تاریخ انتشار : ۰۷ مهر ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۴۵۵۴۰
نگاهی به علل، انگیزه ها و پیامدهای واقعه میدان ژاله

دکتر علی شیرخانی

انقلاب اسلامی که از خرداد 1343 آغاز شده بود، در سال 1356 آغاز مجددی از روند گسترش فعالیتهای انقلابی علیه رژیم پهلوی بود. پس از رحلت مشکوک آیة‌الله مصطفی خمینی در آبان56 و واقعه 19دی 1356 در قم، اعتراضهای مردمی به شکل تحصن، تظاهرات، اعتصابات و راهپیمایی آغاز و هر روز بر دامنه و سرعت آن افزوده شد. اعتراضهای گسترده موجب گسترش روحیه انقلابی در میان مردم و رواج گسترده بحران در لایه های رژیم بود. رژیم سعی کرد با تغییر دولتها و حتی تغییر خط مشی ها، راه و چاره ای برای مهار بحران پیدا نماید، ولی تمام سعی و تلاش رژیم ناکام بود و نتیجه ای معکوس برای آن داشت. یکی از وقایعی که رژیم با ظاهری صلح جویانه، اقدامهای خشونت آمیزی را مرتکب شد، واقعه 17شهریور 1357 تهران بود که سرآغاز اعتراضهای گسترده مردمی شد و سرانجام همین اعتراضها موجب فروپاشی رژیم در بهمن 1358 گردید. این واقعه در ادامه استراتژی چله هاست و اگر بخواهیم انقلاب اسلامی را در قالب استراتژی چله ها بررسی کنیم، پس از قیام 19دی 56، چله ها طومار رژیم پهلوی را در هم پیچید و این نوع استراتژی را می توان نمونه ای عالی از استفاده سیاسی از آیینها و سنن تشیع دانست. «نیکی کدی» یکی از نویسندگان غربی در این باره می نویسد:

«اگر دولت می خواست جلوی برگزاری این مراسم- که به تبع حوادث قبلی تاریخ و روز آن معین بوده- را بگیرد، قطعاً با تظاهرات بسیار عظیم تری مواجه می شد.»

این گونه آیین در سنت شیعی موجب شد نقش و قدرت مذهب در سوق دهی مردم و فراگیر شدن نهضت، بیشتر نمایان شود و از استراتژی و تاکتیکهای عزاداری برای پیشبرد انقلاب و نهضت اسلامی استفاده شود. علاوه بر مورخان و سیاستمداران و حامیان غربی رژیم شاه، خود محمدرضا نیز به این استراتژی در پیشبرد نهضت اشاره دارد و در کتاب «پاسخ به تاریخ» می نویسد:

«تاکتیکهای عزاداری به کسانی که جمعیتها را تحریک می کردند اجازه داد تا هر چهل روز یک بار آنان را برای تظاهرات تازه ای بسیج کنند.»

دولت آشتی ملی شریف امامی

استراتژی چله ها در روند گسترش نهضت اسلامی تأثیر گذاشته بود و جمشید آموزگار که در 15مرداد 1356 بر اریکه قدرت تکیه زده بود، مجبور شد در اوایل شهریور و پس از فاجعه سینما رکس آبادان صحنه را ترک نماید و با حلول ماه مبارک رمضان، تظاهرات و راهپیمایی های مردمی بر شتابش افزوده شد و شاه و همپیمانان وی به خوبی دریافتند که قدرت واقعی و مردمی در ایران تحت رهبری روحانیت و نیروهای مذهبی می باشد و از این جهت درصدد جایگزینی نخست‌وزیری افتاد که بتواند در میدان و کارزار منازعه سیاسی و انقلابی هماوردی با مذهبی ها داشته باشد، لذا فکر نمودند که جعفر شریف امامی به دلیل ارتباط پدرانش با روحانیت می تواند با روحانیت و نیروهای مذهبی ارتباط برقرار کرده و نتیجه ارتباط نیز تعدیل آن نیروها در جهت کاهش تظاهرات و اعتصابات باشد. این دیدگاه، هم درباریان و هم خود شریف امامی و هم دستگاههای سخن پراکنی غربها آن را تأیید کرده است. شریف امامی در هنگام معرفی کابینه خود درباره علل انتصاب خود به نخست‌وزیری از سوی شاه، چنین توضیح می دهد:

«در میان رهبران مذهبی یک نوع نارضایتی وجود داشت و از من خواسته شد با به دست گرفتن زمام امور بعضی از سوء تفاهمها را از میان بردارم.»

