تاریخ انتشار : ۱۳ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۲:۱۲  ، 
شناسه خبر : ۴۴۷۷۳

جلال خوش‌چهره

جنگ بصره هیچ تعبیری جز انشعاب در صف شیعیان عراق ندارد. شیعیان عراق که تا پیش از این به‌رغم وجود برخی طیف‌های نزدیک به جریان سکولار توانسته بودند اصلی‌ترین جناح قدرت (در کنار کرد‌ها) در صحنه سیاسی - نظامی عراق باشند، اکنون چون پیکری زخمی و چند پاره به اجبار باید به شرایطی تن دهند که تصور آن تا حداقل یکسال پیش غیرواقعی می‌نمود.

در واقع انشعاب جاری میان شیعیان محصول نیروهای گریز از مرکز و تک‌رو است که بدون لحاظ منافع استراتژیک شیعیان تنها به یکپارچکی آنان در نظام سیاسی در حال شکل‌گیری عراق لطمه زد. نکته قابل تامل در حوادث اخیر جنوب عراق صحنه گردانی اوضاع از سوی طیف‌های وابسته به شیعیان بود و دیگر جناح‌ها و به‌ویژه آمریکا و انگلیس کوشیدند در هیئت ناظر جلوه کنند.

تصمیم نوری مالکی نخست‌وزیر شیعه عراق به اقدام مستقیم علیه شبه نظامیان وابسته به مقتدی صدر، اقدام علیه جریانی بود که پیش از این اصلی‌ترین مدافع وی در ساخت قدرت عراق محسوب می‌شد. به عبارت دیگر حضور نمایندگان وابسته به مقتدی صدر در مجلس و ارتش عراق و حمایت ایشان از او به عنوان برگ برنده‌ای بود که مالکی می‌توانست در بزنگاه‌های حساس و در رقابت با دیگر جناح‌ها از آن بهره‌مند شود. اما حالا متحدان دیروز مقابل هم صف‌آرایی کرده‌اند و در یکی از کم‌سابقه‌ترین جنگ‌های درون شهری عراق طی سال‌های پس از اشغال این کشور، صدها کشته و مجروح برجا گذاشته‌اند.

تلاش برای یکپارچگی شیعیان عراق در حالی است که دیگر جناح‌های رقیب وابسته به اهل تسنن و کردها در ماه‌های اخیر به فرآیندی از ایجاد وحدت میان خود، رغبت نشان داده و رفته رفته جایگاه خود را در ساخت سیاسی عراق بازسازی می‌کنند.

بروز انشعاب در یکپارچگی شیعیان (به‌ رغم وجود گرایش‌های حزبی مختلف) اتفاقی قابل پیش‌بینی بود اما آنچه ناظران را متحیر کرد، تعامل خصمانه آنان بود که به نظر تبعات کوتاه و بلندمدت خود را علیه دو جناح متخاصم برجا خواهد گذاشت. لشکرکشی نوری مالکی به بصره و گسترش حملات به ارتش المهدی تیر خلاص بر پیکر نیمه‌جان ائتلاف طیف‌های شیعه بود، به ویژه که نوع عملکرد مالکی در هفته‌های اخیر نشان داد او اکنون بیش از آنکه بخواهد منافع ایدئولوژیک متبوع خود را در ساخت عراق مورد توجه قرار دهد، می‌کوشد از خود چهره‌ای فرا جناحی و سیاستمداری تصمیم‌ساز بروز داده و به این ترتیب حمایت دیگر جناح‌های تاثیرگذار در صحنه عراق را به سوی خود جلب کند همین امر بی‌گمان او را نه تنها از جریان مقتدی صدر، بلکه از دیگر جناح‌های شیعی مثل مجلس اعلای عراق و نیز حزب الدعوه- که اکنون به دو شاخه وابسته به مالکی و جعفری تقسیم شده- دور می‌کند.

به عبارت دیگر در استمرار اختلاف‌ها میان طیف‌های شیعی در عراق که با موضوع احتساب کارآمدی نوری مالکی در مسند نخست‌وزیر عراق آغاز شد، در حال حاضر جریان شیعی این کشور به طیف و گرایش‌های مختلفی انشعاب کرده است که از آن جمله می‌توان به مجلس اعلای عراق با ابراز تمایل پنهان به ایاد علاوی نخست‌وزیر سابق با گرایش سکولاریستی (به رغم تعلق ایدئولوژیک به مذهب شیعه) و حمایت آشکار از نوری مالکی؛ حزب الدعوه با دو گرایش نزدیک به مقتدی صدر و مجلس اعلا که این دو به ترتیب با هدایت جعفری و مالکی عمل می‌کنند و سرانجام جریان مقتدی صدر که حالا شامل سه طیف رقیب شده‌‌اند: جناح تندرو معتقد به ادامه جنگ بی‌امان با اشغالگران آمریکایی- انگلیسی؛ جناح معتدل و نزدیک به مقتدی صدر و سرانجام تکفیری‌های جریان یاد شده که با نفی رهبری مقتدی صدر و با نگاه به نظر رهبر معنوی خود « شیخ حائری» عملکرد خود را با «قاسم اسدی» تطبیق داده‌اند.

به این ترتیب جنگ بصره تصویر تازه‌ای از اوضاع شیعیان عراق پیش چشم قرار داده است؛ اوضاعی که یکپارچگی عراقی‌ها را به پازلی در هم ریخته تبدیل کرده و به این ترتیب بر توانمندی آنان (شیعیان) در حفظ موقعیت بی‌بدیل خود پس از سقوط رژیم بعث تاثیر ناگوار خواهد داشت.

نکته قابل تامل آنکه، ابتکار اقدام علیه ارتش المهدی نه از سوی نیروهای بیگانه بلکه نوری مالکی به عنوان نخست‌وزیر شیعه عراق انجام شد. تا به این ترتیب ظن مقابله با شیعیان از سوی هر یک از جریان‌های رقیب رفع شود.

بنابراین آتش جنگ در حالی شعله‌ور شد که پیش‌بینی کاهش نفوذ شیعیان در ساخت قدرت دور از ذهن نیست. این کاهش نه‌تنها دامنگیر جریان مقتدی صدر به عنوان طیفی افراطی و غیرقابل کنترل خواهد شد، بلکه نوری مالکی نیز از خطر آن مصون نخواهد ماند؛ به‌ویژه که بسیاری ناظران جنگ جنوب عراق را بستر شکل‌گیری ائتلاف‌های سیاسی برای ورود به عرصه انتخابات پارلمانی این کشور در سال آینده دانسته و از هم‌اکنون گمانه‌ها بر این محور قرار دارد که نوری مالکی نخواهد توانست بار دیگر کرسی نخست‌وزیری عراق را از آن خود کند. این در حالی است که مالکی اکنون مجبور است برای تحکیم نقش مطلوب خود در جایگاه یک نخست‌وزیر فرانگر بر دامنه عملیات علیه نیروهای شورشی اعم از شیعه و سنی افزوده و حتی به درون مرزهای کردستان خودمختار نیز ورود کند. این وضع او را دچار فرسایشی خواهد کرد که با شدت‌گیری رقابت‌ها میان جناح‌های فعال عراقی او را دچار مشکل می‌کند.

به رغم همه گمانه‌ها درباره آینده عراق، آنچه مهم است اینکه شیعیان دچار انشعاب شده‌اند و از یکپارچگی ائتلافی خود مدت‌هاست که دور مانده‌اند.