تاریخ انتشار : ۱۹ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۴۵۰۳۷

حسن فتحی
بین‌الملل:
آنچه که بیش از یک دهه قبل در برخی کشورهای اسلامی روی داد و سبب هراس آنها شده بود در حال تکرار در منطقه عربی خاورمیانه است. موفقیت اخوان‌المسلمین در انتخابات پارلمانی مصر و آنچه در این روزها در فلسطین روی داده نشان از اقبال عمومی به اسلام‌گرایان دارد. ولی سوال این است که آیا این گروه‌ها قواعد بازی سیاسی را رعایت کرده و تبدیل به حزب خواهند شد یا این که سعی خواهند کرد ضمن حفظ سلاح و شعارهای خود در همان چارچوبی حرکت کنند که قبلا در آن قرار داشتند؟
اگر چه اخوان‌المسلمین مصر در شرایط کاملاً متفاوت با حماس قرار داشت ولی این گروه، ‌مادر اکثر گروه‌های اسلام‌گرای اهل سنت است که از شمال آفریقا تا آسیای میانه و افغانستان و پاکستان فعال هستند هر چند موفقیت اخون‌المسلمین در مصر قابل توجه بود اما به جرات می‌توان اعلام کرد پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین بسیار تکان‌دهنده‌تر از تمامی حرکت‌های قبلی بود.
این موفقیت در شرایطی به دست آمد که هنوز در لبنان بر سر تبدیل حزب‌الله به یک حزب سیاسی تمام عیار اختلاف وجود دارد و با این که این گروه عضویت پارلمانی و دولت را داراست اما حاضر نیست سلاح خود را به زمین گذارده و مشی سیاسی را پیش بگیرد.
در این شرایط که هنوز اسراییل و آمریکا نتوانسته‌اند معضل و مشکل سلاح‌های حزب‌الله لبنان را حل کنند موفقیت حماس در حقیقت قوز بالا قوز برای آنها در منطقه‌ای شده که در دل اسراییل جای دارد. یعنی خطر حماس برای این رژیم به مراتب بیشتر از حزب‌الله لبنان است.
موفقیت حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین و احتمال سپردن دولت از سوی محمود عباس رهبری فلسطین به آنها،‌ از دو زاویه قابل نقد و بررسی است. زیرا این موفقیت هم چون شمشیر دو لبه‌ای است که هم می تواند مفید باشد و هم مضر. یعنی هم قادر است به نفع صلح و آرامش در این منطقه باشد و هم این ‌که به جنگ و درگیری در اسراییل و سرزمین‌های اشغالی دامن بزند.
پیدایش یکی از این دو وضعیت بستگی به روشی دارد که حماس و اسراییل در آینده در پیش خواهند گرفت. در چنین شرایطی اگر حماس دولت فلسطین را تشکیل دهد به عنوان یک نهاد سیاسی و متولی امور مردم این سرزمین نمی‌تواند به اقداماتی که قبلا انجام می‌داد دست بزند و نقش یک گروه افراطی و اپوزیسیون را در مقابل محمود عباس و دیگر رهبران فلسطین ایفا کند بلکه این گروه خود وظیفه تعدیل‌کنندگی را در چالش‌ها و بحران‌ها باید ایفا کند که در آن صورت ناگزیر خواهد بود دست به تغییرات اساسی در دیدگاه‌ها و عملکردش بزند تا بتواند مورد قبول جامعه بین‌المللی و اسراییل قرار بگیرد.
در این رابطه سخنان یکی از مقامات حماس که اعلام کرد این گروه هیچ مشکلی با آمریکا ندارد از اهمیت بسزایی برخوردار است.
ولی بُعد دوم هم حایز اهمیت است به این ترتیب که حماس که اکثریت را در پارلمان فلسطین در دست دارد و در صدد تشکیل دولت است اگر بدون در نظر گرفتن این موفقیت‌ها موقعیت جدید همان روند پیشین را ادامه داده و در همان راستا حرکت کند به گونه‌ای که به فعلایت‌های مسلحانه خود دست بزند در آن صورت در موضع اپوزیسیون قرار داشته و روند دموکراسی خواهی و روند دموکراتیکی که محمود عباس (ابومازن) در پیش گرفته خدشه‌دار خواهد شد.
حماس اگر روش اول را پیش گرفته و تبدیل به یک حزب و گروه تمام عیار سیاسی شود تمامی جناح‌های صلح‌طلب منطقه برنده این روند خواهند شد در غیر این صورت اگر حماس بخواهد روش‌های پیشین را ادامه دهد و همچنان نقش یک گروه افراطی مسلح را ایفا کند ضمن این که دموکراسی‌خواهی ابومازن با شکست مواجه می‌شود، دستاوردهای مذاکرات و تلاش‌های عرفات و محمود عباس نیز از بین خواهد رفت.
یکی از مهم‌ترین اهداف محمود عباس که مورد تایید آمریکا و اسراییل نیز است تبدیل انتفاضه نظامی و مسلحانه به انتفاضه نظامی به پایان رسیده و گروه‌های فلسطین باید در قالب انتفاضه سیاسی به فعالیت بپردازند.
تز انتفاضه سیاسی مخالف دیدگاه‌های افراطیون فلسطینی است و آنها تمایلی به همزیستی صلح‌آمیز ندارند به همین دلیل افراطیون یهودی پس از انعقاد قرارداد صلح اسلو در سال 1993 اقدام به ترور اسحاق رابین نخست‌وزیر وقت اسراییل کردند و یا پس از عقب‌نشینی اسراییل از نوار غزه به مخالفت با شارون برخاسته و او را تهدید به مرگ کردند.
