احمد مرتاضی
مقدمه:
اندیشه تجلی و ظهور یک منجی و اصلاحگر بینالمللی و رهایی حق از حصار محکومیت و در نتیجه، حکومت جهانی قانون و عدالت، در تمام شؤون اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، قضایی و نظامی و به دیگر سخن، نظریه و فرضیه انتظار فرج و گشایش کلیه امور و شوون جهان و جهانیان در واپسین دوران زمان، به دست یک مصلح دادگسترِ خدایی (فوتوریسم) و اندیشه امید به جهانی روشن و نورانی که در آن آدمی بر همه خواستهای خویش کامیاب و از گناهان پاک شود، از همه بستگیهای مادی و جلوههای پست آن رهایی یابد، به اشکال مختلف، در میان اصول عقاید جمیع ملل (ادیان آسمانی) و حتّی نحل (ادیان غیرآسمانی)، از کلیمیت و مجوسیت گرفته تا مسیحیت و اسلام، امری است ثابت و قطعی که در ثبوت و انتظار وقوع آن جای هیچ قِسم تردید و شبهه نبوده بلکه باید گفت: این انتظار، مسالهای آمیخته با فطرت بشریت.
">احمد مرتاضی
مقدمه:
اندیشه تجلی و ظهور یک منجی و اصلاحگر بینالمللی و رهایی حق از حصار محکومیت و در نتیجه، حکومت جهانی قانون و عدالت، در تمام شؤون اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، قضایی و نظامی و به دیگر سخن، نظریه و فرضیه انتظار فرج و گشایش کلیه امور و شوون جهان و جهانیان در واپسین دوران زمان، به دست یک مصلح دادگسترِ خدایی (فوتوریسم) و اندیشه امید به جهانی روشن و نورانی که در آن آدمی بر همه خواستهای خویش کامیاب و از گناهان پاک شود، از همه بستگیهای مادی و جلوههای پست آن رهایی یابد، به اشکال مختلف، در میان اصول عقاید جمیع ملل (ادیان آسمانی) و حتّی نحل (ادیان غیرآسمانی)، از کلیمیت و مجوسیت گرفته تا مسیحیت و اسلام، امری است ثابت و قطعی که در ثبوت و انتظار وقوع آن جای هیچ قِسم تردید و شبهه نبوده بلکه باید گفت: این انتظار، مسالهای آمیخته با فطرت بشریت.
">احمد مرتاضی
مقدمه:
اندیشه تجلی و ظهور یک منجی و اصلاحگر بینالمللی و رهایی حق از حصار محکومیت و در نتیجه، حکومت جهانی قانون و عدالت، در تمام شؤون اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، قضایی و نظامی و به دیگر سخن، نظریه و فرضیه انتظار فرج و گشایش کلیه امور و شوون جهان و جهانیان در واپسین دوران زمان، به دست یک مصلح دادگسترِ خدایی (فوتوریسم) و اندیشه امید به جهانی روشن و نورانی که در آن آدمی بر همه خواستهای خویش کامیاب و از گناهان پاک شود، از همه بستگیهای مادی و جلوههای پست آن رهایی یابد، به اشکال مختلف، در میان اصول عقاید جمیع ملل (ادیان آسمانی) و حتّی نحل (ادیان غیرآسمانی)، از کلیمیت و مجوسیت گرفته تا مسیحیت و اسلام، امری است ثابت و قطعی که در ثبوت و انتظار وقوع آن جای هیچ قِسم تردید و شبهه نبوده بلکه باید گفت: این انتظار، مسالهای آمیخته با فطرت بشریت.
">احمد مرتاضی
مقدمه:
اندیشه تجلی و ظهور یک منجی و اصلاحگر بینالمللی و رهایی حق از حصار محکومیت و در نتیجه، حکومت جهانی قانون و عدالت، در تمام شؤون اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، قضایی و نظامی و به دیگر سخن، نظریه و فرضیه انتظار فرج و گشایش کلیه امور و شوون جهان و جهانیان در واپسین دوران زمان، به دست یک مصلح دادگسترِ خدایی (فوتوریسم) و اندیشه امید به جهانی روشن و نورانی که در آن آدمی بر همه خواستهای خویش کامیاب و از گناهان پاک شود، از همه بستگیهای مادی و جلوههای پست آن رهایی یابد، به اشکال مختلف، در میان اصول عقاید جمیع ملل (ادیان آسمانی) و حتّی نحل (ادیان غیرآسمانی)، از کلیمیت و مجوسیت گرفته تا مسیحیت و اسلام، امری است ثابت و قطعی که در ثبوت و انتظار وقوع آن جای هیچ قِسم تردید و شبهه نبوده بلکه باید گفت: این انتظار، مسالهای آمیخته با فطرت بشریت.
