مقدمه:

پیروزى مجدد میخائیل ساکاشویلى در انتخابات ریاست جمهورى گرجستان در شرایطى رقم خورد که تنش هاى فزاینده میان مسکو و تفلیس همچنان ادامه دارد؛ شدت و حدت این تنش ها به ویژه پس از پیروزى انقلاب گل رز در سال ۲۰۰۳ به حدى بوده که حکایت از بحرانى دائمى میان روسیه و گرجستان دارد. در این بین علیرغم آنکه تنش هاى متعددى میان دو کشور حاکم بوده است، با این حال باید ریشه این بحران ها را در روابط دو کشور و در گذشته اى نه چندان دور جستجو نمود. در واقع درک بحران ها و تنش هاى موجود میان گرجستان و روسیه بدون فهم مناسبات گذشته و متغیرهاى گوناگون در روابط این دو کشور ناممکن مى نماید. از این رو در بحث حاضر ضمن مرور ریشه هاى تنش میان روسیه و گرجستان، به بررسى بحران هاى حاضر و آینده روابط مسکو و تفلیس خواهیم پرداخت.

">

مقدمه:

پیروزى مجدد میخائیل ساکاشویلى در انتخابات ریاست جمهورى گرجستان در شرایطى رقم خورد که تنش هاى فزاینده میان مسکو و تفلیس همچنان ادامه دارد؛ شدت و حدت این تنش ها به ویژه پس از پیروزى انقلاب گل رز در سال ۲۰۰۳ به حدى بوده که حکایت از بحرانى دائمى میان روسیه و گرجستان دارد. در این بین علیرغم آنکه تنش هاى متعددى میان دو کشور حاکم بوده است، با این حال باید ریشه این بحران ها را در روابط دو کشور و در گذشته اى نه چندان دور جستجو نمود. در واقع درک بحران ها و تنش هاى موجود میان گرجستان و روسیه بدون فهم مناسبات گذشته و متغیرهاى گوناگون در روابط این دو کشور ناممکن مى نماید. از این رو در بحث حاضر ضمن مرور ریشه هاى تنش میان روسیه و گرجستان، به بررسى بحران هاى حاضر و آینده روابط مسکو و تفلیس خواهیم پرداخت.

">

مقدمه:

پیروزى مجدد میخائیل ساکاشویلى در انتخابات ریاست جمهورى گرجستان در شرایطى رقم خورد که تنش هاى فزاینده میان مسکو و تفلیس همچنان ادامه دارد؛ شدت و حدت این تنش ها به ویژه پس از پیروزى انقلاب گل رز در سال ۲۰۰۳ به حدى بوده که حکایت از بحرانى دائمى میان روسیه و گرجستان دارد. در این بین علیرغم آنکه تنش هاى متعددى میان دو کشور حاکم بوده است، با این حال باید ریشه این بحران ها را در روابط دو کشور و در گذشته اى نه چندان دور جستجو نمود. در واقع درک بحران ها و تنش هاى موجود میان گرجستان و روسیه بدون فهم مناسبات گذشته و متغیرهاى گوناگون در روابط این دو کشور ناممکن مى نماید. از این رو در بحث حاضر ضمن مرور ریشه هاى تنش میان روسیه و گرجستان، به بررسى بحران هاى حاضر و آینده روابط مسکو و تفلیس خواهیم پرداخت.

">

مقدمه:

پیروزى مجدد میخائیل ساکاشویلى در انتخابات ریاست جمهورى گرجستان در شرایطى رقم خورد که تنش هاى فزاینده میان مسکو و تفلیس همچنان ادامه دارد؛ شدت و حدت این تنش ها به ویژه پس از پیروزى انقلاب گل رز در سال ۲۰۰۳ به حدى بوده که حکایت از بحرانى دائمى میان روسیه و گرجستان دارد. در این بین علیرغم آنکه تنش هاى متعددى میان دو کشور حاکم بوده است، با این حال باید ریشه این بحران ها را در روابط دو کشور و در گذشته اى نه چندان دور جستجو نمود. در واقع درک بحران ها و تنش هاى موجود میان گرجستان و روسیه بدون فهم مناسبات گذشته و متغیرهاى گوناگون در روابط این دو کشور ناممکن مى نماید. از این رو در بحث حاضر ضمن مرور ریشه هاى تنش میان روسیه و گرجستان، به بررسى بحران هاى حاضر و آینده روابط مسکو و تفلیس خواهیم پرداخت.

