تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۹:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۴۴۸۵۲

حسن فتحی /WWW.Hassan Fathi.Blogfa.Com

گروه بین‌الملل: گرجستان و اوکراین دو جمهوری شوروی پیشین هستند که پس از فروپاشی  شوروی در بسیاری زمینه‌ها پیشتاز بوده و قدم‌هایی برداشته‌اند که چندان باب میل مسکو نبوده است.

اگر این دو جمهوری به دلیل روشی که پیش‌گرفته‌اند با فشارها و مشکلاتی از جانب روسیه مواجه شده‌اند اما دست از فعالیت بر نداشته‌اند و مصمم‌تر از پیش در حال تحقق خواسته‌هایشان هستند.

دو انتخابات اخیر در اوکراین و گرجستان که قدرت غرب‌گرایان را تثبیت کرد و جانبداری مردم از رفرم‌ها و اصلاحاتی که مورد توجه است پاسخی به روسیه و تهدیدات مسکو می‌باشد که تصور می‌کند با پیش‌گرفتن روش‌ها و سیاست‌های استالینی قادر است جمهوری‌های شوروی پیشین را در مدار وابستگی نگه‌ داشته و مانع خروج آنها از این گردونه شود.

در اوکراین که طرفداران انقلاب نارنجی در انتخابات پارلمانی به پیروزی رسیده و در نهایت خانم تیمو‌شنکو‌ به نخست‌وزیری رسید طرفداران روسیه به این واقعیت پی‌بردند که با وجود اختلافاتی که مدت‌ها میان دو جناح از نارنجی‌ها به وجود آمده بود برای حفظ انقلاب دست اتحاد و دوستی به هم داده و با تشکیل دولت ائتلافی؟ در مقابل‌شان به وجود آورده‌اند. اوضاع در گرجستان روال دیگری داشت به این دلیل که در این جمهوری مدت‌ها قبل از انتخابات ریاست‌ جمهوری، مخالفان به خیابان‌ها ریخته و درصدد بی‌اعتبار کردن انقلاب مخملی و حامیانشان برآمدند. اما تلاش‌های آنها ناموفق‌ مانده و با وجود تمامی تلاش‌ها و اقداماتی که صورت گرفت در نهایت دوستان غرب بار‌ دیگر به قدرت رسیدند.

این دو جمهوری که دارای اختلافاتی با مسکو بوده و همواره از جانب روسیه و روس‌تبارهای داخلی تحت فشار‌ قرار داشته‌اند در تلاش‌ هستند برای همیشه از شرق بریده و به غرب پیوند بخورند به همین دلیل دست خود را به سوی ناتو و اتحادیه اروپا دراز کرده‌اند.

همسایگی طولانی مدت با روسیه و سیاست‌هایی که از سوی کرملین اعمال شده گویای این واقعیت است که روس‌ها در طول تاریخ سیاستی کجدار و مریز پیش گرفته‌اند به گونه‌ای که هرگاه در موضع ضعف قرار داشته‌اند به ملت‌های مختلف اجازه داده‌‌اند در راه استقلال و جدایی قدم برداشته و از روسیه جدا شوند. اما پس از برطرف شدن ضعف و ناتوانی، مجدداً با نادیده گرفتن وعده‌ها و توافق‌ها، به آنها یورش برده و سرزمین‌های جدا شده را ضمیمه خود کرده‌اند.

روزی که لنین در سال 1917 با پیروزی انقلاب بلشویکی موفق به ساقط کردن رژیم‌ تزاری گردید مخالفت خود را با سیاست‌های تزار‌ها علیه همسایه‌ها اعلام داشته و به نفی قراردادهای تحمیلی پرداخت ولی به محض این که ارتش سرخ توانست سفیدها را شکست داده و کنترل خود را بر روسیه اعمال کند به سرکوب آزادی‌ها اقدام کرد.

در زمان استالین نیز در راستای سیاست یکسان‌سازی همه ناگزیر به کرملین و خواسته‌هایش تن دادند. در زمان جنگ‌ دوم جهانی از طریق توافق با هیتلر به لهستان و جمهوری‌های بالتیک دست یافته و در کنفرانس صلح یالتا با حضور سران متفقین شرق اروپا از آن خود کرد.

یکی از دلایل گرایش برخی از جمهوری‌ها از جمله گرجستان و اوکراین به غرب و تلاش برای عضویت در ناتو و اتحادیه اروپا  همین پیشینه نامطمئن و سیاست‌های غیرقابل‌ اعتماد روسیه است که گوشه‌هایی از آن را در زمان پوتین شاهد بوده‌ایم.

