اشاره:
پس از مصر این بار نوبت اردن بود تا با امضای پیمان صلح با رژیم صهیونیستی تمامی نقضهای حقوق اعراب توسط رژیم اسرائیل را نادیده بگیرد و به عادیسازی روابط با رژیمی تن دهد که حق موجودیتش به دلیل اشغال سرزمینهای عربی زیر سوال است. با گذشت سالها از جنگ اعراب و اسرائیل و صدور قطعنامههای مختلف از سوی سازمان ملل متحد سوال بسیاری از پناهندگان و آوارگان فلسطینی که قربانیان اصلی این جنگ و اشغالگریهای اسرائیل هستند این است که سران عرب برای آنها و احقاق حقوق از دست رفتهشان چه کردهاند؟ پناهندگان و آوارگانی که پیر شده و فرزندان آنان نیز به میانسالی رسیدهاند اما سران کشورهای عربی از جمله مصر و اردن هم چنان در اوهام به دنبال طرح صلح با اسرائیل هستند تا شاید حقوق از دست رفته عربها را به آنها بازگردانند!
">اشاره:
پس از مصر این بار نوبت اردن بود تا با امضای پیمان صلح با رژیم صهیونیستی تمامی نقضهای حقوق اعراب توسط رژیم اسرائیل را نادیده بگیرد و به عادیسازی روابط با رژیمی تن دهد که حق موجودیتش به دلیل اشغال سرزمینهای عربی زیر سوال است. با گذشت سالها از جنگ اعراب و اسرائیل و صدور قطعنامههای مختلف از سوی سازمان ملل متحد سوال بسیاری از پناهندگان و آوارگان فلسطینی که قربانیان اصلی این جنگ و اشغالگریهای اسرائیل هستند این است که سران عرب برای آنها و احقاق حقوق از دست رفتهشان چه کردهاند؟ پناهندگان و آوارگانی که پیر شده و فرزندان آنان نیز به میانسالی رسیدهاند اما سران کشورهای عربی از جمله مصر و اردن هم چنان در اوهام به دنبال طرح صلح با اسرائیل هستند تا شاید حقوق از دست رفته عربها را به آنها بازگردانند!
">اشاره:
پس از مصر این بار نوبت اردن بود تا با امضای پیمان صلح با رژیم صهیونیستی تمامی نقضهای حقوق اعراب توسط رژیم اسرائیل را نادیده بگیرد و به عادیسازی روابط با رژیمی تن دهد که حق موجودیتش به دلیل اشغال سرزمینهای عربی زیر سوال است. با گذشت سالها از جنگ اعراب و اسرائیل و صدور قطعنامههای مختلف از سوی سازمان ملل متحد سوال بسیاری از پناهندگان و آوارگان فلسطینی که قربانیان اصلی این جنگ و اشغالگریهای اسرائیل هستند این است که سران عرب برای آنها و احقاق حقوق از دست رفتهشان چه کردهاند؟ پناهندگان و آوارگانی که پیر شده و فرزندان آنان نیز به میانسالی رسیدهاند اما سران کشورهای عربی از جمله مصر و اردن هم چنان در اوهام به دنبال طرح صلح با اسرائیل هستند تا شاید حقوق از دست رفته عربها را به آنها بازگردانند!
">اشاره:
پس از مصر این بار نوبت اردن بود تا با امضای پیمان صلح با رژیم صهیونیستی تمامی نقضهای حقوق اعراب توسط رژیم اسرائیل را نادیده بگیرد و به عادیسازی روابط با رژیمی تن دهد که حق موجودیتش به دلیل اشغال سرزمینهای عربی زیر سوال است. با گذشت سالها از جنگ اعراب و اسرائیل و صدور قطعنامههای مختلف از سوی سازمان ملل متحد سوال بسیاری از پناهندگان و آوارگان فلسطینی که قربانیان اصلی این جنگ و اشغالگریهای اسرائیل هستند این است که سران عرب برای آنها و احقاق حقوق از دست رفتهشان چه کردهاند؟ پناهندگان و آوارگانی که پیر شده و فرزندان آنان نیز به میانسالی رسیدهاند اما سران کشورهای عربی از جمله مصر و اردن هم چنان در اوهام به دنبال طرح صلح با اسرائیل هستند تا شاید حقوق از دست رفته عربها را به آنها بازگردانند!
">اشاره:
پس از مصر این بار نوبت اردن بود تا با امضای پیمان صلح با رژیم صهیونیستی تمامی نقضهای حقوق اعراب توسط رژیم اسرائیل را نادیده بگیرد و به عادیسازی روابط با رژیمی تن دهد که حق موجودیتش به دلیل اشغال سرزمینهای عربی زیر سوال است. با گذشت سالها از جنگ اعراب و اسرائیل و صدور قطعنامههای مختلف از سوی سازمان ملل متحد سوال بسیاری از پناهندگان و آوارگان فلسطینی که قربانیان اصلی این جنگ و اشغالگریهای اسرائیل هستند این است که سران عرب برای آنها و احقاق حقوق از دست رفتهشان چه کردهاند؟ پناهندگان و آوارگانی که پیر شده و فرزندان آنان نیز به میانسالی رسیدهاند اما سران کشورهای عربی از جمله مصر و اردن هم چنان در اوهام به دنبال طرح صلح با اسرائیل هستند تا شاید حقوق از دست رفته عربها را به آنها بازگردانند!
