنجا که در توانم هست بهترین ها را برای کشور فراهم کنم. به همین خاطر دو سال طول کشید تا روس ها را راضی کنیم سوخت مصرف شده نیروگاه بوشهر مال ایران باشد. اما متاسفانه بعد از تغییر مدیریت، این بخش مهم و باارزش قرارداد، به کلی عوض می شود و حالا روس ها صاحب تمام سوخت مصرف شده هستند که یک سرمایه عظیم است...»قبل از شروع گفت وگو فکر می کردم بسیاری از ابهامات و پرسش ها درباره نیروگاه اتمی بوشهر و قرارداد با روس ها روشن می شود اما بعد از پایان گفت وگو دیدم نه تنها اینگونه نشد بلکه بر انبوه سوالاتم اضافه شد که کلید پاسخ‌هایش هم در دست رئیس بعدی سازمان انرژی اتمی است...

">

گروه سیاسی، مریم جمشیدی

اشاره:  

از خیلی وقت پیش پیگیر گفت وگو با دومین رئیس سازمان انرژی اتمی پس از پیروزی انقلاب بودم. قرارداد با روس ها برای تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر در دوره مدیریت ایشان بود که در سال 1374 بسته شد. از آن سال تا به امروز که قرار است پس از دیدار محمود احمدی نژاد از سایت هسته‌یی نطنز جشن هسته‌یی دیگری گرفته شود هنوز نیروگاه بوشهر راه اندازی نشده است و روس ها دست کم 10 سال خلف وعده کرده اند و از آن مهم تر قرارداد اولیه ایران با روسیه چند بار دستخوش تحول شده که بیشتر هم از جانب روس ها بوده است. از این رو سوال‌های بی شماری درباره این پروژه همیشه بحث برانگیز وجود داشت اما دکتر رضا امرالهی همچنان سکوت کرده و تمایلی به مصاحبه نداشت تا اینکه یک بار دیگر بی آنکه امیدی به پذیرفتن درخواستم داشته باشم، با ایشان تماس گرفتم. وقتی قرار سه روز بعد را گذاشت، یاد جمله معروف شکسپیر افتادم که می گوید؛ «همه چیز درست آن موقع اتفاق می افتد که انتظارش را نداری.» هنگام مصاحبه که در دفترش واقع در دانشکده مهندسی هسته‌یی دانشگاه امیرکبیر برگزار شد، وقتی بحث به مسائل قرارداد با روس ها رسید، با پرسش‌هایم یکی دو باری عصبانی و ناراحت شد و بعد گفت؛ «من به عنوان یک ایرانی و متخصص هسته‌یی حرف می زنم. پس بگذارید یک بار برای همیشه این بحث ها خاتمه یابد.» پس اجازه دهید بحث را سیاسی نکرده و حرفه‌یی صحبت کنیم.دکتر امرالهی که دکترای فیزیک پلاسما از دانشگاه پاریس دارد، در لابه‌لای سخنانش به رابطه مرید و مرادی خودش با دکتر مصطفی چمران اشاره می کند و بزرگ ترین حاصل این رابطه که مانیفست زندگی او شده است؛ با خود عهد کرده... با خودم عهد کردم تا آنجا که در توانم هست بهترین ها را برای کشور فراهم کنم. به همین خاطر دو سال طول کشید تا روس ها را راضی کنیم سوخت مصرف شده نیروگاه بوشهر مال ایران باشد. اما متاسفانه بعد از تغییر مدیریت، این بخش مهم و باارزش قرارداد، به کلی عوض می شود و حالا روس ها صاحب تمام سوخت مصرف شده هستند که یک سرمایه عظیم است...»قبل از شروع گفت وگو فکر می کردم بسیاری از ابهامات و پرسش ها درباره نیروگاه اتمی بوشهر و قرارداد با روس ها روشن می شود اما بعد از پایان گفت وگو دیدم نه تنها اینگونه نشد بلکه بر انبوه سوالاتم اضافه شد که کلید پاسخ‌هایش هم در دست رئیس بعدی سازمان انرژی اتمی است...

">

گروه سیاسی، مریم جمشیدی

اشاره:  