">احمد مرتاضی
مقدمه:
اندیشه تجلی و ظهور یک منجی و اصلاحگر بینالمللی و رهایی حق از حصار محکومیت و در نتیجه، حکومت جهانی قانون و عدالت، در تمام شؤون اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، قضایی و نظامی و به دیگر سخن، نظریه و فرضیه انتظار فرج و گشایش کلیه امور و شوون جهان و جهانیان در واپسین دوران زمان، به دست یک مصلح دادگسترِ خدایی (فوتوریسم) و اندیشه امید به جهانی روشن و نورانی که در آن آدمی بر همه خواستهای خویش کامیاب و از گناهان پاک شود، از همه بستگیهای مادی و جلوههای پست آن رهایی یابد، به اشکال مختلف، در میان اصول عقاید جمیع ملل (ادیان آسمانی) و حتّی نحل (ادیان غیرآسمانی)، از کلیمیت و مجوسیت گرفته تا مسیحیت و اسلام، امری است ثابت و قطعی که در ثبوت و انتظار وقوع آن جای هیچ قِسم تردید و شبهه نبوده بلکه باید گفت: این انتظار، مسالهای آمیخته با فطرت بشریت.
">احمد مرتاضی
مقدمه:
اندیشه تجلی و ظهور یک منجی و اصلاحگر بینالمللی و رهایی حق از حصار محکومیت و در نتیجه، حکومت جهانی قانون و عدالت، در تمام شؤون اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، قضایی و نظامی و به دیگر سخن، نظریه و فرضیه انتظار فرج و گشایش کلیه امور و شوون جهان و جهانیان در واپسین دوران زمان، به دست یک مصلح دادگسترِ خدایی (فوتوریسم) و اندیشه امید به جهانی روشن و نورانی که در آن آدمی بر همه خواستهای خویش کامیاب و از گناهان پاک شود، از همه بستگیهای مادی و جلوههای پست آن رهایی یابد، به اشکال مختلف، در میان اصول عقاید جمیع ملل (ادیان آسمانی) و حتّی نحل (ادیان غیرآسمانی)، از کلیمیت و مجوسیت گرفته تا مسیحیت و اسلام، امری است ثابت و قطعی که در ثبوت و انتظار وقوع آن جای هیچ قِسم تردید و شبهه نبوده بلکه باید گفت: این انتظار، مسالهای آمیخته با فطرت بشریت.
">احمد مرتاضی
مقدمه:
اندیشه تجلی و ظهور یک منجی و اصلاحگر بینالمللی و رهایی حق از حصار محکومیت و در نتیجه، حکومت جهانی قانون و عدالت، در تمام شؤون اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، قضایی و نظامی و به دیگر سخن، نظریه و فرضیه انتظار فرج و گشایش کلیه امور و شوون جهان و جهانیان در واپسین دوران زمان، به دست یک مصلح دادگسترِ خدایی (فوتوریسم) و اندیشه امید به جهانی روشن و نورانی که در آن آدمی بر همه خواستهای خویش کامیاب و از گناهان پاک شود، از همه بستگیهای مادی و جلوههای پست آن رهایی یابد، به اشکال مختلف، در میان اصول عقاید جمیع ملل (ادیان آسمانی) و حتّی نحل (ادیان غیرآسمانی)، از کلیمیت و مجوسیت گرفته تا مسیحیت و اسلام، امری است ثابت و قطعی که در ثبوت و انتظار وقوع آن جای هیچ قِسم تردید و شبهه نبوده بلکه باید گفت: این انتظار، مسالهای آمیخته با فطرت بشریت.
روح و وجدان بزرگ و اندیشه بلند و فطرتاً آزاد و رهای بشر، عاقبت از اسارتها، نابسامانیها، دردها و زمینههای نااصلاحی فکری و اجتماعی جامعه بشریت به تنگ خواهد آمد و تحمل فورمالیته این فشارها، دوام نخواهد پذیرفت و هر کسی، با هر دیانت و آیینی، به موجب فطرت خداشناس خود و در راستای آشناییاش با صف حکیم و هدفمند بودن تمام افعال و شوون خدایِ خویش و بخصوص، شأن خلقت آدمیان، فطرتاً به انتظار رخداد چنین واقعهای، لحظهشماری کرده و میکند، چرا که باید توجه داشت که هدف در نهضت موعود آخرالزمان و در کل، ایدئولوژی جهاد اسلامی، حفظ یا احیای اغراض مادی یا انتقامجوییهای فردی یا عشیرهای یا صیانت دیگران نیست بلکه گشودن راه تکامل انسانی و رهبری و ارشاد حیات معنوی انسانهاست تا با رفع موانع طریق هدایت، همسنگ و همآهنگ با میل و گرایش فطری خود، در راه رسیدن به مقصود بنیادی خلقت گام بردارند و این مطلوب فطرت نوع انسان است، ولی باید اندیشه جامعه بشریت به این درجه از آگاهی برسد، یعنی آگاهی به بازماندگی و بیچارگی خود، آگاهی به ضعف تمدن واژگونه گیتی و حرکت به ظاهر تکاملی تاریخ و علم و منطقهای بیپایه و نیز ضعف قوانین و نظریههای پرداخته ذهن بشر، چون تسلط و سیطره امام قائم بر جهان و جهانیان و بسط دولت کریمه خود، با ابزار زور نخواهد بود.
