تاریخ انتشار : ۱۸ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۱:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۴۵۳۳۰
با هدف آشنایی بیشتر جوانان و دانشجویان با جنگ تحمیلی
روح‌الله اوحدی مقدمه: 31 شهریور سال 1359 آغاز تهاجم سراسری عراق به خاک کشورمان، نقطه آغازی بود برای هشت سال جنگ تحمیلی. اگرچه تهاجم عراق علل و زمینه‌هایی داشته که می‌تواند محل بحث صاحبنظران قرار گیرد، اما مقاومت مردمی ایران در مقابل تجاوز به سرزمین و دفاع از استقلال و تمامیت ارضی کشور در طول این دوران با حضور کلیه اقشار مردم خصوصا جوانان و دانشجویان برگ زرینی است در تاریخ این سرزمین. در آستانه هفته دفاع مقدس تصمیم بر آن شد تا برای مخاطبان جوان و خصوصا دانشجوان جویای حقیقت و آگاهی، بررسی سیر سیاسی ـ نظامی جنگ هشت ساله را ارائه نماییم. در این راستا مجموعه شش جلدی سیری در جنگ ایران و عراق گردآوری شده از اسناد مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ مورد توجه قرار گرفت و تلاش شد تا به صورت اجمالی جنگ هشت ساله با بهره‌گیری از مجموعه مذکور به تصویر کشیده شود. امید که مورد استفاده خوانندگان گرامی خصوصا جوانان و دانشجویان گرانقدر که آن زمان را از نزدیک تجربه نکرده‌اند قرار گیرد.

جنگ در سال اول

زمینه‌های تهاجم

شهریور 1359 تا شهریور 1360

جنگ ایران و عراق با مشخصه طولانی‌ترین و پرهزینه‌ترین درگیری نظامی در تاریخ معاصر منطقه خاورمیانه که دو قدرت جهانی و هم‌پیمانانشان در دوران جنگ سرد در حمایت از یک طرف جنگ اتفاق‌نظر داشته‌اند و مهم‌تر از همه حل و فصل نهایی نشدن این جنگ و امضا نشدن پیمان صلح میان دو کشور و بسیاری از مسائل دیگر، سبب شده است علت، نحوه و نتایج جنگ تا سال‌های مدید همچنان بحث و بررسی شود. محققان غربی عموما بر این باور هستند که انقلاب اسلامی و آثار و نتایج آن بیشترین تأثیر را در وقوع جنگ داشته است بدین معنا که با پیروزی انقلاب اسلامی و سقوط شاه، بنای استراتژی آمریکا که بر دو ستون ایران و عربستان سعودی پی‌ریزی شده بود، فرو ریخت و این مساله مناسبات میان دو کشور ایران و عراق را دستخوش تغییر و تحول کرد. برپایه این مفهوم، غربی‌ها انقلاب اسلامی و تأثیرات ناشی از آن را برای منافع غرب (شامل نفت، ثبات کشورهای مرتجع منطقه، امنیت اسرائیل و همچنین مقابله با نفوذ شوروی)، جنایتی علیه نظم جهانی قلمداد می‌کنند. در هر صورت، وجود اختلاف مرزی و ارضی میان ایران و عراق که با انعقاد قرارداد 1975 الجزایر حل و فصل شده بود و حتی وقوع تشنج مجدد میان دو کشور به تنهایی نمی‌توانست انگیزه و علت اصلی تجاوز عراق به ایران باشد، زیرا اولا مبانی و راه‌حل‌های رفع اختلافات در قرارداد الجزایر تعیین شده بود و ثانیا پیش از این، دو کشور ایران و عراق در اوضاع بسیار حادتری قرار داشتند اما هرگز به یک جنگ تمام عیار متوسل نشدند. شمارش معکوس برای شروع جنگ، متعاقب ناامیدی آمریکایی‌ها از حل معضل گروگان‌ها (در تسخیر لانه جاسوسی) در سال 1358 آغاز شد. عملیات طبس با هدف آزادسازی گروگان‌های آمریکایی در 5 اردیبهشت 1359 اجرا شد، زیرا برژینسکی معتقد بود زمان تیغ زدن به دمل فرا رسیده است. برژینسکی صدام را «نیروی متعادل‌کننده» آیت‌الله خمینی تلقی می‌کرد. ملاقات محرمانه صدام و برژینسکی در مرز اردن به منزله «چراغ سبز آمریکا» به عراق برای آغاز جنگ بود. مقصود رهبران عراق از تجاوز این بود که با شکست‌ نظامی ایران به اهداف خود یعنی لغو قرارداد 1975 الجزایر، تجزیه استان خوزستان و در نهایت براندازی نظام جمهوری اسلامی دست یابند. اهمیت و جایگاه خوزستان در استراتژی تهاجمی عراق، موجب شد توان اصلی ارتش عراق در این منطقه متمرکز شود. تنها یک هفته پس از شروع جنگ، صدام در سخنانی خطاب به ملت عراق اعلام کرد: «عراق به مقاصد ارضی خود نائل شده و مایل است خصومت‌ها را کنار بگذارد و به مذاکره بپردازد.» رهبری عراق متعاقب «نرسیدن به اهداف نظامی» و «ناکامی در تحمیل صلح به ایران»، پس از هفته اول جنگ، بر «اشغال آبادان» متمرکز شد. صدام امیدوار بود با این اقدام و تصرف ساحل شمالی رودخانه اروند، به حداقل اهداف خود مبنی بر لغو قرارداد 1975 دست یابد. امام خمینی(ره) با درکی که از ماهیت تلاش‌های سیاسی ـ نظامی عراق در مرحله جدید داشتند، فرمان «شکستن حصر آبادان» را در تاریخ 14 آبان 1359 صادر فرمودند. سال اول جنگ در وضعیتی به پایان رسید که هیچ‌گونه پیروزی نظامی در جهت آزادسازی سرزمین‌های اشغالی به دست نیامد و کشور در گرداب عمیقی از بحران سیاسی و امنیتی فرورفته بود.

