تاریخ انتشار : ۰۲ آذر ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۴۵۵۸۳
اسد‌الله افشار اشاره: در هیچ عصر و دوره ای بشر به این میزان دچار انحراف و سقوط اخلاقی نشده و جامعه بشری در هیچ قرن و دوره ای به میزان امروز دچار مصیبت های ناشی از انحرافات، جرایم و جنایات نبوده است. دردها و آسیب های ناشی ازکجروی ها، انحرافات، جرایم و جنایات، همه جوامع و همه گروه ها و نهادها را در بر گرفته و فساد و تقلب در همه شئون زندگی بشر، حتی در انتخابات و گزینش مسئولان امور هم رخنه کرده است. شما در کمتر جامعه به ظاهر متمدنی ممکن است وارد شوید و نشانه هایی از رشا و ارتشا، فحشا و اعتیاد، سرقت و شرارت، بی نظمی ها و نابسامانی های اجتماعی را به گونه ای نبینید.

صاحب نظران اعتقاد دارند کجروی ها و آسیب ها در همه اعصار جامعه بشری وجود داشته اند و در عصر ما به دلایلی چون گسترش فقر، عمومیت جنگ، عدم توجه به جنبه های معنوی انسان، سستی وتزلزل ارکان اخلاقی، سقوط خانواده، تکامل ماشینیسم، گسترش مکاتب مادی و الحادی، پوچ گرایی ها و لذت طلبی ها و بالاخره عدم توان کنترل زمامداران توسعه بیشتری یافته است.
دورنمای آینده از دید جامعه شناسان بسیار تیره است و به نظر آنها امیدی به اصلاح اوضاع نیست مگر آنکه تحولی ناشی از روشنگری ها و ارشادات سازنده در جامعه رخ دهد.
وجود چنین اندیشه ای صاحب نظران را به تلاش و تکاپو واداشته است که در سایه بررسی های علمی ریشه ها و انگیزه های این گونه دردها را کشف کرده و راه هایی برای پیشگیری و درمان ارائه کنند. حاصل بحث ها و تحقیقات در این زمینه که هنوز ادامه دارد شاخه ای جدید از روانشناسی اجتماعی را به نام "آسیب شناسی اجتماعی" پایه نهاده است که عنوان غربی آن "Pathologic" است.
در این شاخه از علوم اجتماعی سعی بر این است با تعریف از انحراف و معرفی و عرضه معیارها در کجروی و انحراف، نمونه ها و مصادیق بارزی از آن را ذکر کرده و ریشه ها و علل آن را کشف و ارائه نمایند. آنگاه خطر و زیان آن کجروی ها و انحرافات را به عنوان دردهای اجتماعی بیان کرده و به ارائه راه هایی برای درمان و پیشگیری بپردازند.
موضوع آسیب‌شناسی: دردها و نابسامانی های اجتماعی، مسائل مربوط به نقش و آثار جرایم و جنایات، فقر و اعتیاد، فحشا والکلیسم، خودکشی و نابسامانی، خصوصا گروه ها و طبقات، آثار و عوارض اختلالات روانی در جامعه، تبعیض ها، پیشداوری ها، کشمکش های اجتماعی، بزهکاری های کودکان، نوجوانان و جوانان، صور واشکال انحراف، علل و عوامل پیدایش و تشدید آن و شیوه ها و راه های پیشنهادی برای پیشگیری و درمان آنهاست.
انحراف یا کجروی به هنگامی است که در جامعه ای نظم یا ضابطه ای معقول و به اعتقاد عده ای براساس قبول اکثریت وجود داشته باشد و در آنجا که نظم و ضابطه ای نیست انحراف یا کجروی معنی نخواهد داشت. حقوقدانان می گویند تحقق جرم به شرط وجود قانون است آنجا که قانون نیست جرمی هم نخواهد بود.
حال بحث ما این است آیا معیار و ملاک برای انحراف قانون است؟ کدام قانون؟ و در کجای این جهان؟ و در چه عصر و زمانی؟ ملاکی که برای درد یا آسیب اجتماعی برگزیده ایم کدام است؟ از نظر کلی چه رفتاری عادی و کدام رفتار مجرمانه و منحرفانه است؟ اصولابرای شناخت سلامت یا بیماری اجتماعی چه معیار و ملاکی در دست است؟ و...
در پاسخ این سوالات باید گفت هنوز یک چارچوب کلی و بین المللی برای شناخت انحراف و یا معیاری کلی برای کشف و پیشگیری آن در دست نیست. اختلاف فکر و رای در این رابطه، از دیدگاه علمای مختلف بسیار است. جامعه شناسان، حقوقدانان، روانشناسان، پیروان مذاهب و اخلاق مذهبی به آن پاسخ های مختلفی داده اند.