اشرف پهلوی در کتاب خاطرات خود که در خارج آن را به چاپ رسانده است، درباره انتصاب شریف امامی به نخست‌وزیری به فشار آمریکا اشاره دارد و معتقد است شاه در این مسأله تابع نظر آمریکا بوده است:

«در 5 شهریور در نتیجه فشار آمریکا، برادرم، شریف امامی رئیس مجلس و مدیرعامل بنیاد پهلوی را به نخست‌وزیری برگزید.»

رادیو بی.بی.سی دستگاه سخن پراکنی لندن نیز در همان ایام در تفسیری این موضع را به شرح ذیل عنوان کرد:

«روشن شده که جعفر شریف امامی برای کاهش فشار جناحهای مذهبی و سیاسی به این سمت برگزیده شده است.»

شریف امامی پس از انتصاب به پست نخست‌وزیری اقدامهایی برای جلب حمایت نیروهای مذهبی انجام داد. وی در اولین اطلاعیه خود اعلام کرد که به شعائر مذهبی احترام خواهد گذاشت:

«تعظیم به شعایر مذهبی و احترام قاطع به جامعه روحانیت و احکام اسلام که قانون اساسی ملهم از آن و پاسدار آن است، را پیوسته در همه امور نصب العین قرار خواهد داد.»

البته شریف امامی، اقدامهای دیگری در راستای جلب رضایت نیروهای مذهبی انجام داد و طی بخشنامه ای از تمام ادارات، سازمانها و نهادهای دولتی خواست در مکاتبات و مراسلات و اسناد و مدارکی که از حوزه آن ادارات صادر می شود، از تاریخ هجری شمسی به جای تاریخ شاهنشاهی استفاده نمایند و از رئیس شهربانی نیز خواست:

«برای تعظیم شعایر مذهبی و در اجرای مقررات شریعت مطهر و در جهت حفظ اقتصاد سالم اجتماع، دستور فرمایید کلیه قمارخانه ها و کازینوها در استانهای کشور برچیده شوند.»

از جمله اقدامهای شریف امامی دستور به قره باغی جهت ارتباط با روحانیون کشور و اجازه چاپ عکس امام خمینی(ره) در روزنامه کیهان بود و کیهان با چاپ تصویر امام خمینی مدعی شد مذاکراتی از سوی دولت برای بازگشت ایشان از عراق در حال صورت گرفتن است.»

همچنین، شریف امامی دستور داد روحانیونی که به علل گوناگون سیاسی دستگیر شده اند آزاد شوند و روزنامه اطلاعات گزارش داد که اولین گروه از علما و روحانیون که در حوادث اخیر کشور بازداشت یا تبعید شده بودند، آزاد شدند. در ضمن قول داد زندانیهای سیاسی آزاد شوند، انتخابات آزاد برگزار گردد و لایحه آزادی تظاهرات و اجتماعات را به مجلس شورای ملی تقدیم کند.

اقدامهای شریف امامی در نگاه خواص و انقلابیون عوام فریبی بیش نبود که شاه و اربابان وی در این مقطع زمانی می خواستند این اقدامها وسیله نجات باشد، لذا واکنش امام(ره) و روحانیون به این حرکت موجب برملا شدن این سیاست شد و در نتیجه دولت آشتی ملی چهره واقعی خود را در روز 17 شهریور نشان داد و همین مسأله سرانجام موجب فروپاشی این دولت شد، اما آنچه مهم شمرده می شود، واکنش علما نسبت به این مسأله است که در ذیل بدانها پرداخته می شود.