">

مقدمه:

پیروزى مجدد میخائیل ساکاشویلى در انتخابات ریاست جمهورى گرجستان در شرایطى رقم خورد که تنش هاى فزاینده میان مسکو و تفلیس همچنان ادامه دارد؛ شدت و حدت این تنش ها به ویژه پس از پیروزى انقلاب گل رز در سال ۲۰۰۳ به حدى بوده که حکایت از بحرانى دائمى میان روسیه و گرجستان دارد. در این بین علیرغم آنکه تنش هاى متعددى میان دو کشور حاکم بوده است، با این حال باید ریشه این بحران ها را در روابط دو کشور و در گذشته اى نه چندان دور جستجو نمود. در واقع درک بحران ها و تنش هاى موجود میان گرجستان و روسیه بدون فهم مناسبات گذشته و متغیرهاى گوناگون در روابط این دو کشور ناممکن مى نماید. از این رو در بحث حاضر ضمن مرور ریشه هاى تنش میان روسیه و گرجستان، به بررسى بحران هاى حاضر و آینده روابط مسکو و تفلیس خواهیم پرداخت.

">

مقدمه:

پیروزى مجدد میخائیل ساکاشویلى در انتخابات ریاست جمهورى گرجستان در شرایطى رقم خورد که تنش هاى فزاینده میان مسکو و تفلیس همچنان ادامه دارد؛ شدت و حدت این تنش ها به ویژه پس از پیروزى انقلاب گل رز در سال ۲۰۰۳ به حدى بوده که حکایت از بحرانى دائمى میان روسیه و گرجستان دارد. در این بین علیرغم آنکه تنش هاى متعددى میان دو کشور حاکم بوده است، با این حال باید ریشه این بحران ها را در روابط دو کشور و در گذشته اى نه چندان دور جستجو نمود. در واقع درک بحران ها و تنش هاى موجود میان گرجستان و روسیه بدون فهم مناسبات گذشته و متغیرهاى گوناگون در روابط این دو کشور ناممکن مى نماید. از این رو در بحث حاضر ضمن مرور ریشه هاى تنش میان روسیه و گرجستان، به بررسى بحران هاى حاضر و آینده روابط مسکو و تفلیس خواهیم پرداخت.

"> بحران دائمى روسیه و گرجستان
تاریخ انتشار : ۱۸ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۷:۵۳  ، 
شناسه خبر : ۴۵۳۸۱

مقدمه:

پیروزى مجدد میخائیل ساکاشویلى در انتخابات ریاست جمهورى گرجستان در شرایطى رقم خورد که تنش هاى فزاینده میان مسکو و تفلیس همچنان ادامه دارد؛ شدت و حدت این تنش ها به ویژه پس از پیروزى انقلاب گل رز در سال ۲۰۰۳ به حدى بوده که حکایت از بحرانى دائمى میان روسیه و گرجستان دارد. در این بین علیرغم آنکه تنش هاى متعددى میان دو کشور حاکم بوده است، با این حال باید ریشه این بحران ها را در روابط دو کشور و در گذشته اى نه چندان دور جستجو نمود. در واقع درک بحران ها و تنش هاى موجود میان گرجستان و روسیه بدون فهم مناسبات گذشته و متغیرهاى گوناگون در روابط این دو کشور ناممکن مى نماید. از این رو در بحث حاضر ضمن مرور ریشه هاى تنش میان روسیه و گرجستان، به بررسى بحران هاى حاضر و آینده روابط مسکو و تفلیس خواهیم پرداخت.


