تاریخ انتشار : ۰۲ مهر ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۱  ، 
شناسه خبر : ۴۵۶۲۷

علی‌اکبر جوانفکر/مشاور مطبوعاتی رئیس‌جمهوری
آمریکا و سه کشور اروپایی طرف مذاکره با ایران، برای خروج از راهی که هیچ مفری جز بازگشت به عقب در آن وجود ندارد، تلاش می‌کنند و موضوع پیشنهادهای جدید به ایران از سوی چند کشور اروپایی، با آنکه عقب‌گردی مهم محسوب می‌شود، اما راه نجات را هنوز پیش روی آنها نمی‌گشاید. جمهوری اسلامی ایران برای اثبات صلح‌آمیز بودن تلاش‌هایش جهت دستیابی به فناوری مربوط به سوخت هسته‌ای، طی سال‌های اخیر اقداماتی فراتر از حد انتظار را با هدف اعتمادسازی به انجام رسانده است، اما حاصل این رویکرد ایران، چیزی جز افزون‌خواهی سلطه‌طلبانه نبوده است.
اینک شرایط به کلی تغییر کرده است و جمهوری اسلامی ایران با گام‌هایی استوار و پرشتاب به سوی اهداف صلح‌آمیز خود در دستیابی به چرخه کامل سوخت هسته‌ای، حرکت می‌کند. اروپا و آمریکا سرخود را زیر برف کردند با این تصور که کسی آنها را نمی‌بیند، اما از این امر غافل شده‌اند که خورشید، برف‌ها را آب کرده است. سرعت تحولات جهانی، افزایش قابل ملاحظه‌ای یافته است و کسانی که این تحولات و موقعیت خود را نشناسند و پیوسته از واقعیت‌های پیش‌رویشان بگریزند، در معرض عقب‌ماندگی و بروز رفتارهای ناهنجار قرار دارند و به نظر می‌رسد که اروپا و آمریکا دچار چنین وضعیتی شده‌اند.
ادبیات غیرمتعارفی که آنها در تعامل خود با جهان بویژه با دنیای اسلام از جمله جمهوری اسلامی ایران به کار می‌برند، به صورت ترحم‌انگیزی از پیدایش یک شکاف عمیق و رو به تزاید میان ذهنیت‌های دگم آنان با واقعیت‌های جهان امروز حکایت می‌کند. از جمله این واقعیت‌ها آن است که عصر جدید، به حاکمیت ملت‌ها و به منصه ظهور رسیدن اراده، تصمیم و خواست آنها تعلق پیدا کرده است.
تحولات یک دهه اخیر در سطح جهان، نشان می‌دهد که هر جا یک ملت مصمم و مقاوم تصمیم به اعمال حاکمیت بر سرنوشت خویش گرفته است، هیچ نیروی مادی قادر به ایستادگی در برابر آن نبوده است. نمونه بارز این مسأله، ملت مسلمان فلسطین است که با دستان خالی در برابر یک رژیم جنایتکار و تا دندان مسلح ایستادگی کرد و سرانجام اراده خویش را به کرسی نشاند و دولتی برآمده از خواست و تصمیم مردم را بر سر کار آورد.
عراق، نمونه دیگری از این واقعیت است که با وجود جنایت‌های بی‌شمار آمریکا، انگلیس و القاعده علیه جان شهروندان بی‌دفاع و بویژه شیعیان مظلوم آن کشور، مردم مسلمان عراق سرانجام توانستند بر سرنوشت خویش حاکم شوند و آن را به حقیقت نزدیک سازند. شرایط امروز جمهوری اسلامی ایران با وضعیت آن در سال‌های گذشته، تغییراتی ماهوی پیدا کرده است. اما چنین به نظر می‌رسد که اروپا و آمریکا هنوز نتوانسته‌اند این حقیقت را به روشنی درک کنند و تعامل با این کشور بزرگ خاورمیانه و غرب آسیا را بر مبنای نگرشی تازه، منطقی و قابل فهم برای جهان تنظیم نمایند.
استفاده اروپا و آمریکا از ادبیات فرسوده 60 سال پیش در تعامل با جهان معاصر، مهر تأییدی بر عقب‌ماندگی آنها از الزامات تعامل مفید و مؤثر با جهان امروز است.
از جمله واقعیت‌های امروز ایران که پذیرفتن آن برای غربی‌ها سخت و سنگین به نظر می‌رسد، آن است که یک دولت مقتدر، پرکار و مصمم با یک رئیس‌جمهور مردمی، شجاع و دشمن‌شناس، سکان مدیریت کشور را در دست گرفته است. تعامل با چنین دولت و رئیس‌جمهوری نیز سازوکار خود را دارد و اگر آمریکا و اروپا از درک این واقعیت عاجز باشند، چاره‌ای جز استمرار خودزنی در عرصه سیاست خارجی نخواهند داشت. گفته می‌شود که اروپایی‌ها پیشنهاد کرده‌اند تا در ازای دست برداشتن از غنی‌سازی اورانیوم، چگونگی کار با اینترنت را به ایرانی‌ها آموزش دهند، بازرگانانشان را برای مذاکره به ایران بفرستند و اگر ایران مورد حمله هسته‌ای قرارگرفت، اجازه دهند به شورای امنیت شکایت کند.
اگر این امر درست باشد، باید آن را مضحک‌ترین پیشنهاد غرب تلقی کرد که از حماقتی فراتر از حد تصور تحصیل شده است. مطرح شدن پیشنهادهایی از این دست، از سوی چند کشور غربی را نمی‌توان غیرمحتمل دانست، زیرا چنین برون‌دادی از کسانی که در دیپلماسی امروز جهان به ادبیات 60 سال پیش متوسل شده‌اند، بعید نیست. اروپا و آمریکا باید چشم خود را به روی واقعیت‌های امروز جهان بویژه در تعامل با جمهوری اسلامی ایران بگشایند و مطمئن باشند که اگر امروز به اصلاح رویکردهای خود نپردازند، فردا باید از راهی که هیچ مفری جز بازگشت کامل، فراروی آن نیست، با پرداخت هزینه‌های بیشتر به عقب بازگردند.