واکنش امام و علما نسبت به دولت آشتی ملی

اما در اولین روز انتصاب شریف امامی، امام(ره) پیام بسیار مهمی صادر کرد، عصاره پیام امام این بود که این دولت با فریبکاری مسؤولیت را برعهده گرفته است و علما و انقلابیون را از نزدیکی به این دولت و یا همکاری با آن برحذر داشت. امام (ره) با توجه به سابقه شریف امامی و مسؤولیت وی در مجلس نوشت: «اشخاصی دم از تعظیم شعایر مذهبی و احترام روحانیت و احکام اسلامی می زنند که در طول نیم قرن شریک جرم دستگاه بوده و قوانینی را که بر خلاف اسلام بوده، تصویب نموده اند.»

امام، آشتی ملی دولت را زیر سؤال برده و اظهار می دارد که این دولت، دولت ظلم است و هیچ روحانی با دولت ظلم آشتی نمی کند. و در پایان از مردم ایران می خواهد نهضت اسلامی خود را تا برچیده شدن رژیم ظالمانه ادامه دهند.

شاگردان امام، علمای بلاد طرفدار نهضت و انقلاب نیز با تأسی به امام در منابر و اطلاعیه های جداگانه دولت شریف امامی را محکوم کردند و در سخنرانیهای خود بیشترین انتقاد را به آن روا داشتند. هرچند عده ای از علما و روحانیون، خواستار مذاکره با دولت آشتی ملی بودند.

راهپیمایی 16 شهریور در تهران

شهریور ماه برای روحانیون و انقلابیون ماه تظاهرات بود و در نتیجه، انقلابیون از این تظاهرات حس رضایتمدارانه ای داشتند. یکی از مهمترین آنها نماز عید فطر در 13شهریور به امامت شهید دکتر مفتح بود. شهید محلاتی که در آن زمان یکی از گردانندگان تظاهرات بود، در این باره چنین می گوید:

«این کار باید با نظم و ترتیبی ادامه یابد، جلسه ای گرفتیم و از صبح تا غروب دور هم بودیم و تصمیم گرفتیم که روز پنج شنبه (16 شهریور) راهپیمایی بکنیم.

شهید بهشتی نیز که در آن زمان یکی از رهبران نهضت در تهران بوده، در جامعه روحانیت مبارز تهران استدلال می نماید که راهپیمایی نباید متوقف شود و نباید در این حرکت مردمی فترت ایجاد شود، لذا از مردم به راهپیمایی دعوت می شود.»

پیرو دعوت فوق، جامعه اصناف تهران با صدور اطلاعیه ای روز 16 شهریور را تعطیل و عزای عمومی اعلام کرد. در اطلاعیه جامعه اصناف آمده است:

«به منظور بیان عدم اعتماد ملی به دولت کنونی... و به پشتیبانی از تصمیم روحانیون و علمای آگاه تهران، پنج شنبه 16 شهریور را روز تعطیل عمومی اعلام می کنیم.» راهپیمایی و تظاهرات عظیم مردمی در این روز انجام می شود. بنا به گزارش ساواک این تظاهرات علاوه بر قطعنامه، تراکم جمعیت نیز بسیار گسترده بوده است. گزارش ساواک در این باره می نویسد: تظاهرات این روز از منطقه قیطریه، ونک، پهلوی (ولی عصر)، ژاله و مناطق جنوب شهر شروع و جمعیت در شاهرضا(انقلاب) و آیزنهاور(آزادی) به هم پیوستند و ساعت 30/18 به میدان شهیاد (آزادی) رسیدند.

در میدان آزادی پس از سخنرانی آیة‌الله بهشتی، ناطق نوری که در آن زمان تحت تعقیب بوده با لباس مبدل و عینک دودی قطعنامه تظاهرکنندگان را قرائت می نماید که هر کدام از بندهای آن هیچ گونه آشتی با دولت ملی شریف امامی در پی نداشته است.

قطعنامه مذکور به شرح ذیل است:

1- کلیه زندانیان سیاسی باید آزاد شوند.

2- نهضت به رهبری امام خمینی تا پیروزی ادامه دارد.

3- باید حکومت اسلامی به رهبری امام خمینی تشکیل گردد.