سیاست‌ گرایش‌ به غرب و عضویت در ناتو یا اتحادیه اروپا منحصر به گرجستان و اوکراین نیست بلکه قبل از آنها تعدادی از متحدان پیشین شوروی در شرق اروپا این مسیر را طی کرده و امروزه از اعضای این دو نهاد غربی به شمار می‌روند ولی آنچه اهمیت دارد پیوستن کشورهایی به این مجموعه‌هاست که سال‌ها بخشی از شوروی به شمار رفته و از جمهوری‌های ابرقدرت شرق بودند. در این رابطه می‌توان به 3 جمهوری‌ بالتیک و آذربایجان اشاره کرد.

در انتخابات اخیر ریاست‌ جمهوری گرجستان از رای‌دهندگان خواسته شده بود که به دو سوال پاسخ‌ دهند که یکی از آنها درباره تمایل یا عدم تمایلشان برای پیوستن به ناتو و اتحادیه اروپا بود. در حالی که اکثریت مردم این جمهوری به این سوال پاسخ مثبت داده و از عضویت در این نهادها طرفداری کرده بودند.

 این وضعیت اگرچه در زمان برگزاری انتخابات پارلمانی اوکراین به وجود نیامد ولی قرار است در این جمهوری نیز چنین مساله‌ای به همه‌پرسی گذارده شود که به احتمال قوی به این پرسش پاسخ مثبت داده خواهد شد. به همین دلیل باید اعتراف کرد روند حرکت اوکراین و گرجستان در مقطع کنونی به سوی غرب و دور شدن از مسکو است.

ساکاشویلی و تیموشنکو را می‌توان از پیشتازان گرایش به غرب در جمهوری‌های شوروی پیشین به حساب آورد که می‌توانند راهگشای جمهوری‌های دیگر باشند.

پوتین رییس‌جمهوری روسیه بارها مخالفت خود را با روشی که این دو جمهوری پیش‌ گرفته‌اند اعلام کرده است. اگرچه روس‌ها و دوستانشان در این مدت سعی ‌داشته‌اند با اقدامات بازدارنده مانع تحقق خواسته‌های غرب‌گرایان شوند ولی نتوانسته‌اند به موفقیت چندانی دست بیابند. اقدامات اعتراض‌آمیز مخالفین در گرجستان قبل از برگزاری انتخابات و اتهاماتی که به ساکاشویلی زده شد همراه با چالش‌ طرفداران روسیه و غرب در پارلمان اوکراین که به برگزاری انتخابات زودرس انجامید از جمله این فعالیت‌ها بود که راهگشا نگردیده و با شکست مواجه شد.

مسکو نیز بارها به صورتی آشکار دست به کار شده و اقداماتی را صورت داده که آثار منفی بر جای گذارده و افکار عمومی مردم را در این دو جمهوری علیه روسیه تحریک کرده است.

اقدامات تحریک‌آمیز روسیه مقامات گرجستان و اوکراین را برای تحقق خواسته‌هایشان در پیوستن به ناتو و اتحادیه اروپا مصمم‌تر می‌سازد. چالش‌ غرب‌گرایان و دوستان روسیه در این دو جمهوری تاکنون به سود حامیان ناتو و اتحادیه اروپا در جریان ‌بوده و حمایت و پشتیبانی مردم از آنها، این حرکت را تقویت کرده است. ولی این گونه نیست که تصور کنیم روسیه آرام نشسته و دست از فعالیت‌ برداشته است به این دلیل که مسکو به هیچ‌وجه مایل به حضور نهادهای غربی در حیاط خلوت خود نیست.

هر چند در زمان گورباچف شوروی از بین رفته و جای خود را به جای 15 جمهوری داد اما مسکو خصوصاً در سال‌های گذشته نشان‌ داده که درصدد است اقتدار و نفوذ خود را در جمهوری‌های پیشین شوروی استمرار بخشیده و وابستگی آنها را حفظ کند. اعتقاد مسکو بر این است که هنوز نهادهای غربی در حیاط خلوت روسیه علاوه بر این که نفوذ و اقتدار این کشور را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد می‌تواند زمینه‌ساز رسوخ در داخل این سرزمین پهناور و چند نژادی بشود. در حقیقت مسکو از وضعیت خود هراسان است. به این دلیل که روسیه وارث اصلی امپراطوری پهناور شوروی است که از نژادها و اقوام مختلفی با فرهنگ‌ها، نژادها و مسلک‌های مختلف تشکیل شده است.

