تاریخ انتشار : ۱۱ شهريور ۱۳۹۱ - ۰۸:۱۰  ، 
شناسه خبر : ۴۵۰۹۷

سعید متین
موضع گیری امام خمینی(ره) در قبال فاجعه فیضیه، توطئه شاه را برای خاموش ساختن نهضت اسلامی خنثی کرد و راه سرنوشت آن را در همان نخستین قدم ها به درستی تعیین نمود. شاید که اگر ایشان در آن لحظات حساس، چنین موضع گیری نمی کردند، نهضت و جنبش اسلامی، لااقل تا نیم قرن دیگر، محلی از اعراب پیدا نمی کرد.
روش شجاعانه و خردمندانه امام در آن غروب غمبار و وحشت زای دوم فروردین 1342 که جغد شوم ترس و وحشت، همه جا بال گسترده بود، یکی از موثرترین و تاریخی ترین موضع گیری های ایشان در طول سالهای مبارزه بود. در یکی از حساس ترین دوراهی های نهضت که طلاب و روحانیون در مقابل تردیدی جدی قرار گرفته بودند، راه را نشان دادند و طریق صواب را بر آنان نمایاندند.
امام خمینی(ره) در قدم بعدی، صبح روز سوم فروردین مردم را به بازدید از مدرسه در خون تپیده فیضیه دعوت کردند و آنان را به عیادت از روحانیون مجروح فراخواندند که به این ترتیب نهضت یک شبه ره صدساله پیمود و افشای ماهیت ضداسلامی و ضدانسانی رژیم شاه که شاید سالها تلاش لازم داشت، با بهره گیری از نمایش جنایات شاه در فیضیه یکروزه به پایان برده شد و به پیروزی و موفقیت بزرگی دست یافت. نهضت امام در گذر از این کوره سوزان، آبدیده تر گشت و انقلاب به پیش رفت.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای که در آن روزهای حماسه ساز در کنار رهبر و مقتدایشان، امام خمینی(ره) حضور فعالی داشتند، درباره آن اقدام تاریخی می گویند:
«... آن روز در خدمت امام حرکت کردیم و وارد مدرسه شدیم. به سمت چپ پیچیدیم و دم حجره اول یا دوم (درست یادم نیست) امام نشستند. طلبه ها هم اطراف ایشان حلقه زدند. هاله ای از غم، صورت امام را گرفته بود، شدیدا غمگین بودند. ذکر مصیبتی شد، یک سیدی آنجا بلند شد و روضه خواند و پس از روضه، امام از مدرسه بیرون رفتند. این حرکت نیز در شکستن رعب طلاب قم، خیلی تاثیر داشت، پای طلبه ها به مدرسه باز شد و بار دیگر، مدرسه به صورت پایگاه درآمد...»(1)
قدم سوم، صدور اعلامیه ای حماسه ساز بود که خواب های طلایی شاه را برهم زد و لرزه برپایه های کاخ ستم وی افکند. این اعلامیه در آن شرایط خفقان بار عمق عظمت فکری، خردمندی، ژرف اندیشی، پایداری و رهبری شجاعانه امام خمینی(ره) را نمایان ساخت و غول مهیب مقوایی که شاه از خود ساخته بود، در هم شکست.
اعلامیه امام در همان اولین روزهای آغاز نهضت، تکلیف مبارزه و چشم انداز جنبش نوپای ملت مسلمان را با رژیم شاه روشن ساخت و هدف اصلی مبارزه را معلوم کرد. آنچه که بسیاری از گروههای سیاسی چپ و راست را حتی تا آستانه پیروزی انقلاب در چگونگی ادامه مبارزه مردد می ساخت و مقصدشان را نامشخص می نمود. امام در همان اعلامیه حماسی پس از فاجعه مدرسه فیضیه، تلکیف و هدف نهضت را روشن ساختند و بدون ملاحظات سیاسی و مصلحت اندیشی سازشکارانه، شخص شاه را هدف قرار دادند. آنچه که حتی گروههای مارکسیستی مانند حزب توده علیرغم تمامی ادعاهایشان مبنی بر تضاد آشتی ناپذیر و مبارزه قاطع ضدامپریالیستی، از بردن نامش ابا می کردند. حضرت امام خمینی(ره) در آن اعلامیه کوبنده نوشتند:
«... حمله کماندوها و مامورین انتظامی دولت با لباس مبدل و معیت و پشتیبانی پاسبان ها به مرکز روحانیت، خاطرات مغول را تجدید کرد... شاه دوستی یعنی غارتگری، هتک اسلام، تجاوز به حقوق مسلمین و ... شاه دوستی یعنی ضربه زدن به پیکر قرآن و اسلام،...، شاه دوستی یعنی تجاوز به احکام اسلام، شاه دوستی یعنی کوبیدن روحانیت...
