تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۰:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۴۴۹۶۰

حضرت امام خمینی سه ماه و نیم قبل از ارتحال خود و در تاریخ سوم اسفندماه 1367 پیامی خطاب به مراجع تقلید مدرسین روحانیون و عموم طلاب صادر نمودند. بخش مهمی از این پیام به تبیین شرایط اجتماعی و سیاسی روحانیت و تهدیدهایی که این نهاد بالنده را نشانه رفته است اختصاص دارد. محورهای اصلی این بخش از زبان حضرت امام چنین است:
ـ روحانیون وابسته و مقدس نما و تحجر گرا کم نبوده و نیستند،
ـ خطر تحجر گرایان و مقدس نمایان احمق در حوزه ها کم نیست،
ـ استکبار با یاس از نابودی مطلق روحانیت و با ناکارآمدی حربه ارعاب از « راه نفوذ » و خدعه روحانیت و حوزه را نشانه گرفته است .
ـ بیشترین زخم بر پیکر حوزه و روحانیت از « نفوذی ها » بوده است .
ـ در 15 خرداد 42 مقابله تنها با گلوله تفنگ و مسلسل شاه نبود ـ که آسان بود ـ بلکه علاوه بر آن از داخل جبهه خودی گلوله حیله و مقدس مآبی و تحجر و گلوله زخم زبان و نفاق بود که هزار بار بیشتر از باروت و سرب جگر و جان را می سوخت و می درید،
ـ هر کس صد در صد معتقد به مبارزه نبود زیر بار فشارها و تهدیدهای مقدس نماها از میدان به در می رفت،
ـ هنوز حوزه ها به هر دو تفکر آمیخته است،
ـ خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختی های دیگران نخورده است،
ـ از مسائل رایج حوزه ها این بود که هر کس کج راه می رفت متدین تر بود،
ـ عده ای مقدس نمای واپس گرا همه چیز را حرام می دانستند و با ادامه آن وضع حوزه وضع کلیسای قرون وسطی را پیدا می کرد،
ـ روحانیت اصیل در تنهائی خون می گریست که چگونه عده ای روحانی مقدس نمای ناآگاه یا بازی خورده وعده ای وابسته مسیرخیانت بزرگ پهلوی را هموار می کردند،
ـ آنقدر که اسلام از مقدسین روحانی نما ضربه خورده است از هیچ قشر دیگر نخورده است،
ـ دیروز حجتیه ای ها مبارزه را حرام کرده بودند و امروز انقلابی تر از انقلابیون شده اند،
ـ ولایتی های دیروز که درسکوت و تحجر خودآبروی اسلام را ریخته و ولایت برایشان جز تکسب و تعیش نبوده امروز خود را بانی و وارث ولایت نموده اند.
ایادی شیطان در تنگناها به سراغ مردم می روند که بگویند روحانیت سبب مشکلات است آن هم نه روحانی بی درد و بی مسئولیت بلکه روحانیتی که درهمه حوادث معتبر از دیگران در معرض خطر بوده است .
حضرت امام خمینی با تبیین این حقایق پنهان وبا کنار زدن پرده نفاق از چهره متحجران انقلابی نما توقعات و انتظارات خود را از روحانیت بیان نمودند و باتوجه دادن آنان به کارنامه سیاه این جماعت علمای متعهد و طلاب جوان را به هوشیاری و عکس العمل مناسب فرا خواندند :
طلاب عزیزلحظه ای از فکر این مارهای خوش خط و خال کوتاهی نکنند،
ـ در مقابل این افعی ها اتحاد خودرا حفظ نمائید.
باید مراقب بود که تفکر جدایی دین از سیاست از لایه های تفکر اهل جمود به طلاب جوان سرایت نکند.
طلاب عزیز بدانند که پرونده تفکر این گروه هم چنان باز است .
باید برای طلاب جوان ترسیم کرد که چگونه در دوران وانفسای نفوذ مقدسین نافهم و ساده لوحان بی سواد عده ای برای نجات اسلام از جان و آبرو مایه گذاشتند.
ـ طلاب عزیز باید بدانند که شیوه مقدس نمایی و دین فروشی عوض شده و شکست خوردگان دیروز سیاست بازان امروز شده اند،
ـ باید فکری کرد که از تکرار آن حوادث تلخ جلوگیری کرد وبه قطع نفوذ بیگانگان در حوزه ها اطمینان یافت،
ـ اولین وظیفه در برابر این خطر اتحاد ویکپارچگی طلاب و روحانیت انقلابی است .
