تاریخ انتشار : ۰۲ مهر ۱۳۸۸ - ۰۹:۳۴  ، 
شناسه خبر : ۴۵۶۸۷
در حاشیه تشکیل صندوق دو میلیارد دلاری

اگر قرار باشد انقلاب اسلامی ایران در یک عبارت معرفی شود «مخالفت با مظاهر مختلف زورگویی و امپریالیسم» بهترین تعریف ممکن خواهد بود. مردم در این انقلاب، با صدای بلند اعلام کردند که «خودبینی» را از هیچ قدرت داخلی و خارجی نمی‌پذیرند و بر استقلال خود در تصمیم‌گیری‌ها اصرار دارند.
البته اینکه تا چه حد اهداف انقلاب اسلامی محقق نشده است موضوعی است که بایستی در فرصتی مناسب به آن پرداخته شود اما هیچ کس نمی‌تواند ضد امپریالیستی بودن انقلاب اسلامی را مورد تردید قرار می‌دهد. پس چه لزومی دارد که هر روز به این مسأله اشاره کنیم و از این طریق، جبهه‌های جدید بگشاییم و اذهان را به موضوعات خاص مشغول نماییم؟
دو روز قبل، خبرگزاری‌های مختلف مدعی شدند که روسای جمهور ونزوئلا و ایران، تاسیس صندوقی را وعده داده‌اند که هدف نهایی آن مبارزه با نفوذ امپریالیسم در کشورهای دیگر است. البته بعضی از خبرگزاری‌های عربی –که پس از اعدام صدام، دست آنها برای ملت ایران رو شد- از اختصاص 2 میلیارد دلار توسط دو کشور ایران و ونزوئلا برای مواجهه با آمریکا خبر دادند. این خبر درصورت صحت از زوایای گوناگون قابل اعتراض است.
نخست آنکه تصمیم‌گیری در مورد ارقامی که در حدود مطرح شده، بدون شک از حوزه اختیارات و مسئولیت رئیس جمهور خارج است و انجام این کار بدون مجوز مجلس، غیر قانونی است. نباید فراموش کرد که انجام هزینه‌ای کمتر از نصف مبلغ فوق در شهرداری –که با عنوان فاقد سند توصیف شده- یکی از موضوعات مورد توجه مجلس، رسانه‌ها و دولت است. از سوی دیگر طرح این وعده، مجلس را در برابر عمل انجام شده‌ای قرار می‌دهد که مخالفت با آن چندان آسان نخواهد بود.
ایراد دومی که بر وعده احمدی‌نژاد وجود دارد، تردید قطعی نسبت به کارایی و نتیجه‌بخش بودن چنین اقداماتی است؛ اگر چه در هزینه‌ساز بودن آنچه  هیچ تردیدی وجود ندارد! آنچه نتیجه‌بخش بودن برنامه احمدی‌نژاد و چاوز را زیر سؤال می‌برد توانمندی چند ده برابری آمریکا در اختصاص بودجه برای مقابله به مثل و نیز نفوذ غیرقابل تردید امریکا در مجامع بین‌المللی است. به عنوان نمونه می‌توان به روند بررسی هسته‌ای ایران در یک سال و چند ماه اخیر اشاره کرد که ثابت می‌کند همراهی‌ها با امریکا- حتی توسط کشورهایی است که به نظر می‌رسد خصومت خاصی با ایران ندارند- بسیار بیشتر از همکاری‌های نیم بند آنها با ایران می‌باشد.