جنگ در سال دوم

آزادسازی مناطق اشغالی، تداوم جنگ

شهریور 1360 تا شهریور 1361

در مرحله جدید و با در نظر گرفتن تجارب پیشین و با شناخت نسبتا عمیق از دشمن و مطابق با توان و مقدورات موجود و فارغ از روش‌های کلاسیک در فاصله زمانی اسفند 1359 تا مهر 1360 بیش از 20 عملیات محدود طرح‌ریزی و اجرا شد. روش جدید برای غافلگیری دشمن و جبران کمبود امکانات، عملیات در شب و با تکیه بر نیروی پیاده. که از روحیه شهادت‌طلبی برخوردار بود. طرح‌ریزی می‌شد. همچنین اندیشه‌های دفاعی سپاه تدریجا شکل گرفت و زمینه‌های طرح‌ریزی عملیات گسترده و آزادسازی کلیه مناطق اشغالی را فراهم ساخت. سرانجام عملیات ثامن‌الائمه با هدف شکستن محاصره آبادان در تاریخ 5 مهر 1360 در شرق رودخانه کارون آغاز شد و پس از 48 ساعت نبرد، کلیه مواضع دشمن در هم کوبیده شد و تمامی اهداف عملیات تأمین شد. سپس عملیات طریق‌القدس در دستور کار قرار گرفت. برجسته‌ترین ویژگی عملیات طریق‌القدس «نقش بسیار مهم نیروهای مردمی» بود. سرانجام در تاریخ 2/1/1361، عملیات فتح‌المبین آغاز شد و طی یک هفته کلیه مواضع دشمن منهدم و منطقه به طور کامل پاکسازی شد. عملیات بیت‌المقدس در موقعیتی کاملا حساس طرح‌ریزی شد. تدبیر فرماندهان سپاه این بود که تلاش اصلی عملیات باید در عبور از رودخانه کارون و تصرف سرپلی بزرگ متمرکز شود. حال آنکه فرماندهان ارتش براساس تفکر کلاسیک، همانند عملیات قبلی (هویزه در 15/10/59) در این منطقه، بر این نظر بودند که تلاش اصلی باید با اتکا به جاده اهواز انجام شود. در این عملیات 19000 تن از نیروهای دشمن به اسارت قوای ایران درآمدند. فتح خرمشهر صرف‌نظر از بازتاب و نتایج سیاسی آن، از بعد نظامی بسیار حائز اهمیت بود. در خوزستان و در لابه‌لای حوادث جنگ تحمیلی به رشد و بالندگی رسید. خرمشهر در روند تحولات جنگ تحمیلی به عنوان نماد و مظهر «مقاومت سرسختانه ایران و پیروزی بر عراق» به شمار می‌رفت. بدین ترتیب در مرحله جدید جنگ، عملیات رمضان در چارچوب تجربیات و تاکتیک‌های پیشین طرح‌ریزی و در تاریخ 23 تیر 1361 به اجرا گذاشته شد. سال دوم جنگ در وضعیتی پایان یافت که بیشتر مناطق اشغالی از لوث وجود متجاوزان پاک شده بود و ایران به منظور تأمین «صلح شرافتمندانه و تضمین شده» عملیات رمضان را طرح‌ریزی و اجرا کرد.