تقیه حرام است و اظهار حقایق واجب، ولو بلغ مابلغ... من اکنون قلب خود را برای سرنیزه های مامورین شما حاضر کردم ولی برای قبول زورگویی ها و خضوع در مقابل جباری های شما حاضر نخواهم کرد.. من به خواست خدا احکام خدا را در هر موقع مناسبی بیان خواهم کرد و تا قلم در دست دارم، کارهای مخالف مصالح مملکت را برملاء می کنم...» (2)
در اعلامیه فوق حضرت امام خمینی(ره) به صراحت تکلیف روحانیون و مردم مسلمان را در طول نهضت در برابر رژیم شاه روشن کرده و علنا فتوای حرام بودن تقیه (که تا آن موقع بهانه بسیاری از افراد برای گریز از مبارزه و مخالفت با طاغوت بود) را از آنها گرفتند.
به دنبال این اعلامیه امام، حوزه علمیه قم که می رفت برای مدت طولانی در خاموشی فرو رود، روح تازه ای یافت و علیرغم امکانات محدود و شرایط خفقان بار آن روز، اعلامیه امام را به صورت پلی کپی چاپ و توزیع کردند و تیتر اعلامیه را چنین نوشته بودند:
«حکومت وحشت و ترور با روحانیت قم چه کرد؟»
به همین شکل و در دنبال اطلاعیه حوزه علمیه قم، جامعه روحانیت تهران، فارس، کرمان، مشهد و... و حوزه نجف، طی اطلاعیه های جدانگانه ای این جنایت رژیم شاه را محکوم ساختند. همچنین روحانیون مبارز در شهرستان های مختلف دست به اعتصاب زده و از رفتن به مساجد و اقامه نماز جماعت خودداری کرده و از طریق اطلاعیه هایی، تصمیم اعتصاب خود را به اطلاع عموم رساندند.
به دنبال اعلام اعتصاب علماء در سراسر کشور، بازاریان تهران و بسیاری از شهرستان ها با روحانیون هم صدا گشتند و به مدت 3 روز در اعتصاب شرکت کردند. همچنین در مشهد، مردم مسلمان دست به تظاهرات پرشوری زدند که رژیم را سخت به وحشت افکند.
رژیم شاه برای تهدید بازاریان غیوری که دست به اعتصاب زده بودند، با گماردن پلیس در مقابل مغازه شان، از باز کردن محل های کسب آنها جلوگیری کرد. ولی در پایان مراسمی که به یادبود درگذشت حاج سیدجوادی در مسجد ارک برگزار شده بود، عده ای از دانشجویان و مردم با شعار «آیت الله خمینی پیروز است» به میان بازار ریختند و به ماموران رژیم که جهت ممانعت از باز شدن مغازه ها گمارده شده بودند، هجوم برده و آنها را وادار به فرار کردند. این برای نخستین بار بود که ملت مسلمان ایران با نام امام خمینی، دست به تظاهرات خیابانی زده و با رژیم شاه روبرو می شد.
این اعتصابات و تظاهرات، آخرین اثرات شوم و وحشت بار فاجعه خونین فیضیه و طالبیه را زدود و به همین علت، حضرت امام خمینی(ره) با صدور اطلاعیه ای، از مردم مبارز ایران تشکر کرده و در ضمن آن به افشاگری و برملا ساختن توطئه های ضداسلامی شاه پرداختند.