مسأله دیگری که در این باره توجه قرار گیرد تفاوت اصولی و مبنایی دیدگاههای  ایران با بسیاری از کشورها به ویژه کشورهایی است که بر اساس دیدگاه‌های  سوسیالیستی اداره می‌شود. به عبارت دیگر، نه دشمنی آنها با امریکا ریشه‌های کاملا یکسان با اختلافات ایران و امریکا دارد و نه زمینه‌های همکاری آنها با امریکا مانند ایران می‌باشد و لذا در هر مقطعی ممکن است رفیق نیمه راه شوند و هزینه اقدامات مشترک را به صورت کامل در سبد ایران قرار دهند. اگر نخواهیم راه دور برویم می‌توانیم مواضع اعلام شده دانیل اورتگا پس از انتخاب اخیر او به ریاست جمهوری نیکاراگوئه را با آنچه در دوره قبلی ریاست جمهوری وی مورد تاکید قرار می‌گرفت مقایسه کنیم.
حتی مقایسه همین مواضع با آنچه هنوز مورد تاکید مقامات ایرانی است فاصله  بسیار بین رهبران مذهبی ایرانی و ساندینیست‌های نیکاراگوئه را به اثبات می‌رساند. در یک کلام، باید پذیرفت که دشمن مشترک الزاماً از هدف مشترک ریشه نمی‌گیرد و یا به نتیجه مشترک منجر نخواهد شد و بایستی در این موضوع با دقت و حساسیت، سخن گفت تصمیم گرفت.
البته تصمیم اخیر احمدی‌نژاد و چاوز، در داخل ایران نیز چالش برانگیز خواهد بود. هنوز یک هفته از اظهارات وزیر آموزش و پرورش نگذشته بود که اعلام کرد برای خرید 670 هزار بخاری هشتاد و پنج هزار تومانی، اعتبار کافی وجود ندارد و هنوز در هر کوی و برزن، صدای اعتراض بازنشستگان بلند است که از عدم تامین حقوق خود انتقاد می‌کنند و دولتمردان و مجلس‌نشینان نیز بر سر این مساله بحث می‌کنند که اعتبار لازم برای این کار از کجا تامین میشود! اختصاص حداقل یک میلیارد دلار برای نشکیل صندوق در حالی صورت می‌گیرد که رئیس دولت چند روز پیش ادعا کرد رانت خواران گذشته، ثروت و خود را به کار انداخته‌اند تا بازار را متلاطم و دولت و ملت را تحت فشار قرار دهند.
آیا در آن شرایط مردم حق ندارند بپرسند با سهم یک میلیارد دلاری ایران- البته اگر طرف ونزوئلایی حاضر به پرداخت سهم مساوی شده باشد- چند ماه افزایش حقوق بازنشستگان تامین خواهد شد؟ همچنین آیا وزیر آموزش و پرورش از رئیس خود نمی‌خواهد که 60 میلیون دلار از این یک میلیارد دلار را به خرید بخاری اختصاص دهد تا بار دیگر شاهد سوختن فرزندان معصوم و محروم این کشور در اثر آتش‌سوزی مدارس نباشیم؟ آیا بهتر نبود که دولت این یک میلیارد را برای تنظیم بازار داخلی به کار میگرفت تا تاثیر فعالیت‌های تلاطم آفرین رانت‌خواران را خنثی و آرامش روانی بر مردم حاکم کند؟
البته دهها و  شاید صدها سوال دیگر نیز بتوان در همین زمینه مطرح کرد. اما این سوالات هنگامی پاسخ مناسب دریافت خواهد کرد که نمایندگان مجلس با استفاده از اختیارات خود، جلوی برخی اقدامات اینچنینی را بگیرند و با کنار گذاشتن هر نوع رودربایستی به صراحت اعلام کنند «آنچه توسط رئیس جمهور ایران اعلام شده است یک آرمان زیباست که اجرای آن قاعدتاً به زمانی موکول خواهد شد که مازاد درآمد نفتی، مشکلات روزمره ایران را حل کرده باشد». البته در آن روز با ارائه الگوی موفق از نظام ضد استکباری ایران – همراه با رضایت‌مندی ایرانیان – استکبار جهانی در برابر نظام و مردم ایران خلع سلاح شده و برای مبارزه با آن، تشکیل صندوق 2 میلیارد دلاری ضروری نخواهد بود!