تاریخ انتشار : ۱۳ مهر ۱۳۹۱ - ۰۷:۴۱  ، 
شناسه خبر : ۴۵۵۲۹
گفت‎وگو با دکتر محمدباقر نوبخت درباره سیاست‎های اصل 44‌
حسین لطفی اشاره: بخش اول گفت‎وگو با دکتر محمدباقر نوبخت را در شماره دیروز مطالعه کردید. در بخش اول گفت‎وگو دکتر نوبخت الزامات و ضروریات سیاست‎های اصل 44 را تشریح کرد. در بخش دوم، وی به تشریح بسترهای لازم برای خصوصی‎سازی و نحوه اجرای آن، شرایط و فضای اقتصادی کشور و چگونگی تقویت بخش خصوصی پرداخته است.

* به نظر شما مهمترین اثر پیام و پیامدی که ابلاغ این سیاست‎ها بر کشورمان ایجاد می‎کند چیست؟
** پیام سیاست‎های اصل 44 این بود که آنچه به جهت برداشت از قانون اساسی و یا اجرای اقتضایی قانون اساسی در زمان دفاع مقدس انجام شد و به حضور بیش از حد دولت در اقتصاد منجر شد، نادرست بود و وضعیت اقتصادی را برای توسعه نامناسب کرد. ابلاغ این سیاست‎ها نشان می‎دهد که وضع موجود مورد تایید نظام نیست. دیگر این که آنچه به عنوان قانون برای تغییر وضع موجود قرار داشت نیز کم‎اثر بود. به علاوه باید برای تغییر وضع موجود سیاست‎هایی هم برای تغییر قوانین اندیشید. بنابراین به نظر من با ابلاغ این سیاست‎ها در یک کلام، اتمام حجت شد و دیگر اکنون زمان آن نیست که افراد داخل نظام در این باره بحث کنند که آیا خصوصی‎سازی خوب است یا نه؟
* صحبت شما نشان‎دهنده اهمیت سیاست‎های اصل 44 است و برخی کارشناسان و صاحب‎نظران نیز معتقدند این سیاست‎ها یک انقلاب اقتصادی است. حال اگر این پدیده چنین اهمیتی داشته باشد باید اثرات کوتاه مدتی ایجاد کرده باشد، آیا شما چنین اثراتی را می‎بینید؟
** ببینید سیاست‎های اصل 44 یک الزام برای جمهوری اسلامی ایران است و بنده اعتقاد دارم همه ما از این فرصت بسیار استثنایی برای توسعه اقتصادی کشور باید نهایت استفاده را ببریم. اما باید ابزارهای اجرایی این کار را فراهم کرد و البته منصفانه است که از قوای مقننه و اجراییه که برای تعیین وظایف خود ستادهایی را ایجاد کردند، تشکر کنیم.
شاید الآن بسیار زود باشد که برون‎دادی از اجرای سیاست‎های اصل 44 دیده شود. اتفاقاً اگر اجرای سیاست‎ها با پختگی صورت پذیرد مطمئناً بهتر از شتاب‎زدگی در اجرای آنها است، چرا که عدم تحقق این سیاست‎ها آخرین ترکش نظام در عرصه اقتصاد را هم از بین خواهد برد. باید فرصت معقول را به قوای سه گانه داد تا نسبت به فراهم کردن ساز و کارهای لازم اقدام کنند. اگرچه برخی مصوبات مجلس و سیاست‎های دولت گاهی اوقات ناامیدکننده است واین احساس را ایجاد می‎کند که گویا هنوز این اراده که در عالی‎ترین رکن نظام صورت گرفته به سایر ارکان نفوذ نکرده است، اما باید فرصت کافی داد ضمن این که ما الآن داریم به سومین سال برنامه چهارم و بودجه 86 وارد می‎شویم و دو سال از افق 20 ساله را پشت سر گذاشتیم.
* اجرای فرآیند خصوصی‎سازی گسترده نیازمند فضای مهیای اقتصادی است. آیا احساس نمی‎کنید که فضای اقتصادی کشورمان برخلاف فضای تلطیف شده اقتصادی کشورهای همسایه، همچنان سخت و مقاوم است؟
** واقعیت آن است که کسانی در این فضا نسبت به کنش‎های دولت واکنش نشان می‎دهند که انسان‎های عقلانی هستند. اساس تعریف اقتصاد از انسان، عقلانی است و بخش خصوصی برای حضور در عرصه، متغیرهای مختلفی را مدنظر قرار می‎دهد. آنچه که با ابلاغ سیاست‎ها انجام شد و کار سترگی هم بود فراهم شدن این فضا بود اما هنوز دیگر بخش‎ها از تحرک لازم برخوردار نیستند. به همین جهت می‎توانیم همچنان اقتصادمان را لخت و بدون واکنش مناسب نسبت به این پدیده تلقی کنیم و آنگاه باید متغیرهای دیگری را هم در نظر بگیریم که همچنان معقول هستند و یا فعال نشده‎اند.