از خیلی وقت پیش پیگیر گفت وگو با دومین رئیس سازمان انرژی اتمی پس از پیروزی انقلاب بودم. قرارداد با روس ها برای تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر در دوره مدیریت ایشان بود که در سال 1374 بسته شد. از آن سال تا به امروز که قرار است پس از دیدار محمود احمدی نژاد از سایت هسته‌یی نطنز جشن هسته‌یی دیگری گرفته شود هنوز نیروگاه بوشهر راه اندازی نشده است و روس ها دست کم 10 سال خلف وعده کرده اند و از آن مهم تر قرارداد اولیه ایران با روسیه چند بار دستخوش تحول شده که بیشتر هم از جانب روس ها بوده است. از این رو سوال‌های بی شماری درباره این پروژه همیشه بحث برانگیز وجود داشت اما دکتر رضا امرالهی همچنان سکوت کرده و تمایلی به مصاحبه نداشت تا اینکه یک بار دیگر بی آنکه امیدی به پذیرفتن درخواستم داشته باشم، با ایشان تماس گرفتم. وقتی قرار سه روز بعد را گذاشت، یاد جمله معروف شکسپیر افتادم که می گوید؛ «همه چیز درست آن موقع اتفاق می افتد که انتظارش را نداری.» هنگام مصاحبه که در دفترش واقع در دانشکده مهندسی هسته‌یی دانشگاه امیرکبیر برگزار شد، وقتی بحث به مسائل قرارداد با روس ها رسید، با پرسش‌هایم یکی دو باری عصبانی و ناراحت شد و بعد گفت؛ «من به عنوان یک ایرانی و متخصص هسته‌یی حرف می زنم. پس بگذارید یک بار برای همیشه این بحث ها خاتمه یابد.» پس اجازه دهید بحث را سیاسی نکرده و حرفه‌یی صحبت کنیم.دکتر امرالهی که دکترای فیزیک پلاسما از دانشگاه پاریس دارد، در لابه‌لای سخنانش به رابطه مرید و مرادی خودش با دکتر مصطفی چمران اشاره می کند و بزرگ ترین حاصل این رابطه که مانیفست زندگی او شده است؛ با خود عهد کرده... با خودم عهد کردم تا آنجا که در توانم هست بهترین ها را برای کشور فراهم کنم. به همین خاطر دو سال طول کشید تا روس ها را راضی کنیم سوخت مصرف شده نیروگاه بوشهر مال ایران باشد. اما متاسفانه بعد از تغییر مدیریت، این بخش مهم و باارزش قرارداد، به کلی عوض می شود و حالا روس ها صاحب تمام سوخت مصرف شده هستند که یک سرمایه عظیم است...»قبل از شروع گفت وگو فکر می کردم بسیاری از ابهامات و پرسش ها درباره نیروگاه اتمی بوشهر و قرارداد با روس ها روشن می شود اما بعد از پایان گفت وگو دیدم نه تنها اینگونه نشد بلکه بر انبوه سوالاتم اضافه شد که کلید پاسخ‌هایش هم در دست رئیس بعدی سازمان انرژی اتمی است...

">

گروه سیاسی، مریم جمشیدی

اشاره:  

از خیلی وقت پیش پیگیر گفت وگو با دومین رئیس سازمان انرژی اتمی پس از پیروزی انقلاب بودم. قرارداد با روس ها برای تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر در دوره مدیریت ایشان بود که در سال 1374 بسته شد. از آن سال تا به امروز که قرار است پس از دیدار محمود احمدی نژاد از سایت هسته‌یی نطنز جشن هسته‌یی دیگری گرفته شود هنوز نیروگاه بوشهر راه اندازی نشده است و روس ها دست کم 10 سال خلف وعده کرده اند و از آن مهم تر قرارداد اولیه ایران با روسیه چند بار دستخوش تحول شده که بیشتر هم از جانب روس ها بوده است. از این رو سوال‌های بی شماری درباره این پروژه همیشه بحث برانگیز وجود داشت اما دکتر رضا امرالهی همچنان سکوت کرده و تمایلی به مصاحبه نداشت تا اینکه یک بار دیگر بی آنکه امیدی به پذیرفتن درخواستم داشته باشم، با ایشان تماس گرفتم. وقتی قرار سه روز بعد را گذاشت، یاد جمله معروف شکسپیر افتادم که می گوید؛ «همه چیز درست آن موقع اتفاق می افتد که انتظارش را نداری.» هنگام مصاحبه که در دفترش واقع در دانشکده مهندسی هسته‌یی دانشگاه امیرکبیر برگزار شد، وقتی بحث به مسائل قرارداد با روس ها رسید، با پرسش‌هایم یکی دو باری عصبانی و ناراحت شد و بعد گفت؛ «من به عنوان یک ایرانی و متخصص هسته‌یی حرف می زنم. پس بگذارید یک بار برای همیشه این بحث ها خاتمه یابد.» پس اجازه دهید بحث را سیاسی نکرده و حرفه‌یی صحبت کنیم.دکتر امرالهی که دکترای فیزیک پلاسما از دانشگاه پاریس دارد، در لابه‌لای سخنانش به رابطه مرید و مرادی خودش با دکتر مصطفی چمران اشاره می کند و بزرگ ترین حاصل این رابطه که مانیفست زندگی او شده است؛ با خود عهد کرده... با خودم عهد کردم تا آنجا که در توانم هست بهترین ها را برای کشور فراهم کنم. به همین خاطر دو سال طول کشید تا روس ها را راضی کنیم سوخت مصرف شده نیروگاه بوشهر مال ایران باشد. اما متاسفانه بعد از تغییر مدیریت، این بخش مهم و باارزش قرارداد، به کلی عوض می شود و حالا روس ها صاحب تمام سوخت مصرف شده هستند که یک سرمایه عظیم است...»قبل از شروع گفت وگو فکر می کردم بسیاری از ابهامات و پرسش ها درباره نیروگاه اتمی بوشهر و قرارداد با روس ها روشن می شود اما بعد از پایان گفت وگو دیدم نه تنها اینگونه نشد بلکه بر انبوه سوالاتم اضافه شد که کلید پاسخ‌هایش هم در دست رئیس بعدی سازمان انرژی اتمی است...

