علیرضا زرگر
محاصره همه جانبه غزه و حملات پیدرپی رژیم صهیونیستی علیه ملت مظلوم فلسطین اگرچه حرکت ظالمانه و دردناکی است ولی دردناکتر از همه سکوت تلخ و عدم جدیت مجامع بینالمللی، عربی- اسلامی و برخی از شخصیتهای دارای نفوذ منطقهای و فرامنطقهای است که از جمله نمونه بارز آن عدم موفقیت شورای امنیت سازمان ملل در صدور قطعنامه و محکومیت اسرائیل است. حقیقت این است که موضوع غزه به همراه حوادث پیرامونی آن یکی از سلسله طرحهای آمریکائی- اسرائیلی است که در راستای سیطره بر منطقه در قالب طرح خاورمیانه جدید صورت میگیرد.
در واقع آنچه موجبات نگرانی قدرتهای سلطهگر در عرصه فلسطین و لبنان را فراهم کرده و مانع پیشرفت طرح آنان قلمداد میشود، مقاومت مردم در برابر طرحهای مشترک آمریکا و اسرائیل است.
از این منظر، حوادث جاری در غزه و لبنان، سناریوی بهم پیوستهای است که در چارچوب اهداف یادشده توسط رژیم صهیونیستی و آمریکا هدایت و کنترل میشود تا ضمن شکست اراده مقاومت ملت لبنان و فلسطین، هیمنه و ابهت برباد رفته خود این رژیم بار دیگر در منطقه ترمیم شود اما دلائل و شواهد موجود نشان میدهد که نتایج این طرحها برخلاف خواستههای اسرائیل و آمریکا بوده است. بررسی تحولات غزه با توجه به محیط پیرامونی آن در سه محور اسرائیل، حماس و مصر ضروری به نظر میرسد:
الف: محور اسرائیل
حادثه غزه اگر چه با اراده رژیم صهیونیستی آغاز شده و دارای اهدافی است که ذیلاً به آن اشاره خواهد شد ولی بازتابهای آن آنچنان گسترده بوده است که، اسرائیل به سادگی قادر به خاتمه آن نیست. به نظر میرسد برخی از تحرکات حادثه از جمله تخریب دیوار و پراکنده شدن فلسطینیان در مصر برای اسرائیل متصور نبوده است. میتوان گفت که در وضعیت کنونی اسرائیل از حمله به غزه و تشدید محاصره این منطقه بدنبال تحقق اهداف زیر است:
1- تحتالشعاع قرار دادن نتیجه گزارش نهائی وینوگراد: داغ شکست ارتش رژیم صهیونیستی در جنگ 33 روزه سال 2006 علیه حزبالله لبنان هنوز التیام نیافته است و کماکان رهبران اسرائیلی در معرض انتقاد هستند. لذا اولمرت نخستوزیر اسرائیل و همدستان وی در تلاش برای تحتالشعاع قرار دادن گزارش وینوگراد که سوءمدیریت طراحان نظامی و امنیتی را مورد انتقاد قرار میدهد، دست به اجرای طرحهای نخنما شده و تکراری همچون محاصره غزه زدند تا شاید جلوی سقوط دولت اولمرت را بگیرند.
2- همسویی اولمرت با احزاب تندرو و ائتلافی دولت جهت حفظ ائتلاف.
3- ثبت یک عملیات نظامی امنیتی موفق علیه حماس جهت افزایش کارکرد ائتلافی دولت اولمرت.
در همین رابطه حزب کار اسرائیل در آگاهی از وضعیت وخیم دولت اولمرت از وی خواست که استعفاء داده تا انتخابات زودرس انجام شود.