ریشه‌هاى بحران

در میان کشورهاى حاضر در قفقاز، موقعیت ژئوپلتیکى گرجستان به عنوان پل ارتباطى مسکو با دریاى سیاه و به تبع آن آب هاى گرم جهان، به همراه مناقشه بر سر جمهورى هاى آبخازیا و اوستیاى جنوبى، گرجستان را به صورت کشورى مهم در سیاست خارجى روسیه در آورده است. در این بین علیرغم آنکه سیاست خارجى روسیه نسبت به گرجستان تقریبا ثابت بوده و سعى کرده اختلافات را از راه هاى صلح آمیز حل و فصل کند، با این حال سیاست خارجى گرجستان چند دوره عمده و مشخص را تجربه کرده است. به طور کلى وجه مشخص این دوره ها جهت گیرى سیاست خارجى گرجستان، نشان از یک موضع ضد روسى در میان مردم و دولتمردان گرجى دارد.

الف) ملى‌گرایى و ضد روس‌گرایى

نخستین تعارض در میان دو کشور به «جنبش ملى گرایى» گرجستان به رهبرى «زویاد گامسا خوردیا» که درصدد کسب استقلال ملى و رهایى از سیطره روسیه بود، باز مى گردد. این جنبش که در نهایت به خروج گرجستان از پیمان کشورهاى مشترک المنافع انجامید، به عنوان سر آغاز سیاست هاى ضد روسى گرجستان شناخته مى شود. اختلافات سرزمینى در «آبخازیا» و «اوستیاى جنوبى» نیز یکى دیگر از مهمترین مناقشات میان دو کشور است. در حالى که مسکو به دلیل حضورتعداد زیادى از روس ها در این جمهورى ها به ویژه اوستیاى جنوبى و همچنین ادامه حضوردر قفقاز جنوبى، به خوبى آگاه است که استیلاى گرجستان بر این دو جمهورى به معناى پایان نفوذ روسیه بر قفقاز است، تلاش خود را جهت حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات به کار گرفته است. در این راستا استقرار نیروهاى صلح بان روسى پس از جنگ و درگیرى گرجستان و اوستیاى جنوبى در اوایل دهه ۱۹۹۰ قابل ارزیابى است. از این رو دولت گرجستان به ویژه پس از انقلاب گل سرخ، همواره روسیه را متهم به نقل و انتقال تجهیزات نظامى به اوستیاى جنوبى کرده که این مطلب تا حد زیادى نیز به تنش هاى مابین دو کشور دامن زده است.

ب) بحران‌هاى اقتصادى و حرکت به سوى غرب

مسائل اقتصادى، فصل دیگرى از تنش ها و تعارضات میان دو کشور روسیه و گرجستان را شکل مى دهد. گرجستان که پس از استقلال با بحران جنگ داخلى و جنبش هاى جدایى طلب رو به رو شده بود، هزینه هاى بسیارى را صرف بازگرداندن ثبات به کشور نمود. این عامل به همراه بحران هاى اقتصادى و نابسامانى هاى ساختارى به جا مانده از اقتصاد دوره شوروى، بیکارى و فقر و فساد مالى مقامات بلند پایه، به شکاف عمیق طبقاتى دامن زد. در این بین مردم گرجستان که همواره احساسات ملى گرایى و ضد روسى شدیدى از خود نشان داده اند، مشکلات اقتصادى، عقب ماندگى و توسعه نیافتگى خود را به زیر ساخت هاى نامناسب شوروى و رابطه با روسیه نسبت دادند. از این رو گرایش به غرب براى رهایى از بحران اقتصادى به ایده ملى و آرمانى دولتى مبدل شد. اگر چه مشکلات اقتصادى گرجستان با پیوستن به ساختارهاى یورو ـ آتلانتیکى نیز لاینحل ماند، اما این موضوع تأثیرى منفى بر روابط مسکو و تفلیس بر جاى گذاشت. مسیر خطوط لوله صدور نفت نیز یکى دیگر از چالش هاى اقتصادى مسکو و تفلیس است. در حالى که ایالات متحده، ترکیه، آذربایجان و گرجستان از مسیرى که بندر سوپسا (Supsa) در گرجستان را به تنگه بسفر و آنجا را به اروپا منتقل مى کند، حمایت مى کنند، روسیه خواهان مشارکت در این طرح ها و عبور خطوط لوله از خاک خود است. در این بین علاوه بر آنکه فشارهاى ایالات متحده، مسیر ایران و روسیه را براى انتقال نفت و گاز منطقه کاملا کنار گذاشته است، با این حال در این میان گرجستان نیز به طور آشکارا مخالفت خود را نسبت به مسیرى که خاک روسیه را نیز در بر گیرد، اعلام نموده است. این مطلب از یک سو نقش گرجستان را به عنوان تنها راه موجود براى انتقال منابع انرژى منطقه پر رنگ تر از گذشته کرده و از سوى دیگر ضعف این کشور در مورد عدم برخوردارى از منابع هیدروکربنى را جبران نموده است. بنابراین در شرایطى که تعارض روسیه با غرب، گرجستان را کشورى مهم براى غرب نموده، خط لوله باکو ـ تفلیس ـ جیهان، زمینه هاى کاهش اتکاى کشورهاى مستقل مشترک المنافع به روسیه را فراهم آورده است. از این رو سیاست تمایل به غرب براى گرجستان که کاهش اتکا به روسیه و محدود نمودن نقش این کشور در مناسبات منطقه اى را دنبال مى کند، بخش مهمى از راهبرد سیاست خارجى تفلیس به شمار مى آید.