ـ اختلاف سلیقه ها و ضعف مدیریت ها دلیل به هم خوردن الفت و وحدت طلاب و علمای متعهد نیست،
ـ به طلاب عزیز هشدار می دهم که مواظب القائات روحانی نماها و مقدس مآب ها باشند.
ـ به طلاب عزیز هشدار می دهم که مبادا گذشته تفکر و خیانت انقلابی نماها فراموش شود و آنان به پست های کلیدی مراجعت کنند
ـ نگران تقابل و تعارض جناح های مومن به انقلابم .
ـ تعارض جناح های مومن به انقلاب منتهی به تقویت جناح رفاه طلب بی درد و نق بزن می گردد،
ـ آنها که در طوفان پانزده سال مبارزه قبل از انقلاب و ده سال حوادث کمرشکن بعد از انقلاب نه غصه جنگ و اداره کشور را خورده اند و نه از شهادت عزیزان متاثر شده اند و با خیالی راحت به درس و مباحثه سرگرم بوده اند نمی توانند پشتوانه انقلاب اسلامی باشند.
کارنامه ما
نظرات حضرت امام در زمینه هر یک از مسائل فوق کاملا صریح و گویاست و ما را از هرگونه تفسیر و توضیح بی نیاز می سازد. اینک باید به دوره هفده ساله ای که از صدور این پیام می گذرد بازگردیم و اوضاع کنونی خودرا برمبنای آن معیارها مورد داوری و ارزیابی قراردهیم و به این سوالات پاسخ دهیم که ما در برابر این دستورات و هشدارها چه کرده ایم آیا با جدی گرفتن آنها تهدیدها را کاهش داده ایم ویا در اثر بی اعتنائی و مسامحه در شرایط سخت تری قرار داریم؟
دلائل و شواهد فراوانی وجود دارد که ما در این مدت در حرکتی معکوس و در جهتی متفاوت با این پیام سیر کرده ایم و اینک در موقعیتی پرمخاطره تر از گذشته قرارداریم . زیرا :
اولا : در هنگام صدور پیام نسل گسترده و طیف وسیعی از طلاب و فضلای انقلابی که سالهای اختناق را تجربه کرده و با پرونده عافیت طلبان و متحجران از نزدیک آشنا بودند درحوزه حضور داشتند و به شکل فعالی در جریانات اجتماعی نقش آفرینی می کردند درحالی که پس از گذشت دو دهه تعداد این عناصر کاهش یافته و امروز در سطوح عالی مدیریت حوزوی و مراکز تبلیغی و فرهنگی آن از قبیل دفتر تبلیغات و سازمان تبلیغات تا مدیریت های میانی و جزئی اکثرا بدست کسانی است که آن دوره سیاه را تجربه نکرده اند و به همین دلیل حساسیت های حضرت امام برایشان ملموس نیست . حساسیت های این جماعت را نوع فعالیت هایشان از قبیل بزرگداشت کربلائی کاظم و مانند آن میتوان تشخیص داد.
ثانیا : پس از صدور پیام حضرت امام در درون حوزه و از میان روحانیون هیچ کار منسجم و قابل توجهی برای « تبیین و ترویج » این پیام انجام نگرفت نه مدیریت حوزه در این باره احساس مسولیت کرد نه دفتر تبلیغات نه جامعه مدرسین و نه نهادهای دیگر و برخلاف آنچه امروزه متعارف است که مراکز حوزوی برای هر موضوعی که اعلام شود فورا ویژه نامه ها و بولتن هایی اختصاص می دهند و در عرصه فراهم آوردن مقالات و انجام مصاحبه ها و ترتیب دادن مسابقات و برپائی همایش ها بر یکدیگر پیشی گرفته و کارنامه ها ارائه می کنند ولی درزمینه این پیام مهم هیچ کار قابل توجهی انجام نگرفته و در نتیجه نسلی که آن روز با علاقه و اشتیاق پیام امام را دریافت کرد و درجریان ماجراهای گذشته نبود و می خواست از رموز و اشارات آن آگاهی بیشتری پیدا کند محروم ماند. با اینکه حضرت امام فرموده بود : « باید برای طلاب جوان ترسیم کرد که .... » ولی این تکلیف روی زمین ماند.
ثالثا : در هفده سالی که از صدور این پیام گذشته است نسل جوان حوزه تغییر یافته است و طلابی که در دو دهه اخیر به حوزه وارد شده و مراحل مختلف علمی را پیموده و اینک به عنوان استاد و محقق در حوزه و یا به عنوان مبلغ درخارج از حوزه فعالیت دارند اساسا هیچ سابقه ذهنی از این پیام ندارند. در این میان هیچ نهادی نخواسته و نمی خواهد برای « انتقال » این پیام به نسل جدید حوزه اقدامی کند.