جنگ در سال سوم

بن‌بست و توقف

شهریور 1361 تا شهریور 1362

روند تحولات جنگ در سال سوم براساس دو شاخص آغاز شد. نخست آنکه پیروزی‌های پی‌درپی ایران با آزادسازی مناطق اشغالی به منزله ظهور قدرت نظامی جدیدی در ایران انقلابی با محوریت سپاه در منطقه و سقوط احتمالی رژیم عراق ارزیابی شد. شاخص دوم در واقع درک ایران از موقعیت نظامی خود و اوضاع بین‌المللی برای نادیده انگاشتن آن بود لذا با تکیه بر همان تاکتیک‌های پیشین عملیات رمضان آغاز گردید. عراق در این عملیات برتری زرهی و استحکاماتش را به نمایش گذاشت و همین مساله مهم‌ترین عامل موفقیت دفاعی عراق در سال‌های 1362 و 1363 بود. بنابراین با اجرای عملیات رمضان کاستی‌های موجود در قدرت زرهی، مهندسی و توپخانه ایران نمایان شد. در آستانه عملیات والفجر مقدماتی نتایج آن با «تغییر در سازمان رزم سپاه و گسترش آن» آشکار شد. پس از عملیات رمضان به تدریج این مساله روشن شد که استراتژی جمهوری اسلامی دستیابی به صلح با کسب یک پیروزی می‌باشد. این تفکر تدریجا بر جنگ سایه افکند و تا پایان جنگ همچنان حاکم بود. عملیات والفجر با توجه به نتایج آن به «والفجر مقدماتی» تغییر یافت و عملیات جدیدی با عنوان «والفجر 1» برپایه نظریات و تفکرات فرماندهان ارتش در شمال غربی منطقه والفجر مقدماتی ـ ارتفاعات حمرین تا فکه ـ طرح‌ریزی و در تاریخ 21/1/1362 اجرا شد. ناکامی مجدد در این عملیات، دامنه اختلاف‌نظر میان ارتش و سپاه را گسترش داد. پس از آن عملیات والفجر 2 در 29 تیر 1362، در غرب پیرانشهر، در حد فاصل ارتفاعات قمطره و تمرچین، اجرا و منطقه حاج عمران به وسعت 30 کیلومتر مربع آزاد شد.