"> قرار ما با روس‌ها این نبود
تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۷:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۴۴۷۳۵
گفت‌وگو با دکتر رضا امرالهی رئیس سابق سازمان انرژی اتمی:

گروه سیاسی، مریم جمشیدی

اشاره:  

از خیلی وقت پیش پیگیر گفت وگو با دومین رئیس سازمان انرژی اتمی پس از پیروزی انقلاب بودم. قرارداد با روس ها برای تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر در دوره مدیریت ایشان بود که در سال 1374 بسته شد. از آن سال تا به امروز که قرار است پس از دیدار محمود احمدی نژاد از سایت هسته‌یی نطنز جشن هسته‌یی دیگری گرفته شود هنوز نیروگاه بوشهر راه اندازی نشده است و روس ها دست کم 10 سال خلف وعده کرده اند و از آن مهم تر قرارداد اولیه ایران با روسیه چند بار دستخوش تحول شده که بیشتر هم از جانب روس ها بوده است. از این رو سوال‌های بی شماری درباره این پروژه همیشه بحث برانگیز وجود داشت اما دکتر رضا امرالهی همچنان سکوت کرده و تمایلی به مصاحبه نداشت تا اینکه یک بار دیگر بی آنکه امیدی به پذیرفتن درخواستم داشته باشم، با ایشان تماس گرفتم. وقتی قرار سه روز بعد را گذاشت، یاد جمله معروف شکسپیر افتادم که می گوید؛ «همه چیز درست آن موقع اتفاق می افتد که انتظارش را نداری.» هنگام مصاحبه که در دفترش واقع در دانشکده مهندسی هسته‌یی دانشگاه امیرکبیر برگزار شد، وقتی بحث به مسائل قرارداد با روس ها رسید، با پرسش‌هایم یکی دو باری عصبانی و ناراحت شد و بعد گفت؛ «من به عنوان یک ایرانی و متخصص هسته‌یی حرف می زنم. پس بگذارید یک بار برای همیشه این بحث ها خاتمه یابد.» پس اجازه دهید بحث را سیاسی نکرده و حرفه‌یی صحبت کنیم.دکتر امرالهی که دکترای فیزیک پلاسما از دانشگاه پاریس دارد، در لابه‌لای سخنانش به رابطه مرید و مرادی خودش با دکتر مصطفی چمران اشاره می کند و بزرگ ترین حاصل این رابطه که مانیفست زندگی او شده است؛ با خود عهد کرده... با خودم عهد کردم تا آنجا که در توانم هست بهترین ها را برای کشور فراهم کنم. به همین خاطر دو سال طول کشید تا روس ها را راضی کنیم سوخت مصرف شده نیروگاه بوشهر مال ایران باشد. اما متاسفانه بعد از تغییر مدیریت، این بخش مهم و باارزش قرارداد، به کلی عوض می شود و حالا روس ها صاحب تمام سوخت مصرف شده هستند که یک سرمایه عظیم است...»قبل از شروع گفت وگو فکر می کردم بسیاری از ابهامات و پرسش ها درباره نیروگاه اتمی بوشهر و قرارداد با روس ها روشن می شود اما بعد از پایان گفت وگو دیدم نه تنها اینگونه نشد بلکه بر انبوه سوالاتم اضافه شد که کلید پاسخ‌هایش هم در دست رئیس بعدی سازمان انرژی اتمی است...


* به عنوان سوال آغازین کمی تاریخچه شروع فعالیت هسته‌یی ایران را توضیح دهید.

** آغاز فعالیت‌های هسته‌یی در ایران به سال‌های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی برمی گردد. به طور دقیق تر، شروع فعالیت از یک نسل قبل از ما شروع شد. یعنی افرادی که در واقع استادان ما بوده اند مثل مرحوم دکتر عباس اولیا، دکتر حسابی، خمسوی و آزاد که همگی از بزرگان انرژی اتمی در ایران بودند. نسل بعد از آنها ما بودیم که قبل از پیروزی انقلاب شروع به تحصیل و فعالیت در این رشته کردیم.در سال 1353 نیز سازمانی پیشنهاد می شود به نام سازمان انرژی اتمی که طرحش به مجلس برده و در نهایت هم تصویب می شود تا اینکه دولت وقت تصمیم می گیرد نیروگاه بسازد و به سمت صنعت هسته‌یی برود. منتها به شکل بلندپروازانه‌یی فکر می کرد باید ظرف 20 سال، 23 هزار مگاوات نیروگاه اتمی بسازد که اولین اش همان نیروگاه بوشهر بود و پروژه بعدی در کارون اهواز بود که پیش از انقلاب کارشان آغاز می شود. البته همزمان مخالفت‌هایی هم با آن مطرح شد.

