تاریخ انتشار : ۲۹ آبان ۱۳۸۷ - ۱۳:۲۴  ، 
شناسه خبر : ۴۵۰۷۸

غلامرضا قلندریان
سفر پر هیاهوی خاویر سولانا، مسؤول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و نماینده فعلی گروه 1+5 به تهران همراه با مدیران سیاسی 5 کشور از 6 کشور عضو این گروه -به استثنای آمریکا -که به منظور تسلیم بسته گروه یاد شده با هدف خروج پرونده هسته ای ایران از بن بست و تداوم مذاکرات با هدف برد- برد صورت گرفت، انعکاس رسانه ای داخلی و خارجی وسیعی داشته است.
ارایه بسته های تشویقی به ایران از سوی گروه موسوم به 1+5 برای نخستین بار صورت نمی گیرد. در سالهای 2005- 2006 نیز چنین بسته ای از سوی آنها به تهران ارایه شده است. اکنون نیز این بسته مشوقی فراتر از پیشنهادهای پیشین ندارد، بلکه می توان تلاش آنها را در بسته فعلی، شکل ویرایش شده پیشنهادهای قبلی عنوان نمود که با اندکی تشویق بیشتر، بر اساسی ترین موضوع (تعلیق) تأکید نموده است؛ اگرچه جمهوری اسلامی ایران بارها موضوع عدم پذیرش تعلیق را از مبادی متعدد دیپلماتیک به افکارعمومی و گروه مذکور منعکس نموده است.
اکنون با موضعگیریهای گسترده از سوی دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی مبنی بر خط قرمز تعلیق، باید اذعان کرد مقوله تعلیق صرفاً واکنش یک مقام دیپلماتیک نیست، بلکه موضوعی است که در میان نخبگان دولتی و غیردولتی، افکارعمومی و گروه های سیاسی به عنوان یک مطالبه ملی از حاکمیت، مطرح می باشد.
بدین ترتیب باید گفت، غرب نیز در تعاملات هسته ای با مقامهای ایران از واکنش جمهوری اسلامی بی اطلاع نبوده است. اکنون این پرسش مطرح می شود که آقای سولانا با مدیران کل 5 کشور از شش کشور درگیر در پرونده هسته ای ایران، با چه هدفی راهی تهران شده اند؟
محتوای گزارشها و اظهارنظرهای رسانه های غربی در روزهای اخیر بیانگر این موضوع است که آنها در این مرحله افکارعمومی را نشانه گرفته اند تا با تبلیغ گسترده در خصوص ارایه تشویقها، در اجماع حاصل شده در ایران ایجاد شکاف نمایند.
یک دیپلمات اروپایی در گفتگو با یو.اس.نیوز اذعان کرد: «این سفر، می تواند به عنوان فرصتی برای رساندن پیام ما به افکارعمومی ایران مورد استفاده قرار گیرد. گروه، بیشتر مایل است به تلویزیون و نخبگان ایران دسترسی پیدا کند. این مقام گفت پایه گفتگوی ما با آنها این است که آنها باید فعلاً برنامه هسته ای خود را متوقف کنند... ما تاکنون نتوانسته ایم بر این مانع غلبه کنیم.»
بدیهی است، گام اخیر آنها را می توان سوژه ای روانی و تبلیغی برای تحت فشار قرار دادن ایران ارزیابی نمود. آنها نیک می دانند که با ایجاد جو روانی ناشی از آغاز روند مذاکرات، جایگاهی را برای کشورهای اروپایی ایجاد می نمایند مبنی بر اینکه اهل مذاکره و گفتگو هستند و اگر ایران نسبت به خواسته هایشان استنکاف ورزد، می توانند با فضای شکل گرفته در عرصه جهانی، جمهوری اسلامی را به عنوان کشوری که اراده ای برای حل و فصل موضوع هسته ای خود از طریق ساز و کار دیپلماسی ندارد، به افکارعمومی جهان معرفی نمایند و در این صورت جامعه جهانی ناگزیر می شود گامهای بعدی تشدید اقدامهای تنبیهی را علیه ایران بردارد.
همان گونه که جرج بوش در سفر اروپایی خود به این مهم اشاره نمود ما باید در قبال اقدامهای غیرصلح آمیز ایران در برابر جهان آزاد پاسخگو باشیم.