جنگ در سال چهارم

تشدید فشار به ایران

شهریور 1362 تا شهریور 1363

عملیات خیبر در تاریخ 3/12/1362 در منطقه هورالهویزه آغاز شد و با تصرف جزایر مجنون ـ که دارای حوزه‌های نفتی زیرزمینی بود ـ به پایان رسید. لیکن عملیاتی که با فرماندهی ارتش در منطقه زید انجام گرفت با موفقیت توأم نبود. عراق به دلیل نگرانی از نتایج عملیات، برای نخستین بار نوعی از سلاح‌های شیمیایی محصول کارخانه سامره (به نام گاز خردل) را با استفاده از هلی‌کوپترهای ساخت شوروی و فرانسه، به کار گرفت. سازمان ملل در واکنش به این اقدام عراق، در تاریخ 10/1/1363 با صدور بیانیه‌ای استفاده از گازهای سمی را محکوم کرد اما مسئولیت استفاده از آن را به هیچیک از طرفین نسبت نداد. ایران با تصرف جزایر مجنون در عملیات خیبر برای نخستین بار پس از ورود به داخل خاک عراق مناطقی مهم را تصرف کرد. عراقی‌ها با هدف محدود کردن درآمد نفتی ایران و بین‌المللی کردن مساله جنگ، جنگ نفتکش‌ها را آغاز کرد. عراقی‌ها در نظر داشتند به محل صدور نفت ایران در جزیره خارک حمله کنند. چنین به نظر می‌رسید که از یک سو به موازات افزایش فشارها و از سوی دیگر، دست نیافتن به پیروزی قطعی و تعیین‌کننده و مشکلاتی که برای ادامه جنگ وجود داشت، به تدریج گرایش‌های جدیدی در نگرش به جنگ و سیاست خارجی در حال به وجود آمدن است.

جنگ در سال پنجم

گسترش جنگ

شهریور 1363 تا شهریور 1364

عراق پنجمین سال جنگ را در وضعیتی آغاز کرد که پیش از آن سالانه نیمی از تولید ناخالص داخلی خود را، یعنی حدود 14 میلیارد دلار، صرف خرید جنگ‌افزار کرده بود. برخی ارزیابی‌ها حاکی از آن بود که عراق با دریافت تجهیزات جدید از اعتماد به نفس بیشتری برخوردار شده است. متعاقب انفجار اولین راکت هواپیماهای عراقی در تهران که کاملا دور از انتظار بود و نگرانی‌های بسیاری را به وجود آورد، برخی تحلیلگران هدف عراق از این اقدام را وادار ساختن ایران برای دست زدن به یک حمله زمینی زودرس ذکر کردند. اقدام تلافی‌جویانه ایران در برابر عراق، اولین موشک ایران ساعت 20/3 دقیقه بامداد پنجشنبه 23/12/1363 به بانک رافدین در بغداد اصابت کرد. شگفتی ناظران از این واقعه و تکذیب عراق نشان‌دهنده اهمیت و تأیید حملات موشکی ایران به بغداد بود. آغاز عملیات بدر در تاریخ 20/12/1363 در منطقه هورالهویزه، عراق را در وضعیت دشواری قرار داد. تداوم جنگ در سال 1364 نشان‌دهنده ناکامی استراتژی عراق برای از پا درآوردن ایران بود.

جنگ در سال ششم

تغییر توازن به سود ایران

شهریور 1364 تا شهریور 1365

مشکل ایران در مرحله جدید جنگ با توجه به افزایش توان نظامی عراق، اساسا ناشی از این بود که به راحتی قادر به کسب پیروزی نظامی برای تغییر توازن به سود خود نبود.

در واقع میان توانایی ایران برای اجرای عملیات مؤثر و تعیین‌کننده با تضمین پیروزی، با اوضاع و ضرورت‌های سیاسی حاکم بر جنگ، تناسبی وجود نداشت. پیدایش این وضعیت در جنگ بیش از هر مساله‌ای متأثر از نحوه نگرش به جنگ و کسب پیروزی بود. بدین معنا که پس از فتح خرمشهر پیروزی بر عراق بسیار سهل و آسان پنداشته می‌شد و این باور همگانی وجود داشت که صدام در حال سقوط است. برپایه همین نگرش، تفکرات استراتژیک مسئولان درباره جنگ مبنی بر «کسب یک پیروزی و خاتمه جنگ»، در پی ناکامی در عملیات رمضان به تدریج شکل گرفت. در چارچوب این تفکر تصور می‌شد با یک پیروزی قاطع می‌توان جنگ را تمام کرد. لذا نیازی به بسیج کشور در خدمت جنگ نیست. اینگونه تفکرات منطبق و همسو با اندیشه استراتژیک امام درباره جنگ نبود. شکاف موجود میان دو نگرش یاد شده در واقع از مهم‌ترین دلایل وضعیت جنگ در چهار سال گذشته بود. برخی چنین تصور می‌کردند که کار تمام شده است و باید چهار سال پیش (پس از فتح خرمشهر) تصمیم می‌گرفتیم. نتایج حاصله از فتح فاو، قرارداد 1975 الجزایر را به سود ایران تثبیت کرد. با تکیه بر منطقه تصرف شده امکان ادامه جنگ و بعدها رویارویی با آمریکا نیز به وجود آمد. در واقع فتح فاو تردید دنیا را میان برد و برای خاتمه دادن به جنگ با روشن تضعیف ایران به تصمیم‌گیری رسیدند. تلاش برای تصویب قطعنامه 598 در حالی که ایران در موقعیت برتر قرار داشت، نوعی اعمال فشار به ایران ارزیابی می‌شد. امام خمینی(ره) با درکی که از نتایج احتمالی ناشی از پیروزی ایران در عملیات فاو، مبنی بر تشدید فشار بر ایران، داشتند، سال 1365 را «سال استقامت» نامیدند. عراق پس از عملیات فاو با شروع عملیات «دفاع متحرک» فرصت بازسازی و ادامه حملات در منطقه فاو یا سایر مناطق را از ما گرفت و سپس به بازسازی مشغول شد. بدین ترتیب ششمین سال جنگ در حالی پایان یافت که در سخت‌ترین وضعیت، سپاه با طرح‌ریزی و اجرای عملیات فاو و تصرف و تأمین این منطقه، توازن جنگ را به سود جمهوری اسلامی تغییر داد.