* این مخالفت‌ها از سوی چه کسانی و تحت چه عنوانی بیان می‌شد؟

** دلیل عمده‌یی که مطرح می شد و حتی افراد خارج از کشور یعنی ما و سایر کارشناسان در حال تحصیل در صنعت هسته‌یی هم بنا بر آن، با این قضیه مخالفت می کردیم، بحث ظرفیت جذب برق تولیدی بود.زمانی که چنین تصمیمی گرفته شد کل ظرفیت برق کشور حدود 7 هزار مگاوات بود و مصرف ما نیز حدود 6 هزار مگاوات بود، اما دولت می خواست 23 هزار تا به آن اضافه کند. چطور چنین چیزی ممکن بود وقتی که کشور ما ظرفیت کشش این همه نیروگاه اتمی را نداشت؟ یعنی مثل این می ماند که سر یک ورزشکار را روی تنه یک بچه چهار ساله بگذاریم. طبیعی است که این بچه اصلاً توان نگهداری این سر را نخواهد داشت. لذا آن موقع که مصرف نداشتیم، پس برق اتمی تولیدی را باید کجا می بردیم؟ حتی امروزه برق سوار شده ما نزدیک 50 هزار مگاوات است و برق مصرفی حدود 45 هزار مگاوات. بنابراین هنوز هم قدرت جذب این 23 هزار تا را نداریم یا به سختی داریم. از این رو پیشنهادمان این است که مثلاً طی 10 سال آینده سالی یک نیروگاه هزار مگاواتی داشته باشیم که بشود 10 هزار تا در 10 سال و مثلاً برای 23 هزار تا از الان سالی یک نیروگاه با ظرفیت تولید هزار مگاوات بسازیم. پس از آن هم بختیار مخالفت کرد چرا که دنبال آن بود که پول مان را از فرانسه پس بگیرد کما اینکه یک میلیارد از دو میلیارد دلاری که در کارخانه اردیف به عنوان سرمایه گذاری داشتیم، را پس گرفت تا صرف مخارج دیگر کند.

* پس از انقلاب چطور؟

** این حرف و حدیث ها ادامه داشت تا اینکه انقلاب پیروز شد و در سازمان انرژی اتمی مشغول به کار شدیم. اولین مدیر آنجا پس از پیروزی آقای دکتر فریدون سحابی بود که در اول انقلاب خیلی زحمت کشید ولی متاسفانه به دلیل شرایط نامساعد این صنعت در سال‌های اول انقلاب بعد از مدتی از آنجا رفت و اینجانب معاون وزیر نیروی وقت و معاون رئیس سازمان انرژی اتمی (آقای دکتر حسن غفوری‌فرد) بودم. بعد از اینکه آقای مهندس میرحسین موسوی نخست وزیر شد و من را به عنوان معاون خود و رئیس سازمان انرژی اتمی انتخاب کرد، با یک تصمیم درست از انحلال سازمان انرژی اتمی که به دلیل اتصال ناهمگون با وزارت نیرو در آن پیش آمده بود، جلوگیری کرد. وقتی به گذشته نگاه می کنم، می بینم حجم بعضی از کارهایی که قرار بود قبل از پیروزی انقلاب در سازمان نوپای انرژی اتمی که سه سال عمر داشت، انجام شود بیشتر از کشش این سازمان بود. به همین دلیل بعد از پیروزی انقلاب در همان سال اول که ریاست سازمان با جناب آقای دکتر سحابی بود وقتی وارد انرژی اتمی شدیم با انبوهی از مشکلات روبه رو شدیم. به طور مثال رژیم پهلوی در چند مکان می خواست نیروگاه اتمی بسازد یا در چندین مورد می خواست بیرون از ایران معاملات اورانیوم داشته باشد که این برنامه ها فقط در حد کاغذ بود و هیچ هدف مشخصی نداشت. به هر حال بعد از پیروزی انقلاب، صنعت هسته‌یی ایران با پستی و بلندی‌های زیادی روبه رو بود. البته درخصوص ساخت دو نیروگاه اتمی در بوشهر و دارخوین کارها شروع شده و جلو رفته بود.

* و مخالفت‌هایی که پس از پیروزی انقلاب با نیروگاه بوشهر می‌شد چه؟

** اوایل انقلاب دو نگاه وجود داشت. ابتدا عنوان شد که ما نیروگاه لازم نداریم. این نگاه ادامه همان رویکرد بختیار بود که پس از انقلاب تشدید شد. برخی ها به ما به چشم آمریکایی ها و از فرنگ آمده ها نگاه می کردند و نیروگاه را چیزی فانتزی می دانستند. خلاصه آنکه جو اوایل انقلاب به علاوه پیش زمینه‌یی که در این باره وجود داشت باعث شد قضیه پیچیده شود. اما وقتی که وارد کار شدیم و حتی وقتی که جنگ شروع شد، بزرگ ترین دغدغه ما تکمیل نیروگاه بوشهر بود. اینجا لازم می دانم دفاع کنم از مهندس بازرگان و اینکه به آن شکل که گفته می شود ایشان مخالف نیروگاه بودند، حرف درستی نیست. وی کسی بود که حتی مرا که پس از بازگشت از آمریکا به سپاه رفته بودم، به بخش هسته‌یی آورد و از این لحاظ خود را وامدار مهندس بازرگان می دانم چرا که ایشان از طریق پسرشان بارها پیگیر این موضوع بودند که چرا من در زمینه مربوط به تخصصم کار نمی کنم.

