* اصلاحطلبان 4 کرسی در شورای شهر تهران به دست آوردند. یعنی دوباره صاحب منصب شدهاند. کارشان اما سختتر شده چون باید پاسخگو باشند. با این اوصاف اصلاحطلبان در شورا چه وظیفهای دارند؟
** ما قبلاً هم اعلام کردیم که شورای شهر را یک پایگاه سیاسی نمیدانیم. به نظر ما در شورای شهر تمام تلاشها باید صرف این شود که مسایل پیچیده و متنوع شهر تهران مورد بررسی قرار بگیرد و تا آنجایی که ممکن است تلاش کنیم شرایط زندگی مردم بهتر شود. به هر حال موضع ما موضع تعامل و سازندگی است چه با طیف مقابل در شورای شهر و چه تیم اجرایی شهرداری. در عین حال معتقدیم جایگاه شورای شهر باید به رسمیت شناخته شود. چون نهادی است که بر دستگاه شهرداری نظارت عالی دارد و باید نقش نظارت و قانونگذاری را ایفا کند. براساس استقلال شورای شهر و قبول جایگاه نظارتی و قانونگذاری این نهاد و همچنین تعامل سازنده با تمامی اعضای شورا، به نظر میرسد فعالیتها در شورای سوم فعالیتهای مثبتی خواهد بود. فکر میکنم با این اوصاف شورای سوم از کارآیی بهتری نسبت به شوراهای اول و دوم برخوردار خواهد بود. به نظر من ترکیب شورای سوم ترکیب مناسبی است و امکان فعالیت کارشناسی و تخصصی را در شورا به وجود میآورد.
* چه برنامهای برای شهر دارید؟
** قبلا هم برنامههایمان را برای شهر تهران اعلام کرده بودیم. یک بخش برنامههای بلند مدت است و یک بخش هم برنامههای کوتاه مدت. اما از جایی که اکثریت شورای شهر با اصلاحطلبان نیست ما نمیتوانیم مطمئن باشیم همه برنامههیی که قبلا اعلام کردیم در شورا به تصویب برسد.
* به همین دلیل، اقلیت اصلاحطلبان شورا چگونه میتوانند برنامههایشان را به اجرا بگذارند؟
** ما فکر میکنیم این برنامهها، برنامههای کارشناسی است و امیدواریم با طرح این برنامهها در شورای شهر، با همین ترکیب، بتوانیم بخش عمدهای از برنامهها را اجرایی کنیم. اما همانطور که عرض کردم چون اکثریت را در دست نداریم نمیتوانیم در این باره قول قطعی بدهیم اما امیدواریم با توافق بقیه اعضای شورای شهر بتوانیم لااقل بخش عمدهای از برنامهها را به پیش ببریم.
* اما اگر موفق نشوید و برآیند شورای سوم برآیند مناسبی نباشد مردم بار دیگر نسبت به اصلاحطلبان دلسرد خواهند شد. آیا به این امر فکر کردهاید؟
** من البته فکر میکنم شورای سوم در مجموع عملکرد مثبتی داشته باشد. با توجه به شناختی که از افراد انتخاب شده دارم، این را میگویم. یعنی فکر میکنم در بخش عمدهای از مسایل مربوط به شورای شهر، ما بتوانیم به توافقی که مبتنی بر مسایل تخصصی و کارشناسی است دست پیدا کنیم. بنابراین از این جهت نگرانی کمتری دارم و امیدواریم شورای شهر سوم کارنامه مثبتی را عرضه کند؛ چه در مورد برنامههایی که اصلاحطلبان ارائه خواهند کرد و چه برنامههایی که طیف مقابل مطرح میکنند.
* مشکلات شهر تهران بسیار عظیم است و تا به حال کسی موفق به حلش نشده است. اگر اصلاحطلبان هم موفق به حلش نشوند فکر نمیکنید به ضررتان خواهد شد و همان شانس اندک برای انتخابات مجلس را هم از دست بدهید. آیا میتوانید مشکلات عظیم تهران را در عرض 4 سال حل کنید؟
** اولا فکر میکنم بزرگی مشکلات نباید موجب فرار از مسئولیت شود. به هر حال همه ما در قبال شهری که در آن زندگی میکنیم مسئول هستیم. اگر کسانی بتوانند حتی بخشی از مشکلات را حل کنند به نظر من فرارشان از مسئولیت به هیچ عنوان قابل توجیه نیست. بنابراین ما با شناخت مشکلات و با علم بر اینکه حل برخی از این مشکلات در یک دوره 4 ساله مسلماً نیست، وارد این میدان شدیم. به نظر من باید مشکلات و راه حلشان را به دو بخش تقسیم کرد. یکی مسایلی که در کوتاه مدت و در یک دوره 4 ساله قابل حل هستند و دوم مسایلی که در دوره چهار ساله باید بنیاد و شاکله آنها را ریخت و انشاءالله در دورههای بعدی به حل آنها پرداخت. بر این اساس چون مردم فهیم هستند و اهل تحلیلاند و میتوانند عملکردها را تشخیص دهند، فکر میکنم میشود در این 4 سال براساس گزارشی که به مردم میدهیم روشن کنیم که آن بخش از مشکلات که امکان حلش در عرض چهار سال بوده، حل شده و آن بخشی هم که باید در بازده زمانی درازمدتتری انجام شود شالودههای اصلیاش پیریزی شده و باید در دورههای بعدی اجرایی شود. به همین دلیل فکر میکنم نباید از این جهت نگران باشیم.
