تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۴۴۹۵۵

بسم الله الرحمن الرحیم
«کاندولیزا رایس» وزیرخارجه آمریکا در گفت وگو با شبکه تلویزیونی «العربیه» ضمن اعتراف به اشتباهات فاحش آمریکا طی 27 سال گذشته خاطرنشان ساخت که واشنگتن در طول این مدت سیاست تماس با ایران را دنبال نمی کرد و افزود : «ما سیاست درستی در این مورد نداشتیم».
رایس سپس بالحن مسالمت جویانه ای تصریح کرد : «از زمان اشغال سفارت آمریکا و گروگان گرفتن دیپلماتهای آمریکائی مناسبات دیپلماتیک با ایران نداشتیم. البته در زمان حاضر پیشنهاد ایجاد یک تغییر 180 درجه ای در سیاست آمریکا را مطرح کرده ام.» رایس افزود : «برقراری گفت و شنود میان ایرانی ها و 3 کشور اروپائی و نیز 5 کشور عضو دائم شورای امنیت از پیشنهادهای من بوده است.» وی همچنین با لحن موذیانه ای سعی کرد چنین وانمود کند که مسئولیت شرایط کنونی برعهده طرف مقابل است و افزود : «درعین حال هنوز نمی دانم چرا ایران حاضر به گفت وگو با آمریکا نشده است !»
وزیر خارجه آمریکا با تلاش برای بازسازی چهره سیاست خارجی تهاجمی آمریکا با لحن مسالمت آمیزی ادعا کرد : «واشنگتن بطور کلی با دستیابی کشورها به فناوری اتمی برای مقاصد صلح آمیز البته با در نظر گرفتن بحران انرژی موجود در جهان ایمان دارد!» رایس حاصر نشد در این مورد توضیح دهد که اگر سیاست واشنگتن چنین است چرا با برنامه هسته ای صلح آمیز جمهوری اسلامی ایران مخالف است و دیگران را برای مخالفت با آن تحریک می کند
این اظهارات «رایس» اگرچه با عبارات جدید مطرح شده اما در نوع خود تازگی ندارد. واشنگتن در طول دوران 28 ساله پس از پیروزی انقلاب اسلامی بارها با توسل به لحن مسالمت جویانه تلاش کرده است مخاطبین خود را فریب دهد و به عظمت تاریخ ایران بزرگی ملت ایران و هوشمندی و آگاهی آنان اعتراف کرده است لکن به فاصله کوتاهی به همان شیوه های گذشته روی آورده و با اظهارات و مواضع جنون آمیز خود نشان داده که هنوز هم قابل اعتماد نیست.
مردم ایران فرموش نکرده اند که سال گذشته بوش کوچک با توسل به همین شیوه های فریبکارانه با آنها اعلام همبستگی کرد و ادعا نمود که «به انتخاب و تصمیم اراده آنها ایمان دارد و خواستار بهترین روابط با ایران است» اما به فاصله کوتاهی به همان روشهای خصمانه گذشته روی آورد و یادآور شد که گزینه نظامی در برخورد با ایران را هرگز کنار نخواهد گذاشت. او حتی خواستار تغییر نظام جمهوری اسلامی شد و تقریبا در هر فرصت ممکن نیشی به ایران زد تا خصومتهای گذشته علیه ایران را همچنان زنده نگهدارد.
