تاریخ انتشار : ۳۰ مهر ۱۳۸۸ - ۰۸:۴۸  ، 
شناسه خبر : ۴۵۵۲۳

علی تتماج
تحولات فلسطین امروز به جایگاهی برای رقابت میان دموکرات‎ها و جمهوری‎خواهان آمریکا مبدل گردیده بگونه‎ای که هر کدام از آنها تلاش دارند تا به نحوی به عنوان حل این بحران جایگاهی جهانی برای خود کسب نمایند تا در انتخابات 2008 از آن بهره‎برداری کنند.
نکته قابل تأمل پس از برگزاری انتخابات میان‎دوره‌ای آمریکا رویکرد دولتمردان کاخ سفید و دموکرات‎ها به تحولات سرزمین‎های اشغالی فلسطین می‎باشد. از یک سو دموکرات‎ها که در گذشته اجرای صلح خاورمیانه را در راس سیاست خارجی خود داشته‎اند، بار دیگر برای این مهم فعال گردیده‎اند از سوی دیگر نومحافظه‎کاران نیز برای حفظ موقعیت سیاسی و کاهش فشار دموکرات‎ها وارد این عرصه شده‎اند. (نکته مهم آنکه نقش حضور یهودیان در انتخابات میان‌دوره‎ای که 87 درصد به دموکرات‎ها رای داده‎اند و اکنون نیز 13 نماینده در سنا و 30 نماینده در مجلس نمایندگان دارند، را در این رویکرد نمی‎توان نادیده گرفت).
با توجه به تحولات و اقدامات صورت گرفته از سوی دولتمردان آمریکا راه‎کارها و طرح‎های آنها برای بازگشایی و بررسی مجدد پرونده تحولات فلسطین (صلح خاورمیانه) بر چند محور می‎توان بررسی نمود:
1) مذاکره با مقامات رژیم صهیونیستی و واداشتن آنها به برخی سیاستها از جمله کاهش حملات به مناطق فلسطینی‎نشین و در نهایت اجرای طرح نقشه راه به جای طرح تعیین یک جانبه مرزها از سیاستهای مقامات آمریکایی می‎باشد. از سوی دیگر تاکید بر دگرگون در ترکیب دولت و تصمیم‎گیرندگان سیاست خارجی این رژیم نیز در دستور کار قرار دارد. اکنون آنها بر آنند تا آوردن افرادی متعادل‎تر با نظریه‎های سازش‌کارانه در راس قدرت این دگرگونی را ایجاد نمایند (حضور گیلرمن در وزارت استراتژیک و لیونی در وزارت دادگستری را می‎توان بخش‎هایی از این طرح ارزیابی نمود.)
2) حمایت از ابومازن و پذیرش طرح‎های ارائه شده از سوی گروههای فلسطینی برای تشکیل دولت وحدت ملی بخشی دیگر از این سیاست است. در این چارچوب آنها ضمن مذاکره با ابومازن و اعلام حمایت از آن، با سکوت در برابر سفرهای دوره‎ای هنیه و شروط حماس برای ادامه آتش‎بس به نوعی برای جلب رضایت دولت فلسطین و گروههای جهادی برای پذیرش طرح‎های مصالحه فعالیت نموده‎اند هر چند که در بلندمدت به این امر پایبند نمی‎باشند.
3) دولتمردان کاخ سفید در حالی برای احیای صلح خاورمیانه فعال گردیده‎اند که در سالهای اخیر توجه به خواسته‎های کشورهای منطقه برای این مهم نبوده‎اند. اکنون سران آمریکا رویکردی مجدد به این کشورها را اجرا می‎کنند تا از ظرفیتها و طرح‎های آنها برای بررسی تحولات فلسطین بهره‎برداری نمایند. دیدارهای دیک چنی از عربستان و رایزنی‎های رایس و سایر مقامات وزارت خارجه آمریکا با کشورهای عربی که در نشست آینده در اردن نمود بیشتری یافته است و در نهایت سفر بوش به اردن را می‎توان از جمله این اقدامات دانست.
