تاریخ انتشار : ۱۸ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۳:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۴۵۲۸۱

نوشاد عبادی 

جامعه ایران در آستانه برگزاری انتخابات دوره هشتم مجلس شورای اسلامی بار دیگر شرایط تازه‌ای را تجربه می‌کند، مطبوعات (به عنوان رکن چهارم دموکراسی)، به همراه صدا و سیما  با ارائه تحلیل‌ها و اخبار تازه انتخاباتی در گرم کردن تنور انتخاباتی نقش دارند. رسانه‌ها انتخابات را در چارچوب دموکراسی و جامعه مدنی مورد تحلیل و نقد و بررسی قرار می‌دهند تا در انتخابات امکان انتخابی موثر فراهم  شود. در حقیقت انتخابات محدود به نامزدهای یک حزب نباشد چنانچه آبراهام لینکلن، دموکراسی را «حکومت مردم به دست مردم و برای مردم» تعریف کرده است. با توجه به آنچه گفته شد می‌توان گفت که در هر کشوری که دموکراسی پایه و اساس حکومت است مردم در تصمیم‌گیری‌های مهم یعنی تصمیم‌گیری در مورد قوانین عمومی و مسائل مربوط به خط‌مشی کلی (از طریق نمایندگان مجلس) دخیل هستند. با توجه به این مسائل و اهمیت انتخاب نماینده توسط مردم که بتوانند از طریق آن نظارت کنند یا قانون وضع کنند، پی به اهمیت انتخابات و همچنین سلامت انتخابات می‌بریم. با عنایت به در حال گذار بودن جامعه ایران برای رسیدن به جامعه مدنی و نیل به آن ناگزیر از تقویت دموکراسی در کشور هستیم. یکی از ویژگی‌های دموکراسی برگزاری انتخاباتی سالم و با شرایط ذکر شده است.

اکنون و در آستانه انتخابات مجلس هشتم شرایط به گونه‌ای است که خود به خود رقابت سیاسی وجود دارد. این بار دولتی بانی برگزاری انتخابات است که «دولت عدالت و مهرورزی» نامیده می‌شود پس آنچه که می‌توان از این دولت انتظار داشت رعایت اصول کامل دموکراسی و عدالت در رقابت انتخاباتی است. به طوری که کوچک‌ترین لطمه‌ای به سلامت انتخابات وارد نیاید و تمامی کاندیداها اعم از چپ و راست، اصلاح‌طلب و  اصولگرا بتوانند در این عرصه مهم سیاسی رقابت کنند تا امکان انتخاب اصلح برای مردم به وجود آید تا به یاری خدا مردم ما با بلوغ اجتماعی که در انقلاب به دست آورده‌اند حضور آگاهانه و انتخابی دلخواه را رقم زنند.

چرا که اگر رقابت سیاسی بین کاندیداها وجود نداشته باشد هر قدر هم که مشارکت سیاسی بالا باشد از نظر کیفی از ارزش بالایی برخوردار نیست و صرفا باعث به وجود آمدن «دموکراسی صوری» می‌شود. چنانچه معلم شهید استاد مطهری در کتاب ارزشمند «پیرامون جمهوری اسلامی » خود نوشته است: « بسیاری از مسائل اجتماعی است که اگر سرپرست‌های اجتماع افراد بشر را هدایت و سرپرستی نکنند، گمراه می‌شوند اگر هم بخواهند ولو با حسن‌نیت (تا چه رسد به اینکه سوءنیت داشته باشند) به بهانه اینکه مردم قابل و لایق نیستند و خودشان نمی‌فهمند آزادی را از آنها بگیرند به حساب اینکه مردم خودشان لیاقت ندارند، این مردم تا ابد بی‌لیاقت باقی می‌مانند.

مثلا انتخابی می‌خواهد صورت بگیرد، حالا یا انتخاب وکیل مجلس یا انتخاب دیگری. ممکن است شما که در فوق این جمعیت قرار گرفته‌اید واقعا حسن‌نیت هم داشته باشید و واقعا تشخیص شما این باشد که خوب است این ملت فلان فرد را انتخاب بکند و فرض می‌کنیم واقعا هم آن فرد شایسته‌تر است اما اگر شما بخواهید این را به مردم تحمیل بکنید و بگویید شما نمی‌فهمید و باید حتما فلان شخص را انتخاب بکنید، اینها تا دامنه قیامت مردمی نخواهند شد که این رشد اجتماعی را پیدا کنند. اصلا باید آزادشان گذاشت تا فکر کنند، تلاش کنند، آنکه می‌خواهد وکیل بشود تبلیغات کند، آن کسی هم که می خواهد انتخاب بکند مدتی مردد باشد که او را انتخاب بکنیم یا دیگری را، او، فلان خوبی را دارد، دیگری فلان بدی را دارد. یک دفعه انتخاب کند، بعد به اشتباه خودش پی ببرد، باز دفعه دوم و سوم تا تجربیاتش کامل بشود و بعد به صورت ملتی در بیاید که رشد اجتماعی دارد. والا  اگر به بهانه اینکه این ملت رشد ندارد باید به او تحمیل کرد، آزادی را برای همیشه از او بگیرند، این ملت تا ابد غیررشید باقی می‌ماند.  رشدش به این است که آزادش بگذاریم ولو در آن آزادی ابتدا اشتباه هم بکند. صد بار هم اگر اشتباه بکند باز باید آزاد باشد. مثلش مثل آدمی است که می‌خواهد به بچه‌اش شنا یاد بدهد. بچه‌ای که می‌خواهد شنا یاد بگیرد آیا با درس دادن و گفتن به او ممکن است شنا را یاد بگیرد؟ اگر شما انسانی را صد سال هم به فرض ببرید سر کلاس  هی به او بگویید که اگر می‌خواهی شنا را یاد بگیری اول که می‌خواهی خودت را در آب بیندازی، به این شکل بینداز، دستهایت را این طور بگیر پاهایت را این طور، بعد دستهایت را این طور حرکت بده، پاهایت را این طور، امکان ندارد که او شنا را یاد بگیرد، باید ضمن اینکه قانون شناوری را به او یاد می‌دهید، رهایش کنید برود داخل آب و قهرا در ابتدا یک چند دفعه می‌رود زیر آب، مقداری آب هم در حلقش خواهد رفت، ناراحت هم خواهد شد ولی دستور را که می‌گیرد ضمن عمل، شنا را یاد می‌گیرد والا  با دستور فقط بدون عمل آن هم آزاد ممکن نیست شنا را یاد بگیرد. یعنی حتی اگر او را ببرید در آب و آزادش نگذارید و همه اش روی دست خودتان بگیرید، او هرگز شناگر نمی‌شود.»

با این توصیف همه دلسوزان کشور و به ویژه جریان اصلاحات باید با پایبندی خود بر اصول دموکراسی  از به وجود آمدن «انحصار در انتخابات» جلوگیری کرده و ثابت کنند که برای رسیدن به دموکراسی و جامعه مدنی که شعار همه اصلاح‌طلبان است هرگز تن به انحصار و حتی تخطئه رقیب انتخاباتی نمی‌دهند و شعار «زنده باد مخالف من» را آرمان خود قرار می‌دهند تا زمینه‌ساز برگزاری انتخاباتی بانشاط و آزاد و رقابتی، هم برای انتخاب‌شوندگان و هم برای انتخاب‌کنندگان را در راستای منافع ملی و حقوق اساسی ملت باشند.