وعده خروج و ظهور این نجاتگر موعود، برای بسط یک زندگی اجتماعی مقرون به سعادت (به تمام معنا)، در متون مکتب آسمانی و کتابهای مدعیان دیگر ادیان، با نام و نشانهای گوناگون ولی در عین حال، محتوایی ثابت و یکسان، همواره به چشم میخورد. به گونهای که در انجیل نصرانیان با نام مِهمید آخر و در شاکمونی هندوها به نام کشن و در زمزم زرتشت با عنوان سروش ایزد از او یاد شده است؛ یهودیان نیز در انتظار ظهور قائمی از اولاد حضرت داوود هستند به نام ماشیع. آنگونه که در کتاب «اشعیا» آمده است که: ... و نهالی از تنه یسی (یعنی پدر حضرت داوود(ع)) برآمده، شاخهای از ریشههایش قد خواهد کشید و روح خداوند که روح حکمت و فطانت و روح مشورت و جبروت و روح علم و خشیت از خداوند است، بر آن خواهد آرمید. برای نمونه و شاهد دیگر: شاکمونی، پیامبر هندوها در کتاب مذهبی خود میگوید: پادشاهیِ دولت دنیا به فرزند سید خلایق دو جهان، کِشِن بزرگوار، تمام شود و او کسی باشد که بر کوههای مشرق و مغرب دنیا حکم براند و بر ابرها سوار شود و دین خدا یک دین شود و زنده گردد.
در میان مسلمین نیز اهل تسنن (با هر دو فرقه کلامیِ معتزله و اشعری)، بر این باورند که قائم منتظر از نسل پیغمبر خاتم و از عترت و فرزندان فاطمه(س) است و حافظ ابونعیم از بلال حبشی نقل میکند که پیامبر(ص) خطاب به سرور زنان عالم(س) فرمودند: ای فاطمه، به حق خداوندی که مرا به حق فرستاد که از حسن و حسین (علیهما السلام) بهم خواهد رسید مهدی این امت و ظهور خواهد کرد در هنگامهای که دنیا پر از هرج و مرج، فتنهها ظاهر و راهها بسته شود و... پس خداوند برانگیزاند در آن وقت، از فرزندان ایشان کسی را که فتح کند قلعههای ضلالت را و دلهایی را که غافل از حق باشند و نیز بیشتر دانشمندان این فرقه درباره این فاطمی موعود معتقدند که وی اکنون متولد نشده بلکه در فاصلهای پیش از ظهور خود، بدواً و یکباره، ولادت خواهد یافت و پس از گذشت مدتها، همراه یاران و پیروان خود، سایه لوای حق را بر گستره عالم خواهد افکند و برای یاری دین خدا و آکنده کردن زمین از عدل و داد به پا خواهد خاست و دوران او دوره تکامل جنبشهای علمی، فکری، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و اخلاقی و نیز هنگامه کثرت خیر و نیرومندی مسلمانان و چیرگی و غلبه اهل حق بر حامیان شرارت و بیدادی است و اصل ظهور و خروج وی از ناحیه مشرق بوده و در کنار خانه خدا با او بیعت میکنند و ظهور مهدی از جمله نشانههای قیامت است.
با این تفصیل و مطابق صریح آیه 5 از سوره قصص، باید گفت نهضت یاد شده، نهضت انقلابی، متدبرانه، ریشهدار و بنیادین توده مستضعفان به رهبر مهدی صاحبالزمان است و سرانجام، با وجود همه تواناییهای قدرتمندان، مستکبران و اربابان زر و زور و در مقابل آن با وجود ضعفها و ناتوانیهای توده، پیروزی از آن مستضعفان خواهد بود. از این رو پیداست که اصل اعتقاد به مهدی قائم از عقاید ثابت اسلامی است و ولی در این میان، اعتقاد و امید اهل تشیع به آینده متکامل و روشن جهان و نوع بشریت، عمیقتر از همه این ملل و نِحل و حتی دیگر فرقههای مسلمان مینماید.