4- تمام اقلیتهای مذهبی تحت حمایت حکومت اسلامی به رهبری امام خمینی از احترام برخوردار خواهند بود.

5- بیگانگان از کشور باید اخراج شوند.

6- شاه عامل استبداد است و باید حکومت شاهنشاهی برچیده شود.

7- دانشگاهها باید اصلاح گردند.

8- ما بت شکن هستیم نه شیشه شکن. کسانی که شیشه می شکنند، از ما نیستند.

9- تصمیمات ما در مورد اعتصابها و تعطیلات از طریق مساجد و اعلامیه ها به اطلاع مردم می رسد نه از طریق روزنامه های وابسته به استبداد.

پس از تظاهرات گسترده مردمی در روز 16 شهریور 57، رژیم شاه و دولت آشتی ملی به شدت به وحشت و اضطراب افتاد و سرانجام به این نتیجه رسید که برای مقابله با تظاهرات گسترده و رهایی از بحران به وجود آمده، راهی جز سرکوب و فشار وجود ندارد و مهار آشتی ملی نیز کارگر نیفتاده است، لذا شریف امامی نخست وزیر یک روز قبل تظاهرات 16 شهریور نسبت به برگزاری تظاهرات هشدار داد و طی اطلاعیه ای اظهار داشت:

«متأسفانه دستهای پنهان با استفاده از روشهای شناخته شده درصدد سوء استفاده از این شرایط برآمده و با تشکیل اجتماعات و ترتیب تظاهرات مطالبی را که برخلاف قوانین کشوری است، مطرح می سازند... به منظور تأمین آسایش عمومی و جلوگیری از اقدامهای خرابکارانه، دولت مقرر می دارد که تشکیل اجتماعات با اجازه شهربانی و فقط در محلهایی که موجب سد معبر نباشد آزاد و به مسؤولان انتظامی دستور داده شده است که از تشکیل اجتماعات بدون اجازه در معابر عمومی بشدت جلوگیری نماید.»

پیرو این هشدار و راهپیمایی عظیم 16شهریور، فرماندهان نظامی ارتش به انضمام هیأت دولت، برای جلوگیری از اقدامهای مشابه، حکومت نظامی در تهران و حومه برقرار می گردد. البته برخی از درباریان بر این باورند که فرماندهان نظامی به شاه برای حکومت نظامی فشار آوردند و شاه نیز با مشورت با سفیران آمریکا و انگلستان تسلیم نظر فرماندهان شد و استدلال امرای ارتش نیز این بوده که سیل جمعیت در روز 16شهریور به راحتی می توانست مجلس و تأسیسات رادیو و تلویزیون را به تصرف درآورد. لذا برای جلوگیری از تکرار چنین حوادثی حکومت نظامی اجتناب ناپذیر است. جلسات مشترک فرماندهان نظامی و امنیتی و دولتی به ایجاد حکومت نظامی در شهرهای تهران، کرج، قزوین، قم، مشهد، تبریز، اهواز، آبادان، اصفهان، شیراز، کازرون و جهرم، شد.

طبق مواد قانون حکومت نظامی، اجتماع مطلقاً ممنوع می شد و بر اساس ماده دیگر حکومت نظامی اشخاصی که سوء ظن با دولت مشروطه و امنیت انتظام عمومی در حق آنها بشود، قوه مجریه حق توقیف آنها را خواهد داشت.