* شما حل کدام مشکلات را در اولویت قرار دادهاید؟
** یکی از مسایل مهم تهران این است که هنوز طرح جامع تهران به تصویب نرسیده. در واقع آخرین طرح جامعی که برای تهران تصویب شد و باید یک طرح 25 ساله میبود در سال 1342 به تصویب رسید که بعد از انقلاب هم به فراموشی سپرده شد. پس یکی از مهمترین کارهای ما تصویب نهایی طرح جامع تهران است تا حدود دو ثغور توسعه تهران در چارچوب آن طرح مشخص شود. البته براساس اطلاعاتی که بنده دارم طرح جامع تهیه شده، شورای سوم باید بتواند با توان کارشناسی داخل و بیرون شورا تکلیف طرح جامع تهران را مشخص کند. این طرح، مسالهای است که اگر تصویب شود تبعات درازمدت خواهد داشت. چون شهری مانند تهران بدون طرح جامع، طبیعی است که تصمیمهایی که برایش گرفته میشود میدانی خواهد بود و از یکپارچگی و جامعیت برخوردار نخواهد بود. مجموعه دیگری هم وجود دارد که باید برای آنها هم راهحلهای ضربتی و کوتاهمدت پیدا کنیم. مثل مساله محیط زیست تهران، آلودگی هوا، نابودی پارکهای جنگلی، فضای سبز اطراف تهران... اینها جزیی از طرح بهبود و احیای محیط زیست است. در این موارد طرحهایی وجود داشته. در دوره آقای خاتمی با همکاری شهرداری و سازمان محیط زیست برای کنترل آلودگی محیط زیست تهران طرحی به تصویب رسید که برخی از مواردش به صورت جزیی اجرا شد و بخش زیادی هم باقی مانده. متاسفانه بعد از اتمام آن دوره، این طرح هم معوق ماند. من فکر میکنم رسیدگی به آن طرحها و اجری طرحهای معوق میتواند تاثیرات خوبی بر محیط زیست تهران بگذارد. مساله دیگر، مساله حمل و نقل عمومی در تهران است. تهران نسبت به نیازش و پیچیدگیهای بافت شهری از نظر حمل و نقل عمومی با کمبودهای جدی مواجه است که میتوان در کوتاهمدت و در همین دوره 4 ساله به آن فکر کرد. نکته دیگر مسایل اجتماعی و فرهنگی تهران است. تهران نیاز به بررسی و توجه در این زمینهها دارد.
* یکی از وعدههای اصلاحطلبان نظارت بر تخلفات مالی شوراهای گذشته و شهرداریها بوده. حال که دارای یک اقلیت شدید این وعده را پیگیری میکنید؟
** بر اساس قانون تشکیل شوراها، شوراها باید هر ساله بیلان عملکرد مالی شهرداری را جهت اطلاع عموم مردم اعلام کنند. اما متاسفانه این بخش از قانون تا به حال اجرا نشده. ما اصرار داریم در جهت شفافسازی امور مالی شهرداری براساس قانون، شورا وظایف خودش را انجام دهد. بنابراین از زمانی که شورای سوم تشکیل شود مسلما بندهای قانونی را به طور جدی دنبال خواهیم کرد. اما در مورد آنچه که در گذشته انجام شده اگر پروندههایی موجود باشد و شورای شهر دوم تا اردیبهشت ماه، که زمان تشکیل شورای سوم است، به این پروندهها رسیدگی و اعلام نظر نهایی کند طبیعی است که شورای شهر سوم وارد آن مسایل نخواهد شد. اما اگر پروندههایی باقی بماند و بدون جواب باشد که مربوط به تخلفات مالی بوده مسلما شورای شهر سوم وظیفه دارد آنها را بر حسب اسناد و مدارک مورد رسیدگی قرار دهد.
