تاریخ انتشار : ۱۸ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۹:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۴۵۴۰۳
تکاپوی آشکار و پنهان برای سلطه بیشتر


داود حسن عبدالله

حضور فزاینده آمریکا در منطقه خاورمیانه و سفرهای سیاسی فشرده سیاستمداران این کشور و افزایش حضور سیاسی سایر کشورهای قدرتمند صنعتی در این منطقه و سایر کانون‌های انرژی جهان قطعا روایت‌های نهفته دیگری را در بطن خود دارد.

در این منطقه ایران به عنوان کشوری غنی از گونه‌های مختلف انرژی، جایگاهی ویژه و نقشی تعیین‌کننده را در معادلات سایر کشورهای انحصار‌طلب در بازار انرژی جهان دارد و استقلال سیاسی و اقتصادی این کشور باعث شده است سایر کشورهای انحصارطلب آن را مانعی بر سر راه خود ببینند؛ لذا طبیعی است که آنها بر رفع این مانع یا مهار آن به هر دستاویزی متمسک شوند و بازی غرب و کشورهای بزرگ صنعتی با ایران با نگرش به همین جایگاه راهبردی قابل تفسیر است.

از همین روست که کشورهای غربی همکاری‌های مثبت و سازنده ایران و گزارش‌های البرادعی را نادیده گرفته و فقط بر برخی نکاتی که با فشار خود همین کشورها در قطعنامه آژانس گنجانده شده است مانور می‌دهند. از سوی دیگر آنها با اینگونه موضع‌گیری‌های خود می‌خواهند بر موفقیت‌های ایران در زمینه هسته‌ای که آژانس هم بر آن صحه گذاشته است سرپوش بگذارند، زیرا آنها در اصل با حضور ایران به عنوان قدرتی هسته‌ای در کنار دیگر کشورها در عرصه بین‌المللی مخالف هستند.

از دید اقتصادی، عمده‌ترین دلیل مخالفت آنها را قدرت جذب و بازاریابی و عدم توانایی این کشورها جهت برابری با قیمت رقابتی ایران می‌توان ذکر کرد زیرا ایران علاوه بر آنکه به این فناوری دست پیدا کرده و از اصحاب این تکنولوژی شده است همچنین ماده اصلی این صنعت را در معادن غنی و وسیع اورانیوم در مناطق یزد و دشت مینو و بسیاری از مناطق دیگر خود در اختیار دارد که می‌تواند قیمت محصولات فرآوری شده در این صنعت را با قیمت‌هایی به مراتب پایین‌تر از سایر قدرت‌های هسته‌ای در اختیار بازار بین‌المللی انرژی قرار دهد.

با توجه بر گزارش‌های مثبت آژانس در خصوص صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران و همچنین گزارش اخیر سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا مبنی بر عدم انحراف برنامه‌های هسته‌ای ایران برای ساخت سلاح‌های هسته‌ای، آمریکا هنوز دست از سیاست‌‌های خصمانه خود با جمهوری اسلامی ایران برنداشته و هنوز هم در جهت براندازی نظام مردمی ایران و ایجاد تفرقه و تقسیم این کشور از هیچ تلاش و توطئه‌چینی فروگذاری نکرده است.

این یک اصل اثبات شده است که محدودیت خلاقیت را در پی خواهد داشت و فشارها و توطئه‌ها و تحریم‌های کشورهای غربی و آمریکا هر چند نرخ برخی شاخص‌های رشد را کند می‌کند اما در بسیاری از زمینه‌ها تولید و خلاقیت و توسعه داخلی را تسریع می‌بخشد که مسلما در جایگاه بین‌المللی کشورها تاثیرگذار خواهد بود.

هسته‌ای شدن و سایر موفقیت‌های علمی و فن‌آوری ایران نیز نتیجه تحریم‌های 30 ساله‌ای است که کشورهای غربی بر ملت ایران تحمیل کرده‌اند و تحریم‌های بیشتر نیز منجر به موفقیت‌ها و مسائلی خواهد شد که آنها را مجبور به مصالحه خواهد کرد و آن وقت آنها هستند که باید امتیاز بدهند.

استفاده ابزاری از سازمان‌های بین‌المللی

هدف از تاسیس سازمان ملل احقاق حق ملت‌ها و پیشرفت و توسعه جهانی و پیشگیری از خونریزی و جنگ و اشغالگری و... بود اما متاسفانه این سازمان تبدیل به ابزاری در دست غرب و به خصوص آمریکا گردیده تا ملت‌های مسمان را از توسعه باز دارند و از آن برای توجیه اشغالگری خود استفاده کنند.