">اشاره:
پس از مصر این بار نوبت اردن بود تا با امضای پیمان صلح با رژیم صهیونیستی تمامی نقضهای حقوق اعراب توسط رژیم اسرائیل را نادیده بگیرد و به عادیسازی روابط با رژیمی تن دهد که حق موجودیتش به دلیل اشغال سرزمینهای عربی زیر سوال است. با گذشت سالها از جنگ اعراب و اسرائیل و صدور قطعنامههای مختلف از سوی سازمان ملل متحد سوال بسیاری از پناهندگان و آوارگان فلسطینی که قربانیان اصلی این جنگ و اشغالگریهای اسرائیل هستند این است که سران عرب برای آنها و احقاق حقوق از دست رفتهشان چه کردهاند؟ پناهندگان و آوارگانی که پیر شده و فرزندان آنان نیز به میانسالی رسیدهاند اما سران کشورهای عربی از جمله مصر و اردن هم چنان در اوهام به دنبال طرح صلح با اسرائیل هستند تا شاید حقوق از دست رفته عربها را به آنها بازگردانند!
">اشاره:
پس از مصر این بار نوبت اردن بود تا با امضای پیمان صلح با رژیم صهیونیستی تمامی نقضهای حقوق اعراب توسط رژیم اسرائیل را نادیده بگیرد و به عادیسازی روابط با رژیمی تن دهد که حق موجودیتش به دلیل اشغال سرزمینهای عربی زیر سوال است. با گذشت سالها از جنگ اعراب و اسرائیل و صدور قطعنامههای مختلف از سوی سازمان ملل متحد سوال بسیاری از پناهندگان و آوارگان فلسطینی که قربانیان اصلی این جنگ و اشغالگریهای اسرائیل هستند این است که سران عرب برای آنها و احقاق حقوق از دست رفتهشان چه کردهاند؟ پناهندگان و آوارگانی که پیر شده و فرزندان آنان نیز به میانسالی رسیدهاند اما سران کشورهای عربی از جمله مصر و اردن هم چنان در اوهام به دنبال طرح صلح با اسرائیل هستند تا شاید حقوق از دست رفته عربها را به آنها بازگردانند!
26 اکتبر سالروز امضای پیمان طلح بین اردن و اسرائیل است. این پیمان پس از پیمان کمپدیوید بین مصر و اسرائیل دومین پیمان صلح با اسرائیل است که این بار توسط دولت پادشاهی اردن و رژیم اشغالگر به امضا رسید.
این پیمان سرآغازی برای دوره جدید در روابط دو طرف بود که بر اساس آن همکاریهای اقتصادی و تجاری و روابط دیپلماتیک بین طرفین ایجاد شده و گسترش یافت.
در حال حاضر اسراییل، اردن را یک شریک استراتژیک و عنصری مهم در روند صلح در خاورمیانه میداند و تمایل دارد از این روابط جهت عادیسازی روابط با دیگر کشورهای عربی استفاده کند.
البته باید سال 2005 را نقطه عطفی در جهت تحکیم مذاکرات سیاسی و همکاریهای دو جانبه بین اردن و اسرائیل در سطوح مختلف دانست و پس از بازگشت سفیر اردن به اسرائیل در فوریه سال 2005 و پیشرفتهای به ظاهر محسوسی که در روند صلح با فلسطین از طریق از سرگیری مذاکرات حاصل شد، روابط دو جانبه اسراییل و اردن نیز شکل دیگری یافت و دو طرف به ویژه در زمینه اقتصاد، آب و کشاورزی به پیشرفتههای محسوسی رسیدند.
روابط تجاری یکی از عوامل اصلی گسترش روابط دو طرف بود و تجارت دو جانبه پس از امضای توافقنامه صلح به صورت مداوم و محسوسی ادامه یافت به طوری که در سال 2004 حجم تجارت متقابل اسرائیل و اردن به حدود 185 میلیون دلار رسید.
اما شاید تنها نتیجه این پیمان صلح پیشرفتهای اقتصادی و تجاری باشد زیرا هدف اصل آن که همان تحقق صلح عادلانه، دائمی و فراگیر در خاورمیانه بر اساس قطعنامههای سازمان ملل متحد بود همچنان در هالهای از ابهام باقی مانده است.