* شما در صحبتهایتان گفتهاید شورای شهر نهاد سیاسی نیست اما برخی از حیطهها هستند که به هر حال سیاسی تلقی میشوند مثل همین تخلفات مالی و یا اعتصاب کارگران شرکت واحد. مواردی که در مورد آنها بین اصلاحطلبان و اصولگرایان اختلاف نظر وجود دارد، شورای سوم را دچار چالش نمیکنند؟
** مرز بین مسایل اجتماعی و سیاسی خیلی ظریف است و خیلی جاها این دو موضع به هم تنه میزنند. به هر حال بخش عمدهای از مسایل شهری را مسایل اجتماعی تشکیل میدهند پس شورای شهر باید به صورت جدی به مسایل اجتماعی بپردازد. مسایل سیاسی هم یک جاهایی تنه به تنه مسایل اجتماعی میزند و همانطور که شما گفتید شورا ممکن است در بعضی از جاها وارد مسایل سیاسی هم بشود. اما، ما واقعا با رویکرد سیاسی مسایل شورا را پیگیری نخواهیم کرد. هر جا هم که احساس کنیم آن را کنترل کنیم و تا آنجایی که ممکن است فارغ از گرایشات سیاسی با دید کارشناسی و تخصصی مسایل را دنبال کنیم. در مورد مسایل مالی هم همینطور است. مسایل مالی شهرداری تهران باید بر دیدگاههای کارشناسی و تخصصی مبتنی باشد. امیدوارم در زمینه مواردی که مطرح میشود، هیچکدام از گرایشات موجود در شورای شهر تلقی سیاسی از موضوع نکنند. چون معتقدم اعضای شورای شهر هیات امنای مردم هستند و باید به عنوان امین مردم به همه مسایل بپردازند و از حقوق مردم تهران دفاع کنند. بر این اساس فکر کنم انشاءالله برخوردهای سیاسی با مسایل شهری در شورا وجود نداشته باشد.
* اگر اختلاف نظر جدیای بین طیف شما و طیف مقابلتان رخ دهد و این اختلاف نظر عقیدتی باشد و ریشه در تفکرات داشته باشد آن وقت چه کار میکنید؟ آیا به خاطر منافع مردم حاضرید قید تعامل در شورا را بزنید یا اینکه به این بهانه که شورا دچار دعواهای سیاسی میشود کوتاه میآیید و سکوت میکنید؟
** ما خودمان را به خاطر رای مردم، امین آنها میدانیم و حاضر نیستیم به رای مردم خیانت کنیم. بنابراین در جایی که احساس کنیم منافع مردم زیر پا گذاشته میشود به طور قطع کوتاه نخواهیم آمد. اما امیدواریم در دفاع از منافع مردم تهران، دیگران را نیز همراه خود کنیم. البته با شناختی که در مورد اکثر اعضای منتخب دارم فکر میکنم آنها هم همین دیدگاه را دارند. ممکن است در یکی دو مورد مدیریتی اختلاف نظر وجود داشته بشد اما در کل فکر میکنم همگرایی باشد. البته من همه اعضا را نمیشناسم اما کسانی را که میشناسم و اکثریت منتخبان هم هستند فکر میکنم همین دید را نسبت به صیانت و حفاظت از رای مردم داشته باشند.
* چطور شد وزرای دولتهای قبلی وارد عرصه شوراها شدند؟
** برای اینکه ما فکر میکنیم شورای شهر در نظام مردمسالاری کشور ما جایگاه مهمی دارد و اگر ما میخواهیم مردمسالاری را تقویت کنیم باید از پایگاههایی مثل شورای شهر حداکثر استفاده را بکنیم تا مردم در تصمیمگیریها بیشتر دخیل شوند. از طرف دیگر بخشی از نیروهای با تجربه که سابقه فعالیت در کابینه دولتهای قبلی را داشتند با روی کار آمدن دولت آقای احمدینژاد از کار برکنار و حاشیهنشین شدند. ما معتقدیم به هیچ عنوان درست نیست از این تجربهها و تخصصها استفاده نشود. حالا اگر در سطح بالاتر دست رد به سینه این نیروها زده شده، دلیلی ندارد که در سطوح پایینتر و در شورا غایب باشیم. لذا بر این اساس وزرای کابینه آقای خاتمی در تهران و مدیران ارشد ایشان در شهرستانها در انتخابات شوراها شرکت کردند. ما این را یک حرکت مثبت میدانیم و مسلما در انتخابات مجلس هم باز تعداد دیگری از همین نیروها وارد انتخابات خواهند شد. نیروهایی که با وجود داشتن تجربه و تخصص اما در دولت آقای احمدینژاد مورد استفاده قرار نمیگیرند. اینها مسلما در انتخابات بعدی کاندیدا خواهند شد و اگر مردم به آنها رای دهند این بار در سنگر مجلس به مردم خدمت خواهند کرد. ما کشور را مال خودمان میدانیم و فکر میکنیم در هر جایگاهی از ارکان تصمیمگیری و مدیریتی کشور باید از تجربه مدیریتیمان به نفع مردم استفاده کنیم.
* ائتلاف اصلاحطلبان نتیجه نسبتا خوبی در انتخابات شوراها گرفت. فکر میکنید این ائتلاف در انتخابات مجلس هم ادامه خواهد داشت؟
** این ائتلاف یک حرکت تاکتیکی نبود بلکه از بسیاری جهات یک حرکت استراتژیک بود. چون مبتنی بر یک همگرایی فکری در بین اصلاحطلبان شکل گرفت. بر این اساس فکر میکنم انشاالله ائتلاف اصلاحطلبان در سالهای آینده هم ادامه داشته باشد. این خود از یک بلوغ سیاسی در بین اصلاحطلبان و اصلاً کل جریانات سیاسی کشور نشان دارد.