به یاد دارم از سال اولی هم که مشغول شدم نیروگاه برایم اهمیت زیادی یافت، به همین دلیل یک پرسشنامه تهیه کردم و برای مقامات بلندپایه فرستادم.خدا شهید دکتر بهشتی را بیامرزد. ابتدای پیروزی انقلاب خیلی موافق این برنامه بود. از جمله کسانی هم که در روزهای اول انقلاب، به طور جدی پای این برنامه ایستادند، آقای هاشمی رفسنجانی و در وهله بعد مهندس میرحسین موسوی نخست وزیر وقت بودند که زمانی که پرسشنامه را برای ایشان فرستادم به من گفتند؛«به خدا توکل کن و تا جایی که می توانید این برنامه را پیش ببرید.» اما بلافاصله بعد از آن جنگ تحمیلی شروع شد و هزاران مشکل از تبعات جنگ برای ما به وجود آمد و این مشکلات باعث شد که کارهای ما به کندی انجام گیرد. در آن موقع دو نیروگاه در حال ساخت داشتیم که یکی نیروگاه بوشهر بود و دیگری نیروگاه دارخوین در کنار رود کارون که ساخت نیروگاه کارون هم به محض شروع جنگ دیگر امکان پذیر نبود. در بوشهر هم کارها کند شد و در کارون عملاً کار متوقف شد. البته نیروگاه بوشهر پیشرفت کار خیلی زیادی داشت که تا آن روز در واحد اول آن بیش از 80 درصد و در واحد دوم بیش از 60 درصد کار شده بود، ولی در نیروگاه کارون(دارخوین) در حد چند درصد کار انجام گرفته بود(زیر 3 درصد).

* و بعد از آن سیر تحولات مربوط به ساخت نیروگاه اتمی بوشهر چگونه پیش رفت؟

** برای ساخت نیروگاه بوشهر و کارون سختی‌های فراوانی از طرف‌های قراردادمان دیدیم. فرانسوی ها قبل از اینکه جنگ شروع شود یک روز دو جعبه کلیدهای نیروگاه کارون را مقابل در اتاق کارم رها کردند و رفتند و گفتند که ما دیگر نمی توانیم کار را ادامه دهیم. آن موقع من معاون سازمان و مسوول ساخت این دو نیروگاه بودم. فرانسوی ها ادعاهای واهی زیادی برای نیروگاه کارون و سهم سوخت کارخانه اردیف داشتند که کتاب مفصلی است و تماماً باج خواهی بود. از یک طرف پول ساخت 10 نیروگاه اتمی را طلب می کردند و از طرف دیگر حتی اولین نیروگاه را هم رها کرده و رفته بودند.در مورد ساخت نیروگاه بوشهر هم ما کار را با جدیت شروع کردیم ولی متاسفانه از همان اول آلمانی ها ما را اذیت کردند و کج دار و مریز با ما کار می کردند. ما را به دادگاهی در سوئیس برده و از ما شکایت کرده بودند و جریمه‌های کلانی از ما می خواستند. شکایت آنها این بود که می گفتند؛ چرا ساخت نیروگاه بوشهر را ادامه نمی دهید؟ ما در آن دادگاه با ارائه مدرک می گفتیم ما می خواهیم کار را ادامه دهیم ولی این آلمانی ها هستند که برای شروع کار اقدام نمی کنند. بالاخره آنها با تمهیداتی راضی شدند که قرارداد کوچکی با ما ببندند و برای شروع به کار مجدد به ایران بیایند و در دادگاه هم محکوم شدند، ولی تا امروز حکم دادگاه را اجرا نکرده اند که این یکی از بدهکاری‌های دولت آلمان به ایران است.

در این اثنا و در جریان جنگ تحمیلی، عراقی ها جمعاً 9 بار نیروگاه بوشهر را بمباران کردند. در یکی از این بمباران ها یکی از مهندسان آلمانی کشته شد که البته چهارده نفر از مهندسان ما هم در این حادثه شهید شدند. آلمانی ها بعد از این اتفاق مجدداً شروع به آزار و اذیت ما و دوباره پیمان شکنی کرده و این قضیه کشته شدن مهندس خود را مستمسک قرار دادند. گرچه تمام این رفتارها و حرف‌های آنها بهانه بود، چون در کنار جلسه‌های آژانس بین المللی، وزیر صنایع و تحقیقات آلمانی ها که در واقع تصمیم گیرنده آخر در مورد ساخت نیروگاه بوشهر بود، بارها به من گفته بود؛ حتی اگر ما بخواهیم که ساخت نیروگاه بوشهر را تمام کنیم، آمریکا این اجازه را به ما نمی دهد، چون ما متحد آمریکا هستیم. من به او گفتم مگر شما ادعا نمی کنید که کشور مستقلی هستید، پس چرا تحت تاثیر آمریکا قرار می گیرید؟ بعد از این اتفاق آنها در همان دادگاه دوباره علیه ما شکایت کردند و جالب اینکه در آن دادگاه آنها محکوم شدند. طبق رای دادگاه آنها موظف شدند که جنس ها و پول سوخت ما را پس دهند که البته این کار را نکردند. حتی با وجود اینکه ما به دادگاه نامه نوشتیم که آلمانی ها به تعهدات خود در برابر رای دادگاه عمل نمی کنند و دادگاه هم آنها را مکلف به اجرای تعهدات کرد، آنها به راحتی از این تکلیف عدول کردند. بنده سال ها در آژانس انرژی اتمی در جلسات مختلف به آلمانی ها می گفتم ایران برای ساخت این نیروگاه بیش از پنج میلیارد مارک به شما پول داده است، پس چرا ساخت نیروگاه بوشهر را تمام نمی کنید که آنها بالاخره با صراحت به ما گفتند که ساخت نیروگاه را تمام نمی کنیم چون آمریکا به ما دستور داده است. در مجموع آلمانی ها در مدت حضورشان در بوشهر 80 درصد ساخت واحد اول و تقریباً 60 درصد از واحد دوم را تمام کردند.در سال‌های پس از 1372 نیز هر روز آلمانی ها بهانه جدیدی می گرفتند، بنابراین ما به دنبال جایگزینی برای آلمانی ها بودیم که به سراغ آرژانتین رفتیم، چون نیروگاهی مشابه نیروگاه بوشهر را در دست ساخت داشتند. آرژانتینی ها هم بعد از مدت کوتاهی که از شروع کارشان گذشت به ما گفتند که آمریکا نمی گذارد کار را تمام کنیم.