در متون آموزش حوزه از این پیام خبری نیست مطبوعات حوزوی در گذشته مانند « نورعلم » و « مجله حوزه » و نیز جراید کنونی و جدید مانند افق حوزه و پگاه حوزه انگیزه وتلاشی برای مطرح کردن این پیام ندارند ناشرین حوزوی مانند انتشارات جامعه مدرسین و دفتر تبلیغات « احیای متون قدیمی » را بر « احیای متن حیات آفرین » و ارائه مبانی آن ترجیح می دهند! آنان که از نام و نان روشنفکر دینی در حوزه ارتزاق می کنند مسئولیتی در این باره احساس نمی کنند! چه بسا طلاب های جبهه هم ورود در این عرصه را باعث از دست دادن متحدان سیاسی خود می پندارند و از کنار آن با بی اعتنائی عبور می کنند! بسیاری از اعاظم هم که به شاگردی حضرت امام افتخار می کنند موقعیتشان اقتضا می کند که بر وفق « اصاله الاحتیاط » مشی کنند!
رابعا : امام خمینی در پیام خود با اشارات گویی ردپای نفوذ بیگانه را در حوزه نشان داد و ضمن هشدار به آنان که تحت تاثیر « القائات عناصر بیگانه » از فرهنگ اصیل اسلام و انقلاب فاصله گرفته اند دیگران را نیز به مراقبت از این افراد و رفتارشان توجه داد. امام از یک سو در پیام خود به جریان منحط مهدی هاشمی و عقبه های سیاسی آن اشاره کرد و فرمود : « من به آنهایی که دستشان به رادیو و تلویزیون و مطبوعات می رسد و چه بسا حرف های دیگران را می زنند صریحا اعلام می کنم .... »
و از سوی دیگر حضرت امام نسبت به ردپای نفوذی ها تا حواشی فقهای شورای نگهبان هشدار داد و آنان را از تاثیرات حجتیه ای ها بر حذر داشت. حضرت امام در پیامی به فقهای شورای نگهبان آنچه را که در پیام به روحانیون به شکل کلی فرموده بود بار دیگر به شکل موردی و جزئی آدرس داد : « حواستان را جمع کنید که نکند یک مرتبه متوجه شوید که انجمن حجتیه ای ها همه چیزتان را نابود کرده اند » « همه باید توجه کنیم که آلت دست بازیگران سیاسی نشویم » (بخش ضمیمه صحیفه امام ص 579 ) آیا با ارتحال امام القائات نفوذی ها پایان پذیرفت و خطرشان از بین رفت و یا بر دامنه فعالیتشان افزوده گردید؟
خامسا : هم اینک این امکان برای همه ما وجود دارد که با معیار قراردادن سخنان حضرت امام که در آغاز این مقاله فهرست کرده ایم به ارزیابی روشن تری از وضع خود برسیم و با صداقت و صراحت پاسخ دهیم که :
1 ـ آیا اینک وضع چنان است که طلاب عزیز لحظه ای از فکر این مارهای خوش خط و خال کوتاهی نکنند؟
2 ـ آیا اینک طلاب به خطر القائات مقدس نمایان توجه داشته و مراقب آنها هستند؟
3 ـ آیا باز هم از خطری که از سوی ولایتی ها حجتیه ای ها مقدسین بی شعور و... وجود دارد سخن به میان می آید؟
4 ـ آیا « آنان که در طوفان پانزده سال مبارزه قبل از انقلاب و ده سال حوادث کمرشکن بعد از انقلاب غصه مبارزه و جنگ را نخورده اند و با خیال راحت مشغول درس بوده اند » در جایگاه « پشتوانه انقلاب » قرار نگرفته و به تئوری پردازی برای نظام نمی پردازند؟
5 ـ آیا امروز بزرگترین موسسات آموزشی که بیشترین سرمایه های مادی و ابزار فرهنگی را در اختیار دارند حاضرند از ادبیات امام در این پیام استفاده کرده و دانش پژوهان خود را به این سمت و سو هدایت کنند و یا در فرهنگ آنان واژه هایی چون ولایتی ها حجتیه ای ها مقدس نمایان و... قبح و زشتی خود را از دست داده است .