در بحث مربوط به انحراف باید از تاثیر محیط اجتماعی (تبلیغات ناروا، تبعیض ها، تعصب ها، اختلافات نژادی و قومی، پیشداوری ها و...) کار، مدرسه، محیط های جدید و اتفاقی و دیگر عوامل از این قبیل نام برد و در همه حال عوامل دامن زننده را تحت این ضابطه مورد توجه قرار داد که روابط متقابل اجتماعی در نفی انحراف و یا دامن زدن به آن جدا موثر است و نیز این مسئله باید موردتوجه باشد که گاهی محیط از عوامل رشد یا انحراف است و می تواند ارشاد کننده یا ویرانگر باشد.
واقعیت های جامعه که معمولابه چهار دسته فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تقسیم می شوند هم جزء عوامل پدیدآورنده انحرافند و هم در شرایطی می توانند جزء عوامل دامن زننده به آن باشند.
وجود انحراف و کجروی در یک جامعه بویژه کثرت و گسترش آن نشانه مسائل متعددی است که اهم آنها عبارتند از:
نقصان کنترل خواه از سوی اجتماع خواه از سوی مسئولان و یا ضعف فشار اجتماعی، عدم اعتقاد افراد به قواعد مقررات جامعه، عدم نفوذ و قدرت، قانون در اجتماع، گسترش اختلالات شخصیت در بین افراد به دلایل گوناگون یا بیماری روانی، وجود بحران در یک جامعه، جهل و بی سوادی یا تغییرات فرهنگی، وجود اختلال در خانه، مدرسه و محیط اجتماعی، ضعف دستگاه تربیتی خواه در خانه و خواه در دولت و اجتماع، ضعف و بی کفایتی مسئولان و مجریان در اداره جامعه، عدم کارایی و همه جانبه نبودن قانون.
بررسی درباره انحرافات و آسیب ها، عمری بس طولانی دارد. تاریخ مکتوب آن را می توان به زمان سقراط و افلاطون و حتی پیش از آنها نسبت داد. پایه گذاری علمی بررسی ها را به صورت امروزی می توان به قرن 16 و صورت جدی آن را از اواخر قرن 19 و اوایل 20 مربوط دانست. این امر هنگامی بیشتر توسعه یافت که مسئله تحقیق درباره جرایم و جنایات با جدیت بیشتری دنبال می شد. بر این اساس آنچه که در گذشته به صورت تئوری و نظری مطرح می شد حدود کمتر از یک قرن است که به صورت علمی و با استفاده از ابزار تحقیقات علمی مورد بحث قرار می گیرد.
تحقیقات و مطالعه افراد زیر در رشد و توسعه علم مزبور فوق العاده موثر بوده و توانسته است موجبات گسترش و استواری آن را فراهم سازد.
عقاید جامعه شناس قرن 19 لوپلی"Leplay"، عقاید فلسفی و اجتماعی سن سیمون"Saint.Simon"، اندیشه های اگوست کنت "Auguste-Conte"، مطالعات پینل دانشمند و پزشک فرانسوی (1745-1826)، کانالوس فرانسوی (1758-1818)، ژان اسکیرل فرانسوی (1771-1840)، ویلیام توک انگلیسی، کیاروکی ایتالیایی، پروسپرلوکاس “Lucas-Prosper” 1807-1885)، مورل “Morel” 1809-1889)، قاضی ایتالیایی به نام رافائل گارو (1851-1934)، لومیروزو، فری،دائومه، روانپزشکی فرانسوی به نام دوپره "Dupres".
اسلام به عنوان یک آیین الهی، انسانی و اجتماعی به امور اجتماعی و مسائل و آثار آن بیش از دیگر مذاهب و مکاتب توجه کرده است. قرآن کتاب آسمانی، صراحتا در موارد بسیار از آسیب های اجتماعی وعوارض آن سخن گفته است. روایات ما مشحون از سخنان حضرات معصومان علیهم السلام در این زمینه است. بزرگان اسلام و صاحب نظران دینی در این باره تفصیلاسخن گفته اند. واعظان و ناصحان در جامعه اسلامی در طول تاریخ حیات اسلام به کرات راجع به این مسائل بحث کرده اند و بالاخره مردم هم به عنوان عاملان نظارت اجتماعی در جوامع اسلامی به وظیفه اسلامی خود پرداخته اند.
