حسین میزان
شارل آندره ژوزف ماری دوگل که به ژنرال دوگل معروف است، بیشک موثرترین فرد در شکلگیری فرانسه کنونی است. وی پس از جنگ جهانی دوم به مقام ریاست جمهوری فرانسه رسید. چند دوره که رئیسجمهور بود توانست فرانسه را از یک کشور جنگزده به یکی از کشورهای پیشرفته جهان تبدیل کند و سیاست خارجی مستقل فرانسه بعد از جنگ دوم را به رغم فشارهای آمریکا پایهگذاری نماید. آرای دوگل حتی پس از کنارهگیری از عرصه سیاست همواره بر عرصه سیاسی و خصوصا سیاست خارجی فرانسه سایه افکنده بود. دکترین گولیسم سیاست خارجی پاریس را طی نیم قرن اخیر مستقل از ایالات متحده و حتی در برخی موارد رقیب این کشور قرار داده بود. در این میان نه تنها سیاستمداران راست و میانه که چپها و سوسیالیستها هم از اندیشههای دوگل پیروی میکردند. تا جایی که فرانسوا میترال سوسیالیست در طول چهارده سال ریاست جمهوری خود اندکی از مشی دوگل منحرف نشد. ژاک شیراک راستگرا هم که به سبب راستگرا بودن اساسا افکارش به دوگل نزدیکتر بود، دکترین وی را دستور کار سیاست خارجی الیزه قرار داد و در طول زمامداری خود تقریبا با تمامی سیاستهای کاخ سفید مخالفت کرد که مهمترین تقابل پاریس و واشنگتن را باید در خصوص جنگ عراق دانست. اما سارکوزی رئیسجمهور جدید فرانسه که بیش از 6ماه از حضور او در الیزه نمیگذرد به راحتی از گولیسم عبور کرده و درصدد جایگزین کردن دکترینی جدید در عرصه سیاسی فرانسه است. ساکوزی 52 ساله متعلق به نسلی است که برخلاف اسلاف خود دارای ویژگی آمریکا ستیزی نیست.
وی که در کشورش به "سارکوزی آمریکایی" معروف است. ایالات متحده را به دلایل مختلف میستاید. وی سعی دارد به ناظران سیاسی القا کند که دوران گولیسم به سر آمده و به جای آن سارکوزیسم، آغاز شده است، جریانی نوین که سعی دارد همه نیروهای راست، هواداران لوپن و سوسیال لیبرالها، بعلاوه جناح میانهرو، را حول خود گرد آورد. سارکوزیسم برخلاف گولیسم قائل به ایفای نقش مستقل در عرصه بینالملل نیست و هر چند که بر ناسیونالیسم تأکید میورزد اما پیروی از سیاستهای دیگر کشورها را در عرصه بینالملل قبیح نمیداند. اما به نظر میرسد که سارکوزی برای نهادینهکردن سارکوزیسم در فضای سیاسی فرانسه کار سختی در پیش داشته باشد چرا که عرصه سیاسی این کشور مدتها است دکترین گولیسم را پذیرفته و به آن خو گرفته است. همه این مسائل سبب شده که حتی پذیرش سارکوزیسم در درون حزب مطبوع رئیسجمهور، یعنی یو.ام.پ هم بعید به نظر برسد. سارکوزی سیاستهای خود را حتی قبل از رسیدن به ریاست جمهوری و در مقام وزیر کشور هم دنبال میکرد. وی قبل از رسیدن به ریاست جمهوری از حمله آمریکا به عراق حمایت میکرد و از اینکه سارکوزی آمریکایی لقب گرفته بود، به خوی میبالید. اما سفر اخیر سارکوزی به ایالات متحده تأکیدی بر ادامه این سیاستها بود. در این سفر دو طرف تلاش کردند کدورتهایی را که از چهار سال و نیم پیش به واسطه حمله ایالات متحده به عراق رخ داد، از بین ببرند. بوش با رفتن بلر همپیمان قدیمی خود، تلاش دارد جایگزین مطلوبی برای وی بیابد و به نظر میرسد که با وجود سارکو یافته باشد. بوش با اختصاص دادن تشریفاتی خاص به رئیسجمهور فرانسه سعی کرد اهمیت نزدیکی دو کشور را یادآور شود و در این میان سارکوزی هم به جای استفاده از ادبیات دیپلماتیک از ادبیاتی که بیشتر میتوان در کتابهای رمانتیک و عاشقانه یافت، در قبال بوش و ایالات متحده استفاده کرد و تلاش کرد، بر جایگاه ایالات متحده در سیاستهای خود تأکید کند. در این دیدار، سارکوزی با بوش درخصوص مهمترین مسائل میان دو طرف تبادلنظر کرده است. به نظر میرسد که یکی از مهمترین این موضوعات مسئله پرونده هستهای جمهوری اسلامی و تلاش برای اعمال فشار بیشتر بر ایران بوده است.
عراق، لبنان، سوریه، کوزوو، برمه، افغانستان و روند صلح خاورمیانه بیشک از مهمترین موضوعات بررسی شده بودهاند. اما بیشک سیاستی را که سارکو در داخل و خارج در پیش گرفته است نمیتوان پایان خوشی برای وی داشته باشد. روندی که شیراک در زمان تصدی خود بر سیاست خارجی فرانسه در پیش گرفته بود و تلاش میکرد مستقل از آمریکا گام بردارد، مورد رضایت مردم این کشور بود و به نظر نمیرسد مشی فعلی سارکوزی بتواند توفیق چندانی در همراه کردن افکار عمومی مردم فرانسه با خود داشته باشد. خصوصا که سارکوزی در داخل هم با مشکلات زیادی مواجه است. مشکلات وی در عرصه داخلی میتواند نارضایتیهای موجود از سیاست خارجی وی را هم تشدید کند. سفر نیکلا سارکوزی رئیسجمهوری فرانسه به آمریکا با مخالفت جناح چپ سوسیالیست این کشور مواجه شده و آنها انتقادات زیادی به این سفر داشتهاند. سارکو باید اکنون پاسخگوی انتقادهای شدید مخالفان باشد. از سوی دیگر وی باید با اتحادیهها و اصنافی دست و پنجه نرم کند که عزم خود را برای برگزاری اعتصاباتی شدید، جزم کردهاند و تمام تلاش خود را برای فلجکردن دولت وی به کار بستهاند. همه اینها در شرایطی است که مردم فرانسه با مشکلات شدید اقتصادی دست به گریبانند. کاهش قدرت خرید و افزایش روزافزون قیمتها آنها را از عملکرد دولت جدید به شدت ناراضی کرده است و انتشار خبر افزایش بیش از دو برابر حقوق رئیسجمهور، سبب زبانه کشیدن بیش از پیش خشم مردم فرانسه شده است.