ب- محور فلسطین
حادثه غزه به رغم طرحریزی رژیم صهیونیستی، دستآوردهایی نیز برای مقاومت فلسطین داشته است که میرود تا پیروزی دیگری را برای فلسطین به ثبت برساند که این دستآوردها به قرار زیر است:
1- تخریب دیوار فیمابین غزه و مصر، تاکتیک نوین حماس و جهاد اسلامی در مقابله با محاصره بود که برای اولین بار اتفاق افتاد و از دو جهت قابل توجه است:
اولاً- اقدام به تخریب دیوار از سوی فلسطینیان یک اقدام عملیاتی نوین محسوب میگردد که علاوه بر وارد آوردن ضربه حیثیتی و امنیتی به پیکره نظام صهیونیستی که امکان تکرار دوباره آن را در صورت ادامه محاصره قابل تصور مینماید.
ثانیاً- این حرکت فلسطین برای رژیم صهیونیستی و مصر امری کاملا غافلگیرانه بود. زیرا هدف اسرائیل از محاصره غزه ایجاد فشار و شکستن روحیه مقاومت بوده است که نتیجه عکس آن حاصل شد.
2- حادثه غزه از یکسو پوچ بودن ادعای پایبندی رژیم صهیونیستی به مذاکرات صلح را برملا کرد و از سوی دیگر بیهوده بودن تحرکات صلحآمیز مذاکرات دولت خودگردان را بار دیگر به اثبات رسانید.
3- ابتکار جدید حماس در تخریب دیوار و ایجاد فرصتی جدید برای اجرای تدابیر و مدیریت خود در هدایت و کنترل حادثه بویژه همکاری با سرویس اطلاعاتی و گارد مرزی مصر در کانالیزه کردن تردد از معابر مشخص شده را به نمایش گذاشت.
4- بدنبال همکاری مشترک حماس با مصر در کنترل مرزهای مشترک، گارد مرزی مصر سیطره نیمه کامل خود را بر مرز رفح اعلام نمود.
5- محبوبیت حماس در مبارزه با اسرائیل نسبت به فتح افزایش یافت.
ج- محور مصر
1- مصر بدنبال غافلگیر شدن در حادثه غزه، چارهای جز عقبنشینی در برابر عملیات فلسطینیان ندید. مبارک به عنوان رهبر یک کشور عربی اسلامی نمیتوانست در این موضوع برخورد خشن داشته باشد چون در صورت اتخاذ تدابیر نظامی علیه فلسطینیان ممکن بود بازتاب تخریبی زیادی برای مصر بدنبال داشته باشد.
2- در حال حاضر نقش محوری دولت مصر در منطقه به اندازه کافی ضعیف شده و کارکردهای هدایتی آن تنزل یافته است. اتخاذ مواضع سختیگرانه در برابر حملات فلسطینیان ممکن بود به موفقیت منطقهای مصر خدشه وارد کند و محبوبیت مبارک را بیش از پیش در داخل و منطقه به عنوان یکی از رهبران کشور عربی کاهش دهد.
3- گرچه مبارک در این حادثه تلاش کرد جایگاه شخصیتی خود را در سطح افکار عمومی داخل مصر و در سطح فلسطینیان غزه بهبود بخشد ولی بعنوان یکی از کشورهای عربی تأثیرگذار در معادلات منطقه، حرکت قابل توجهی در مقابله با زیادهخواهی اسرائیل انجام نداده است.
4- مصر در فضای فعلی جهت افزایش نقش محوری خود در منطقه، دور جدید میانجیگری بین دولت خودگردان و حماس را آغاز کرده است.
نتایج ضد اسرائیلی حادثه غزه
با توجه به محورهای ذکر شده میتوان گفت که تحولات اخیر غزه نتایج ضد اسرائیلی بدنبال داشته است که از جمله این نتایج به موارد زیر اشاره کرد:
1- آشکار شدن برآورد غیرواقعی و غلط بودن اهداف طراحان رژیم صهیونیستی در حمله به غزه.
2- متزلزل بودن دولت ائتلافی اسرائیل و تسریع در سقوط آن پس از حمله به غزه بطوری که حزب کار ضمن آگاهی از وضعیت وخیم دولت المرت تقاضای استعفای وی را کرده است تا انتخابات زودرس انجام شود.