د) گوام و واگرایى در روابط مسکو ـ تفلیس

یکى دیگر از مسائل نظامى و امنیتى که باعث تیرگى روابط مسکو و تفلیس شده است را باید در تشکیل نیروى پلیس «گوآم»، متشکل از کشورهاى گرجستان، اوکراین، آذربایجان و مولداوى، و توافق این کشورها براى جایگزینى این نیرو با نیروهاى پاسدار صلح روسیه در مناطق مناقشه جستجو کرد. از دید مسکو، «گوام» یک اتحاد ضدروسى است که مورد حمایت آمریکا واقع شده و در جهت تضعیف جایگاه روسیه در منطقه فعالیت مى کند. واقعیت امر آن است که تمایل اعضاى «گوآم» براى رهایى از دست نیروهاى پاسدار صلح روسیه از یک سو به معناى نارضایتى از رفتار روسیه در حل مناقشات منطقه اى است و از سوى دیگر حکایت از تمایل کشورهاى منطقه به کاهش حضور و نفوذ سنتى روسیه در این کشورها دارد.

و) انقلاب گل سرخ

ریشه دیگر تنش هاى فزاینده میان مسکو و تفلیس را باید در انقلاب گل سرخ گرجستان در سال ۲۰۰۳ یافت که دور جدیدى از تنش ها را در روابط دو کشور آغاز کرد. این انقلاب از یک سو نیروهاى مخالف داخلى را با کمک ایالات متحده و حمایت غرب به قدرت رساند و موجبات تشدید سیاست هاى ضد روسى تفلیس را فراهم نمود و از سوى دیگر به عنوان سرآغاز و الهام بخش انقلاب هاى رنگى و ضد روسى در آسیاى مرکزى و قفقاز، نقش مهمى در منطقه ایفا نمود. در واقع انقلاب رنگى گرجستان، علاوه بر آنکه به عنوان نقطه اوج ضد روس گرایى مردم گرجستان و دولتمردان این کشور به شمار مى آمد، مشکلات و تهدیدات امنیتى بسیارى نیز براى مسکو بوجود آورد. این انقلاب از یک سو گرجستان را کاملا در سبد غرب قرار داد و از سوى دیگر از نفوذ سنتى روسیه در تفلیس تا حد بسیار زیادى کاست. در واقع انقلاب رنگى، زمینه هاى دخالت آشکارتر آمریکا در امور داخلى گرجستان را فراهم نمود. به نحوى که بلافاصله پس از پیروزى انقلاب، دولت ایالات متحده آمادگى خود را براى همکارى با نینو بورجانادزه، رئیس‌جمهورى موقت گرجستان اعلام کرد و در بیانیه اى از آمادگى واشنگتن و جامعه جهانى براى کمک به حکومت جدید گرجستان در امر برگزارى انتخابات پارلمانى خبر داد. همچنین وزراى دفاع و امورخارجه آمریکا در سفرى به گرجستان و در دیدار با رهبران جدید این کشور از روسیه خواستند که نیروهاى نظامى خود را از خاک گرجستان خارج کند. شایان ذکر است که «جرج بوش» رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا نخستین رهبر سرشناس جهان بود که پس از پیروزى انقلاب گل رز به تفلیس سفر کرد. رئیس‌جمهور آمریکا در این سفر به تشریح یکى از شعارهاى محورى خود دایر بر ادامه «رژه آزادى» در جهان پرداخت. جرج بوش در سخنرانى خود از میخاییل ساکاشویلى و ده ها هزار تن از اهالى تفلیس که در میدان آزادى این شهر به سخنان او گوش مى دادند، تجلیل به عمل آورد و گرجستان را «مشعل آزادى» براى منطقه و جهان خواند. وى که انقلاب گل رز را سرمشقى براى تمام