در سال‌های گذشته در راستای تقویت جایگاه و موقعیت پوتین و استحکام جایگاه روسیه در جهان، شاهد مخالفت‌هایی بودیم که اوج آن را پس از انتخابات اخیر پارلمانی این کشور مشاهده کردیم، مخالفین پوتین که او را به استالین تشبیه می‌کردند انتخاباتی را که با پیروزی قاطع حزب وابسته به رییس‌جمهور‌ی همراه بود غیر‌ دموکراتیک‌ترین انتخابات‌ در تاریخ روسیه نامیدند. این واکنش‌های منفی از جانب‌ غربی‌ها نیز بروز کرد. پوتین و دیگر مقامات مسکو می‌دانند اگرچه توانسته‌اند با سیاست‌ مشت‌ آهنین جنبش‌ها و حرکت‌های تجزیه‌طلبانه نظیر آنچه در چچن وجود داشت را سرکوب کرده‌اند ولی در صورتی که غربی‌ها به حیاط خلوت روسیه قدم بگذارند اوضاع دگرگون خواهد شد. البته گرایش به غرب محدود به روسیه نخواهد شد بلکه بیم آن می‌رود دیگر جمهوری‌ها نیز از این موج در امان نمانند.

پس از فروپاشی شوروی و تک‌قطبی شدن جهان، این ذهنیت به وجود آمده بود نهادهایی که در جنگ سرد نقش داشتند از بین رفته و یا دچار وقفه بحران شوند.

 این وضعیت برای نهادهای وابسته به شرق و شوروی به وجود آمده و پیمان نظامی و ورشو که رقیب ناتو بود و اتحادیه اقتصادی کومکون که نظیر اتحادیه اروپا بود از بین رفتند. اما اتحادیه‌ها و تشکل‌های رقیب در غرب نه تنها فعالیت‌ خود را ادامه دادند بلکه دامنه‌ی آن را گسترش دادند به طوری که در فاصله فروپاشی شوروی تاکنون اعضای ناتو و اتحادیه اروپا افزایش یافته‌اند که این افزایش شامل متحدان پیشین شوروی و حتی جمهوری‌‌های جدا‌ شده از این امپراتوری می‌شد.

گسترش ناتو و اتحادیه اروپا همواره به سوی غرب بوده زیرا هدف از ایجاد این اتحادیه نظامی و دیگر پیمان‌های امنیتی نظیر سیتو و سنتو مهار شوروی و هم‌پیمانانش به صورت یک کمربند بوده است. لذا گسترش ناتو و اتحادیه اروپا در محدوده غرب و مرکز اروپا قرار داشته و توجهی به شرق نمی‌شد تا این که امپراتوری شوروی از بین رفته و جای خود را به 15 جمهوری داد.

از همان زمان یکی از گلایه‌ها و اعتراض‌های مسکو بر گسترش این دو نهاد غربی در شرق اروپا و جمهوری‌های شوروی پیشین بوده است که چندان هم از سوی آمریکا و دوستانش مورد توجه قرار نگرفته است. همین‌ مساله از جمله دلایل افزایش تنش در ماه‌های گذشته بین واشنگتن و مسکو بوده که اعتراضات پوتین را در پی داشته است.

مسکو از دو روش یا حربه‌ برای جلوگیری از گسترش ناتو و اتحادیه اروپا در شرق اروپا و حیاط‌خلوت روسیه بهره‌ گرفته است که شامل تهدید و ترغیب می‌شده است. زیرا به این واقعیت پی‌ برده که تلاش‌هایش برای وادار کردن آمریکا به تغییر سیاست بی‌نتیجه بوده به همین دلیل به تهدید و ترغیب کشورهایی که در این راستا حرکت می‌کنند، اقدام کرده است.

تهدید لهستان و جمهوری چک درباره حمله به سیستم سپر موشکی آمریکا و یا تقویت مخالفان در گرجستان و اوکراین از جمله این اقدامات است که نتایج مورد نظر را برای مسکو در پی نداشته است. مسکو در قبال این کشورها بر سر دو راهی قرار گرفته ولی ناموفق بوده در حالی که تحولات اخیر در اوکراین و گرجستان نشان داده که غرب در مقایسه با روسیه موفق‌تر بوده و توانسته گام‌های موثری بردارد. با توجه به تمامی احتمالات و تحولات سیاسی باید اعتراف کرد چالش بر سر حضور در حیاط خلوت روسیه به این زودی‌ها خاتمه نمی‌یابد. ممکن است در صورتی که جمهوری‌‌خواهان در کاخ‌سفید جای خود را به دموکرات‌ها بدهند از شدت آن کاسته شود اما این روند تا زمانی که الگوهای غربی در روسیه و شوروی پیشین حاکم شود استمرار خواهد شد.