بعد با اسپانیا وارد مذاکره شدیم. اتفاقاً اسپانیایی ها هم 9 نیروگاه اتمی مثل نیروگاه بوشهر را داشتند و خیلی هم به ما کمک کردند و درصدی از کار را هم پیش بردند. ما و اسپانیایی ها حدود یک سال کارهای مقدماتی نیروگاه را انجام دادیم ولی بعد از مدتی یکی از بزرگان کشور اسپانیا تماس گرفت و گفت؛ آمریکایی ها نمی گذارند ما با شما همکاری داشته باشیم.بعد از اسپانیا با چین صحبت کردیم که نیروگاه بوشهر را بسازند. چینی ها به ما گفتند که اتمام نیروگاه بوشهر در توان ما نیست و ما نمی توانیم اتمام این پروژه را قبول کنیم. چون ظرفیت نیروگاه بوشهر زیاد است (دو واحد، هر کدام 1200 مگاوات)، البته آنها پیشنهاد ساخت نیروگاه کوچک تری را داشتند. البته نه در محل بوشهر بلکه برای دارخوین که آن هم به دلایل منطقه جنگی بودن در شورای امنیت ملی در آن سال ها مورد تصویب قرار نگرفت و طبیعتاً ما ناگزیر شدیم سراغ آخرین گزینه خود برویم که روسیه بود.

* آفریقای جنوبی چه؟ سراغ آنها نرفتید؟ ما که با آنها همکاری اتمی داشتیم.

** بله، ما یکی دو تا قرارداد با آفریقای جنوبی درباره معدن اورانیوم داشتیم که قبل از انقلاب بسته شده بود. البته طرف قرارداد ما آفریقای جنوبی نبود بلکه انگلیسی ها و کلاً سفیدپوستان حاکم بر آن بودند و وقتی که در آفریقای جنوبی چیزی شبیه انقلاب رخ داد، آنها رفتند و قراردادها را هم از بین بردند. به عبارتی به طور یکجانبه همه شان را فسخ کردند و یکی از ادعاهای ما نسبت به انگلیسی ها همین قراردادها است و اینکه به بخش زیادی از تعهدات شان عمل نکردند. البته من الان به عنوان یک کارشناس چه بسا معتقدم که می شود با آفریقای جنوبی یک شرکت تشکیل داد تا بتوانیم نیروگاه اتمی درست کنیم.

* برگردیم سر قرارداد با روسیه. دقیقاً از چه زمانی به فکر ادامه کار با روسیه افتادید؟

** ما تا سال 67 دنبال آلمانی ها بودیم. حتی تا سال 68 هم که جنگ تمام شد، دوست داشتیم آنها برگردند چرا که دیگر بهانه جنگ و ناامنی خلیج‌فارس را هم نداشتند و بعد هم که دیدیم آمدنی نیستند، سراغ کشورهایی که نام بردم، رفتیم. وقتی هیچ کدام از آنها هم حاضر به همکاری نشدند، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی وقتی که آقای هاشمی رفسنجانی زمان گورباچف برای اولین بار همراه با هیاتی به روسیه رفتند، اولین قدم ها برداشته شد. من هم جزء آن هیات بودم و مقدمات کار را از همان جا شروع کردیم. بعد دو سالی طول کشید تا به تفاهم برسیم. روس ها ابتدا یک تیم 100 نفره به بوشهر فرستادند تا کارهای مطالعاتی شان را انجام دهند. یعنی حدود سال 92 - 91 میلادی کارهای مقدماتی را شروع کردند و بعد از مذاکره، سرانجام قرارداد را در سال 94 بستیم و عملاً از سال 95 کار شروع شد.

* چرا آنقدر طول کشید تا پای قرارداد با روس‌ها بنشینید. آیا واقعاً دو سال وقت نیاز داشت؟ و بعد اینکه روند مذاکرات با روس‌ها چطور بود؟

** قرارداد ما دو بخش داشت؛ یکی مربوط به ساخت و بخش دیگر مربوط به سوخت بود. قسمت سخت کار هم مربوط به سوخت می شد.

* چرا؟ یعنی آنها حاضر نمی‌شدند سوخت نیروگاه را تامین کنند؟

** نه، تامین سوخت نیروگاه که امر متداولی است و اصولاً هر کشوری که نیروگاه اتمی می سازد، سوختش را هم تامین می کند. اما بخش سخت کار ما مربوط به سوخت مصرف شده بود. چون ما دو سال چانه زدیم و معطل شدیم که سوخت مصرف شده نیروگاه مال ما باشد. همه کشورهایی که نیروگاه اتمی دارند، سوخت مصرف شده برایشان ارزش دارد و حکم یک سرمایه عظیم را دارد. البته ارزش نظامی مبنای حرف من نیست، بلکه ارزش اقتصادی دارد چرا که این سوخت مصرف شده را بعداً بازفرآوری می کنند که آن ارزشمند است. به همین خاطر در قرارداد خیلی چانه زدیم و کار کردیم که این سوخت مصرف شده مال ما باشد و سرانجام قرارداد را با این شرط به امضا رساندیم.

