سعدالله زارعی
بحران غزه طی یک هفته گذشته توجهات فراوانی را برانگیخته است. در طول این روزها صدها خبر، گزارش، تفسیر، گمانهزنی و تصویر از «غزه بر روی مانیتورها و صفحات روزنامهها و صفحات تلویزیونی و امواج رادیویی رفته است.»
در حاشیه این امواج و تصاویر نگرشهای نسبتا جدیدی درباره رژیم صهیونیستی، جنبش مقاومت اسلامی - حماس، طرحهای خاورمیانهای آمریکا، دولتهای عربی و تشکیلات خودگردان به وجود آمده است و از این رو رخدادهای این ده روز غزه از اهمیت محوری برخوردار میباشد و میتوان موارد زیر را استنتاج کرد.
محوریت غزه در محافل خبری و سیاسی جهان یک پیروزی بزرگ سیاسی برای مردم فلسطین و بخصوص جنبش اسلامی حماس به حساب میآید چرا که پس از استقرار دولت حماس در غزه سیاست آمریکا، رژیم صهیونیستی و بازوان منطقهای آنان بر انزوا و حذف حماس و آرمان فلسطینی بود. اینک در سایه تشدید جنایات رژیم صهیونیستی علیه ساکنان منطقه کوچک غزه، حل مشکلات مردم غزه به یک خواسته جهانی تبدیل گردیده است به گونهای که طرفهای مخالف حماس نمیتوانند گارد بسته خود در مقابل تودههای محروم فلسطینی که به صورت متراکم در این قطعه 360 کیلومتر مربعی سکونت دارند را حفظ نمایند. بازشدن گذرگاه رفح، ارسال محدود مواد سوختی، دارویی، غذایی و برق از طریق دو گذرگاه شرقی (سرزمینهای اشغالی 1948)، صدور بیانیه اتحادیه عرب علیه تشدید فشارهای صهیونیستها نسبت به مردم غزه و اعتراض محمود عباس به مقامات صهیونیستی برای قطع محدودیتها علیه ساکنان غزه، نمونههایی از تغییر مواضع به نفع ساکنان غزه و دولت حاکم بر آن میباشد. بنابراین تردیدی وجود ندارد که در کارزار عملیات روانی حماس و مقامات تلآویو پیروزی از آن مردم فلسطین و جنبش انقلابی حماس میباشد.
رخدادها غزه نشان داد، میان آمریکاییها و صهیونیستها در خصوص مواجهه با موضوع فلسطین وحدت استراتژی و یگانگی تاکتیک وجود ندارد. پیش از این در جریان جنگ 33 روزه تابستان سال گذشته (نبرد تموز) شکاف میان اهداف اسرائیلی و آمریکایی نمودار شده بود به گونهای که در هفته اول سران رژیم صهیونیستی خواهان توقف جنگ بودند و با تکیه بر تجربه سالهای 1361 تا 1379 - زمان اشغال لبنان بر بینتیجه بودن آن تاکید داشتند ولی آمریکاییها آنان را وادار به مقاومت کرده و وعده پیروزی میدادند.
در ماجرای غزه نیز رژیم صهیونیستی مقابله نظامی با حماس را خطرناک و بینتیجه ارزیابی میکند ولی آمریکاییها آن را لازم میدانند.
واقعیت این است که رژیم صهیونیستی شرایط بازسازی پس از جنگ 33 روزه را طی میکند و از نظر داخلی هم در شرایط ضعیفی قرار دارد از این رو درگیر شدن در یک نبرد فرسایشی را برای خود "عملیات با ریسک بالا" ارزیابی میکند. این در حالی است که مقامات کنونی آمریکا باز گرداندن اوضاع فلسطینی به قبل از پیروزی انتخاباتی حماس در آذرماه سال 84 تا پیش از فرا رسیدن تابستان آینده را بسیار ضروری میدانند. آمریکاییها تسلط دولت حماس بر غزه را نماد شکست در ماجرای فلسطین ارزیابی میکنند. در حالی که اسرائیلیهای «بنیادگرا» به تثبیت داخلی دولت خود میاندیشند و تحریک حماس و مردم فلسطین را به نفع خود ارزیابی نمیکنند.
میتوانیم از سویی ایدههای سران بعضی از دول عربی، آمریکاییها و حماس در این مواجهه و رویارویی را نزاع «تغییر معادله» بنامیم. تردیدی وجود ندارد که در کنار آمریکا، دولتهای عربی و محمود عباس خواستار تغییر معادله به سود خود و به زیان حماس هستند. بر همین اساس در طول ماههای گذشته از ژوئن 2006 ـ هر نوع کمک به ساکنان غزه را به انحلال دولت اسماعیل هنیه و تسلیم غزه منوط کردهاند و هرگونه تماس با حماس را پیش از تمکین این جنبش تعلیق کردهاند.
ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودی و ملک عبدالله پادشاه اردن تا همین چند روز پیش از هرگونه کمکی به ساکنان غزه طفره رفته و مسئولیت بروز فاجعه انسانی در این سرزمین را متوجه حماس و دولت آن میدانستند.
چشمانداز تحولات غزه
آنچه در غزه میگذرد با آنچه در خصوص فلسطین میگذرد تطابق کامل دارد از این رو در تحلیل آینده تحولات منطقه کوچک غزه باید نگاهی به تحولات فلسطینی داشت. فلسطین امروز در کشاکش طرحهای مختلف بینالمللی منطقه رود اردن قرار دارد. تا آنجا که به مسائل بینالمللی برمیگردد آمریکایها بازسازی اقتدار رژیم صهیونیستی و حل مشکلات کنونی آن را در دستور کار قرار دادهاند از این رو وجود یک دولت معارض با موجودیت رژیم تلآویو را به چالش میکشد بر همین اساس باید گفت به موازات گسترش دخالت آمریکا در موضوع فلسطین دشواریهای زندگی در غزه و بقیه بخشهای فلسطین تداوم مییابد. اما تا آنجا که تحولات فلسطین به دولتهای عربی منطقه برمیگردد وقایع غزه و نقش متفاوت مصر و عربستان در آن نشان داد که حماس میتواند روی همراهی دولتهای دیگری در حوزه عربی حساب باز کند.
در این بین رژیم صهیونیستی این تجربه را بدست آورد که اعمال فشار انسانی بر حماس و شوراندن ساکنان غزه پاسخ نمیدهد و تنگکردن محاصره و حتی تلفیق محاصره اقتصادی با عملیات نظامی نتایج لازم را برای اسراییل در پی ندارد.