">
تصویر اول:
عکس زنان، نقطه طلایی و مرکز توجه پوستر تبلیغاتی آبادگران تهران بود آنگاه که این جریان نوپا خود را برای حضور در نبرد انتخاباتی مجلس هفتم آماده ساخته بود.
تصویر دوم:
هیچیک از زنان مجلس هفتم در مرکز توجه و نقطه طلایی ارکان کلیدی و تصمیمسازی این مجلس حضور ندارند و علاوه بر کمیسیونهای تخصصی و فراکسیونهای کلان و جدی، هیات رئیسه نیز صندلیهایش را از دسترس زنان مجلس هفتم دور ساخت. آنگاه که جریان اصولگرا در تصویر اول زنان را صدرنشین پوسترهای تبلیغاتیاش ساخت راه بر هرگونه نقد و اعتراض بسته بود چرا که یک تفکر سنتی که همواره متهم به منزوی ساختن زنان و حذف آنان از دایره و عرصه تصمیمگیریهای کلان کشوری بود اینک در مقام عمل زنان را دوشادوش و در کنار مردان این جریان به عرصه رقابتهای انتخاباتی وارد ساخت. چه بسا این پدیده نیز مورد مدح و ستایش جریان رقیب نیز قرار گرفت.
چنانچه اصلاحطلبان اگر چه نمیتوانستند در میدان رقابت مجلس هفتم آن گونه که میخواستند عرض اندام کنند و کاندیدای خویش را وارد میدان سازند اما طبیعی بود که از توجه ویژه این جریان به زنان و در نظر گرفتن سهمی اگر چه اقلیت برای این قشر احساس رضایت کنند.
اما آیا قرار گرفتن نام زنان در لیست انتخاباتی جریان اصولگرا که در خلاء حضور اصلاحطلبان منجر به ورود جملگی آنان به مجلس هفتم شده بود، تنها واکنش اجباری در قبال خواست جامعه بود یا اصولگرایان پیروز پیشاپیش به نقش واقعی و توانمندیهای جدی زنان در عرصههای تصمیمگیری باوری عمیق یافته بودند که اینک خود را ملزم به بهرهگیری از کارآمدیهای این قشر دانستند؟ این پرسشی بود که مشخص میساخت آیا قرار دادن چند کرسی در اختیار زنانی که نیمی از پیکره جامعه را تشکیل میدهند تنها از نگاهی است که زن را «زینت المجالس» میپندارد یا برآمده از تفکری است که فارغ از مباحث جنسیتی انسان را به ماهو انسان میشناسد و برای زن به عنوان یک هویت مستقل ارزش و اعتبار قائل است. درست در آستانه فصلی که زنان را دیگر نیاز به یاری از سوی مردان نیست بلکه تنها همراهی از سوی آنان کافی است تا اینک نیمی از پیکره جامعه بتواند سهمی از عرصه تصمیمگیری و اجرایی کشور را از آن خود سازد، اصولگرایان کرسیهای مجلس و دولت را در اختیار گرفتند تا در مقابل چنین واقعیتی، ماهیت واقعی خود را آشکار سازند اما در آشکار شدن ماهیت و جایگاه واقعی اصولگرایان در مواجهه با زنان، تنها مردان این اردوگاه را نمیتوان مسبب اصلی آنچه بروز مییابد، دانست. چنانچه اگر اینک در هیچ یک از مقاطع حساس تصمیمگیری در حوزههای اجتماعی، فرهنگی، علمی، سیاسی و دیگر حوزهها، نامی از زنان این جریان نیست نمیتوان تنها بر مردان اصولگرا خرده گرفت که به نظر میرسد زنان نیز خود اصراری برداشتن هویتی مستقل ندارند. در جریان انتخاباتهای مکرر درون پارلمانی نیز این مدعا نمود یافته و زنان مجلسنشین نه تنها به تنهایی نامی از آنان در عرصههای مهم کشوری نیست بلکه در پستهای کلیدی نیز نامی از آنان در همان حیطه پارلمان نیست و در نهایت نیز سر تسلیم و تعظیم در برابر خواست مردان فرو آورده و از «تابع بودن» خود به تصمیم اکثریت سخن به میان میآورند. بر این اساس به همان اندازه که مردان اردوگاه اصولگرایی به واسطه در نظر نگرفتن حقی برای زنان گاه از سوی افکار عمومی متهم میشوند، زنان این اردوگاه نیز به واسطه نخواستن و قائل نشدن حقی برای خویش مقصر و متهمند. مجلس اصولگرای هفتم اینک سه سال خود را بدین شکل پشت سر نهاد که از زنان این مجلس تنها خاطره عکس و تصویر آنان در روزهای انتخابات در ذهن مانده و عملا در هر تصمیمگیری کلانی به حاشیه نشستهاند. روندی که حتی این مجلس در مقایسه با دولت اصولگرا گامی به عقب گذاشته است. چنانچه دولت جدید اگرچه هیچ تغییری در نسخه نوشته شده دولت اصلاحات برای حضور دو زن در سمت معاونت رئیسجمهوری نداد اما حداقل گامی به عقب برنداشت و نسخه حضور زنان در سازمان حفاظت محیطزیست و مرکز امور مشارکت زنان را همانگونه که دولت گذشته نوشته بود اجرا کرد اما مجلس اصولگرا این بار گامهای برداشته شده مجلس گذشته را به عقب بازگشت و زنان را از پستهای کلیدی کمیسیونها و هیات رئیسه به حاشیه راند.