جنگ در سال هفتم

تثبیت توازن به سود ایران

شهریور 1365 تا شهریور 1366

مشخصه حاکم بر جنگ در هفتمین سال، سرعت تحولات، پیچیدگی و گسترش دامنه آن بود. با تنوع، شدت و سرعت وقوع رخدادهای جنگ، تدریجا کلیه ظرفیت‌های لازم برای تداوم جنگ، رو به اتمام بود. ضرورت دستیابی سریع‌تر به پیروزی، برای خاتمه دادن به جنگ، فعالیت‌های همه‌جانبه‌ای را سازمان و گسترش داده بود که کاملا بر روند تحولات هفتمین سال جنگ سایه افکنده بود. در چنین موقعیتی افشای ماجرای مک فارلین در 13 آبان 1365 کلیه تحولات سیاسی و نظامی جنگ را تحت‌ تأثیر قرار داد. به نظر می‌رسد علاوه بر اینکه امکان خاتمه یافتن جنگ از میان رفت، سلسله حوادث و اقداماتی که به تدریج علیه ایران صورت گرفت، بدون تردید متأثر از افشای ماجرای موسوم به مک فارلین بود و اوضاع را بیش از گذشته برای ایران سخت و دشوار کرد. متعاقب تماس‌ها و اقدامات دوجانبه‌ای که از سال 1364 آغاز شد، در ماه‌های پایانی همین سال توافقات لازم برای سفر هیأت آمریکایی به تهران انجام گرفت. صبح روز یکشنبه 25 می 1986 (4 خرداد 1365) هیأت آمریکایی شامل مک فارلین، نورث، کیوف تیچر، نیر و رابط سیا وارد تهران شدند. هیأت آمریکایی پس از استقرار در هتل، اولین دور مذاکرات خود را در ساعت 17 آغاز کردند. در این جلسه هیأت آمریکایی به ریاست مک فارلین نظریات خود را در زمینه‌های مختلف بیان کردند و متقابلا نظریات و پاسخ‌های هیأت ایرانی را استماع کردند. دور دوم مذاکرات روز 26 می 1986 (دوشنبه 5/3/1365) ساعت 30/15 آغاز شد. در واقع معضل اصلی در این مرحله با توجه به حضور مک فارلین به عنوان نماینده رئیس‌جمهور آمریکا در ایران و درخواست وی برای گفت‌و‌گو با مسئولان، عدم تمایل و آمادگی ایران بود، زیرا امام پس از استماع گزارش سفر هیأت آمریکایی، فرمودند: «هیچیک از مسئولان با آنها مذاکره نکند.» آخرین دور گفت‌و‌گوها روز 28 می 1986 (چهارشنبه 7 خرداد 1365) انجام گرفت. مک فارلین معتقد بود: «فرصت مهمی از دست رفت.» زیرا پس از چهار روز حضور در تهران و چند دور گفت‌و‌گو، به دلیل نرسیدن به نتیجه مطلوب در حال ترک تهران بودند.