اگر چه افراطیون یهودی تمایلی به تشکیل یک کشور مستقل فلسطینی ندارند و با هرگونه راه‌حلی که به این مساله منجر شود مخالف هستند گروه‌های تندرو فلسطینی نیز مایل به مذاکره با اسراییل نیستند ولی آنها مشخص نکرده‌اند که آیا درصدد نابودی اسراییل هستند یا این که مایلند در کنار اسراییل، کشور مستقل خود را تشکیل دهند.
اگر آنها هم طرفدار همزیستی صلح‌آمیز باشند راه برای موفقیت هموار خواهد شد مشکل زمانی حاد می‌شود که این گروه‌های فلسطینی بر شعار جنگ پافشاری کنند که در این صورت موفقیت اخیر حماس به نفع فلسطین نبوده و درگیری‌ها و اختلافات را عمیق‌تر خواهد کرد.
با توجه به روشی که در سال‌های گذشته جنبش فتح در پیش گرفته احتمال این پیروزی برای گروه‌های مخالف از جمله حماس داده می‌شد. زیرا فتح نشان داده بود که بیش از آنچه به انقلاب و خواسته‌های مردم توجه دارد در فکر منافع خود بوده است. مساله فساد در فتح نارضایتی بسیاری از فلسطینی‌ها را در پی داشت و سبب گردید آنها در دومین انتخابات پارلمانی فلسطین و 13 سال پس از استقرار دولت خودگردان از رقیب خود شکست خورده و قدرت را به حماس واگذار کنند.
در انتخابات قبلی که در سال 1996 برگزار شد حماس به همراه تعداد دیگری از گروه‌های مخالف فلسطینی اقدام به تحریم کردند و در پای صندوق‌های رای حضور نیافته بودند اما این بار شرایط تغییر کرده و برخلاف جهاد اسلامی که دست به تحریم زد، حماس با تمامی قوا در انتخابات حضور یافت و توانست نتیجه مبارزاتش را که با اعتماد عمومی همراه بود به دست بیاورد.
تحلیل‌گران مسایل فلسطین معتقد بودند که فلسطینی‌ها با این امید در پای صندوق‌های رای حضور یافتند که این انتخابات صلح و آرامش و حاکمیت قانون را برای آن‌ها به ارمغان بیاورد. ولی حال با توجه به موفقیت حماس و شکست الفتح و مواضع ضد و نقیضی که از سوی حماسی‌ها اعلام شده که واکنش منفی و تا حدودی خصمانه اسراییل، آمریکا و اروپا را در پی داشته آیا صلح و آرامش به فلسطین باز خواهد گشت یا این که شاهد دور جدیدی از درگیری‌ها و اختلافاتی خواهیم بود که می‌تواند اوضاع را بیش از پیش آشفته سازد؟
مشکل جدید علاوه بر آنچه اسراییل، آمریکا و متحدانشان اعلام کرده‌اند و برخلاف مسایلی که عنوان می‌شود به نظر می‌رسد حادتر باشد این است که در فلسطین کنترل نیروهای امنیتی در دست رهبر است و این نیروها می‌توانند با دستور ابومازن دست به عملیات علیه حماس بزنند. همان‌گونه که چندی پیش در نوار غزه مشاهده کردیم. در آن زمان ابومازن (محمود عباس) بر عدم حضور نظامی و مسلحانه گروه‌های فلسطینی در نوار غزه که به تازگی از سوی اسراییل تخلیه شده بود تاکید کرده و چون این مساله با مخالفت حماس مواجه شده بود. برخوردهایی میان آنها و نیروهای امنیتی فلسطین بروز کرد که بسیار ناگوار بود.
همین مساله در زمان یاسر عرفات منجر به بروز اختلافاتی میان او و ابومازن (محمود عباس) که نخست‌وزیر فلسطین بود گردید که در نهایت به استعفای او از نخست‌وزیری و کناره‌گیری کابینه‌اش انجامید. این استعفا اعتراضات بسیاری را علیه عرفات در پی داشت.
در آن زمان و حتی در دوره محمود عباس هیچ‌گاه رهبران فلسطین اجازه ندادند کنترل نیروهای امنیتی از دستشان خارج شود. این مقوله می‌تواند در آینده نیز سبب بروز اختلافاتی میان دولت و رهبری فلسطین شود.
ولی این واقعیت را نمی‌توان نادیده گرفت که دوران جدیدی در فلسطین آغاز شده است. دورانی که می‌تواند هم صلح و هم جنگ را برای این ملت آواره و تحت ستم به ارمغان بیاورد. تمامی این تحولات مثبت و منفی بستگی به رفتار و نظر حماس دارد. اگر آنها در قالب یک دولت و حزب سیاسی به تعهدات قبلی دولت و رهبری فلسطین در قبال اسراییل و جامعه جهانی پایبند باشند این امیدواری وجود دارد که صلح و آرامش که خواسته اصلی مردم فلسطین است در این سرزمین استقرار یافته و نهادینه شود.
البته در این میان وضعیت دولت آتی اسراییل نیز تاثیرگذار است زیرا پس از مشکلاتی که برای شارون در دولت و حزب لیکود به وجود آمد و خروج حزب کارگر از دولت ائتلافی قرار است در این کشور انتخابات زودرس پارلمانی برگزار شود. لذا در صورتی که افراطیون لیکود به قدرت برسند حتی اگر حماس و دولت فلسطین بر صلح پافشاری کنند هر گونه زمینه آشتی از بین خواهد رفت. ولی در صورتی که حزب کارگر و یا حزب کادیما که رهبش شارون در حال کماست روی کار بیایند امید می‌رود روند صلح ادامه یابد و از تنش‌ها کاسته شود.