اردن و اسرائیل با امضای این پیمان تاکید کردهاند که به اصول منشور سازمان ملل متحد پایبند هستند و حق زندگی مسالمتآمیز با تمامی کشورهای هم مرز را اصلی واجب و ضروری میدانند اما آیا با گذشت سالها از این پیمان اسرائیل گامی در جهت اعتمادسازی با کشورهای عربی اتخاذ کرده یا هیچ یک از قطعنامههای سازمان ملل متحد به ویژه در زمینه حقوق بشر را به رسمیت شناخته است؟
تلاشهای ناکام
طی این سالها با وجود تلاش گسترده مصر و اردن برای ایفای نقش مثبت در روند صلح با اسرائیل و استفاده از پیمانهای دوجانبه صلح جهت وادار کردن این رژیم نسبت به توقف اقدامات خصمانه و تجاوزگرانهاش علیه مردم مظلوم فلسطین، اسرائیل بیتوجه به تمامی این تلاشها ثابت کرده که تنها هدفش از امضای صلح با هر کشور عربی تحقق اهداف شخصی بدون انجام اقدامی متقابل است.
روند صلح اعراب و اسرائیل به دلیل بیتوجهی این رژیم نسبت به قطعنامههای بینالمللی و پیمانهای صلح، سران عرب را بر آن داشت تا این بار طرح جدیدی را تحت عنوان طرح صلح پیشنهادی اعراب تنظیم و ارائه دهند و آن را اساس پایان بحران عرب و اسرائیل و عادیسازی روابط با این رژیم بدانند اما از آنجا که این طرح نیز بر حق قانونی مردم فلسطین و همچنین بازگرداندن تمامی سرزمینهای اشغال شده عربی تاکید دارد همچنان با مخالفت یا دست کم عدم واکنش مثبت اسرائیل روبهرو است. رهبران عرب تحت اعمال فشارهای آمریکا جهت عادیسازی روابط با اسرائیل بارها این طرح را مطرح کرده و بر موضع ثابتشان تاکید کردند اما این پافشاریها همچنان با موضع سرسختانه اسرائیل روبهرو است زیرا ماهیت این رژیم اشغالگر پایمال کردن حقوق و نقض تمامی درخواستها و پیشنهادات قانونی است.
در زمینه بازاریابی برای طرح صلح پیشنهادی اعراب این بار نیز مصر و اردن به دلیل داشتن روابط دیپلماتیک با اسرائیل داوطلب نمایندگی به اجرا درآمدن این طرح شدهاند اما تاکنون نتوانستهاند پاسخ مثبتی از اسراییل نسبت به این طرح فراگیر دریافت کنند.
ادامه سیاستهای سابق
اکنون که روند صلح اسرائیل با فلسطین از طریق تبلیغهای ساختگی آمریکا با پدیدهای جدید موسوم به کنفرانس بینالمللی صلح خاورمیانه روبهرو شده بار دیگر شاهد هستیم که هیچ گونه واکنش مثبت یا اقدام مهمی دال بر عزم و اراده اسرائیل برای احیای صلح با اعراب و حتی فلسطینیان صورت نگرفته است.
با وجود تاکید کشورهای عربی بر این موضوع که مشارکتشان در این کنفرانس منوط به فراگیر و آشکار بودن جدولکاری این کنفرانس و شکلگیری آن بر اساس طرح صلح پیشنهادی اعراب و دیگر قطعنامهها و پیمانهای بینالمللی است اما مقامات رژیم اشغالگر و کاخ سفید صراحتا اعلام میکنند که این کنفرانس تنها به روند صلح بین اسرائیل و فلسطین خواهد پرداخت و حتی هیچ گونه تضمینی برای دستیابی به راهکاری نهایی برای حل بحران فلسطین و اسرائیل نیز وجود ندارد.
تمامی این شواهد نشان میدهد که رژیم اشغالگر از عادیسازی روابط با کشورهای عربی و امضای هر گونه پیمان صلح ساختگی با آنها چیزی جز اثبات حق موجودیت و تامین اهداف توسعهطلبانه و تجاوزگرانهاش را دنبال نمیکند زیرا به رغم این پیمانها همچنان بسیاری از اراضی عربی از جمله بلندیهای جولان، مزارع شبعا و سرزمینهای فلسطینی مهمتر از همه بیتالمقدس که ماهیت عربی و اسلامی آن بر همه آشکار است، تحت اشغال این رژیم قرارداد و علاوه بر آن اسرائیل از هیچ اقدامی جهت سلب اعتماد از کشورهای عربی فروگذار نمیکند که این امر در نقض دائمی حقوق مردم فلسطین چه از طریق حملات نظامی، نقض حریم هوایی و زمینی لبنان علاوه بر جنگ 33 روزه سال گذشته علیه این کشور و به تازگی نیز با نقض حریم هوایی سوریه، بمباران خاک این کشور و سر دادن داعیه جنگ علیه آن تبلور یافته است.
پس به واقع آیا میتوان چنین رژیمی را جویای صلح دانست یا به هیچ طرح و پیمان صلحی با آن امید داشت؟