* اما الان که چنین صحبتی نیست؟ یعنی ما ملزم به پس دادن سوخت مصرفی به روس‌ها هستیم.

** من هم نمی‌دانم که چهار، پنج سال بعد چرا و چطور مسوولان امر راضی شدند که سوخت مصرف شده‌یی که طبق قرارداد مال ما بود، دیگر مال ما نباشد و به روسیه بازگردانده شود. بزرگ‌ترین افتخار ما این است که در قراردادی که با روس ها بستیم، بنا شد سوخت مصرف شده برای ما باشد. اسنادش هم در دولت و مجلس موجود است و می توانید ببینید. با این شرایط بود که قرارداد را به مبلغ 780 میلیون دلار با روس ها بستیم و قرار شد آنها ساخت نیروگاه را پنج ساله تمام کنند. اما بعد از گذشت دو سال از قرارداد، در حالی که علی القاعده می بایست سه سال دیگر نیروگاه تکمیل شده را تحویل بگیریم، من از سازمان انرژی اتمی رفتم و همکاران ساخت نیروگاه بوشهر را پیگیری می کنند. روس ها هم متاسفانه به قرارداد فیمابین اصلاً پایبند نبودند. آنها سعی کردند پس از تغییر مدیریت سازمان نقش ایرانی ها را که خیلی پررنگ بود کم کنند. بهانه آنها این بود که می گفتند برنامه کار باید در دست ما باشد، ولی عملاً ما می دیدیم نه خودشان کاری انجام می دهند و نه به ایرانی ها اجازه فعالیت می دهند. مهم تر از همه با حرکت‌هایی که انجام دادند به قرارداد سوخت نیروگاه لطمه جدی زده، بعدها قراردادی را تنظیم و متاسفانه اجبار کردند سوخت مصرف شده را به روسیه برگردانند که خود حدیث مفصلی است.

* روس‌ها هنگام مذاکره و در قبال انعقاد این قرارداد، از شما هیچ امتیازی را طلب نمی‌کردند؟

** مثلاً چه امتیازی؟ تنها امتیازی که مدنظر آنان بود، پول بود و بس.

* امتیازهایی مثل دستیابی آنان به اطلاعات محرمانه مربوط به نیروگاه و دسترسی به نقشه مدل‌های آلمانی؟

** ببینید خانم! چیزهایی در روزنامه ها هست که اجازه بدهید درباره اش توضیح بدهم و همین جا برای همیشه تکلیفش روشن شود. کشوری مثل روسیه که خودش صد تا نیروگاه دارد و صد تا نیروگاه اتمی ساخته و مستقیم و غیرمستقیم با آمریکا در ساخت برخی قطعات شریک بوده، چطور می تواند دنبال آن باشد که مثلاً نقشه‌های آلمان در ساخت نیروگاه هسته‌یی را به دست آورد؟ این حرف ها خنده دار است. روس ها 25 سال پیش در فنلاند نیروگاهی ساختند که به آن استینگ هاوس می گویند. وستینگ هاوس طراحی غربی ها (آمریکا) است اما این نیروگاه را چون روس ها ساختند و از طرفی وسایلش نیز آمریکایی بود به آن می گویند استینگ هاوس. پس اگر می خواستند چیزی یاد بگیرند، همان جا یاد گرفته اند و دیگر نیازی به نیروگاه بوشهر نداشتند.

* و بعد روس‌ها کار ساخت نیروگاه را از صفر شروع کردند؟

** اجازه بدهید، من اینجا توضیحی بدهم. صفری نداریم. 80 درصد نیروگاه بوشهر ساخته شده بود. آن چند باری هم که بمباران شد سقف فلزی نیروگاه را از بین برد که ما همان زمان تعمیرش کردیم و سقف بتونی درست شد. عکس‌هایش هم موجود است. لذا اینکه بگوییم ساخت نیروگاه توسط روس ها از صفر شروع شد، حتماً دروغ است. من به عنوان یک متخصص به شما می گویم که حداکثر کار روس ها برای تکمیل نیروگاه 25 درصد باقیمانده پروژه بود. یعنی 75 درصد کار انجام شده بود.

* این 25 درصد کدام بخش از کار را شامل می‌شد؟

** آن چیزهایی که از قبل بوده، یعنی ستون، بتون، آب ورودی، خروجی، اتاق کنترل، پمپ استیشن، سیستم‌های برقی، کانال ها و غیره، که عوض نشد و فقط قطعات و وسایل این تجهیزات روسی شد که حداکثر 25 درصد کار بود.