این امر قابل ذکر است که این دیدارها در راستای صلح میان رژیم صهیونیستی و جهان عب و نیز اجرای طرح‎هایی نظیر طرح ملک عبدالله پادشاه عربستان است که حول محور اردن و مصر اجرا می‎گردد. (رایس در نشست آینده طرح‎های جدیدی برای صلح اعراب و رژیم صهیونیستی ارائه کرد).
4) آمریکا که در سالهای اخیر دوری از سازمان ملل را اجرا می‎کرد اکنون بار دیگر به عنوان توجیه‎کننده و مجری برخی سیاستهایش به آن متوسل می‎گردد. آنها در شرایط کنونی برآنند تا سازمان ملل را به عنوان مهر تاییدی بر سیاستهای خاورمیانه ایشان مورد بهره‎برداری قرار دهند. احیای دوباره کمیته چهار جانبه با عضویت سازمان ملل، آمریکا، روسیه و اتحادیه اروپا که زیر نظر سازمان ملل فعالیت می‎کنند، در این سیاست طراحی شده است. سازمان ملل اکنون با قطعنامه‎‎های خود و اعمال فشار بر کشورهای عربی می‎تواند نقشی مهم در طرح‎های به اصطلاح صلح آمریکا ایفا نماید.
5) اتحادیه اروپا به عنوان متحد سنتی آمریکا در تحولات جهانی بخشی از سناریوهای طراحی شده آمریکا را اجرا می‎کند. اکنون اروپایی‎ها با رایزنی‎های مستقیم و برگزاری نشست اتحادیه اروپا‌‌ ـ اقیانوسیه، برای این مهم فعال گردیده‎اند. رایزنی‎های خاویر سولانا با مقامات عربی و مواضع کشورهای اروپایی در نشست اروپا‌ ـ اقیانوسیه در قبال تحولات بویژه تکیه آنها بر طرح سازش میان اعراب و رژیم صهیونیستی گامهایی است که اروپا برای همسویی با آمریکا در قبال فلسطین برداشته و در آینده تشدید می‎گردد.
با تمام این تفاسیر گرایش مطلق آمریکا به حل بحران فلسطین به نفع رژیم صهیونیستی بدون توجه به خواسته‎های فلسطینی‎ها، گرفتاری آمریکا در عراق و افغانستان، رشد نهضت‎های ضد آمریکایی در خاورمیانه، نگرش منفی مردم جهان عرب به صلح با رژیم صهیونیستی و طرح‎های آمریکا، تاکید ملت فلسطین بر ادامه انتفاضه تا تشکیل کشور مستقل به پایتختی قدس شریف، سیاستهای زیاده‎طلبانه رژیم صهیونیستی در اراضی اشغالی فلسطین، اختلاف میان دموکرات‎ها و جمهوری‎خواهان درباره نحوه برخورد با تحولات خاورمیانه و صلح در سرزمین‎های اشغالی و... مانع از آن می‎گردد که طرح‎های آمریکا برای این مهم به طور کامل اجرایی گردد.
به عبارتی دیگر اکنون دولتمردان آمریکا تلاش دارند تا صرفا با به نمایش گذاشتن چهره‎ای صلح‎طلب برای حل بحران فلسطین ضمن حفظ قدرت از آراء لابی صهیونیستی برای تحقق سیاستهای آینده‎اشان بویژه در انتخابات 2008 برخوردار گردند. جمهوری‎خواهان گرایش 87 درصد لابی صهیونیست به دموکرات‎ها را تهدیدی جدی برای آینده خود می‎دانند لذا از هم‌اکنون برای برهم زدن این توازن فعالیت می‎کنند که دگرگونی در خاورمیانه و احیای روند سازش بخشی از آن می‎باشد، هر چند که در شرایط کنونی تحقق این مهم دور از ذهن می‎نماید چنانکه دیدارهای مقامات آمریکایی از خاورمیانه با تظاهرات‎های مردمی همراه بوده که خود عاملی مهم در شکست طرح سازش در خاورمیانه خواهد بود.