تاریخ انتشار : ۱۰ مهر ۱۳۹۱ - ۰۸:۱۴  ، 
شناسه خبر : ۴۵۵۵۳

محمدرضا نظامدوست / رایزن فرهنگی ایران در اتریش
تخریب مسجدالاقصی
زیاده‌طلبی‌های رژیم صهیونیستی طی سال‌های اخیر در جریان مذاکرات صلح بسیار فراتر از مسأله «مسجدالاقصی» و یا ادعای واهی «معبد سلیمان» است.
خاخام‌های یهودی از زمان تأسیس این رژیم، تلاش بسیار گسترده‌ای را برای اثبات وجود معبدی به نام معبد سلیمان در شهر قدس و در قسمت زیرین بنای مقدس مسجدالاقصی آغاز کردند. هر چند این موضوع مرحبه عملیاتی توجیه افکار عمومی جهانیان در قبال تجاوزها و اشغالگری در سرزمین فلسطین و به طور ویژه در مسجدالاقصی است اما تاکنون به این بهانه تعرضاتی در جهت تخریب و انهدام این بنای مقدس صورت گرفته است. سازماندهی برای تخریب این مسجد با اشغال بخش شرقی شهر مقدس قدس آغاز شد و به محض اشغال، تعدادی از ساختمان‌های قدیمی و باستانی مجاور دروازه «المغاربه» معروف به دروازه محله مغربی‌ها تخریب شد و به جای آن محله‌ای یهودی به نام «حی‌الیهود» بنا گردید.
صهیونیست‌ها پس از تصرف و ایجاد محدودیت در شهر مسلمان‌نشین قدس ضمن گسترش محله‌های یهودی‌نشین به انجام حفاری‌های غیرقانونی در زیر بنای مقدس مسجدالاقصی و بخش غربی و جنوبی حرم شریف پرداختند. خوشبختانه در این حفاری‌ها آثار متعدد باستانی از دوران حاکمیت اموی‌ها و ایوبی‌ها کشف شد و تاکنون هیچ‌گونه مدرکی دال بر وجود معبدی به نام سلیمان به دست نیامده است. اما متاسفانه ادامه این حفاری‌ها موجب افزایش ضریب آسیب‌پذیری ارکان و ستون‌های مسجدالاقصی در اثر حوادث طبیعی و غیرطبیعی (هدایت شده) شده است.
یکی از تونل‌ها که از محله المغاربه و در چند قدمی مسجدالاقصی حفر شده است، با گذشتن از زیر پنج در از درهای حرم شریف و از زیر چند بنای تاریخی دینی دیگر از جمله چهار مسجد و گلدسته تاریخی، بازار تاریخی بیت‌المقدس و تعدادی از مدرسه‌های قدیمی و تاریخی و خانه‌های بیش از 3000 فلسطینی در شهر قدس گذشته است. «فودریکومایور» دبیر کل وقت یونسکو در آن زمان تأکید کرد که این تونل بنیان‌های اصلی نشان‌های اسلامی تاریخی را که از شمال به جنوب در بالا قرار دارد مورد تهدید قرار می‌دهد چون دیگر چیزی در زیر این بناها قرار نداشته و هر زلزله خفیفی نیز قادر به فروپاشی این ساختمان‌هاست.
صهیونیزم و آمریکا
واقعیت این است که صهیونیزم در تمام ساختار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایالات متحده ریشه دوانیده و شریانهای حیاتی این کشور را صهیونیست‌‌ها قبضه کرده‌اند. بررسی تاریخ سیاسی آمریکا مؤید این حقیقت دردناک است که تمامی رؤسای جمهور ایالات متحده از هر دو حزب اصلی آن کشور خود را از همان ابتدا ملزم به حمایت و تأمین منافع نامشروع و صیانت از امنیت رژیم اسرائیل دانسته و معرفی کرده‌اند.