آمریکا موضوع هسته‌ای ایران را با تبلیغات گسترده به یک معضل بین‌المللی و منطقه‌ای تبدیل کرد به صورتی که این کشور را در موضع انفعال قرار دهد آمریکا با سیاسی کردن موضوع هسته‌ای ایران و کشاندن آن به شورای امنیت از آن یک دستاویز حقوقی ساخت تا از آن به عنوان اهرم فشار بر ایران برای برداشت در عراق و افغانستان و سایر امتیازات منطقه‌ای استفاده کند.

نگرانی فزاینده مردم دنیا از اثرات بمب‌های هسته‌ای و به خصوص بمب‌های اتمی آمریکا که منجر به تخریب شهرهای ژاپن و اثرات زیان‌بار زیست محیطی شد سازمان ملل را بر آن داشت تا برای رفع نگرانی مردم دنیا قانون «ان.پی.تی» را تصویب کند که ضمن آن مقرر شد کشورهایی که بخواهند در زمینه انرژی هسته‌ای فعالیت کنند چارچوبی را بپذیرند.

با وجود همکاری‌های فزاینده ایران با آژانس، غرب و آمریکا هنوز هم دست از جنجال‌های رسانه‌ای و تبلیغات سیاه و منفی بر نداشته‌اند و با وجود آنکه ایران بیش از دو سال است پروتکل اضافی را که امری اختیاری است داوطلبانه امضاء کرده است اما در قبال آن هیچ‌گونه خدماتی از آژانس دریافت نکرده است.

غرب و آمریکا هنوز هم برای تحریک افکار عمومی بر امضاء پروتکل اضافی که انجام شده است و مسائلی همچون متوقف ساختن غنی‌سازی ـ عدم راه‌اندازی دستگاه‌های سانتریفیوژ P2 و... که حتی جزء وظایف آژانس هم نیست و آژانس در موارد مذکور فقط وظیفه نظارتی دارد تا استفاده غیرقانونی و غیر صلح‌آمیز از آنها نشود در حال غوغاآفرینی و تحریف افکار عمومی جهان هستند.

به عنوان نمونه ایران از آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در مورد مجتمع آب سنگین اراک برای اطمینان از رعایت استانداردهای ایمنی در این مجتمع درخواست مشاوره کارشناسی کرد که با این موضوع برخورد سیاسی شده و با آن مخالفت شد.

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی موظف است بر اساس توافقنامه جامع پادمان‌ها که جزئی از وظایف این آژانس در قبال کشورهای عضو NPT محسوب می‌شود به سازمان انرژی اتمی ایران کمک‌های فنی ارائه دهد و به کشورهای عضو در مسیر دستیابی به انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای کمک کند.

از دید تاریخی نیز واقعیت این است که دشمنی اروپا و آمریکا با ایران به علت نگرانی آنها از گسترش نهضت اسلامی و احیای آن در منطقه و سراسر جهان است زیرا آنها از تکرار تجربه تاریخ اسلام که در عرض صد سال تا وین را در تصرف خود در آورد بیم دارند و اعلام جنگ‌های جدید صلیبی توسط جرج بوش نیز به همین دلیل است.

طرح‌های براندازی

نظام آمریکا مبتنی بر سلطه و هژمونی‌‌گرایی است که خواستار تسلط سیاسی و اقتصادی بر مناطق استراتژیک جهان است و ایران در میان کشورهای منطقه خیلج‌ فارس و حتی خاورمیانه از موقعیتی سوق‌الجیشی و ژئوپلتیک برخوردار است.

کثرت جمعیت، موقعیت و وسعت جغرافیایی سرزمین ایران و جایگاه راهبردی ایران در منطقه به همراه ایدئولوژی اسلامی و سیاست خارجی مستقل آن، موجب شده که این جایگاه راهبردی و ژئوپلتیک ایران در سطح جهان و در محاسبات قدرت‌های بازیگر و ایفاگر نقش در صحنه نظام بین‌الملل به ویژه ایالات متحده دو چندان شده و ایران را به یکی از اهداف نظام سلطه تبدیل کند.

و از آنجا که آمریکا پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران بسیاری از منافع خود را در این کشور از دست داده است لذا از آن زمان به بعد آمریکا دکترین‌ها و طرحهای متفاوت بلند و کوتاه مدتی را در دستور کار خود قرار داده تا نظام حاکم بر ایران را براندازی کند.

برابر دکترین جرج دبلیو بوش، که از دکترین نظم نوین جهانی بوش، که از دکترین نظم نوین جهانی بوش پدر به منظور سلطه بر جهان تک قطبی با محوریت آمریکا و مبتنی بر هژونی‌گرایی الهام گرفته، آمریکا باید هرگونه چالشی از سوی کشورها و واحدهای سیاسی مستقل و گروه‌های استقلال‌طلب و مخالف آمریکا را از سر راه خود بردارد یا با آن برخورد جدی کند.