آنها که با ماهیت طیف نومحافظه کاران آشنائی دارند بهتر می توانند قضاوت کنند که تیم دستیاران بوش خصومت همیشگی و علنی علیه ایران را به عنوان فصل مشترک تمامی اطرافیان وی به نمایش گذاشته اند. بدین ترتیب مشخص نیست که اعتبار اظهارات رایس چند ساعت است و آیا فردا یا حتی همین امشب شاهد عربده های مستانه و تکرار اظهارات خصومت آمیز همیشگی علیه ایران نخواهیم بود
دست اندرکاران محافل خبری و سیاستمداران آگاهند که قرار بود دور خاصی از مذاکرات ایران و آمریکا پیرامون مسائل عراق شکل بگیرد. ایران اسلامی اگرچه نسبت به شروع این مذاکرات و نتایج آن خوشبین نبود لکن صرفا در پاسخ مثبت به درخواست رهبران عراق و چهره های با نفوذ سیاسی مذهبی آن کشور اصل مذاکرات را پذیرفت. زمان و مکان و حتی ترکیب تیم مذاکره کننده هم مشخص گردید و برخی ابعاد مسئله اعلام شد لکن واشنگتن به بازیهای کثیف سیاسی ـ تبلیغاتی متوسل شد تا آنرا به فرصتی برای انتقام جوئی از نفوذ روزافزون ایران در منطقه تبدیل کند و عقده گشائی نماید. طبعا واکنش منفی ایران قابل درک و پیش بینی بود. آمریکا از آن پس همچنان در بحران عراق دست و پا می زند لکن همچنان خواستار انتقام جوئی از ایران است. رفتار و مواضع جنون آمیز اخیر مقامات واشنگتن و ادعای وجود اسناد و مدارک مثبته مربوط به دخالت ایران در عراق دیگر جائی برای خوشبینی و گمانه زنی های مثبت باقی نگذاشته است. حتی رئیس ستاد مشترک آمریکا سعی کرد با تکذیب دخالت ایران کمکی به حل بحرانهای فزاینده موجود کند لکن کاخ سفید بطور شتابزده وارد عمل شد و تکذیب رئیس ستاد ارتش آمریکا را تکذیب کرد!
البته شاید کسانی با شنیدن هر پیام جدیدی که با لحن مسالمت جویانه از واشنگتن اعلام شود قدری خوشحال شوند ولی قطعا خشنودی و امیدواری آنها چند ساعتی بیشتر به طول نخواهد انجامید و به سرعت درخواهند یافت که نومحافظه کاران کینه توز واقعا درصدد انتخاب راهکارهای عاقلانه برای حل مسائل و مشکلات نیستند بلکه فقط با توسل به فریبکاری می خواهند مخاطبین خود را «خام» و یا «منفعل» کنند.
دقیقا به همین دلیل است که پیشنهاد جدید «رایس» برای چرخش 180 درجه ای در سیاست ضد ایرانی واشنگتن را هم بایستی توسل به یک شگرد قدیمی تلقی کرد که تیم بوش از این طریق سعی دارد چنین وانمود سازد که گویا به پیشنهادات مکرر سیاستمداران و رقبای خود برای مذاکره با ایران پاسخ مثبت داده است.
«رایس» در حقیقت سعی دارد فشار اعتراض و مخالفت علیه تک رویهای کاخ سفید را کم کند.
شاید کسانی تصور کنند که این یک جمع بندی بدبینانه است که همیشه همه چیز را سیاه می بیند. پاسخ اینست که پیشنهاد جدید توسط کسانی مطرح شده و می شود که جز سیاهکاری و خصومت و برخوردهای جنون آمیز در پرونده خود ندارند. از این دیدگاه حتی نرمش و انعطاف کاخ سفید هم یک شگرد موقتی و زودگذر است. خوشبختانه اعتراف رایس در مورد اینکه مذاکرات 3 کشور اروپائی با ایران را او پیشنهاد و هدایت می کرده پرده از بسیاری ابهامات سالهای اخیر بر می دارد. در ماجرای مذاکرات تروئیکای اروپا آنها ابتدا به عنوان یک «هیئت حقیقت یاب» وارد صحنه شدند به توافقاتی دست یافتند. تعهداتی را پذیرفتند ولی بعدا همه چیز را انکار کردند. کار به جائی رسید که بعدها متن قطعنامه های ضد ایرانی توسط آنها منتشر می شد و دیدیم که خصومت آنها علیه ایران کمتر از آمریکا نبود و گاهی حتی بیشتر! از همان ابتدا روشن بود که اروپا فاقد ظرفیت های مورد انتظار برای پیشبرد مذاکرات جدی و موثر است. اروپا حیثیت و آبروی خود را در این ماجرا «حراج» کرد تا بلکه امتیازاتی از واشنگتن بگیرد. امروز خانم رایس اعتراف می کند که آنها آلت دست واشنگتن بوده اند و مجری سیاستهای «رایس» ! اگرچه رایس توانست آنها را قدم به قدم با خود همراه کند و فریب دهد ولی مگر چند بار می توان این بازی رسوا را تکرار کرد چند بار ممکن است رایس موفق شود 5 کشور دارای حق وتو را بخاطر سیاستهای جنون آمیز نومحافظه کاران با چشمهای بسته به دنبال خود به بیراهه بکشاند؟
اعتراضات جدی و مستدل آقای پوتین در مونیخ از این دیدگاه بسیار هشدار دهنده بود. او با صریح ترین جملات ممکن به وجود یک قدرت زورگو که می خواهد دیگران را به دنبال خودش بکشاند اعتراض کرد و آنرا غیرقابل تحمل خواند.
