ترجمه: مسعود فروغیزاده
بحران شبهجزیره کره، در حالی یکسال دیگر را پشت سر گذاشت که اگر مذاکرات شش جانبه از سر گرفته نمیشد، احتمال میرفت که یک جنگ هستهای در این منطقه به وقوع میپیوست. به طور کلی تغییرات چندانی میان گفتوگوهای شش جانبه کره شمالی در نوامبر سال 2005 و از سرگیری دور جدید این گفتوگوها پس از گذشت بیش از یک سال در تاریخ 18 دسامبر سال 2006 وجود نداشت. تمام کشورهای حاضر در این گفتوگوها که در پکن پایتخت چین برگزار شد، مواضع معمول و همیشگی خود را اتخاذ کردند، به طوری که آمریکا خواستار تعلیق برنامههای هستهای کره شمالی پیش از ارائه هرگونه کمکی به این کشور بود و در مقابل کره شمالی، آمریکا را متهم به برنامهریزی برای حمله به پیونگیانگ کرد و همچنین خواستار پایان تحریمهای سازمان ملل و تحریمهای آمریکا در خصوص معاملات با بانکهای خارجی مرتبط با رژیم کره شمالی شد. نگرانیها در خصوص کره شمالی پس از آن افزایش پیدا کرد که این کشور چندین موشک را در 4 جولای و موشک دیگری را در 5 جولای و همچنین اولین آزمایش هستهای زیرزمینی خود را در تاریخ 9 اکتبر گذشته به مرحله آزمایش رساند. انجام چنین آزمایشهایی، اطمینان بازگشت به مذاکرات را با موضعی قدرتمندتر– پس از امتناع پیونگ یانگ از ادامه مذاکرات که در نتیجه تحریمهای وزارت خزانهداری آمریکا در سپتامبر سال 2005 علیه هرگونه معامله موسسات مالی آمریکا با بانک ماکائو کره شمالی اعمال شد– در اختیار کره شمالی قرار داد. مهمترین نکته برجسته در خصوص آزمایشهای موشکی کره شمالی، شلیک موشک دوربرد تانو پودونگ 2 بود که برد این موشک تا پس از شلیک و کمتر از یک دقیقه به درون دریا فرو رفت. این شکست بسیار شدیدتر از پرتاب موشک تانو پودونگ 1 بود که کره شمالی در تاریخ 31 آگوست سال 1998 آن را پرتاب کرد و پس از عبور از آسمان ژاپن به درون اقیانوس فرود آمد.
این آزمایش هستهای همچنین موفقیت نامعلومی به شمار میآمد. پس از حدس و گمانهای بسیاری، واشنگتن قدرت آن را کمتر از 1 کیلو تن تیانتی برآورد کرد که در مقایسه، انفجار بمب اتمی که در تاریخ 4 آگوست سال 1945 در هیروشیما فرود آمد 5/12 کیلو تن و قدرت بمب اتم ناکازاکی که سه روز پس از بمب اتم هیروشیما پرتاب شد، 20 کیلو تن بود به طوری که تصویر بر آن بود که این آزمایش کمتر از انتظار پیشبینیهای کره شمالی بود و شاید یک اقدام ناامیدانه برای این کشور به شمار میآمد، اما با این وجود، این حقیقت که کره شمالی در زمینه توسعه چنین تسلیحات هولناکی پیش رفته است، همچون هولوکاست میتواند این شبه جزیره و بیشتر منطقه را در قالب جنگی فرا گیرد. شورای امنیت سازمان ملل نیز با اجماع، تحریمهایی را که تمام معاملات مرتبط با برنامه تسلیحاتی کره شمالی را ممنوع میکرد، علیه پیونگ یانگ اعمال کرد، اما این تحریمها فاقد اقدامی نظامی بود. چنین برآورد میشود که کره شمالی دارای دهها کلاهک هستهای با قابلیت حمل پلوتونیوم در منطقه «یانگ بیون» است. مرکز اتمی این منطقه تحت مفاد توافقنامه 1994 ژنو بسته شد، اما پس از شکست این توافق در اکتبر سال 2002، این منطقه تحت مفاد توافقنامه 1994 ژنو بسته شد، اما پس از شکست این توافق در اکتبر سال 2002، این منطقه