">
ابراهیم متقی
زمینههای اجرایی برای برگزاری دور چهار مذاکرات ایران، آمریکا و عراق در حالی سازماندهی میشود که بار دیگر امنیت نیروهای نظامی آمریکا در عراق با مخاطره روبهرو شده است. مذاکرات دور چهارم را میتوان ادامه توافقات سه جانبه برای امنیتسازی و تعادل قدرت در عراق دانست. در شرایط موجود نه تنها گروههای بنیادیگرای سنی در برابر دولت مالکی به روند چالشهای امنیتی خود ادامه میدهند، بلکه زمینه برای تحرک نظامی و امنیتی گروههای دیگری فراهم شده که طی 9 ماه گذشته تلاش داشته است تا خود را با سیاستهای تعادلگرای ایران در عراق هماهنگ سازد. اگرچه ثبات و تعادل نسبی در عراق را میتوان ناشی از مشارکت و همکاری امنیتی ایران دانست؛ اما مقامات آمریکایی چنین وضعیتی را ناشی از سیاست افزایش نیروی نظامی در عراق دانستهاند. به این ترتیب منازعاتی که از اواخر مارس 2008 در عراق شکل گرفت انگاره ذهنی و رهیافت کراکر (سفیر آمریکا در عراق) را ابطال نمود. گزارش آن در برابر مجلس سنا را میتوان به عنوان مرحله جدیدی از ارزیابی امنیت آمریکا نسبت به شرایط و نیروهای نظامی آن کشور در عراق دانست. از همه مهمتر اینکه، روند جدیدی در آرایش نیروهای درگیر در عراق ایجاد شده است؛ نیروهایی که علی رغم تعارض با یکدیگر تلاش میکنند تا نقش ایران را به عنوان نیروی موازنهساز منطقهای مورد پذیرش قرار دهند. طبعا چنین مجموعههایی هیچگونه نگرش همکاریجویانه نسبت به سیاستهای نظامی و الگوهای رفتار پر شدت آمریکا در عراق نشان نمیدهند. در این شرایط، طبیعی به نظر میرسد که امنیت نیروهای آمریکایی در عراق و همچنین امنیت منطقهای آن کشور مشروط به مشارکت با ایران میباشد.
«پترائوس» و «کراکر» در مذاکرات خود با استراتژیستهایی آمریکایی نسبت به ضرورتهای امنیتی جدید آمریکا تاکید داشتهاند. آنان بر این اعتفادند که بدون مشارکت سیاسی، دیپلماتیک و امنیتی آمریکا با کشورهایی همانند ایران احتمال نیل به تعادل و ثبات، کار دشواری میباشد. بنابراین آنان الگوی همکاری مرحلهای با ایران را در دستور کار قرار دادهاند. از یک سو، ایران را متهم میسازند که از «نیروهای شبهنظامی» عراقی حمایت به عمل آورده و از این طریق زمینه ادامه درگیریها را فراهم ساخته و از طرف دیگر، آمریکا ناچار است تا برای حل مسائل امنیتی و سیاسی خود در عراق، شرایط و مطالبات ایران را مورد پذیرش قرار دهد. جنگ انجام گرفته علیه نیروهای «مقتدا صدر» نه تنها منجر به افول قدرت آنان نشده است بلکه به موازات گروههای میانهرو و ساختارگرا همانند «مجلس اعلای انقلاب اسلامی» و «حزبالدعوه اسلامی»، نیروی جدیدی ظهور یافته که با سیاستهای منطقهای آمریکا در تعارض قرار گرفته است. افزایش بازیگران سیاسی و نیروهای تاثیرگذار در عراق، موقعیت آمریکا را تضعیف خواهد کرد. به همین دلیل است که آمریکاییها ناچار هستند از طریق مذاکره با ایران و دولت عراق به فضای تعادلی دست یابند. آمریکاییها از یک طرف تمایلی به پذیرش واقعیتهای سیاسی و امنیتی ایران در منطقه ندارند و از طرف دیگر ناچار هستند تا الگوی مرحلهای برای «بازی امنیتی» با ایران را پیگیری نمایند.
در اواسط مارس 2008 مقرر گردیده بود که مذاکرات ایران و آمریکا انجام پذیرد؛ اما آمریکاییها احساس میکردند که قادر خواهند بود تا بر نیروهای مقتدا صدر غلبه نمایند. در چنین شرایطی آنان انصراف خود از مذاکره با ایران را در فضایی اعلام نمودند که برخی از هیات مذاکرهکننده ایرانی در عراق به سر میبردند. به این ترتیب شاهد مذاکرات تاخیری روابط ایران و آمریکا میباشیم. تاخیر در مذاکره نشان میدهد که بین دیپلماسی و رقابت امنیتی رابطه مستقیم وجود دارد. هرگاه نیروهایی بتوانند به مطلوبیتهای موثر در روند جدالهای نظامی و منازعات منطقه دست یابند در آن شرایط قاعده بازی دگرگون خواهد شد، بنابراین عدم برگزاری اجلاسیه اواس مارس 2008 به معنای آن بود که آمریکا تمام تلاش خود را برای سرکوب نیروی چالشگر در عراق به کار گرفته است.
عدم موفقیت آنان در نیل به تعاون و قدرت موثر در عراق میتوان زمینهساز مذاکرات جدیدی دانست که مقامات کاخ سفید درخواست آن را ارائه داشتهاند.
تجربه حوادث عراق نشان میدهد که در محیط بحرانی باید از توانایی لازم برای تاثیرگذاری بر شرایط بحرانی برخوردار بود. به عبارت دیگر اگر آمریکاییها بتوانند محیط منازعه، زمان منازعه، شدت منازعه، گستره منازعه و ابزارهایی که در منازعه به کار گرفته میشود را تعیین نمایند در آن شرایط قادر خواهند بود تا مسیر بازیگران را کنترل نمایند. به طور کلی در محیط بحرانی کشورهایی میتوانند ایفای نقش نمایند که از قابلیت لازم برای کنترل بحران و همچنین بحرانسازی برخوردار باشند. بدون توجه به چنین قابلیتهایی ایران قادر نخواهد بود در محیط امنیتی خاورمیانه نقش تاثیرگذاری را ایفا نماید. براساس گزارشهای ارائه شده توسط استراتژیستها و دیپلماتهای آمریکایی در عراق جورج بوش سخنرانی خود در تاریخ 9 آوریل 2008 را سازماندهی کرده است. این سخنرانی در تاریخ پنجشنبه 22/1/87 انجام خواهد شد. طبعا جورج بوش در این پیام امنیتی ـ استراتژیک، جمهوری اسلامی ایران را با ادبیات افراطی تهدید خواهد کرد. اما وی بر این امر واقف است که بدون همکاری با ایران هیچگونه تعادل و ثباتی ایجاد نخواهد شد. نقش نیروهای سیاسی عراقی در معادله قدرت عراق صرفا براساس ارائه امنیتی و نیروی نظامی آمریکا سازماندهی نمیشود. چگونگی تعامل با ایران و همچنین میزان توانایی ایران در مدیریت بحران عراق، چنین معادلهای را شکل میدهد.