تظاهرات 17 شهریور

تظاهرات روز 16 شهریور با موفقیت انجام می شود، مردم در میدان شهیاد فریاد می زنند که فردا صبح در میدان ژاله (شهدا). از آنجا که بنا به خواست انقلابیون و نیروهای مذهبی، ادامه تظاهرات به عنوان اصلی ترین راه پیروزی انتخاب شده بود، مردم وعده دیدار برای خود را به روز 17شهریور در میدان ژاله موکول می نمایند و به ادامه تظاهرات در جمعه 17شهریور مصمم می شوند. از سوی دیگر، رژیم نیز که احساس خطرمی کرد، حکومت نظامی اعلام کرده بود و ارتشبد اویسی فرماندار نظامی تهران به سپهبد بدره ای فرمانده گارد جاویدان دستور می دهد واحدهایی از گارد را به فرمانداری نظامی تهران انتقال داده و پس از انتقال به سمت خیابان و میدان ژاله حرکت نمایند. اویسی طی اعلامیه ای حکومت نظامی را از 6 صبح 17شهریور به مدت 6 ماه اعلام می کند. مردم بر اساس وعده 16شهریور دسته دسته به خیابانهای اطراف مثل فرح آباد، شهباز و میدان خراسان و سپس به طرف میدان ژاله حرکت کردند و به محض رسیدن به حوالی میدان مشاهده کردند که در میدان و حوالی آن، نفربرها مملو از نظامیان هستند، ولی آنان به نظامیان توجه نکرده و خود را به میدان ژاله رساندند و ساعت 30/7 صبح جمعه 17شهریور میدان ژاله و خیابانهای منتهی به آن مملو از جمعیت بود. یکی از فرماندهان نظامی با بلندگو به مردم اخطار می کند که حکومت نظامی است، چرا تجمع کرده اید؟ یکی از روحانیون مردم را به نشستی دعوت می نماید و مردم احساس می کنند راههای عبور از چهار طرف میدان به روی آنان بسته شده است. در همین هنگام ناگهان صدای رگبار از خیابانهای منتهی به میدان ژاله بلند می شود و جمعیت به طرف میدان هجوم گسترده می آورند. ناگهان نیروهای مستقر در میدان نیز از چند سو مردم را به رگبار آتش می بندند. گفته می شود در چند ثانیه صدها نفر به خاک و خون می غلتند. مردم مجروحین و شهدای واقعه را بر روی دستان خود به بیمارستانها و درمانگاهها منتقل می نمایند و اطراف بیمارستانها نیز خانه های خود را برای پذیرش مجروحین مهیا می نمایند. جالب اینکه مردم محل هر چه از لوازم پزشکی از قبیل پنبه، پانسمان و ملافه در دست داشتند، به بیمارستان انتقال می دهند.

گزارشگر ساواک درباره تظاهرات روز 17 شهریور چنین گزارش می دهد: ابتدا از میدان ژاله به خیابانهای دیگری از قسمت شرق تهران کشیده شد. سپس به جنوب و خیابانهای مولوی، میدان خراسان، میدان شوش و میدان راه آهن سرایت کرد و در مدت کوتاهی خیابانهای فردوسی، منوچهری، خیابان سعدی شمالی، نظام آباد، فرح آباد، منطقه نارمک، سپه، لاله زار به صحنه درگیری تبدیل شد، تظاهرات و درگیری تا پاسی از شب ادامه داشت.

درباره شهدای روز 17شهریور، آمار متفاوتی ارایه شده است. روزنامه های کیهان و اطلاعات آمار شهدا را به ترتیب 58 و 95 نفر اعلام کردند. اما شاپور بختیار در یکی از نوشته های خود معتقد است: «می توانم به یقین بگویم تعداد کشته شدگان حداکثر از 700 یا 800 نفر متجاوز نبوده است هر چند مردم کوچه و بازار مدعی بودند که هزاران نفر کشته شده اند.

واکنشها

واکنشها نسبت به واقعه 17 شهریور را می توان به چند دسته تقسیم کرد. واکنش دربار و عوامل وابسته به آن که در روزنامه ها و اطلاعیه های رژیم منعکس می شد و از آن به عنوان اغتشاش و حرکت مخالف قانون یاد می کردند و واکنش حامیان خارجی رژیم بود. انور سادات، رئیس‌جمهور مصرو رئیس‌جمهور آمریکا طی تماس تلفنی با شاه اظهار همدردی کرده و از اینکه توانسته با قتل و کشتار نظم و آرامش را برقرار نماید، تقدیر و تشکر کردند. روزنامه های ایران نیز برای اینکه برای درباریان دلگرمی باشد و همین طور رعبی در دل انقلابیون ایجاد نمایند، با سر و صدای فراوان تماس تلفنی کارتر و شاه را گزارش می کردند. البته امام خمینی با مصاحبه ای که با رادیو و تلویزیون فرانسه داشت، تمام نقشه های کارتر را نقش بر آب نمود و امیدواری مضاعفی برای انقلابیون به ارمغان آورد. ایشان در آن مصاحبه عنوان کرد:

«آقای کارتر که برای یک زندانی در شوروی آن قدر هیاهو درآورد، پس از کشتارهای پیاپی شاه، پشتیبانی خود را از او دریغ نکرد.»