دوباره شروع به کار کرد، امریکا در آن زمان کره شمالی را به فعالیت در زمینه توسعه کلاهکهای هستهای با اروانیوم بسیار غنی شده متهم کرد و به همین دلیل، خواستار خلع تسلیحاتی و تعلیق تمام برنامههای هستهای کره شمالی به طور کامل، غیرقابل برگشت و به شکل راستی آزمایش شد و این مساله در 19 سپتامبر سال 200 در گفتوگوهای شش جانبه که در پکن برگزار شد در مرکز مذاکرات قرار گرفت و آمریکا، کره شمالی را برای کنارهگیری از تمام برنامههای هستهایاش مسئول خواند، در حالی که پیونگ یانگ خواستار آن بود که واشنگتن در ابتدا مفاد توافقنامه 1994 در زمینه ساخت دورآکتور انرژی هستهای که با حمایت مالی کره جنوبی و همچنین همکاری ژاپن و امریکا در زمینه تامین سوخت برای این رآکتور همراه بود را اجرا نماید. مذاکرات در خصوص برنامه هستهای کره شمالی موجبات اختلاف را در این گفتوگوها به همراه داشت، به طوری که چین و کره جنوبی مخالف هر گونه اقدام شدید که منجر به تحریک کره شمالی شود، بودند. روسیه نیز که مایل به ایفای نقش در اقتصاد کره شمالی از جمله در زمینه خطوط راهآهن این کشور بود، با اتخاذ هر گونه اقدام شدید علیه پیونگ یانگ مخالفت کرد، اما این در حالی بود که آمریکا و ژاپن بر لزوم متوقف ساختن برنامه هستهای کره شمالی تاکید میکردند، اما هیچیک از این دو کشور آمادگی مواجهه با خطر جنگ منطقهای در راستای نیل به خواسته خود را نداشت.
مناقشه هستهای کره شمالی همچنین منجر به ایجاد اختلافاتی در کره جنوبی میان دولت چپگرای «روموهیون» رئیس جمهور این کشور و محافظه کارانی شد که تا قبل از انتخاب کیم دائه جونگ به عناون رئیس جمهور کره جنوبی در دسامبر سال 1997 نفوذ زیادی در دولت این کشور داشتند. روموهیون در دسامبر سال 2002 برای یک دوره 5 ساله به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد و بر پایه سیاست «آفتاب تابان» کیم دائه چونگ در زمینه آشتی، ارسال کمک در قالب مواد غذایی از جمله برنج به کره شمالی برای نجات این کشور از قحطی و همچنین برقراری تماسهای فرهنگی و بازرگانی با پیونگ یانگ در راستای ایجاد منطقه صنعتی در مرز میان دو کشور فعالیت کرد. محبوبیت روموهیون در سال 2006 به دلیل انتقادها و مخالفتها با رویکردهای سیاسی و شخصی وی کاسته شد و این عقیده وجود داشت که سیاستهای آزادی خواه وی، اوضاع اقتصادی کشور را خراب کرد. محافظهکاران نیز وی را به دلیل تسلیم شدن در برابر درخواستهای کره شمالی که به زیان آمریکا همپیمان کره جنوبی بود، مورد انتقاد قرار میدادند. اتحاد میان واشنگتن و سئول بر سر پیونگیانگ با اختلافاتی روبهرو شد. در همین حال، کره جنوبی تمایل خود را برای بر عهده گرفتن مسئولیت و کنترل نیروهایش در زمان جنگ ابراز داشت و در مقابل، آمریکا به رغم انتظارات، با این درخواست موافقت و اعلام کرد که کنترل عملیاتی را تا سال 2009– سه سال پیش از زمانی که مقامات دفاعی کره جنوبی اعلام کرده بودند که نیروهایشان آمادگی چنین مسئولیت پیچیدهای را خواهند داشت– به کره جنوبی محل خواهد کرد. آمریکا در تلاش برای انتقال پایگاههای مرکزی نظامی خود از پایگاه یونگ سان در سئول و همچنین نیروهای رزمی خود از پایگاهی در شمال سئولی به