مردم جهان نامید، خطاب به مردم گرجستان گفت: «شما اینجا تنها با گل سرخى که در دستتان بود و با قدرت اعتقادتان، آزادى را بدست آوردید». بدین ترتیب پس از پیروزى انقلاب رنگى، میخائیل ساکاشویلى اولویت هاى مهم سیاست خارجى دولت خود را در همگرایى و الحاق به ساختارهاى اروپایى (یورو ـ آتلانتیک)، تعمیق و تقویت همکارى هاى استراتژیک با آمریکا، برقرارى نوعى تعادل میان منافع استراتژیک آمریکا و روسیه و توسعه وگسترش همکارى با کشورهاى همسایه برشمرد. وى به منظور اجراى سیاست الحاق به ساختارهاى یورو ـ آتلانتیکى، هنگام مراسم تحلیف ریاست جمهورى و همزمان با به اهتزاز درآوردن پرچم جدید گرجستان، پرچم اتحادیه اروپا را نیز شخصا به اهتزاز در آورد. از این رو نهادهاى اروپایى به ویژه اتحادیه اروپا و سازمان امنیت و همکارى اروپا به منظور برگزارى انتخابات  ریاست جمهورى و پارلمانى گرجستان بالغ بر ۱۲ میلیون یورو به این کشور کمک کردند.

همچنین ساکاشویلى با اولویتى که براى برقرارى روابط استراتژیک با آمریکا قرار داده بود، موفق به کسب حمایت سیاسى و مالى مقامات آمریکایى شد. به نحوى که آمریکا با اختصاص بودجه اى ۶۰ میلیون دلارى، تدارک اجراى برنامه آموزش و تعلیم حدود ۴ هزار نفر از نیروهاى دفاعى و ارتش گرجستان را بر عهده گرفت. همچنین آمریکا کمک هاى ۱۰۰ میلیون دلارى خود به رژیم شواردنادزه را به ۲۰۰ میلیون دلار افزایش داد و در مقابل گرجستان نیز موضوع افزایش نیروهاى نظامى خود از ۸۵۰ نفر به ۲ هزار نفر در عراق را پیگیرى نمود. همچنین گرجستان همکارى هاى خود را با ناتوگسترش داد و علاوه بر عراق، نیروهاى نظامى خود را به افغانستان نیز اعزام نمود. ضمن آنکه تیمى از مربیان آمریکایى وارد تفلیس شدند تا به اجراى یک برنامه نظامى ۳۲ میلیون دلارى مشترک بین آمریکا و گرجستان مبادرت ورزند.علاوه بر این سازمان هاى بین‌المللى به ویژه بانک جهانى و صندوق بین‌المللى پول نیز کمک هاى بلاعوض و وام هاى درازمدت با بهره هاى کم را به این کشور اختصاص دادند. در این بین حتى روزنامه معروف اروپایى «صداى اروپا» (European Voice) نیز میخائیل ساکاشویلى را به عنوان مرد سال اروپا انتخاب نمود. با توجه به اینکه لقب فوق به فردى واگذار مى گردد که بیشترین تأثیر را بر جریان توسعه اروپا گذاشته باشد، انتخاب رهبر انقلاب رنگى گرجستان به عنوان مرد سال اروپا و حمایت هاى بى دریغ غربى ها از رژیم جدید حکایت از پشتیبانى بى شائبه و همه جانبه غرب از جریان انقلاب هاى رنگى داشت.بنابراین در نتیجه انقلاب گل رز، گرجستان که زمانى در زیر چتر حمایتى روسیه قرار داشت، به متحد ایالات متحده آمریکا تبدیل شد و ضمن خصومت با مسکو و اقدامات خصمانه اى نظیر لغو قرارداد دراز مدت انرژى و قطع نفوذ سنتى روسیه در منطقه خود مختار «آجارستان»، خواهان پیوستن به ناتو و ساختارهاى یورو آتلانتیکى نیز شد.