امام خمینی(ره) با صدور اعلامیه ای ضمن دروغ خواندن ادعاهای رژیم نسبت به آشتی ملی و مصالحه با مردم آن را فریبی بیش ندانست که خیلی زود برملا شد. ایشان در این پیام به دو نکته اساسی اشاره دارد. اول اینکه می نویسد: «ای کاش خمینی در میان شما و در کنار شما در جبهه دفاع برای خدای تعالی کشته می شد.» دیگر اینکه به مردم توصیه می کند در این برهه از زمان استقامت و پایداری خود را حفظ کنید: «در این موقع حساس نه تنها باید استقامت کنید، بلکه روحیه عالی مقاومت جامعه را هرچه بیشتر تقویت و هرچه بیشتر صفوف خود را برای مقابله با دشمن مردم ایران متشکل تر کنید.»

حضرات آیات و مراجع آن زمان در قم با انتشار اطلاعیه های جداگانه ای، کشتار مردم را محکوم کرده و خواستار اعلام عزای عمومی شدند.

پیامدها

پیامد اصلی واقعه 17شهریور سرعت بخشیدن به روند و جریان نهضت برای پیروزی انقلاب اسلامی بود. ضمن اینکه تمام آمال و آرزوهای دولت آشتی ملی را نقش بر آب کرد و پس از این کشتار اعتصابهای سراسری آغاز شد و اعتصاب در شاهرگ حیاتی اقتصاد ایران یعنی نفت نیز آغاز گردید، به گونه ای که در ماه اکتبر (مهرماه57) میزان تولید نفت ]ایران [به سطح 5/1 میلیون بشکه در روز رسید.»

یکی از نویسندگان غربی درباره تأثیر و نفوذ کشتار 17 شهریور در میان مردم برای ادامه مبارزه علیه رژیم شاه می نویسد:

«ماجرای میدان ژاله، شهر به شهر در ایران تأثیر می گذاشت و کشته شدگان جمعه سیاه، پرچمداران جنگ عرفانی علیه شاه می شوند. پس از کشتار میدان ژاله، انقلاب راویان خود را یافته، خبرها شهر به شهر، مسجد به مسجد کشور را طی می کنند تا سرگذشت نبرد ملتی دست خالی با مستبدی خونخوار را بسازند. برگشتی خارق العاده است. ملت به صورت قهرمان در می آید و شاه به صورت فردی که تمام بدیها ناشی از اوست.

«ماد وین زونیس» یکی دیگر از تحلیلگران انقلاب اسلامی که از منظر روان شناسی شاه به شکست او می پردازد، درباره پیامد 17شهریور می نویسد:

«بسیاری از ایرانیان به صف مخالفان رژیم پیوستند و آنان که در صف مخالفان بودند و به خواسته هایشان افزودند، برای اولین بار رهبران مذهبی میانه رو اظهار داشتند که قتل عام میدان ژاله شاه نشان می دهد که اصلاح رژیم پهلوی غیرممکن است و شاه باید برود.»

رئیس‌جمهور آمریکا که بعد از کشتار 17 شهریور با تماس تلفنی با شاه همدردی و اعلام پشتیبانی کرده بود، پس از پیروزی انقلاب اسلامی و شکست در دور دوم ریاست جمهوری که خاطرات خود را در قالب خاطرات گروگانگیری آمریکایی ها در ایران منتشر کرد، سیاست رژیم شاه را در برخورد با مسأله نادرست دانست و معتقد بود برخوردهای خونین کمکی به شاه نکرد: «برخورد خونین پلیس نه تنها کمکی به شاه نکرد، بلکه موجب شد تا هم قدرت و هم جمعیت و هم تعداد تظاهرکنندگان افزایش یابد.»