نویسنده: اسکات ریتر / مترجم: علیرضا عیاری
رالف اکیوس به هنگام ورودش به بغداد، مورد حمله لفظی طارق عزیز قرار گرفت که به شدت به راهکارهای مورد استفاده بازرسی آنسکام 143 انتقاد میکرد. طارق عزیز به او گفت: بازگشت به راهکارهای گذشته به این معناست که آنسکام تحت تأثیر کسانی است که از همکری عراق در آگوست گذشته میترسند. صدور مجوز چنین ماموریتهایی توسط شما به معنای اجرای فرامین آمریکاست.
طارق عزیز بهترین دشنامهایش را برای من نگه داشته بود. او گفت: آقای ریتریک آمریکایی و سرهنگ سازمان سیا است. او به عراق آمده است تا اطلاعاتی درباره امنیت دولت ما جمعآوری کند و به برخوردها دامن بزند تا همکاری خوب ما را از بین ببرد. معاون نخستوزیر عراق با اشاره به بازرسیهای گارد جمهوریخواه و گارد ویژه جمهوریخواه بر این مسأله تاکید بیشتری کرده بود. او پرسید: چرا آنسکام میخواهد این اماکن را بازرسی کند؟ اینها نقاط حساس و مرتبط با امنیت عراق هستند. چرا آقای ریتر سوالاتی درباره فعالیتهای این بخشها میپرسد؟ این بخشها ارتباط به تسلیحات کشتار جمعی ندارند و ما چنین اقداماتی را برای عراق خطرناک میدانیم.
ما از شما میخواهیم دست از این بازرسیها بردارید و بر کار فنی خلع سلاح متمرکز شوید. این حقیقت که مادلین آلبرایت (Madeleine Albright)، نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد در سخنرانی خود در 26 مارس در دانشگاه جورج تاون اشاره کرده بود که تا وقتی صدام بر سر کار است، تحریمها لغو نخواهند شد، موقعیت رالف آکیوس را سختتر میکرد. این حرفی بود که به پرخاشگری عراقیها درباره امنیت صدام دامن میزد.
دیدار اکیوس و طارق عزیز نشان میداد که عراقیها از ذات مهاجمانه بازرسی آنسکام 143 جا خوردهاند و در برابر هرگونه مزاحمت دیگر به سختی واکنش نشان خواهند داد. برای جلوگیری از هرگونه درگیری در این موقعیت حساس بوجود آمده، اکیوس از من خواست به عراق بروم و سعی کنم باب همکاری را دوباره باز کنم. «وکیل» تصمیم گرفت پیش برود و پیشنهاد حمایت SCE برای مأموریتهای دیگر را بدهد و من فکر کردم آنها هم با من در این مود که حضور SCE کارساز است، موافقند.
ارزیابیهای من تا حدی درست بود، سازمان سیا حاضر بود تا بیشتر از سابق در بازرسیهای آنسکام در آینده حضور داشته باشد. اما وقتی من به ساز و کار پنهانسازی به عنوان وسیلهای جهت خلع سلاح عراق فکر میکردم، سازمان سیا از بازرسیها به عنوان یک ابزار منحصر به فرد جمعآوری اطلاعات در مورد عراق مینگریست که لازم بود خیلی محتاطانه انجام گیرد.
بازرسی آنسکام 143 واکنشهای تندی در سازمان سیا و بویژه در دفتر استیو ریختر (Steve Richter) رئیس بخش خاورمیانه هیأت مدیره عملیات ایجاد کرد. مدتها بود که ریختر کارآیی بالقوه آنسکام را به عنوان ابزار جمعآوری اطلاعات نادیده گرفته بود. اما توانایی آنسکام 143 در دستیابی به حساسترین نقاط، از قبیل مناطق ریاست جمهوری، پستهای یگان گارد ویژه جمهوریخواه، مقر اصلی گارد جمهوریخواه و تشکیلات امنیتی عراق، ریختر را نسبت به توانایی ذاتی آنسکام در دستیابی به اطلاعات غیرقابل دسترسی توسط سازمان سیا، هوشیار کرد.