سادسا : حضرت امام یگانه راه برون رفت از بحران آفرینی مقدس نمایان و متحجران را اتحاد نیروهای انقلابی در حوزه دانستند و در این پیام نیز تکرار نمودند ولی حوادث تلخی که در چند سال اخیر در متن و حاشیه حوزه اتفاق افتاد و یا با تحریک برخی عناصر حوزوی در بیرون حوزه رخ داد نشان می دهد مخالفت با این دستور برای گروههایی از حوزویان « وظیفه شرعی » است اعلامیه های توهین آمیز و سی دی های فراوانی که برعلیه برخی از برجسته ترین شخصیت های انقلابی و حوزوی با مشارکت جمعی فریب خورده از حوزه توزیع گردید نمونه ای از آثار انحراف از رهنمودهای حضرت امام خمینی است . مگر امام نفرموده بود که « اختلاف سلیقه ها و ضعف مدیریت ها دلیل به هم خوردن الفت علمای متعهد نیست » پس چه شد که اختلاف سلیقه ها را بهانه ای برای زشت ترین برخوردها قرار دادند و کسانی که در این میان « هتاک تر » بودند از تشویق هم برخوردار شدند !
سابعا : چگونه شده است که برخی شخصیت ها و نهادهای سابقه دار حوزوی که در این پیام نیز مورد حمایت حضرت امام قرار گرفته اند از نقش خود در وحدت بخشیدن به نیروهای انقلابی غفلت می ورزند و مسئولیت خود را در این باره نادیده می انگارند و چرا گاه گرایشات جناحی را بر اصولی که حضرت امام تبیین فرمودند ترجیح می دهند مگر حضرت امام به صراحت با پیروزی یک جناح از روحانیت و حذف جناح مقابل مخالفت نکردند پس چرا حضرات آقایان در موضع گیری های خود به این اصل اهتمام کافی ندارند و چرا در لیست پیشنهادی برای مجلس خبرگان برخی روحانیون که نه به لحاظ علمی و نه به لحاظ سوابق انقلابی از پیشینه قابل توجهی برخوردار نبودند بر برخی چهره های شاخص از جناح دیگر ترجیح یافتند ترجیح بر کسانی که از زمان حضرت امام تاکنون به عنوان نماینده ولی فقیه در یک استان فعالیت داشته اند آیا عالم صاحب نظری که پیوسته عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بود و در اعلامیه های جامعه مدرسین نیز امضایش دیده می شود و حضرت امام با این گونه جملات از او تعریف کرده است « جنابعالی سالیان دراز مشغول درس و بحث بوده و از شروع انقلاب اسلامی تاکنون زحماتی کشیده و مورد علاقه اینجانب و از دوستان متدین با صفا و پاک اینجانب می باشید » باید از لیست پیشنهادی حذف شده و به عکس عناصری که هنرشان در واگوکردن سیاست های یک جریان و جناح سیاسی از تریبون هاست جایگزین شود؟
آیا این گونه شیوه ها به همان خطر که امام پیش بینی فرمود : « تعارض جناح های مومن به انقلاب و نهایتا تقویت جناح رفاه طلب » نمی انجامد؟
حضرت امام خمینی با تبیین حقایق پنهان و با کنار زدن پرده نفاق از چهره متحجران انقلابی نما توقعات و انتظارات خود را از روحانیت بیان نمودند و با توجه دادن آنان به کارنامه سیاه این جماعت علمای متعهد و طلاب جوان را به هوشیاری و عکس العمل مناسب فرا خواندند
حضرت امام خمینی : آنها که در طوفان پانزده سال مبارزه قبل از انقلاب و ده سال حوادث کمرشکن بعد از انقلاب نه غصه جنگ و اداره کشور را خورده اند و نه از شهادت عزیزان متاثر شده اند و با خیالی راحت به درس و مباحثه سرگرم بوده اند نمی توانند پشتوانه انقلاب اسلامی باشند
اینک باید به دوره هفده ساله ای که از صدور پیام امام به روحانیت می گذرد باز گردیم و اوضاع کنونی خود را برمبنای آن معیارها مورد داوری و ارزیابی قرار دهیم و به این سوالات پاسخ دهیم که ما در برابر این دستورات و هشدارها چه کرده ایم آیا با جدی گرفتن آنها تهدیدها را کاهش داده ایم و یا در اثر بی اعتنائی و مسامحه در شرایط سخت تری قرار داریم
اعلامیه های توهین آمیز و سی دی های فراوانی که علیه برخی از برجسته ترین شخصیت های انقلابی و حوزوی با مشارکت جمعی فریب خورده از حوزه توزیع گردید نمونه ای از آثار انحراف از رهنمودهای حضرت امام خمینی است.