بررسی ها در مورد انحرافات و اختلالات اجتماعی بویژه اختلالات روانی که از عوامل انحراف است در دنیای اسلام حتی از قرن دوم هجری سابقه دارد و در نقاطی چون بغداد، دمشق، حلب، قاهره ومراکش، مراکزی برای نگهداری بیماران و منحرفان و درمان آنها وجود داشته است. دانشمندانی چون رازی، بوعلی سینا، ابن رشد اندلسی در این موارد نظراتی داده اند و رسیدگی به کار افراد کجرو و منحرفان ناشی از اختلالات روانی در شهر آدریانا در ترکیه از زمان سلطان بایزید دوم در بیمارستانی معظم صورت می گرفت و روش های درمانی به کار بسته می شد.
روش کلی مطالعات در مورد آسیب شناسی اجتماعی همان روش عمومی و مورد استفاده در روانشناسی و جامعه شناسی و حتی پزشکی است، که ذیلابه مواردی از آنها اشاره می گردد:
- روش مشاهده، بویژه مشاهده مستقیم.
- روشن بالینی که در آ ن از سوابق خانوادگی فرد منحرف، اجداد و والدین او، عیوب و رذایل ارثی، وضع روانی، پریشانی های عاطفی، نقایص هوشی، اختلالات دماغی، محیط دوایی و غذایی و معاشرتی و ... مطالعه به عمل می آید و سعی بر این است که شخصیت منحرف را شخصیتی نوروتیک یا پسیکوتیک توصیف نمایند و این روش در عصر ما گسترش بیشتری یافته است و بخصوص تکیه بر مطالعه آرشیو و پرونده های منحرفان.
- روش مصاحبه و پرسشنامه.
- روش آماری با دو هدف تحقیق و نتیجه گیری.
- تحلیل روانی که مورد استفاده پسیکانالیست هاست و مشهورترین نظریه در این زمینه مربوط به فروید است که اساس شخصیت ناسازگار را بر غرایز گزارده است و در حقیقت نوعی استفاده از روش بالینی است.
- روش آزمایشی.
- روش مقایسه و همانندی، مونوگرافی یا تک نگاری معمولامورد استفاده برای مطالعه درباره یک شهر کوچک، یک محله، یک محیط، یک اجتماع خاص است.
در شناسایی عوامل انحراف سعی بر این است شخصیت واقعی منحرف، خصایص روانی، عوامل سیاسی - اجتماعی که سبب پیدایش انحراف و یا دامن زدن به آن است شناخته شوند. ذکر این نکته ضروری است که متذکر شویم این عوامل از لحاظ تاثیرگذاری دو دسته اند: دسته ای از عوامل که مستعد کننده و یا موجد انحرافند و دسته ای دیگر که عامل تسریع کننده و دامن زننده یا ظاهر کننده انحرافند.
در مورد دسته بندی عوامل نظرات بسیار و متنوع است و اغلب بستگی دارد به نوع فکری که در آن ریشه و انگیزه انحراف مورد جستجو است: این عوامل از نظر پیناثسل عبارتند از: عامل وراثتی، اثرات جسمانی عامل رشد، دگرگونی ها و تباهی های جسمانی، تغییر و تبدیلات ژن ها و پدیده های ذاتی و فطری و طبیعی است که در ریشه یابی به این دسته بندی توجه شود.
برخی دیگر علت و عامل انحراف را دو چیز می دانند
1- ذات و سرشت که در برگیرنده وضع جسمانی، شخصیت و اختصاصات روانی و اخلاقی است.
2- عوامل محیطی و خارجی که بر روی فرد اثری ثانوی دارند و انحراف نتیجه ترکیب این دو دسته عوامل است. عده ای دیگر عوامل انحراف را سرشت و فطرت، طرز تفکر و خلقیات، صدمات احتمالی مغزی می دانند.
انحراف در هر اجتماعی که باشد زمینه را برای خطراتی در جامعه فراهم کرده و مواضعی را علیه منحرف بر می انگیزاند. در آنچه که مربوط به خطرات و زیان هاست، می توان جنبه هایی چون فردی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی را مطرح کرد که هرکدام ابعادی دارند و به تفصیل باید مورد رسیدگی قرار گیرند. در آنچه مربوط به مواضع است باید دید دولت و مردم در رابطه با انحراف و منحرف چه موضعی را اتخاذ می کنند و چگونه با آن برخورد می نمایند. شک نیست که مردم براساس ضوابط اخلاقی و اجتماعی و دولت بر اساس قانون می کوشد منحرف را از ادامه راهش باز دارد ضمن اینکه درسی در زمینه پیشگیری به دیگران می دهد.