بدون تردید نوع تعاملات جهانی ما از عوامل مهمی است که بخش خصوصی به آن توجه دارد. البته ممکن است بخشی از تصمیمات نظام، توجیه اقتصادی نداشته باشد و توجیه انقلابی داشته باشد. اما به هر حال اقتصاد یک نگاه پوزیتویستی و منفعت‎گرایانه دارد. به همین جهت به نظر من بالاخره بخش خصوصی که با اقتصاد جهانی در ارتباط است به علت تنگناهای موجود در داخل کشور و خصوصاً با موانعی که اکنون برای مبادلات مالی خارجی ما ایجاد شده است، با شرایط سخت‎تری برای فعالیت مواجه است. بنابراین همچنان این دغدغه‎ها و سایر موانع برای بخش خصوصی وجود دارد و ما باید به آنها حق بدهیم که هر چند شرایط اولیه را فراهم کردیم اما نگرانی‎ها را برطرف نکردیم.
* اجرای خصوصی‎سازی گسترده و خصوصاً بند «ج» سیاست‎های اصل 44 نیازمند بخش خصوصی قوی است. چه کار کنیم فضا را برای بخش خصوصی تلطیف کنیم و بخش خصوصی قدرتمندی داشته باشیم؟
** با رویکردهای مختلف می‎شود از جایگاه بخش خصوصی به اقتصاد نگاه کرد. قطعاً تغییراتی باید در مجموعه قوانین نوشته و نانوشته کشور ایجاد کنیم. بخش دیگر، بخش اجتماعی و فرهنگی است و باید نگاه به بخش خصوصی را تغییر دهیم. با توجه به برخی از اظهارنظرهایی که عالی‎ترین مقامات اجرایی کشور نسبت به سرمایه دارند، باید بپذیریم که مشکل جدی فرهنگی و اجتماعی نسبت به سرمایه و سرمایه‎گذاری داریم و نوع نگاه منفی را باید به این بخش خصوصی و سرمایه‎گذاری تغییر دهیم.
* منظورتان فراهم نبودن امنیت اقتصادی است؟
** علاوه بر امنیت اقتصادی، من نگاه فرهنگی را نیز مدنظر دارم و نباید افراد سرمایه‎دار را چپاول‎گر قلمداد کرد. در کنار این، بحث سیاسی قرار دارد که نهایتاً به فضای امنیت اقتصادی در کشور می‎انجامد. الآن متاسفانه مؤسسات جهانی اعتبارسنجی و سنجش ریسک و امنیت اقتصادی مثل فیج و هریتیج ایران را در رتبه‎های پایین از لحاظ ریسک سرمایه‎گذاری قرار می‎دهند و ریسک اقتصادی ما را بالا عنوان می‎کنند. الآن در جایگاه فعلی باید 8 درصد بالای نرخ لایبور برای منابع خارجی هزینه کنیم.
بر اساس محاسبات صورت گرفته، اگر هزینه ریسک باعث شود نرخ لایبور 2 درصد بالا رود برای هر یک میلیارد دلار 146 میلیون دلار باید بار هزینه‎‎ای بیشتری بپردازیم. پس بخش خصوصی با این اقشار هم مواجه است و نباید انتظار داشت بخش خصوصی کارآمد، وارد این فضا شود.
* در بند "ج" و خصوصی‎سازی نیز بحث‎های مختلفی وجود دارد. برخی معتقدند که خصوصی‎سازی باید بازار به بازار صورت پذیرد؟ آیا این ایده را می‎پذیرید؟ پیشنهاد شما چیست؟
** قطعاً ما باید نگاه اقتضایی به واگذاری‎ها داشته باشیم و نمی‎شود بر اساس ترتیب و تقدم و به صورت بازار به بازار شروع به خصوصی‎سازی کرد و بای همه ارکان نظام راه را باز کنند. چهار بازار اصلی کار، پول، سرمایه و کالا به همدیگر مرتبط هستند و از همدیگر متاثر هستند. در یک رشته خاص هم نمی‎توان خصوصی‎سازی را انجام داد چون تمام رشته‎ها به هم متصل‎اند. عمدتاً باید از هر سه حوزه قانون، فرهنگ و سیاست بسترهای لازم را فراهم کنیم و بعد در تمامی شئون اقتصاد، دولت اقدام به واگذاری مالکیت‎ها کند.
* نوع مصرف درآمدهای عظیم حاصل از واگذاری‎ها چگونه باید باشد؟
** تا به حال که درآمدی ایجاد نشده و همیشه بخش کوچکی از پیش‎بینی‎های درآمدی تحقق یافته‌ است و از این پس با این نوع واگذاری سهام به صورت سهام عدالت، بخش درآمدی را هم نادیده گرفته‎ایم. ما فقط داریم مالکیت را واگذار می‎کنیم و در قبال آن درآمدی هم کسب نمی‎کنیم. در سال 1367 که در مجلس سوم برای نخستین بار بحث خصوصی‌سازی پس از جنگ مطرح شد بلافاصله قانونی آمد که واگذاری سهام به ایثارگران را در اولویت قرار می‎داد که نگاه خوب و ارزشی بود منتها با آن اهداف درآمدزایی و بهبود مدیریت هم خوان نبود. به همین جهت با توجه به قداست این قانون، خصوصی‎سازی ره به جایی نبرد. الآن هم هر چیزی که می‎خواهیم واگذار کنیم با اولویت دهک‎های پایین است که معلوم نیست به افزایش رقابت و کارآیی و مدیریت بینجامد.
بنابراین آنچه که از گام‎های نخست مستفاد می‎شود پیگیری همه اهداف سیاست‎ها نیست بلکه فقط واگذاری مالکیت است. افزون بر این، این انتظارآفرینی مبنی بر این که این واگذاری‎ها موجب افزایش درآمد اقشار کم‎درآمد می‎شود نیز مورد چالش است.