عباس سلیمی نمین
سرعت فعل و انفعالات سیاسی در منطقه بیش از هر زمان یاس را از میان ملتهای مسلمان میزداید و به ویژه غرور ملی را در ملت ایران برمیانگیزد. نماد برتریطلبی نظام سرمایهداری در خاورمیانه یعنی صهیونیزم که زمانی موجبات تحقیر همه ملتهای این بخش از جهان را فراهم آورده بود، اکنون دچار بحرانی گشته که حامیانش را نیز به شدت هراسان ساخته است. ماه گذشته واشنگتنپست در جریان برگزاری کنفرانس آناپولیس نوشت: «سایه حضور ایران همچون یک فیل پنجاه تنی بر کنفرانس آناپولیس سنگینی میکند» و با همین تحلیل عمده صاحبنظران و سیاستمداران غربی تلاش برای گردآوردن رهبران مرعوب و منزوی از ملتها را در آمریکا برای تغییر شرایط اسرائیل بیاثر خواندند.
اکنون که هیات حاکمه آمریکا دست به تحرک جدیدی زده تا از نابودی پایگاه اندیشه نژادپرستانه صهیونیزم در خاورمیانه جلوگیری کند، شکست کامل آناپولیس بر همگان روشنتر شده است، به ویژه اینکه در تور منطقهای برای تکدی پشتیبانی، آقای بوش بسیار خشمگین ظاهر گشت. برافروختگی این نماینده کشور حامی درجه یک اسرائیل را در شکستن قالبهای دیپلماتیک و امتیازدهی به رقبای اروپایی به سهولت میتوان دید. از برافراشته شدن پرچم سرخ شهادت در ایران که منجر به سقوط پایگاه دوم سرمایهداری در خاورمیانه یعنی دیکتاتوری پهلوی شد، بیش از 3 دهه نمیگذرد.
هیچکس باور نمیکرد با پیروی از انقلاب اسلامی به این سرعت پرچم سرخ شهادتی که اولین بار نواده پیامبر اکرم(ص) آن را برافراشت در نقاط مختلف خاورمیانه به اهتزاز در آید و اینچنین خشم حامیان صهیونیزم را برانگیزد. در واکنش به پرخاشگری آقای بوش در امارات میتوان به تشبیه واشنگتنپست تمسک جست و این نماینده نظام سرمایهداری را همچون گاوی بسیار زخمخورده در میادین گاوبازی اسپانیا دانست که با دیدن پرچمهای سرخ، خود را به هر دیواری میکوبد.
آیا تاکنون خاورمیانه میتواند تا به انتها به تماشای چنین صحنهای بنشیند یا انتظار وارد آمدن ضربههای دیگری را باید کشید؟ در شرایط کنونی استیصال کاخ سفید را میبایست در آشکارسازی قطببندی نظاره کرد که سالها با طالبانسازیها و صدامپروریها سعی در انحراف آن داشت. واشنگتن با علم به اینکه امروز حاکمیتش منفورترین در میان ملتهای مسلمان است، آشکارا در امارات، ایران را بزرگترین دشمن برنامههای خود میخواند. حتی اگر تا امروز قشری اندک در میان ملتهای مسلمان رویکرد به اسلام را در همه ابعاد اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فردی تنها راه دستیابی به عزتمندی نشناخته باشند، اکنون با شنیدن دشنامهای آقای بوش به این خودآگاهی خواهند رسید.
نماینده هیات حاکمه آمریکا با تسهیلاتی که شیوخ حاکم بر امارات در اختیار وی قرار دادند، ضمن حمله به میوههای شیرین عزتمندی ملتهای مسلمان همچون مقاومت لبنان، ایران را بزرگترین تهدید برای بشریت میخواند. البته دغدغههای منطقهای کاخ سفید که سالها در قالب حمایت بیقید و شرط از صهیونیستها تبلور مییافت و خفت و سرافکندگی مسلمانان را موجب میشد، روشنتر از آن است که کسی نفهمد آمریکا از کدام نگرانی به خود میپیچید. در این میان واکنش مردم امارات که به طرق مختلف غیررسمی منعکس شد، موید این ادعاست. از آن جمله دکتر عبدالخالق عبدالله استاد علوم دانشگاه امارات بلافاصله در واکنش به اظهارات آقای بوش در مصاحبه با شبکه تلویزیونی المستقبل گفت: «ایران تهدیدی برای ما نیست، بلکه آمریکا و شخص بوش تهدیدکننده ماست.»
هر چند ایران بزرگوارانه بر خطاهای برخی شیوخ چشم میپوشد تا گذشت زمان رشد سیاسی لازم را به آنان ارزانی دارد و کمتر در دام دشمنان ملتها درآیند، اما بهتر آن است تا خود را از تبعات اجتماعی نادیده گرفتن مصالح امتهای منطقه برحذر دارند. انتظار میرفت شیوخ امارات نیز دستکم از دولتمردان کویت تاسی جویند، زیرا آنان که از پیشرفت سیاسی بیشتری در میان شیوخ عرب برخوردارند استقبال سردی را از حامی صهیونیستها به عمل آوردند. هوشمندان به خوبی بر این امر واقفند که این گاو خشمگین به دلیل پهنای تلفات خویش، توان عملیاتی ندارد، لذا برای پنهان داشتن ضعفهایش، دیگران را به جلو میراند. براساس این قاعده به هر آن کس نزدیکتر باشد، لطمه بیشتری خواهد زد.