پیونگیانگ منطقهای واقع در 64 کیلومتری جنوب سئول با مشکلاتی مواجه شد. پس از ماهها تظاهرات، حدود 20 هزار افسر پلیس منطقه مذکور را در ماه می گذشته تحت حفاظت قرار دادند و نیروهای پلیس بیش از 500 تن از تظاهرکنندگان که بیشترآنها دانشجویان فعال بودند را دستگیر کردند. از سوی دیگر، دهها خانواده کشاورز منطقه با رهبری یک کشیش کاتولیک با پیشنهادهای دولت برای ترک منازل خود در قبال دریافت مبالغ زیادی پول مخالفت کردند و سرانجام این امر منجر به تعویق طرح مذکور برای ساخت پایگاه از جمله ادارات مرکزی نظامی امریکا شد و این در حالی بود که مقامات کره جنوبی اعلام کردند که از طرح مذکور حمایت خواهند کرد. مقامات کره جنوبی دیدگاههای پیچیدهای درباره حضور نظامی آمریکاییها در کشورشان دارند، اگرچه روموهیون و مشاوران وی در صدد برطرف کردن مشکلات بودند، اما با مساله کاهش و عقبنشینی نیروهای آمریکایی روبهرو شدند و همچنین آنها مخالف استراتژی دونالد رامسفلد وزر دفاع سابق آمریکا برای حضور نیروها به منظور استفاده در سایر نقاط منطقه بودند. دولت کره جنوبی نمیخواست که آمریکا این کشور را ترک کند و با استقرار نیروها در خاک این کشور، آن را وارد یک درگیری منطقهای کند. همچنین دولت کره جنوبی آشکارا با درخواست آمریکا برای پیوستن به «طرح امنیت گسترش» این کشور که طی آن حدود 70 کشور متعهد به همکاری در زمینه جلوگیری از محمولههای مرتبط با فنآوری و کالاهای هستهای کره شمالی شدند، مخالفت کرد. مقامات کره جنوبی مانند چینیها خود را گرفتار هر برنامهای که خطر استفاده از زور علیه کره شمالی از طریق هوا، زمین و یا دریا را همراه داشته باشد، نمیکنند. مقامات کره جنوبی همچنین نگران آن هستند که آمریکا در راستای هرگونه حملهای از کشورشان دفاع نکند، به طوری که واشنگتن تا اواخر سال 2006 تنها تعداد 29 هزار و 500 نیرو در سئول در اختیار داشت که در مقایسه با 3 سال پیش از آن، این تعداد 37 هزار نیرو بود و این نیروها به 25 هزار تن نیز کاهش پیدا میکند، اما در مقابل این کاهش نیروها، آمریکا در حال توسعه و تقویت تاسیسات نظامی کره جنوبی با هزینهای بالغ بر 10 میلیارد دلار در زمینه تقویت آخرین تسلیحات ا زجمله سیستمهای موشکی «آجیس» و جنگندههای اف-15 است. آمریکا و کره جنوبی همچنین مذاکراتی را در زمینه تقویت روابط میان دو کشور انجام دادهاند. این دو کشور همچنین خواستار یک توافقنامه تجارت آزاد هستند، اما پس از انجام مذاکراتی طولانی در خصوص مفاد آن به توافق نرسیدند. کره جنوبی شدیدا با کاهش هزینههای صادراتی در بازارهای آمریکا مخالف است و همچنین خواستار پذیرش کالاهای تولیدی شرکتهای خود از سوی آمریکا در منطقه کائهسونگ در کره شمالی میباشد. در پایان باید گفت، عدم نیل به یک توافق در خصوص کره شمالی بسیار نگرانکننده است و اصلیترین خطر در این خصوص این است که مذاکرات شش جانبه و هستهای کاملا با شکست روبهرو شده و در حالی که کره شمالی در تلاش برای گریز از محدودیتهای اقتصادی و مالی آمریکاست، خشونتها و میزان رویارویی افزایش یابد. این گفتوگوها هر چند بینتیجه بود، اما در جلوگیری از بحرانیتر شدن این مساله و ممانعت از وقوع دومین جنگ کره موثر بوده است.