تداوم بحران‌ها

در سال ۲۰۰۶ به دنبال دستگیرى ۵ افسر روس در گرجستان به اتهام جاسوسى و همچنین محاصره پایگاه نظامى روسیه در تفلیس، بحران نوینى میان روسیه و گرجستان آغاز شد. در این بحران که گرجى ها افراد دستگیر شده را متهم به طرح ریزى آشوب در سطحى گسترده و جمع آورى اطلاعات در مورد روابط این کشور با ناتو و همچنین تأسیسات بندرى و راه آهن و احزاب سیاسى و ارتش گرجستان کردند، روسیه نیز سفیر و کارمندان خود را از گرجستان فراخواند، صدور روادید براى شهروندان گرجستان را متوقف نمود، قیمت صدور گاز به گرجستان را دو برابر کرد و خواهان رسیدگى شوراى امنیت به اقدامات گرجستان شد. همچنین روسیه خروج ۳ هزار سرباز روسى از پایگاه هاى «باتومى» و «آخالکالاکى» که قرار بود طى یک برنامه زمان بندى شده تا پایان سال ۲۰۰۸ از خاک گرجستان خارج شوند را نیز به حالت تعلیق درآورد. در سال ۲۰۰۷ نیز در شرایطى که انقلاب گل رز با مشکلات عدیده اى مواجه شده بود و ساکاشویلى از عمل به وعده هاى خود باز ماند، «سازمان هاى ویژه روسیه» را عامل ناآرامى و تظاهرات مردمى در گرجستان نامید. وى شورش ها و ناآرامى ها را در گرجستان حاصل توطئه روسیه تلقى نمود و در اقدامى سه دیپلمات روسى را نیز اخراج کرد که در مقابل با واکنش متقابل مسکو و اخراج سه دیپلمات ارشد سفارت خود از روسیه مواجه شد.از این رو موارد فوق به همراه احتمال عضویت گرجستان در ناتو یکى دیگر از مواردى است که از نظر مسکو، تغییرات محرزى در زمینه امنیت را در بر خواهد داشت. بنابراین الحاق گرجستان به ساختار کنونى و دگرگون نشده ناتو، بطور جدى منافع سیاسى، نظامى و اقتصادى روسیه را تحت تأثیر قرار مى دهد. به همین سبب روسیه علاقه مند است که غرب را از منطقه و منطقه انحصارى علایق خود، دور سازد. زیرا درگیرى خارجى در منطقه به ویژه حضور نظامى غرب، باعث تضعیف روسیه شده و نفوذ سنتى این کشور بر منطقه را با چالش مواجه ساخته است.از آنچه گذشت در مى یابیم که بحران کنونى میان روسیه و گرجستان از ریشه هاى عمیق سیاسى، اقتصادى، نظامى، تاریخى و فرهنگى برخوردار است. تفلیس در حالى خود را به غرب نزدیک تر مى کند که مسکو، حضور ناتو و نیروهاى آمریکایى را در مرزهاى خود به عنوان تهدید تلقى مى کند. در واقع گرجستان ضمن مستحکم نمودن روابط با غرب، رابطه خود با روسیه را نیز تحت الشعاع قرار داده و در ایجاد تعادل و توازن در مناسبات سیاسى خود ناتوان مانده است. از این رو انتخاب مجدد میخائیل ساکاشویلى ضمن آنکه تا حد زیادى به تنش هاى پیشین میان روسیه و گرجستان دامن خواهد زد، به احتمال زیاد تنش ها و بحران هاى نوینى نیز بوجود خواهد آورد.