وجود انحراف در هر جامعه حکایت از بیماری آن جامعه دارد و در جامعه بیمار زندگی سالم بسی دشوار خواهد بود. بدین سان ضرورت عقلی ایجاب می کند که در رابطه با ریشه کن کردن انحراف تدابیری بیندیشیم، ما برای زندگی سالم به جامعه سالم نیاز داریم و طرز فکر ما درباره آنها که در جامعه ای انحراف پدید می آورند این است که آنان بیمارند و قابل درمان و براساس تدابیری می توان آنها را به راه آورد و جامعه را از خطراتشان در امان نگه داشت. اما اینکه آن تدابیر چه باشند و از چه کیفیتی برخوردار باشند خود عنوان بحثی دیگر است. نکات و ضرایبی در این رابطه باید مورد نظر باشند تا منحرف جدا درمان شود و انحراف ریشه کن گردد. از تدابیر متعارف در اصلاح منحرف زندان است و در شرایط بالای انحراف سلول انفرادی، باید که استفاده از آن تا چه می تواند سازنده باشد. منحرف با چه شرایطی بازسازی و از زندان رها شود!
صاحب نظران اعتقاد دارند اصل این است که در جامعه انحرافی پدید نیاید تا نیاز به درمان و اصلاح و احیانا سخت گیری و زندان باشد، طرز فکر درباره پیدایش انحرافات این است که آغاز آن همانند بذری است که در محیطی مساعد یا نامساعد کاشته می شود اگر زمینه برای رشد و پرورش آن مساعد باشد رشد می کند و سر از خاک در می آورد، جوانه می زند، بزرگ می گردد، گل و میوه نگران کننده ای می دهد که بهره مندی از آن جان و دل ها را ویران و دردمند خواهد ساخت.
اقدامات پیشگیری سبب آن خواهد شد که زمینه برای پرورش آن مساعد نشود، بذر مزبور جان و بال نگیرد و کارش به میوه و ثمر دادن منتهی نشود. و بدین خاطر این اقدامات از عمده ترین اهدافی است که در آسیب شناسی مطرح است.
پیشگیری بر این اساس مبنایی عقلانی دارد و مورد قبول همگان است. پیشگیری از آن لحاظ که از اتلاف نیروها و سرمایه ها و نسل ها جلوگیری به عمل می آورد از اهمیت ویژه ای برخوردار است و لذا چنانچه در پیشگیری کوشش و تلاش به عمل نیاید این امکان وجود دارد که انحراف در جامعه ریشه دار شده و توسعه پیدا کند و بعدها به سادگی نتوان جلوی آن را گرفت. بنابراین در نظام حیات اجتماعی باید همه گاه پیشگیری از وقوع انحراف مقدم بر اصلاح باشد و در غیر این صورت، بی توجهی نسبت به آن خطر آفرین و صدمه زننده است.
در طریق درمان انحراف دو مسئله کلی و اساسی باید مطرح و مورد نظر باشد. یکی مسئله تشخیص انحراف و شناخت منحرف و دیگری برنامه ریزی و اقدام برای اصلاح.
در قسمت اول که مهمترین قدم است باید دید انحراف چیست و چه ویژگی هایی دارد از چه درجه و شدتی برخوردار است؟ منحرف کیست و دارای چه خصایص و ویژگی هایی است و برای چه خطر و مقصدی تن به انحراف داده و دارای چه یاران و همکارانی است و چگونه به این امر اقدام کرده؟ در زمینه برنامه ریزی و اقدام برای اصلاح پس از بیان ضرورت و امکان باید دید چه مراحلی مهم در این راه مطرح است و چه برنامه های درمان در این راه قابل طرح و عمل است؟ یک طرح و نقشه خوب دارای چه ویژگی ها و شرایطی است و در کار برنامه ریزی چه اقدامات جنبی می تواند و باید مطرح باشد.
جان کلام:
مادام که در جوامع بشری: تبعیض، فقر، نابسامانی، تضاد و تعارض، آزادی و بی بند و باری، خانواده های ناسازگار، متزلزل بودن مبانی اخلاقی و مذهبی، احساس عدم تعهد قدرتمندان سیاسی و مالی، گسترش تمدن مادی و مستی، توسعه بی تفاوتی ها، جنگ ها و بحران های ناشی از زورگویی عاملان قدرت و استعمار، جهل، بی عدالتی، سرخوردگی و ... وجود داشته باشد انحرافات در جامعه خواهد بود و حتی تشدید هم خواهد شد و نباید به اصلاح وضع جهان هم در آینده امیدوار بود!