مصلح جهانیای که شیعیان در انتظار قیام اویند و در پرتو این عقیده، زنده و پایندهاند نه تنها. به استناد آیات قرآن کریم. با ظهور و قیام جهانی خود، قانون و عدالت را بر جمهور عالمیان حاکم خواهد ساخت و وضع آشفته و پر تشنج جهان را به امنیت مطلق و بامداد نورانی بدل خواهد کرد، بلکه هماینک 1173 سال است که او زنده و حاضر بوده و ناظر اوضاع و امور شیعیان و دیگر مردمان جهان است و امور ایشان در مرئی و منظر او و این عقیده بر مبنای احادیث امامت است که در منابع کتب اهل تسنّن ذکر شده است چنانکه در صحیح مسلم از جابر بنسمره روایت شده است که گفت: شنیدم رسول خدا(ص) میفرمود: این دین همیشه تا قیام قیامت و تا هنگامی که 12 نفر خلیفه بر سر شما باشند استوار و پابرجاست این خلفا همگی از قریشند و متن این کلام بر این دو نکته، که پایه اعتقاد و نظریه مهدویت شیعه را شکل داده است، دلالت دارد که اولاً؛ پس از دوازدهمین امام از امامان پس از رسول خدا(ص) عمر این عالم پایان مییابد و ثانیاً؛ بر این مبنا، لازم است عمر یکی از این 12 نفر تا نهایت این دنیا به طول انجامد و این چیزی است که اکنون با طول عمر وصی دوازدهم، مهدی آلمحمد(ص) به وقوع پیوسته است.
مصلح موعود شیعیان با وجود غایب بودنش حاضر است و هر هفته، اعمال شیعیانش بر او عرضه میشود و هر روز ناظر و شاهد رفتارهای جمیع جهانیان بوده و از راه باطن، بر نفوس و ارواح مردم، اشراف دارد. او ظاهر نیست، غایب است و پوشیده از چشم جسمانی ولی حاضر است و ناظر. و علت غیبت این موعود را هم در خوف کشته شدن حضرت. با توجه به سوابق لکهدار تاریخ. و نیز بیدار شدن وجدانها و در امتحان الهی بر این اساس که آنانکه ایمانشان از سطح دیدگانشان بالا نرفته و جز آنچه را ببینند باور ندارند، از مومنان واقعی به غیب و ثابتماندگان بر این طریق، تمییز و جدا شوند، میدانند و دیگر مصلحتها و حکمتهای پوشیده الهی که در نهایت، این انتظار طولانی با رخنمایی خورشید امامت از افق غیبت به انتها خواهد رسید و قائم، خشمگین خواهد آمد زیرا خداوند به این خلق غضبناک است. او عمامه رسول خدا و ذوالفقار علی را خواهد آورد و 8 ماه در هرج و مرج شمشیر خواهد کشید.
او اموال را بالسویه تقسیم میکند و تورات و هر کتاب آسمانی را از غار انطاکیه در میآورد و با تورات به اهل تورات و با انجیل به اهل انجیل و با زبور به اهل زبور و با قرآن به اهل قرآن حکم میکند. تا آن هنگام که یاران مهدی به 10313 نفر برسد بسوی مدینه حرکت میکند و حضرت عیسی صلیب را میشکند و خنزیری (خوکی) را میکشد و امام(عج) دستور میدهد تا 27 نفر از برگزیدگان قوم موسی و 7 نفر اصحاب کهف و یوشع بننون، وصی موسی و جناب سلمان و ابودجانه انصاری و مقداد بن أسود و مالک اشتر(علیهم السلام)، در محضرش حضور پیدا کنند و حکومت کنند. در این راستا، از جمله عقاید مختصه اهل تشیّع، پدیده رجعت است که برای اثبات حقیقت وقوع آن به آیات قرآنی، همچون آیه 83 از سوره نمل، استناد میجویند. با این توضیح که همزمان با ظهور قائم منجی، گروهی از مومنان واقعی و محض، به اختیار خود، و نیز عدهای از کافران بدسرشت، بالاجبار، به دنیا بازگردانده میشوند که در کل، فلسفه این رجعت و بازگشتِ پیش از قیام قیامت را تکاملِ هر چه بیشتر مومنان و عزت آنان و نیز درک عظمت و شوکت عالمگیر اسلام و تقویت جبهه امام عصر(عج) و در مقابل، شقاوت بیشتر کافران، به واسطه چشیدن طعم عذاب و کیفر دنیوی معرفی کردهاند.