مسئله اینست که پوتین در این اعتراض و مخالفت جدی و علنی علیه سیاستهای واشنگتن تنها نیست بلکه این خانم رایس و تیم دستیاران بوش هستند که با تک رویهای خود آمریکا را در صحنه بین المللی منزوی و منفعل کرده اند. امروزه حتی متحدین واشنگتن هم نمی توانند تصمیمات فردای کاخ سفید را با درصد قابل قبولی پیش بینی کنند و مطمئن باشند که فریب نخورده اند.
کدام سیاست واشنگتن را می توان نام برد که استمرار و عمق داشته باشد کدام تصمیم کاخ سفید را می توان ذکر نمود که مبتنی بر اصول باشد و حتی متحدینش را متقاعد کند
فراموش نکنیم که کاخ سفید در تیرماه 83 از جنایات مشتی اوباش ایرانی در راه برهم زدن نظم و امنیت عمومی استقبال کرد و آنها را مبارزین راه آزادی نامید ولی بعدا ژنرال کالین پاول وزیر خارجه وقت آمریکا اعتراف کرد که اقدام اشتباه و نادرستی بوده است. طبعا خطائی که تعمدا روی داده باشد دیگر یک اشتباه نیست و دیگران هم از کنار آن به سادگی نخواهند گذشت.
با اینهمه بنظر می رسد که این چرخش جدید 180 درجه ای کاخ سفید اگر استمرار یابد قاعدتا با پرونده هسته ای ایران و ضرب الاجل قید شده در قطعنامه ضد ایرانی شورای امنیت موسوم به 1737 بی ارتباط نیست. واشنگتن نه تنها اعتبار جهانی آمریکا را و نه تنها اعتبار جهانی صاحبان حق وتو در شورای امنیت را که حتی اعتبار جهانی مجامع بین المللی از جمله آژانس بین المللی انرژی اتمی شورای حکام شورای امنیت و سایر نهادهای بین المللی را هم ازبین برده است.
مبنای اصلی اعتراض مسکو پکن و سایر کشورها در قبال تکرویهای واشنگتن را باید در همین نکته جستجو کرد که آمریکا نه تنها تکروی می کند بلکه حتی دیگران را هم به دنبال خود می کشاند و مجبور می سازد به راهی بروند که اهرمهای بین المللی بی اعتبار و غیرکارآمد شوند.
به راستی اگر کاخ سفید روند تحولات پیرامون قطعنامه 1737 را متناسب با خواسته های خود می دید آیا باز هم خواستار مذاکره با ایران بود و چرخش 180 درجه ای در سیاستهای خود را با چنین شتابی آنهم بصورت غیرمنتظره اعلام می کرد پاسخ این سئوال با در نظر گرفتن ماهیت جنون آمیز تیم بوش مطلقا منفی است. اما آیا کاخ سفید و معدود دستیاران باقیمانده از تیم نومحافظه کاران واقعا درصدد تغییر استراتژی واشنگتن در قبال جمهوری اسلامی ایران هستند باور چنین تغییری از هر زاویه ای که به مسئله بنگریم سخت است.
طبعا این احتمال وجود دارد که اینهم یک «تغییر تاکتیک» برای عبور از بحران باشد. دقیقا به همین دلیل است که آمریکا هنوز هم غیرقابل اعتماد است.