حمایت بی‌چون و چرا از اسرائیل، چشم‌پوشی و اغماض از جنایات این رژیم، کمک‌های مستمر نظامی، اقتصادی، فنی، فشار و تهدید بر ضد کشورهای حامی ملت ستمدیده فلسطین، وتوی قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد بر ضد حکومت تل آویو، نشان دهنده روابط ویژه آمریکا و اسرائیل صرفاً گوشه‌ای از موارد تحمیلی صهیونیزم بر این دولت و چارچوب مناسبات ویژه است. در چهارچوب همین مناسبات است که در جریان تبلیغات انتخاباتی ریاست‌جمهوری آمریکا، هیچ‌گاه اختلافی بین دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان در مورد اسرائیل وجود ندارد. طبیعی است که رئیس جمهوری که با حمایت سازمان‌های یهودی و گروه‌های صهیونیستی احراز قدرت می‌کند در طی دوره حکومت خویش، کلیه مساعی و اهتمام خود را مصروف رضایت دولتمردان اسرائیل می‌نماید.
براساس این روابط مستحکم است که همواره هر نوع حکومت برای محکومیت اقدامات صهیونیستی علیه ملت فلسطین در سازمان ملل عقیم می‌ماند. ایالات متحده آمریکا برای تأمین منافع رژیم مورد حمایت خود دهها قطعنامه صادره از سوی مجمع عمومی سازمان ملل را بی‌اثر کرده است. در همین زمینه قطعنامه‌ای که با 150 رأی در محکومیت ساخت دیوار حائل در مجمع عمومی سازمان ملل به تصویب رسیدند با رأی منفی آمریکا روبرو شد. همسو با این سیاست، ساخت سلاحهای هسته‌ای کشتار جمعی و زرادخانه‌های هسته‌ای اسرائیل تاکنون نه تنها مورد مخالفت آمریکا قرار نگرفته است بلکه این رژیم با داشتن بیش از 200 کلاهک هسته‌ای مورد حمایت تسلیحاتی و علمی ایالات متحده نیز قرار دارد.
اسرائیل، تروریست دولتی
دولت اشغالگر صهیونیستی برای تثبیت موقعیت خود، به دنبال استقرار خود، حملات وحشیانه‌ای به مناطق عرب‌نشین آغاز کرد. مثلاً در دیر یاسین در یک حمله 250 نفر مردم بی‌گناه، زن، بچه و پیر را سر بریدند و ده‌ها هزار نفر را آواره کردند و برای ترساندن ساکنان فلسطین و ترغیب آنان به فرار، جنایات فجیعی را مرتکب شدند، به عنوان نمونه، زنان مسلمان را بدون پوشش سوار بر اتومبیل‌های سرباز میکردند و در شهرها می‌گرداندند. به سبب این اعمال خشونت‌آمیز و غیرانسانی، بیش از یک میلیون فلسطینی به کشورهای مجاور پناهنده و آواره شدند و در عین حالا این ستمگری‌‌ها را برنتافته، به نبرد با صهیونیست‌ها پرداختند.
در حال حاضر نیز رژیم صهیونیستی با استمرار سیاستهای ضدانسانی خود، تشدید فشار و ترور رهبران فلسطینی را همچنان سرلوحه سیاستهای توسعه طلبانه‌اش در منطقه کرده و با عصبانیت از آرای مستقل و هوشمندانه ملت فلسطین، با درماندگی و استیصال به ترور ناجوانمردانه شخصیت‌های برجسته فلسطین ادامه می‌دهد. رژیم صهیونیستی در چهارچوب این سیاست رسمی تل آویو، تاکنون بارها اقدام به سوقصد و ترور منجر به شهادت چهره‌های فلسطینی مانند «شیخ احمد یاسین» رهبر معنوی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) و «فتحی شقاقی» مقام ارشد این جنبش کرده است.
گرچه اینگونه اقدامات و ادامه آن که با هدف کارشکنی و ایجاد اختلال بر سر راه مقاومت مردم فلسطین صورت می‌گیرد نتیجه مطلوب صهیونیستها را تأمین نکرده است. در همین زمینه فشارهای وارده بر دولت جدید فلسطین نیز هیچ‌گونه خللی در عزم راسخ مردم فلسطین در مبارزه با اشغالگری و مقابله با جنایات رژیم غاصب صهیونیستی ایجاد نخواهد کرد. ملت فلسطین به روشنی اثبات کرده است سراسر این سرزمین مملو از مبارزان غیور فلسطینی است که همگی راه رهبران خود را ادامه می‌دهند و این جنایات، نتیجه‌ای جز رسواتر شدن رژیم صهیونیستی در پی نخواهد داشت.