ایران به عنوان کشوری که در برابر برنامه‌های سیاسی و استعماری آمریکا چالش ایجاد کرده است و سیاست‌های این کشور را به خصوص در منطقه خاورمیانه زیر سوال برده است لذا در فهرست حذف و برخورد آمریکا قرار گرفته است و آمریکا با تمسک بر بهانه‌های ذیل که با توجه به زمان و مکان تغییر نیز می‌یابد در صدد مهار و در تنگنا قرار دادن ایران و اجرای نقشه‌های خزنده خود در قبال این کشور است.

آمریکا با دستاویز کردن بهانه‌هایی همچون: ـ ایران به دنبال سلاح‌های کشتار جمعی و بمب هسته‌ای است. ـ ایران در داخل کشور خود ناقض حقوق بشر است ـ ایران اساسا فاقد دموکراسی و فرایند دموکراتیزاسیون در حکومتش است. ـ ایران حامی تروریسم است. ـ ایران در عراق و افغانستان دخالت می‌کند و مانع برقراری امنیت و ثبات در این کشورها است و... و اگر ندیسمان آنها در در رسانه‌های خود در حال جنجال‌آفرینی علیه ایران است.

آمریکا و اسرائیل تنها کشورهایی هستند که هر جا منافعشان ایجاب کند و به تنهایی توانایی انجام آن را نیز داشته باشند توجهی به مصوبات سازمان ملل ندارند و تمامی معادلات و قوانین بین‌المللی را نادیده گرفته و دست به هر اقدام می‌زنند و هر جا که توانایی آن را نداشته باشند از سازمان ملل در راستای اهداف خود استفاده ابزاری کرده و سعی می‌کنند سایر کشورها را نیز با خود همراه کنند.

شاهد این موضوع حمله و اشغال غیرقانونی عراق، تجاوز ددمنشانه صهیونیست‌ها علیه فلسطینیان و ارجاع پرونده هسته‌ای ایران از آژانس به شورای امنیت سازمان ملل و سایر نمونه‌ها در دیگر نقاط جهان است.

آمریکا همچنین از سایر اقدامات جانبی همچون فشار برای محاصره کامل اقتصادی، تحریم نفتی، تهدید به اقدام نظامی علیه ایران و افزایش ناوگان جنگی خود در خلیج‌ فارس، در راستای ترفند روانی ـ دیپلماتیک خود علیه ایران از هیچ تلاشی فروگذاری نکرده است.

و سوالی که همواره ذهن هر خواننده‌ای را به خود مشغول می‌کند این است که چه دلیلی وجود دارد که آمریکا برابر آمار و ارقام منتشر شده روزانه بیش از 80 میلیون دلار برای حضور در خاورمیانه هزینه کند؟!

البته آمریکا در رفتار با ایران به خصوص از منظر تهدید مستقیم نظامی بسیار محتاط و با سیاستی دو پهلو برخورد می‌کند زیرا به خوبی می‌داند حمله به ایران مشکلات بسیاری را برای آمریکا و منافعش به وجود خواهد آورد و در صورت تحریم نفتی ایران با حمله به این کشور قیمت فرآورده‌های نفتی افزایش سرسام‌آوری خواهد کرد و چه بسا ایرانی‌ها منافع آمریکا را در سراسر جهان، چه از نظر امنیتی و چه اقتصادی، هدف قرار داده و به خطر اندازند.

از سوی دیگر بر سر راه آمریکا برای حمله به ایران عوامل بازدارنده دیگری همچون منافع روسیه، اروپا و چین در ایران، به خطر افتادن نظام‌های غیرمردمی در منطقه و مخالفت افکار عمومی جهانی برای حمله به ایران وجود دارد.

کارشناسان نظامی ایران نیز تهدیدهای آمریکا را به دو دسته نظامی و نرم تقسیم کرده‌اند و اظهار کرده‌اند؛ آمریکا به دلیل درگیری شدید در عراق و افغانستان و تشدید بحران‌های داخلی و اقتصادی این کشور و سایر دلایل تاکتیکی و راهبردی از ورود به جنگ با ایران بسیار بیم دارد لذا درحال حاضر گزینه نظامی علیه ایران منتفی است؛ از این روی آمریکا به تهدید نرم روی آورده است و همه توان و ابزارهای خود را برای ایجاد بی‌ثباتی و بحران‌سازی در داخل ایران و امن زدن به گسست‌های قومی و مذهبی این کشور و جنگ روانی و تبلیغاتی وسیع علیه این کشور و اعمال انواع تحریم‌های بین‌المللی به کار گرفته است از سوی دیگر ایران نیز غیرمستقیم تهدید کرده است که در صورت تهدید نظامی موشک‌های دوربرد ایران و عوامل برون‌مرزی این کشور منافع آمریکا را نه تنها در سراسر منطقه و جهان بلکه در داخل خود آمریکا نیز مورد هدف قرار خواهند داد و هزینه سیاست‌های خصمانه آمریکا را بالا خواهند برد.