از سوی دیگر، آنها تلاش می نمایند با اتخاذ گزینه مردم در سخنانشان، برداشت دوگانه ای را از پیگیری انرژی هسته ای در جامعه ایران القا نمایند، بدین شکل که شرایط فعلی اقتصادی، مردم را در مطالبه حقوقشان با تردیدهایی روبرو ساخته است، لذا با مانور دادن بر مقوله فوق و مخاطب قرار دادن مردم و با تفکیک موضعگیری آنها از موضع حاکمیت، می کوشند شکافی را در پیکره نظام ایجاد نمایند. «استفن هادلی» مشاور امنیت ملی بوش این موضوع را به صریح ترین شکل ممکن در مصاحبه با نیویورک تایمز بیان کرده است: «من فکر می کنم واقعاً همگی در یک شرایط هستیم. ما این پیشنهاد را خواهیم کرد و اگر رژیم ایران مردم این کشور را از این مزایا محروم سازد، به افزایش فشارها دست خواهیم زد.»
اظهارهای فوق بیانگر نکات قابل تأملی است. اولاً اعلام کنند مزایای زیادی را برای مردم ایران قایل شده اند و ثانیاً دولتمردان اجازه دهند تا شهروندان از این امتیازهای کشورهای غربی بهره مند شوند، ثالثاً در صورت مخالفت دستگاه دیپلماسی، نه تنها مردم از امتیازهای اعطایی آنها محروم می شوند، بلکه آنها ساز و کار تشدید تحریمها را در دستور کار قرار خواهند داد.
این در حالی است که در سالهای اخیر بنا به اعتراف بنگاه های غربی، انرژی هسته ای در کشور ایران به یک خواسته عمومی تبدیل شده است و حمایتهای بی دریغ افکارعمومی، مواضع قاطع نمایندگان دیپلماسی را در نشستهای سیاسی رقم زده است.
گزارشهای متعدد و مکرر آژانس انرژی هسته ای، به عنوان مرجع حقوقی و فنی، تاکنون بارها بر صلح آمیز بودن فعالیتهای هسته ای ایران تأکید داشته و جمهوری اسلامی نیز همواره بر شفاف سازی تأکید کرده است.
اما نکته مهم، دغدغه غربیها از انحراف فعالیتهای صلح آمیز ایران در آینده است که بر مبنای نیت خوانی پیگیری می شود. آنها به صراحت اعلام نموده اند برای ما نیت شما خطر ناک است. مخالفان در حالی از نیت جمهوری اسلامی ایران هراس دارند که شاید در آینده با وجود تعهدهای حقوقی و الزامهای ناشی از پایبندی به مقرارت بین المللی، اقدامی خلاف نظر آنها انجام دهد؛ ولی با وجو زرادخانه اثبات شده رژیم صهیونیستی و تهدیدهای این رژیم در ارتباط با همسایگان و ادعاهای ارضی آن، نسبت به ذخیره کردن بیش از 200 کلاهک هسته ای تل آویو هیچ گونه نگرانی ندارند.
موضوع انرژی هسته ای مسیر مشخص فنی و حقوقی دارد و متولی بررسی فعالیتهای کشورها در این حوزه، آژانس بین المللی انرژی اتمی است. جمهوری اسلامی در طول مدت بررسی موضوع هسته ای خود همکاری مستمر و مناسبی با این نهاد داشته و حتی در مقاطعی خارج از عرف نیز با آژانس همکاری کرده است، به نحوی که برای اثبات حسن نیت خود در یک مقطع زمانی نسبتاً طولانی مسیر تعلیق را طی کرد و در شرایطی که قرار بود 6 ماه فعالیتهای هسته ای اش را تعلیق کند، این کار به بیش از 2 سال انجامید، اما طرفهای غربی نشان دادند به هیچ تعهدی پایبند نیستند.
آنان باید بدانند نادیده گرفتن مسیر حقوقی و فنی، نه تنها مشکلی را از آنها حل نمی کند، بلکه بر پیچیدگی موضو ع بیش از پیش می افزاید. هجمه امنیتی و سیاسی به انرژی هسته ای ایران تاکنون نتوانسته است مسیر احقاق حقوق ملت ایران را مسدود نماید و اگر چه روند پیشرفت را در برخی مواقع با کندی مواجه کرده، ولی هیچ گاه آن را متوقف ننموده است.
دولتهای غربی نباید این مهم را فراموش کنند که 4 سال تلاش برای متوقف کردن پروژه هسته ای ایران بی نتیجه بوده است و باید با احترام به حقوق ملتها، ضمن شناسایی حق آنان، از تخریب مسیر تعاملات دیپلماتیک بین کشورها پرهیز کنند.
امید می رود گام جدید غربیها با سخنان آقای سولانا به عنوان رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا مبنی بر به رسمیت شناختن حقوق هسته ای ایران پس از ماراتن نفسگیر هسته ای قابل تحقق باشد. نباید فراموش کرد، هیچ مشوقی نمی تواند جایگاه اقتدار و منافع نظام را جبران کند، غنی سازی اورانیوم حیثیت نظام است و مورد اجماع مردم و همه گروه های سیاسی درون نظام بوده و به هیچ وجه عقب نشینی از آن، پذیرفتنی نیست.