جنگ در سال ششم

پایان جنگ

شهریور 1366 تا مرداد 1367

هشتمین سال جنگ در حالی آغاز شد که درگیری ایران و آمریکا در خلیج‌فارس با حملات آمریکا به سکوهای نفتی ایران و مقابله ایران به نقطه اوج خود رسید. پیش از این تلاش عراق برای بین‌المللی کردن جنگ با فراهم کردن زمینه‌های حضور آمریکا در منطقه و حمله به ایران و تصویب قطعنامه 598 و همچنین حمله به مردم بی‌دفاع و غیرنظامی در شهرها، گرچه ابعاد فشار به ایران را گسترش داد و تشدید کرد ولی هیچ کدام به پایان یافتن جنگ منجر نشد. در نتیجه پشتیبانی‌های همه‌جانبه جهانی، دو تحول اساسی در ساختار نظامی عراق پدید آمد: گسترش سازمان رزم، خرید و انباشتن تجهیزات. بنابراین در سال 1366، در وضعی که ایران عمیقا درگیر مشکلات فزاینده ناشی از فشارهای بین‌المللی و حملات عراق به مراکز صنعتی و اقتصادی بود، «فضای تنفس حیاتی» برای عراق فراهم شد تا با سازماندهی کامل نیروهایش و ایجاد قابلیت‌های جدید دفاعی و تهاجمی، برای حمله به مواضع و استحکامات ایران کمین نماید. عناصر اصلی استراتژی ایران در موقعیت دشوار هشتمین سال جنگ، مقاومت در برابر فشارها با رویکرد جدید نظامی در جبهه‌های غرب بود. در مجموع وضعیتی کاملا نگران‌‌کننده به وجود آمده بود. در همین حال آمریکایی‌ها هواپیمای مسافربری ایران را با 2 فروند موشک که از رزم ناو آمریکایی وینسنس، مستقر در خلیج‌فارس شلیک شد، ساقط کردند. در نامه رئیس‌جمهور ایران به دبیر کل سازمان ملل به این مساله اشاره شده است که جنگ اکنون ابعادی غیرقابل پیش‌بینی یافته و ضمن وارد کردن کشورهای دیگر در جنگ، «قربانیان بی‌گناهی را در خود فرو برده است.» اقدام ایران و اهمیت آن واکنش‌های متفاوتی را برانگیخت، اعجاب و شگفتی مردم و همچنین تأسف و تألم آنها موجی از حزن و اندوه همراه با نوعی ابهام و حیرت را در میان رزمندگان اسلام و طرفداران انقلاب اسلامی در خارج از ایران برانگیخت. در واقع شکاف موجود میان آگاهی مردم از واقعیات جنگ و برتری‌های چشمگیر عراق در توان رزمی و تبلیغاتی که انجام می‌گرفت و اذهان جامعه را شکل داده بود، مهم‌ترین عاملی بود که براساس آن می‌توان وضعیت روحی و روانی مردم را توضیح داد. امام خمینی با توجه به نتایج پذیرش قطعنامه، طی پیامی در این باره فرمودند: «و اما درباره قبول قطعنامه که حقیقتا مساله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصا برای من بود، این است که من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجرای آن می‌دیدم ولی به واسطه حوادث و عواملی که از ذکر آن فعلا خودداری می‌کنم و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامی کارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای کشور. که من به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم. با قبول قطعنامه و آتش‌بس موافقت نمودم و در مقطع کنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می‌دانم و خدا می‌داند که اگر نبود انگیزه‌ای که همه ما و عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام و مسلمین قربانی شود، هرگز راضی به این عمل نبودم مرگ و شهادت برایم گواراتر بود...» امام خمینی در همین پیام این اقدام را به منزله نوشیدن جام زهر ذکر کرده و فرمودند: «شما می‌دانید که من با شما پیمان بسته بودم که تا آخرین قطره خون و آخرین نفس بجنگم اما تصمیم امروز فقط برای تشخیص مصلحت بود و تنها به امید رحمت و رضای او از هر آنچه گفتم، گذشتم و اگر آبرویی داشتم با خدا معامله کردم.»