ریختر به گروه مو دابز (Moe Dabbs) در ستاد فعالیتهای ویژه دستور داد تا همکاری نزدیک با گروه عملیات عراق را که در حال طراحی کودتایی برای براندازی صدام بود، آغاز کند. گروه عملیات عراق حول یک پناهنده عراقی به نام محمد عبدالله الشعوانی (Mohammad Abdullah Al-shawani) یک رشته فعالیت طراحی کرده بود. الشعوانی سه برادر داشت که همگی افسران سرویسهای امنیتی عراق بودند و یکی از آنها عضو گارد ویژه جمهوریخواه بود.
الشعوانی به استیو ریختر و سایرین در سازمان سیا اطمینان داده بود که قادر است تعداد زیادی از افسران و مردم را به خدمت بگیرد که همگی طرفدار براندازی صدام هستند. تمام چیزی که الشعوانی احتیاج داشت، حمایت فنی سازمان سیا به شکل تجهیزات امن ارتباطی و کمک سازمان سیا در فراهمآوری شرایطی بود که تحت آن کودتا با موفقیت به انجام برسد.
ریختر از توجه ویژه من بر گارد ویژه جمهوریخواه اطلاع داشت. او با وکیل تماس گرفت و گفت که هیأت مدیره عملیات، آماده همکاری با آنسکام است. ماهها بود که من، وکیل و برت را برای دسترسی به بهترین تحلیلگران سازمان سیا در مورد گارد ویژه جمهوریخواه و سازمان امنیت ویژه در تنگنا قرار داده بودم، اما نتیجهای نداشت. حالا به یکباره برت با من تماس گرفته بود و از من خواسته بود برای شرکت در جلسهای به واشنگتن بروم. آنجا در مخفیگاه امن سازمان سیا در نزدیکی تایسون کورنر (Tyson’s Corner)، آنها 2 نفر به نامهای دیو (Dave) و دارسی (Darcy) را به من معرفی کردند که تحلیلگران متخصص در امور سازمانهای امنیتی عراق بودند.
من داشتم روی برنامه یک بازرسی جامع از تشکیلات گارد ویژه جمهوریخواه در منطقه بغداد کار میکردم تا کاری کنم مواد ممنوعه به مناطق امن از پیش طراحی شده، منتقل شوند. معتقد بودم که اگر گارد ویژه جمهوریخواه در پنهانسازی مواد و اسناد ممنوعه دست داشته باشند، آن وقت برای حفاظت از آنها از سازوکاری شبیه به ساز و کار حفاظت از صدام بهره بگیرند.
اگر این مواد در مخفیگاههای امن اطراف بغداد نگهداری میشدند و بازرسیهای آنسکام این اماکن مخفی امن را به خطر میانداخت، آنوقت بهترین کار، تخلیه این مواد به کاخهای ریاست جمهوری اطراف فرودگاه بینالمللی صدام بود. این راهحل آنها برای محافظت از رئیس جمهوری بود و تنها راه عاقلانه این بود که آنها برای محافظت از هر گونه توانمندی تسلیحات کشتار جمعی مخفی هم از همین راهحل بهره بگیرند.
سازمان سیا که از اطلاعات جمعآوری شده توسط دیو و دارسی در طول جلسه اظهار رضایت میکرد، نقشه کودتای خود را د رعراق با طرح بازرسی گارد ویژه جمهوریخواه ادغام کرد. اگر بازرسیهای آنسکام میتوانست تا حدی موجب شلیک یک حمله نظامی بزرگ علیه گارد ویژه جمهوریخواه شود، آنوقت میشد نیروهای امنیتی شخصی صدام را از میان برداشت و مسیر را برای اجرای فعالیتهای دسیسهگرهای الشعوانی باز کرد.
فقط کافی بود استیو ریختر، مسئول این برنامه، کاری کند که سازمان سیا بتواند زمان و جهت بازرسیها را به نفع خود تغییر دهد. انجام این کار، یعنی هدایت کردن من، به عهده برت، معاون وکیل در مرکز عدم تولید و تکثیر تسلیحات (NPC) بود. برخلاف وکیل و سایر تحلیلگران مشغول به کار در (NPC)، برت یکی از مأموران مخفی سابق هیأت مدیره عملیات بود و به همین علت مورد اطمینان و اعتماد مأموران دیگر مثل، استیو ریختر و پرسنل بخش خاورمیانه بود. ادامه دارد...