* طبق قراردادی که شما می‌گویید بسته شد، می‌بایست نیروگاه بوشهر پنج ساله تکمیل و تحویل داده می‌شد اما نه تنها این‌گونه نشد بلکه تاخیری هشت ساله داشتند. یکی از دلایل این تاخیر را تفاوت کار طراحی روس‌ها و آلمان‌ها ذکر کرده‌اند. این موضوع چقدر صحت دارد؟

** ببینید خانم، بحث عقب افتادن کارها نیست، روس ها بازی درآوردند که این پروژه را اینقدر طول دادند.

* یعنی به لحاظ فنی هیچ تفاوتی بین سبک دو طرف وجود ندارد؟

** از لحاظ مهندسی طراحی ها به هم بسیار نزدیک است. منتها بعضی از وسایل روس ها اصطلاحاً روی زمین به شکل خوابیده قرار می گیرد، اما در سیستم آمریکایی ها ایستاده است که تفاوت چندانی با هم ندارد. اینها تفاوت‌های ریز مهندسی است و شما تا از لحاظ مهندسی آنها را نبینید، برایتان محسوس نیست. بنابراین تمام اینها و اینکه کار عقب افتاده، به نظر من بازی است. به نظر من اگر ما سه چهار سال پیش زیر بار برگرداندن سوخت مصرف نشده نرفته بودیم از همان جا موضع روس ها بیشتر روشن می شد. بد نیست این را هم اضافه کنم که مقاومت شخصی من بود که باعث شد روس ها که شرط شان بستن قرارداد همزمان برای اتمام دو واحد بود، به اتمام واحد اولی بینجامد، والا تاکنون برای هر دو واحد پول گرفته بودند و معلوم نبود که سرانجام آن چه می شد، در حالی که به اصرار اینجانب و پس از بحث‌های مفصل موفق شدیم، بگوییم واحد اول را تمام کنید، اگر همه چیز درست از آب درآمد که طبیعتاً واحد دوم مال شماست و اگر نشد چرا همزمان برای دو واحد پول بدهیم. آنها هم می گفتند پس چرا از اول دو واحد را ساختید که جواب ما این بود که این اشتباه شاه بود و نباید واحدها را با هم می ساختیم. (البته اگر صرفاً از جنبه اقتصادی نگاه کنیم به مصلحت است که دو واحد یکجا ساخته شود.)

* می‌گویید که روس‌ها بعداً بازی درآوردند. فکر می‌کنید چه چیزی شرایط را برای این وضعیت فراهم کرد؟ امتیازگیری از غرب، ایران یا ضعف مدیریتی مدیران کشورمان؟ اصلاً می‌توان این فرضیه را مطرح کرد که روس‌ها بنا بر دلایلی مثل فشار تمایلی به ادامه کار نداشتند؟

** روس‌ها خیلی دلشان می خواست کار نیروگاه بوشهر را انجام دهند. اما به نظرم در بازی‌های جهانی کمال سوءاستفاده را از شل و سفت کن‌های هفت، هشت سال سازمان انرژی اتمی ما کردند. یعنی همسو و هم داستان با اتفاق‌هایی که برای فعالیت‌های هسته‌یی ما افتاد، آنها نیز بهره برداری خودشان را کردند. من هنوز هم نمی دانم و به عنوان یک متخصص نمی فهمم که ما چرا هنوز پروتکل الحاقی را امضا نکرده، اجازه دادیم اجرا شود؟ آن هم پروتکلی که اصلاً نباید امضایش می کردیم چرا که خیلی یکطرفه و ظالمانه است. با این حال روس ها بهره برداری خودشان را می کردند. آن زمان یادم هست برای اولین بار دیدم روس ها یک ترم نامردانه برای نیروگاه بوشهر در دنیا اختراع کرده بودند که همان موقع اعتراض کردم. حتی یک روزنامه هم مطلبی درباره اش نوشته بود که برای آنها جوابی نوشتم و در روزنامه هم چاپ شد.

* شما به چه چیزی اعتراض کردید؟

** آن روزنامه حرف روس ها را تکرار کرده بود مبنی بر آنکه سوخت پسمان به معنی سوخت به دردنخور است، در صورتی که پسمان نیروگاه ها با سوخت مصرف شده فرق دارد. بدین شکل که اگر سوخت مصرف شده را برداریم و اجزای آن را جدا کنیم، بخش کوچکی از آن می شود پسمان (حدود 14 درصد) و بخش اعظمش می شود مواد خوب هسته‌یی که برای نیروگاه ها کاربرد دارد. روس ها آمده بودند و مغلطه می کردند. یعنی این دو تا را کرده بودند در یک قوطی چرا که بیش از 50 درصد سوخت مصرف شده بسیار خوب است و کمتر از 15 درصدش زباله‌های هسته‌یی است که همان موقع من به این کار روس ها و طرح موضوع به این شکل اعتراض کردم.

* در قرارداد شما این موضوع مورد توافق بود که چنانچه طرفی در موعد مقرر وظیفه خود را انجام ندهد، مجبور به پرداخت خسارت باشد؟

** بله، تمام این موارد در آن هست. با این حال روس ها بعدها و در مدیریت بعدی توانستند قیمت قرارداد را دو برابر کنند. یعنی دو برابر 780 میلیون دلار قرارداد بستند. بابت تحویل نیروگاه هم که هفت، هشت سال تاخیر داشته اند و البته حالا دیگر من مسوول آن نیستم که چه کسی شل و سفت کرده، بعد از این را باید بروید و از دیگر مسئولان بپرسید.